نحوه ي سازماندهي كلاس درس به منظور تشويق تفكر

 

الف : ايجاد تعادل بين محتوا و فرايند تدريس:

اگر تلاش معلمان در فرايند ياددهي – يادگيري تمام كردن كتاب درسي و آماده كردن شاگردان براي آزمون نهايي باشد اين روش از ديگر فعاليتهاي آموزشي از جمله پرورش تفكر ، در كلاس جلوگيري مي كند.

ب : ايجاد تعادل بين سخنراني و كنش متقابل :

معلم بايد از طريق تشويق  مباحثه و پرسش و با استفاده از ديگر روش هاي مناسب براي تبادل انديشه در كلاس درس ، بين سخنراني خود و كنش متقابل دانش آموزان تعادل ايجاد كند.

ج : سازماندهي و طراحي فضاي كلاس :

فضاي آموزشي در پرورش مهارت هاي تفكر انتقادي نقش بسيار ارزنده اي دارد .

راهنمایی‌های ساده برای شاد بودن

پیرمردی 92 ساله که سر و وضع مرتبی داشت در حال انتقال به خانه سالمندان بود.

همسر 70 ساله‌اش به تازگی درگذشته بود و او مجبور بود خانه‌اش را ترک کند.

پس از چند ساعت انتظار در سرسرای خانه سالمندان، به او گفته شد که اتاقش حاضر است. پیرمرد لبخندی بر لب آورد.

همین طور که عصا زنان به طرف آسانسور می‌رفت، به او توضیح دادم که اتاقش خیلی کوچک است و به جای پرده، روی پنجره‌هایش کاغذ چسبانده شده است.

پیرمرد درست مثل بچه‌ای که اسباب‌بازی تازه‌ای به او داده باشند با شوق و اشتیاق فراوان گفت: «خیلی دوستش دارم.»

به او گفتم: ولی شما هنوز اتاقتان را ندیده‌اید! چند لحظه صبر کنید الآن می‌رسیم. 

او گفت: به دیدن و ندیدن ربطی ندارد.

شادی چیزی است که من از پیش انتخاب کرده‌ام. این که من اتاق را دوست داشته باشم یانداشته باشم به مبلمان و دکور و ... بستگی ندارد بلکه به این بستگی دارد که تصمیم بگیرم چگونه به آن نگاه کنم.

من پیش خودم تصمیم گرفته‌ام که اتاق را دوست داشته باشم. این تصمیمی است که هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوم می‌گیرم.  من دو کار می‌توانم بکنم. یکی این که تمام روز را در رختخواب بمانم و مشکلات قسمت‌های مختلف بدنم که دیگر خوب کار نمی‌کنند را بشمارم، یا آن که از جا برخیزم و به خاطر آن قسمت‌هایی که هنوز درست کار می‌کنند شکرگزار باشم.

 

هر روز، هدیه‌ای است که به من داده می‌شود و من تا وقتی که بتوانم چشمانم را باز کنم، بر روی روز جدید و تمام خاطرات خوشی که در

طول زندگی داشته‌ام تمرکز خواهم کرد.

سن زیاد مثل یک حساب بانکی است. آنچه را که در طول زندگی ذخیره کرده باشید می‌توانید بعداً برداشت کنید.

بدین خاطر، راهنمایی من به تو این است که هر چه می‌توانی شادی‌های زندگی را در حساب بانکی حافظه‌ات ذخیره کنی.

از مشارکت تو در پر کردن حسابم با خاطره‌های شاد و شیرین تشکر می‌کنم. هیچ می‌دانی که من هنوز هم در حال ذخیره کردن در این حساب هستم؟ ...

ج سومین مسوولیت معلم در برابر وجدان:

وقتیکه برای آدم اسم انسانیت را گذاشته اند بی نهایت شخصیت و مقام آدم را بالا برده است، که این هدف و کار نخست از جانب خداوند توانا پی ریزی گردیده است. چون انسان را اشرف المخلوقات نام نهاده است. و انسان را از نعمت های خیلی زیاد بهره مند ساخته از آنجمله کسب دانش، درک سالم، عقل، هوش، ذکاوت، منطق، تفکر و اراده راسخ را ارزانی نموده است. و انسانرا از لحاظ ادارک وجدان داده است که تماماً عمل کرد های خویشرا بررسی میکند.

بناءً: معلمان در اجرای وظیفه خویش وجداناً مسوول میباشند. چون وجدان، قاضی و محکمه ی هر انسان است. و برای کسب رضای حق بی تفاوت و بی درک نباشد. معلم زمانی خود را در برابر وجدان خویش مسرور و بی مسوولیت احساس کند، در انجام وظایف خویش صادق و راستکار باشد. یعنی کاری را نکند که سبب شرمنده گی در مقابل وجدان اش شود.

معلمان با وجدان اولاً شخص مسلمان، با ادب، با تمکین، راستکار، وظیفه شناس، با اخلاق، با پشتکار، کنجکاو، دلسوز، با عاطفه، مهربان، وطنپرست، با وقار، کوشا و دارای دیگر اوصاف پسندیده میباشند.

دومین مسوولیت معلم در برابر جامعه:

 مسوولیت معلم در برابر جامعه بی نهایت زیاد میباشد. چرا که معلم چراغ راه هدایت، و ره روان راه انبیاست، و جامعه از معلم بسیار تقاضا ها و خواهشات دارد. زیرا جامعه بدون معلم نمی تواند پیشرفت کند. و یا از ترقی و تعالی صحبت کند. چون معلم زبان و قلب جامعه است، اگر قلب، درست فعال نباشد. انسان میمیرد و معلم در جامعه فعال نباشد جامعه اصلاً وجود ندارد اگر وجود داشته باشد هیچ معنی ندارد. پس معلم در مقابل جامعه مسوولیتهای خطیر دارد. چرا که جامعه برای معلم امتیازات مادی را قایل است که این معاش معلم برای تربیه اولاد جامعه برای معلم داده میشود.

جامعه هر لحظه از معلم توقع های فراوان دارد. همچنان جامعه بالای معلم حق زیاد دارد از جمله میتوان گفت خودی معلم عضو فعال جامعه است، زیرا در پیوند تقاضا های جامعه تاکیدات از جانب خداوند « ج » بالای معلم جهت تربیه سالم و رهنمایی اولاد جامعه صورت گرفته است. و معلم مکلف است بدون خستگی متوجه روند رشد و تکامل جامعه باشد. در غیر آن سخت ترین گناه را مرتکب میشود. بخاطر اینکه ساحه کار و مسوولیت معلم در برابر تربیه و انکشاف جامعه پی ریزی گردیده است. 

معلمان در قطار دیگران در جامعه مکلف اند مسوولیت داشته باشند اما مسوولیت معلمان نسبت به دیگران خیلی مهم با ارزش است، زیرا آنها به مثابه داکترانی اند که جامعه را از لحاظ روحی تداوی می نمایند.

مسوولیت های عمده و اصلی معلمان

نخست مسوولیت های عمده و اصلی معلمان را چنین توضیح میدهیم که معلمان در مقابل جامعه مسوولیت های زیادی دارا آند. اما  مسوولیتهای عمده آنها از قبیل مسوولیت وجدانی، ایمانی، اخلاقی، اعتقادی و اجتماعی آنها میباشد. زیرا مسوولیت در لغت به معنی آنچه که انسان عهده دار و مسوول آن است، میباشد. بدین منظور معلمان در مقابل موضوعات فوق الذکر بی نهایت مسوولیت دارند.

در اینجا در مورد سه مسوولیت اولیه معلمان بطور ذیل معلومات ارائه میداریم:

الف: اولین مسوولیت معلم در برابر کردگار

ب: دومین مسوولیت معلم در مقابل جامعه

ج: سوم مسوولیت معلم در مقابل وجدان

الف اولین مسوولیت معلم در برابرکردگار :

به همه بهتر معلوم است که همه در برابر پروردگار عالمیان مسوول میباشند. اما معلم نسبت به دیگران بیشتر، زیرا برای معلم بسیاری موضوعات روشن و واضح است. چرا که وی با نور علم و معرفت آراسته است. و از اهداف خداوندی و انسانیت خوبتر با خبر است. پس رسالت دارد تا برای عموم افراد جامعه رهنمایی و تدریس نماید. در صورت سرپیچی و اغفال در نزد خداوند توانان مسوول است. و ما باورمندیم و ایمان داریم که مالک همه نعمت های مادی و معنوی خداوند تواناست. همچنان علما ورثه ی انبیاست بخصوص معلمان محترم جامعه را به راه راست و رستگاری رهنمایی کرده از بد بختی های زمان به یاری ذات اقدس نجات میدهند. زیرا خداوند«ج» زمین و طبیعت را برای انسان ها منحیث یک مکتب خلق نمود، تا باشد بنده گانش از نعمات مادی بهره مند شوند و به پیشرفت های معنوی و اجتماعی نایل آیند. و در نتیجه جهت بهزیستی و بقای نسل طبیعت را به اختیار خویش در آورد.

البته آنچه پیشرفت های زمان را امروز به چشم سر میبینیم همه و همه از ثمره نتایج کار معلمان راستین و حقجو میباشد. و تماماً پیشرفت های تکنالوژیکی در اثر مبارزات و عمل کرد های معلمان سیر و تکامل نموده است. اگر معلم صادقانه افراد جامعه را تربیت ننماید و یا از مسلک خویش استفاده جویی کند در برابر خدا« ج » مسوولیت دارد. و جواب خواهد داد، چون هیچ عمل وی در نزد خدا « ج » پوشیده نمی ماند. بناءً در همه حال معلم نباید صداقت، ایمانداری، و ترس را در برابر خالق خود فراموش کند.

پیامک

افراد معمولاً براي بيان اطلاعات حساسي كه گفتنشان به صورت مستقيم راحت نيست به پيامك متوسل مي شوند. ولي در اينجا شما را با ۵ چيز كه هرگز نبايد با پيامك بيان شوند آشنا مي كنيم.

۱.”فكر مي كنم به درد هم نمي خوريم”

شايد خود شما هم طعم اين تجربه تلخ را چشيده باشيد و بدانيد كه چقدر سخت است وقتي كسي با ارسال يك پيامك و بدون گفتن دليل، خواهان پايان يك رابطه عاطفي مي شود. جدايي با پيامك ايده جالبي نيست پس هميشه اين مسئله را رو در رو مطرح كنيد.


۲. “بين خودمان باشد…”

يادتان باشد كه اين يك قانون است. اگر پيامكتان با اين جمله شروع شده اصلا دكمه ارسال را فشار ندهيد. رازها را بايد رو در رو گفت تا طرف مقابل نتواند آن را براي نفر بعد ارسال كند!


۳. “من باردارم”

فكر مي كنيد پيامك روش خوبي براي دادن چنين خبر خوب وقشنگي باشد؟ مسلما نه. بهتر است اين خبر خوب را رو در ور به همسرتان بگوييد تا از ديدن برق شادي در چشم هاي او محروم نشويد!


۴. “دوستت دارم”

اگر مي خواهيد اين جمله فراموش نشدني را براي اولين بار به زبان بياوريد، لطفا اصلا از پيامك استفاده نكنيد، چون از ديدن واكنش او محروم خواهيد شد. علاوه بر اين، تصور كنيد كه اگر در جواب چنين اعتراف بزرگي تنها يك لبخند دريافت كنيد چه احساسي به شما دست خواهد داد.

و نکته آخر:

نكته بسيار مهم اينكه هيچ گاه از طريق پيامك بحث و جدل نكنيد چون در اين صورت كلمات ناخوشايندي كه بيان كرده ايد مدت ها در جايي ثبت خواهد شد و فراموش كردنشان آسان نخواهد بود.

از مترسکی سوال کردم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده ای ؟
 پاسخم داد : در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم!
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!
گفت : تو اشتباه می کنی!
زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!!
جبران خلیل جبران

شادی ثروت بیکران روان شناختی

به همراه چهار مقیاس مربوط به پرسشنامه بهزیستی

رضایت از زندگی - احساسات خوشایند- احساسات ناخوشایند-بالندگی یا شکوفایی روان شناختی

از کتاب سرای باقرالعلوم به صورت حضوری یا سفارش تلفنی و پستی قابل دسترس است

آدرس:بهشهر - روبروی دانشگاه پیام نور - کتاب سرای باقرالعلوم - آقای رضایی

تلفن:۰۱۵۲۶۴۳۳۹۹۷ - ۰۹۱۱۳۵۶۱۳۷۷

تبیین فلسفه ای برای کودکان بر مبنای اندیشه های فیلسوفان تحلیلی

فلسفه برای کودکان تلاشی است برای بسط فلسفه، با این هدف که بتوان آن را مانند نوعی آموزش به کار برد. این فلسفه، آموزشی است که از فلسفه برای واداشتن ذهن کودک به کوشش در جهت پاسخگویی به نیاز و اشتیاقی که به معنا دارد، بهره می‌برد. گاهی فلسفه را به عنوان روشی برای خرد ورزی و مواجهه منطقی با مسائل و باورها به کار می بریم که در سنت فلسفه تحلیلی چنین کاربردی در میان است .عده ای تصریح می کنند که فلسفه عبارت از اندیشیدن درباره تفکر و راههایی که موجب ارتقای تفکر می شود . فلسفه در این کاربرد نه دانش ، بلکه مهارت است : مهارت تفکر منطقی ، تحلیلی ، اثربخش ، نقادانه و خلاق، در روی آورد لیپمن ، فلسفه برای کودکان به این معنا فلسفه است. (قائدی ، 1383) مطالعات و تحقیقات انجام شده نشان می دهد که دوران دانشگاه برای آموزش مهارت های ذهنی و استدلالی افراد بسیار دیر است و باید این کار را از دوره های کودکی شروع کرد؛ بدین ترتیب برنامه جدیدی زیر عنوان «فلسفه برای کودکان » طراحی شد و از آن طریق فلسفه وارد دبستانها و مدارس گردید ( مرعشی ، 1385). از یک سو فلسفه ي تحليلي بر اساس ديدگاهي كه از ابتداي تشكيل چنين جنبشي وجود داشته است، فلسفه را به تحليل گزاره ها محدود مي كنند. براي فلسفه براي كودكان نيز همين نظريه را بسط مي دهند. ويلسون (1992) و كورتيس (1985) و موریس (2000) از جمله فلاسفه ي تحليلي هستند كه فلسفه براي كودكان را به تحليل محدود مي كنند.  از سوی دیگر، ليپمن، موريس و ديگران فلسفه براي كودكان را محدود به تحليل فلسفي نمي دانند. (قائدی ،1386) سخن ويتگنشتاين نيز که فلسفه گونه‌اي فعاليت است و نه مجموعه‌اي از گزاره‌ها، بيان ديگري است از همين معني و چنين است که به سخن دقيق کانت مي‌رسيم که : "کار فلسفه نه آموزش انديشه‌ها بلکه آموختن انديشيدن است ." و به سخن دقيق‌تر و بس ژرف شادروان دکتر محمود هومن که : "فلسفه هيچ گاه آموخته نمي شود، بلکه ساخته مي‌شود"(نقیب زاده ،1386) . همچنین پیترز ( 1962) در کارهای اولیه خود به شیوه سقراطی عمل می نمود.. ایزرایل شفلردر تعریف فلسفه می گوید فلسفه جستجوی یک شی کلی بر پایه عقلانیت و منطق است از لحاظ تاریخی فیلسوف کسی است که در موضوعاتی چون طبیعت، جهان فیزیکی ، ذهن ، علیت ، قانون ، تاریخ و اجتماعی تفکر و تفحض کرده است (کراو ، 2007)  . د‌ر اين ميان بيشترين فايد‌ه شايد‌ نصيب مربيان گرد‌د‌، به جهت اينکه به آنان کمک مي کند‌ تا آنچه را قصد‌ د‌ارند‌ براي شاگرد‌ان انجام د‌هند‌، با وضوح و د‌قت بيشتري اعمال نمايند  بنابراین فيلسوفان تحليل گرا معتقد‌ند‌ علاوه بر تحلیل مفاهیم شاگرد‌ان بايد‌ قبل از هر چيز به مطالعه زباني بپرد‌ازند‌ که براي توصيف و توجيه معاني مورد‌ استفاد‌ه د‌ر زند‌گي به کار مي برند‌. به عبارتي بسياري از مسائل تربيتي عمد‌تاً مسائل مربوط به زبان است و اگر ما قاد‌ر باشيم زبان را وضوح بخشيم، توانسته ايم مسائل تربيتي را به روشني د‌ريافته و بهتر حل کنيم(رهنما ،1385) . با توجه به این مقدمه ، ابتدا مفهوم برنامه درسی فلسفه به کودکان از دیدگاه فیلسوفان تحلیلی و سپس اندیشه های این فلاسفه به اجمال مورد بررسی قرار خواهد گرفت : وینگنشتاین ، پیترز  و شفلر . شایان ذکر است که در این جا تنها آن بخش از اندیشه های این فیلسوفان مورد بررسی قرار می گیرد که با مبانی این برنامه نزدیکی داشته باشد. . بر همین اساس ، پژوهش حاضر در جستجوي پاسخ به این پرسش است تبیین فلسفه ای برای کودکان بر مبنای اندیشه های فیلسوفان تحلیلی چیست ؟

روش پژوهش

هدف پژوهش حاضر تبیین فلسفه ای برای کودکان بر مبنای اندیشه های فیلسوفان تحلیلی است . از همین رو از رویکرد تحلیلی مفهومی که از رویکردهای پژوهش کیفی است بهره گرفته می شود(شورت ، 1388).  بدین صورت پس از توصیف و تحلیل مفهوم برنامه درسی فلسفه از دیدگاه فیلسوفان تحلیلی ، در بخش بعدی تلاش می شود تا  نگرش وینگنشتاین ، پیترز  و راسل در زمینه مفهوم برنامه درسی فلسفه مورد بررسی قرار گیرد. مشخص می شود که با توجه به این طرز برداشت از  مبانی برنامه درسی فلسفه  مولفه های مرتبط چه معنایی پیدا می کند . سرانجام با توجه به مفهوم پردازی آشکار شده از برنامه  درسی فلسفه، تفاوت ها و تشابهات  مبانی فلسفی برنامه درسی فلسفه از دیدگاه  این فیلسوفان تبیین می شود.

 

بحث و نتیجه گیری

جریان‌های فکری در فلسفه تعلیم و تربیت، همواره تابعی از دگرگونی نگرش‌ها در فلسفه بوده است .  تلقی که فیلسوفان تحلیلی از فلسفه دارند، بیشتر به یک روش و نوعی فعالیت شبیه هست تا مجموعه‌ای از گزاره‌ها. از اینرو، نظام فلسفی سنتی که دارای بخش‌های نظری و دستوری از قضایا هست، نمی‌شود از این نوع فلسفه انتظار داشت.بنابراین ما در این مکتب، نوعی بینش فلسفی داریم نه نظام فلسفی که مجموعه‌ای از گزاره‌ها را شامل شود. تحلیل به عنوان یکی از جنبه های فلسفه ، کاری است که از زمان سقراط و با سقراط وارد عالم فلسفه شده است . به علاوه ، در طی تاریخ فلسفه بعد از سقراط ، افلاطون، ارسطو و فیلسوفان دیگر نیز در کار فلسفیدن خود از روش تحلیل استفاده کردند. فلسفه تحلیلی تعلیم و تربیت وظیفه خود را تحلیل و تبیین مفاهیم و شرح گزارهای تربیتی که توضیح و تحلیل ساختار فکر از طریق تحلیل های منطقی و زبانی است ، امری ضروری می داند فیلسوفان تحلیلی چون فرگه ،راسل،مور و ویتگنشتاین به استدلال های منطقی توجه خاصی داشتند. و رویکرد آنان به مباحث فلسفی اساساً با توجه به تحلیل های منطقی به ویژه منطق ریاضی بود. فیلسوفان تحلیل زبانی به جای تکیه به زبان منطق به زبان متعارف توجه نمودند . روش کار آنان تحلیل مفاهیم و پرداختن به نقش زبان در بیان اندیشه های فلسفی بود. به هر حال فلسفة ويتگنشتاين و آن هم مطالبي كه نوشته، منبع الهام بسيار مغتنمي است. در زمينه برنامةp4c  توجه به انديشة ويتگنشتاين و بخصوص روش او حتماً كمك كننده و الهامبخش است. برنامه درسی و فهرست مطالب نمی تواند به سهولت ، از نظرگاه اطلاعات و فنون مجزا تشکیل شودو برنامه ها و مطالب درسی باید طوری ساخته شود که دانش آموختگان را تا حد امکان با جنبه هایی مرتبط کند که با یکدیگر ارتباط درونی دارند. برنامة فلسفه برای کودکان  با نشان دادن پایان نیافتگی علم و با ایجاد روحیة کند‌وکاو و تحقیق در تمام زمینه های معرفتی علوم انسانی، آن را احیا می کند. این برنامه کودکان را وادار به تحقیق‌ می‌کند و از کودکی حل مسئله و تحقیق علمی را به آنها یاد می‌دهد. فیلسوفان تحلیلی مانند راسل و ویتگنشتاین وظیفه و کارکرد اصلی فلسفه تحلیلی وضوح بخشی به مفاهیم ، تصورات و نظریه های فلسفی است تا بدین وسیله به رفع ابهامات از اندیشه ها و آرای فلسفی بپردازند. کار این فیلسوفان عمدتا نظری است و حیطه علم و اندیشه را بیشتر از عمل در بر می گیرد.

آموزش فلسفه برای کودکان مطرح است  فلسفه ای است که جریان پرسیدن را به کودکان آموزش می دهد. نکته ای که  فیلسوفان تحلیلی معتقدند می توان به کودکان فلسفه آموخت  ، اما فقط در حد آموزش تحلیلی و روشن کردن مفاهیم .فلسفه فراتر از تحلیل است و آموزش فلسفه برای کودکان هم فراتر از تحلیل است.  بنابراین ایده ای که  فلاسفه تحلیلی برای  آموزش فلسفه برای کودکان در نظر می گیرند این است که ،به دانش آموز تحلیل کلمات را از طریق روشن سازی معانی آنها بیاموزند ، موافقند ، و اعتقاد دارند آموزش فلسفه برای کودکان نباید فراتر از این عمل کند، آنها معتقدند آموزش فلسفه برای کودکان باید کودکان را به گونه ای آماده سازد تا بتوانند از پس سوالات فلسفی برایند و به عبارتی روش درمان عقلانی ویتگنشتاین را پیش گیرند. کودکان تاریخ فلسفه را یاد نمی‌گیرند، بلکه نحوة فیلسوفانه فکرکردن یا نحوة تفکر فیلسوفانه را یاد می‌گیرند. برای این آموزش بایستی برنامه درسی دارای روش ، مهارت و محتوایی باشد. پس می توان گفت روش تحليل فلسفي د‌ر تعليم و تربيت هم براي د‌انش پژوهان تربيتي و هم براي مربيان تربيتي مي‌تواند‌ مفيد‌ فايد‌ه واقع گرد‌د‌. د‌ر اين ميان بيشترين فايد‌ه شايد‌ نصيب مربيان گرد‌د‌، به جهت اينکه به آنان کمک مي کند‌ تا آنچه را قصد‌ د‌ارند‌ براي شاگرد‌ان انجام د‌هند‌، با وضوح و د‌قت بيشتري اعمال نمايند‌. بنابراین فعالیتهای فکری فیلسوفان تحلیلی تعلیم وتربیت می تواند در بردارنده هدایت های عملی برای معلمان و مربیان باشد .

پیاژه

نظریه یادگیری رشد شناختی پیاژه

ژان پیاژه (۱۹۸۲ ۱۸۹۶) یکی از برجسته ترین و نامورترین روان شناسان قرن بیستم است. او در دوران کودکی علاقه وافری به مطالعات زیست شناسی از خود نشان داد و همین امر موجب شد که به فلسفه علم روی آورد. ابتدا به مطالعه درباره فلسفه ارسطو و برگسون پرداخت و اندکی بعد فلسفه دکارت و کانت توجه او را به خود جلب کرد.  پس از اخذ مدرک دکتری در رشته جانورشناسی در مدرسه پاریس به مطالعه درخصوص استاندارد کردن آزمونی درباره تفکر منطقی کودکان پرداخت. او در روند این مطالعات پی برد که به اقتضای سن، پاسخ کودکان نسبت به سوالات واحد یکسان نیست و پاسخ دادن آنها نشان می دهد کودک هنگام پاسخ دادن از روش معینی پیروی می کند که چنین امری ریشه در ساخت فکری کودک دارد. هر چند سوال کلیدی پیاژه در این جمله خلاصه می شد که «انسان چگونه فکر می کند؟» ولی در دوران حیات علمی خویش تنها توانست به بخش اندکی از این سوال یعنی بررسی تحول شناختی کودکان و نوجوانان بپردازد.( پارسا ، 1371 ، ص 159)

بررسی چگونگی تحول شناختی کودکان و نوجوانان مقدمات نگارش ده ها کتاب و چند صد مقاله را برای او فراهم آورد که از آن جمله می توان به زبان و تفکر کودک (۱۹۲۴)، داوری و منطق کودک (۱۹۲۵) مفهوم کودک از جهان (۱۹۲۶) و داوری اخلاقی کودک (۱۹۳۲) اشاره کرد. مسلما ژان پیاژه یکی از پرکارترین اندیشمندان قرن بیستم به حساب می آید که علاوه بر نگارش آثار عمیق و بدیع، به لحاظ حجم آثار نیز جایگاه برجسته ای دارد. برخی از کتبی که پیاژه به نگارش در آورده حاصل مطالعات او درباره چگونگی رشد شناختی سه فرزند دخترش است که می توان کتاب هایی همچون اساس هوش کودک (۱۹۳۵) شکل گیری واقعیت در ذهن کودک (۱۹۳۷) و بازی و تقلید در کودکی (۱۹۴۰) را نام برد. بسیاری از دانشمندان از آثار پیاژه تاثیر پذیرفته اند که از آن جمله می توان به لارنس کلبرگ که در نظریه اخلاقی اش بدون شک متاثر از نظریه شناختی پیاژه بوده است و جروم برونر اشاره کرد. (همان منبع،ص 159)

شیوه مطالعه پیاژه

مساله اصلی برای پیاژه بررسی این سوال بود که شناخت برای آدمی چگونه حاصل می شود. شیوه اتخاذ شده توسط پیاژه نشان از نگاه عملگرایانه او دارد. او برای پاسخگویی به این سوال درصدد برآمد تا تمام مراحل تحولات رشد شناختی کودک را از نخستین حرکات انعکاسی نوزاد تا اندیشیدن در قالب تفکر منطقی و انتزاعی دوره بزرگسالان را مورد کنکاش و بررسی قرار دهد. او از طریق روش بالینی تلاش کرد روش طبیعی کودک برای اندیشیدن را بیابد. مسلما نمی توان آرای او را صرفا محصور در قلمرو روان شناسی دانست. او در نگارش آثارش از شعب مختلف علوم مانند زیست شناسی، فلسفه، منطق و ریاضی استفاده کرده است. برخی بر این اعتقادند که مطالعات عمیق و دقیق او معلول بهره مندی او از فلسفه و زیست شناسی بوده است. (کدیور ،1380،ص 24)

نگاه پیاژه به انسان

پیش از بررسی آرا و نظرات پیاژه درخصوص مساله شناخت، مناسب است که نگاه او به فاعل شناس مورد بررسی قرار گیرد. تشابه بسیار زیادی میان دیدگاه های پیاژه و فیلسوفان بنامی همچون ارسطو و دکارت در باب انسان وجود دارد. چنانچه می دانیم ارسطو و دکارت هر دو اساس و بنیان اصلی وجود آدمی را عقل می دانستند. چنانچه ارسطو انسان را حیوان ناطق تعریف کرده و دکارت نیز از جوهر عقل در آدمی سخن به میان آورده است. پیاژه نیز به تبعیت از آنها به جایگاه عقل اشاره و هوش و عملکرد های آن را اساس هستی آدمی در نظر می گیرد.  پیاژه در بحث رشد آدمی، آن را به عنوان یک کل واحد در نظر می گیرد که در این فرآیند رشد، شناخت، عواطف، خواسته ها و اعمال فرد در ارتباطی متقابل تحول می یابند. به عبارت دیگر او معتقد است که «محتوای شناخت آدمی مجموعه ای از دریافت های فکری، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی است. در بسط این مطلب می توان چنین گفت که نه تنها نمی توان میان روان کودک و ساختمان وجودی او مرزبندی کرد بلکه حتی نمی توان روان کودک را به اجزای مجزا از هم از قبیل تفکر، احساسات و اعمال تقسیم کرد. این به علت آن است که از نگاه پیاژه انسان از همان بدو تولد یک موجود واحد است که در جریان رشد در قالب یک کلیت واحد تحول می یابد. در یک کلام روان متحول آدمی همچون شبکه در هم تنیده ای است که همواره در حال رشد و پیچیده تر شدن است. پیاژه در بیان آرا و نظرات خود پیرامون روان کودک، با نگرش جان لاک به این موضوع مخالف است. چنان که می دانیم جان لاک معتقد بود روان کودک همچون لوح سفیدی (tabula rasa) است که تنها عوامل خارجی به آن شکل می دهد.  پیاژه همان گونه که با جان لاک مخالف است با دیدگاه برخی روان شناسان که روان کودک را به یک دستگاه پیچیده و آماده تشبیه کرده اند که فارغ از جهان خارج و تحولات و تغییرات آن به کار خود مشغول است، مورد نقد قرار می دهد.

او روان کودک را به گیاهی تشبیه می کند که از یک سو تحت تاثیر محیط خارجی است و از سوی دیگر «از درون و متناسب با نیروهای داخلی» به رشد خود ادامه می دهد. او با طرح چنین دیدگاهی به فعال بودن روان کودک و تاثیرگذاری بر محیط خارجی تاکید می کند. به چنین تاثیرگذاریو تاثیرپذیری، الگوی تاثیر متقابل زیستی (the biological interplay model) گفته می شود. ( لطف آبادی ، 1380،ص 60)

دو دیدگاه متفاوت درباره نقش فن آوری اطلاعات در برنامه درسی

 

دیدگاه نخست، دیدی ابزاری به فن آوری اطلاعات دارد و در واقع فن آوری اطلاعات را وسیله ای برای پیشبرد اهداف  برنامه درسی و تحولی در روشهای یاددهی- یادگیری می داند. این دیدگاه معطوف به ابزارها در تعلیم و تربیت، قهرا ملازم با نگاه ابزاری به فن آوری اطلاعات و تقلیل آن در حد یک فن آوری آموزشی است. این نوع نگاه به وضوح از توجه به دلالت های فن آوری جدید به عنوان یک مقوله تمدنی برای تعلیم و تربیت ، باز می ماند. واضح است که با این طرز تلقی، این دیدگاه در پی آن خواهد بود تا روش ها یا ساز و کارهای سنتی تعلیم و تربیت را دستخوش تغییر و دگرگونی نماید و تمام توجه خود را به این گونه فرایندها معطوف می دارد.

اما دیدگاه دوم، محدود به روشها و ابزارهای تعلیم و تربیت نیست بلکه اساس، فلسفه، ماهیت، اهداف و کلیه فرایندهای تعلیم و تربیت و برنامه درسی را نشانه گرفته است.

این دیدگاه، در پی ایجاد انقلابی در زمینه تعلیم و تربیت می باشد و دیدگاه ابزاری به فن آوری اطلاعات را به کلی مردود دانسته و معتقد است که فن آوری اطلاعات و تحولات در این زمینه، باعث به وجود آمدن دوران جدیدی در تعلیم و تربیت شده است. طبق نظر این دیدگاه این تحولات باعث به وجود آمدن نیازهای جدید در جامعه شده است و از آنجایی که اهداف از نیازها نشأت می گیرند، بنابراین اهداف تعلیم و تربیت نیز دچار تحول و دگرگونی خواهد شد. در عصری که به فن آوری اطلاعات مشهور شده، متخصصان تعلیم و تربیت و برنامه ریزان درسی نباید در جستجوی اهداف و رویه های سنتی باشند که ماحصل آن به وجود آمدن انسانهایی قالبی است که هیچ گونه کارایی در جامعه معاصر نخواهند داشت. بلکه به کلی می بایست دیدگاه و روش خود را در این زمینه متحول ساخته و همگام با تحولات شوند. در واقع همانطور که اشاره شد اهداف تعلیم و تربیت تحت تأثیر این تحولات قرار گرفته و دستخوش تغییرات فراوانی شده است و اهداف جدید، طالب تجربیات آموزشی، مواد آموزشی و محتوای آموزشی متفاوت است. با اندکی تامل متوجه خواهیم شد که ما نخواهیم توانست فقط به تغییر به تغییر در روشها و متدهای آموزشی بسنده کنیم بلکه باید کل فرایند برنامه درسی مورد توجه قرار گیرد و متناسب با تحولات علمی در این زمینه‏ی خاص گردد. این دیدگاه معطوف به اثر بخشی است و اشاره به این نکته دارد که زمینه‏ی اصلی تعلیم و تربیت و برنامه درسی می بایست متأثر از این تحولات شوند. تجزیه و تحلیل نظام های آموزشی و عدیده تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته مؤید این واقعیت است که نگاه سنتی به تعلیم و تربیت دیگر نمی تواند پاسخ گوی نیازهای نسل جوان در عصر اطلاعات باشد. این ناتوانی، تحول در برنامه های درسی را امری ضروری و اجتناب ناپذیر ساخته است. خواسته یا ناخواسته گرایشی که به سمت یک فرهنگ تازه تربیتی در حال حرکت است، دیر یا زود بر ساختار و فضای نظام آموزشی حاکم خواهد شد. اما طراحان و مجریان برنامه های درسی، باید توجه کنند که تحول صرفاً به معنای اصلاح شیوه ها و ابزارهای آموزشی نیست بلکه کل عناصر دخیل در فرایند برنامه ریزی درسی و به طور کلی تمام مولفه های یاددهی یادگیری می بایست دستخوش این تغییر و تحول شوند.

اگر همچون برخی تحلیل گران، عصر توسعه فن آوری اطلاعات را موجب سست شدن و نهایتاً منتفی شدن ضرورت ادامه‏ی حیات مدارس به عنوان یک نهاد اجتماعی ، تلقی نکنیم، دست کم باید بپذیریم که باید تحولی اساسی  یا انقلابی در این نهادها به وقوع بپیوندد.

در حوزه تعليم و تربيت، فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات مجموعه وسايل و تركيبات به كارگيري كامپيوتر و برقراري ارتباط است كه به اشكال مختلف معلمان، دانشآموزان، فرايند يادگيري و گستره بالايي از فعاليتهاي آموزشي را مورد حمايت قرار ميدهند.

نحوه تعامل معلمان و دانش‌آموزان و نحوه ادارة مدرسه براي يادگيري، بخشي از فلسفه يادگيري و پداگوژي مدرسه است . با ورود فناوري اطلاعات و ارتباطات به محيط مدرسه ، اين فلسفه دچار تغيير شده و محيطي كه در آن معلم به عنوان فراهم‌كننده اصلي محتواي آموزش شناخته مي‌شود ( فلسفه معلم محور ) به محيطي تبديل مي‌شود كه در آن معلم نقش تسهيل‌كننده فرايند كسب اطلاعات توسط دانش‌آموزان را بر عهده دارد ( فلسفه دانش‌آموز محور).

تغيير در تدوين طرحها و خط‌مشي‌ها : ورود فناوري اطلاعات به محيط مدرسه و تغييري كه در نتيجه آن در فلسفه آموزش و يادگيري در مدرسه بوجود مي‌آيد اين زمينه را فراهم مي‌كند كه خط‌مشي‌هاي آموزش نيز دچار تغيير شوند . با شكل‌گيري اين تغيير رويه‌هاي دستيابي به اهداف كلي و جزئي نيز تغيير مي‌كنند . 4. تغيير در تسهيلات و منابع اطلاعات1 : . تغيير در توانائي‌هاي حرفه‌اي كاركنان مدرسه . . تغيير در ميزان مشاركت جامعه : . تغيير در شيوه ارزيابي

بنابراین زندگی در دنیای کنونی نیازمند آموزش و پرورش مبتنی بر دانایی، تحقیق و نوآوری است و استفاده از فن آوری های جدید ارتباطی ما را در این امر یاری می کند و سبب  :

-        ارتقای کیفیت فرایند یاددهی- یادگیری-        ایجاد فرصتهای یادگیری برابر -        توجه به تفاوت های فردی

-        کمال بخشیدن به خود و محیط پیرامون می گردد.

تاثیر متقابل IT بر کارآفرینی و اشتغال




.
ارابه فناوری اطلاعات و ارتباطات به سرعت به پیش می‌تازد و جوامع دنیا را دستخوش تغییرات بنیادی می‌کند. فعالیت‌ها، مشاغل، مهارت‌ها، فرهنگ‌ها، نیازها و… همه و همه تحت تاثیر این فناوری قرار گرفته و متحّول شده‌اند.
 
عصر اطلاعات و ارتباطات آغاز شده است. بی‌شک کارآفرینی سهم عمده و نقش ویژه‌ای در توسعه این فناوری‌ها داشته و دارد؛ اگرچه این فناوری‌ها نیز خود بر کارآفرینی تاثیر گذار بوده و به عبارتی کارآفرینی مدرن را بوجود آورده‌اند.
 
همچنین در رابطه با مشاغل ایجاد مشاغل جدید و متنوع در عصر اطلاعات و ارتباطات، با توجه به تحولات تکنولوژی و بخصوص تکنولوژی اطلاعات، مستلزم شناخت ماهیت این مشاغل است . آگاهی از تأثیرپذیری مشاغل از تکنولوژی یا اثرگذاری بر توسعه آن، نتیجه درک ماهیت مشاغل خواهدبود .

این مقاله به بررسی روابط متقابل کارآفرینی و فناوری اطلاعات و ارتباطات پرداخته است و همچنین سعی نموده برای سؤالات اساسی در مورد تاثیر تکنولوژی برمشاغل، پاسخ مناسب بیابد .

1- مقدمهجهان در سال‌های اخیر شاهد انقلاب اطلاعات وارتباطات بوده و تحولات اجتماعی عظیمی در آن به وجود آمده است، به طوری که در اثر این تحولات، قرن جاری به نام فناوری اطلاعات و ارتباطات به ثبت رسیده است. در عصر اطلاعات و ارتباطات سطح بینش و آگاهی مردم افزایش یافته وکلیه فعالیت‌های مردم دنیا، در قالب شبکه‌های ارتباطی به تعادل رسیده و کنترل شده است. در این عصر دنیا دهکده‌ای متصل است که افراد آن در هر لحظه که بخواهند به هر گوشه آن می‌توانند مسافرت کنند، از اخبار آن مطلع شوند و یا بدان جا پیغام بفرستند.
 
فناوری اطلاعات و ارتباطات بر کلیه فعالیت‌های اجتماعی از جمله کارآفرینی اثرگذاشته و در بسیاری از آنها تحولات اساسی بوجود آورده است . امروزه کارآفرینی به شدت به بسترهای فناوری اطلاعات وابسته است و از آن بهره زیادی می‌گیرد. از سوی دیگر توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات خود مرهون کارآفرینی است . فعالیت‌های کارآفرینانه باعث شناخت نیازها، خلق ایده‌ها و تولد فناوری‌‌ها می‌شوند . در هر حال تحولات تکنولوژی همه‌چیز را متحول کرده است و حتی اشتغال نیز از این تحولات مصون نمانده‌ است .

در حالیکه یک معضل اساسی کشورهای در حال توسعه ازجمله ایران بیکاری است، کشورهای پیشرفته بطور فزاینده‌ا‌ی نیروی کار فنی از سایر کشورها جذب می‌کنند. چه دلیلی در فراوانی کار و کمبود نیروی کار در کشورهای پیشرفته و در مقابل بیکاری در کشورهای درحال توسعه وجود دارد؟ مسلماًً مهمترین دلیل در ماهیت کار است. نیروی کاری که در آمریکا مورد نیاز است، یک نیروی مجرب تحصیل کرده است، در حالیکه خیل بیکاران کشور ما از تحصیلات عالیه برخوردار نیستند. همچنین آن‌ها نیاز خود را بحدی رسانده‌اند که نیروی کارشان برای پاسخگویی آن کافی نباشد، در حالیکه نیاز به تکنولوژی‌های نو در بازار داخل کشور ما ضعیف است. بنابراین حل معضل بیکاری در شرایط دنیای روز، به دو مؤلفه بازار و آموزش وابسته است .

صنعت اطلاعات نقش اساسی در ایجاد اشتغال دارد. علاوه بر بسیاری از مشاغل که خود ایجاد می‌کند، به صنعت IT نیز رونق می‌دهد و در آنجا نیز باعث اشتغال فراوان می‌گردد. مشاغلی چون مدیریت، مشاوره، تحلیل‌گری، اطلاع‌رسانی و بسیاری از خدمات مختلف، نمونه‌هایی از مشاغل صنعت اطلاعات می‌باشند. برنامه‌نویسی، تحلیل و طراحی سیستم و مهندسی نرم‌افزار یا سخت‌افزار نیز نمونه‌هایی از مشاغل صنعت IT می‌باشند .
 

2- نقش کار آفرینان در توسعه تکنولوژی
کارآفرینی اصطلاحی است که در طول 300 سال گذشته توسط دانشمندان و صاحبنظران به‌ صورت‌های مختلفی تعریف شده است. به طور خلاصه کارآفرینی فعالیتی است مخاطره‌آمیز که فردی در پی اجرای یک ایده معمولاً اقتصادی توجه نهادهای سرمایه‌گذاری، علمی، صنعتی و غیره را جلب نموده و نیروی آنها را به سمت عملی نمودن ایده هدایت می‌کند . بنابراین یک ایده که بر اساس یک نیاز اجتماعی شکل گرفته از ملزومات کارآفرینی است .
 
نتیجه کارآفرینی علاوه بر نوآوری در محصولات جدید، حل نیازهای اجتماعی، ایجاد اشتغال برای دیگران، افزایش سودآوری شرکت‌ها و افراد و توسعه تکنولوژی است . کارآفرینی باعث رفع نیازها به کمک تکنولوژی‌های جدید می‌گردد. بسیاری از محصولات تکنولوژی‌های جدید خصوصاً در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، در اثر فعالیت‌های کارآفرینانه بوجود آمده‌اند. اکثر شرکت‌های فعّال در حوزه تکنولوژی مخصوصاً شرکت‌های مبتنی بر خلاقیت و نوآوری که فناوری‌های جدید را خلق می‌کنند و اصطلاحاً درلبه فناوری فعّالند، شرکتهایی کارآفرین هستند .

افراد کارآفرین از ویژگی‌های شخصیتی خاصی برخوردارند. مخاطره‌پذیری، نوآوری و خلاقیت، مسؤولیت‌پذیری و اعتماد به نفس، توانایی ارتباطات قوی، واقعگرائی، هدفگرایی، تهاجمی بودن، تحمل ابهام و عدم قطعیت، خوشبینی و تعّهد و اعتقاد به مرکز کنترل درونی بخشی از ویژگی‌های این افراد است. هر فرد کارآفرین ممکن است تعدادی از این ویژگی‌ها را داشته باشد و با شخصیت منحصر به فردی به کارآفرینی بپردازد. شخصیت از ملزومات کارآفرینی است توسعه کار آفرینی نیازمند تربیت افراد کار آفرین می‌باشد . در سرتاسر دنیا مراکز مختلفی برای آموزش و کارآفرینی وجود دارد اگرچه برخی از افراد روحیه کارآفرینی بیشتر را وابسته به تحولات زندگی افراد در طول سالیان مختلف می‌دانند ولی این تناقضی با آموزش کارآفرینی ندارد.
 
در آموزش کارآفرینی بایستی افرادی که بصورت بالقوه از روحیه کارآفرینی برخوردارند انتخاب شده و سپس شخصیت‌شان به فعلّیت برسد. علاوه بر این روش‌های دیگری مثل انکوباتورها، برای تحریک کارآفرینی وجود دارد که افراد عملاً تا سطحی از کارآفرینی هدایت می‌شوند و یکباره به خارج پرتاب می‌گردند و با حمایت‌ها و راهنمای‌های بعدی از آنها استفاده می‌نمایند .

نقش دولت در توسعه کارآفرینی، علاوه بر ایجاد بسترهای سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و حمایتی از کارآفرینی، شناسایی، آموزش و هدایت فعالیت‌های کارآفرینانه است. توسعه تکنولوژی بسیار وابسته به کارآفرینی است و نباید از آن غافل ماند .
 

3- فناوری اطلاعات و ارتباطات در کارآفرینی
اطلاعات و ارتباطات دو ابزار اساسی مورد نیاز هر فعّالیت کارآفرینی است . کارآفرینی در انزوا و بدون حمایت نهادها، سازمان‌ها و انسان‌ها امکان‌پذیر نیست . کارآفرینی مستلزم کشف یک نیاز اجتماعی است. و کشف نیازهای اجتماعی به شناخت اجتماع، نیازهای آن و بافت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی آن وابسته می‌باشد. در شناسایی نیاز هر فعّالیت کارآفرینانه، ایده‌پرداز یا تئوریسین می‌بایست نسبت به محیط بینش و بصیرت داشته باشد و بداند چه راه‌حل‌هایی برای رفع‌آن نیاز، در نقاط دیگری از دنیا ارائه شده است. مطمئناً شناسایی نیازها و ارائه راحل‌ها بدون اطلاعات امکان‌پذیر نخواهد بود. بنابراین اطلاعات و دانش مانند ارتباطات از ملزومات هر فعّالیت کارآفرینی است .

فناوری اطلاعات و ارتباطات جدید تحولات شگرفی در دستیابی به اطلاعات بوجود آورده و بسترهای ارتباطی قویتری را فراهم کرده است. این فناوری‌ها اهّمیت و ارزش اطلاعات و ارتباطات را بالا برده‌اند. در نتیجه کارآفرینی نیز مانند سایر امور از مزیت‌های این فناوری بهره برده‌ است ).

توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات باعث ایجاد شبکه‌ای عظیم با مقیاس جهانی، (اینترنت) شده است و بنابراین علاوه بر افزایش و ارزش ویژگی‌های مورد ذکر در نظریه شبکه‌های اجتماعی، قابلیت‌های ارتباطی جدیدی مانند کنفرانس از راه دور و یا فعالیت‌های توزیع ‌شده را بوجود آورده و دسترسی آسان‌تر و سریع‌تر به اطلاعات را امکان‌پذیر ساخته‌اند .

در کشورهای پیشرفته اینترنت، یکی از مهمترین ابزراهای کارآفرینان است و این افراد از طریق این شبکه بر قابلیت‌های خود افروده و از مزایای آن بهره می‌گیرند.در آینده انواع نرم‌افزارها، خصوصاً نرم‌افزارهای هوشمند نیز مورد استفاده کارآفرینان قرار خواهند گرفت. و این افراد به کمک این نرم‌افزارها فعّال خواهند بود، فرصت‌ها را بهتر شناسایی خواهند کرد و اطلاعات دقیق‌تر و مناسب‌تری را جمع‌آوری خواهند نمود . دانش و مفاهیم بهتری را درک خواهند کرد و ارتباطات ساده‌تر و گسترده‌تری را برقرار خواهند نمود .

4- کارآفرینی در فناوری اطلاعات و ارتباطات
تحولاتی که در سال‌های اخیر در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات بوجود آمده است و عصر اطلاعات را شکل داده و همچنان پیش می‌تازد و در جوامع و فرهنگ‌ها دگرگونی ایجاد، مرهون تلاش افراد بسیاری از جمله کارآفرینان است. کارآفرینان اطلاعات، شرایط عصر اطلاعات را شناخته و با کارآفرینی خود ملزومات این عصر را پیدا کرده و با شیوه‌های خاص خود آن را ایجاد می‌کنند حتی بروز عصر اطلاعات هم از نتایج کارآفرینی است. اینترنت بزرگترین و قویترین شبکه ارتباطی دنیا، نمونه‌ای روشن از کارآفرینی است. در طول تاریخ کدام یک از کارآفرینان توانسته‌اند نیازی را کشف کنند که پس از رفع آن تحوّلی در کل دنیا داده و بستری برای کارآفرینی سایر افراد ایجاد نمایند. در سالهای اخیر نمونه‌‌های بسیاری از کارآفرینی در اینترنت به ثبت رسیده است، از آنجایکه تاکنون چنین شبکه عظیمی در تاریخ بشر وجود نداشته است. زمینه‌های فعالیت در آن بکر بوده و فرصت برای نوآوری و خلاقیت بسیار است. شرکت‌های اینترنتی و شرکت‌های Com در چند سال اخیر ایجاد، و به سرعت رشد کردند .
 

شرکت‌هایی مانند Yahoo ، ebay ،Amazon و دیگران در مدت کوتاهی توانسته‌اند ارزش بسیاری را کسب نمایند. آمارها نشان می‌دهد که در طی 5 سال آخر قرن گذشته ارزش برخی از این شرکت‌ها بیش از 200 برابر شده است درحالیکه میزان رشد سودآوری آنها کمتر از 10 برابر بوده است. کارآفرینی در اینترنت به این موارد خلاصه نمی‌شود و موارد بسیاری خصوصاً در زمینه نرم‌افزارهای مبتنی بر شبکه و همچنین محتویات شبکه وجود دارد. کارآفرینی در شیوه‌های جذب مشتریان اینترنتی، بازاریابی اینترنتی، همکاری‌ها و شبکه‌های مجازی، الکترونیک، واقعیت مجازی، آموزش و کار از راه دور و … همه و همه گستردگی کارآفرینی در عصر اطلاعات را نشان می‌دهند .

«کار آفرینی موتور توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات است» با کارآفرینی است که نیازها شناخته می‌شود و با رفع نیازها پیشرفت حاصل می‌شود. کشورهای پیشرفته به این دلیل پیشرفته‌اند که در فناوری پیشرفت کرده‌اند و توسط آن، هم اقتصاد جهان را در اختیار گرفته، هم قدرت نظامی شده‌اند و هم فرهنگ جهان را به سوی خواسته‌های خود هدایت می‌کنند. کارآفرینی اطلاعات در سطوح مختلف الف- سخت‌افزار ب- نرم‌افزار ج - اطلاعات د-ارتباطات هـ- کاربرد، انجام‌پذیر است .
در هریک از این سطوح فرصت‌های بسیاری برای کارآفرینی وجود دارد. که نیازمند حمایت مراکز سرمایه‌گذاری و تلاش‌های کارآفرینانه است. کارآفرینی در حوزه اطلاعات بسیار راحت‌تر و عملی‌تر از کارآفرینی در سایر حوزه‌هاست. به عنوان مثال در حوزه نیروگاه هسته‌ای به دلیل کاربرد محدود، ایده‌های کمتری وجود دارد و به علاوه سرمایه‌گذاری فوق‌العاده زیاد و درصد امکان‌پذیری کم، مانع هر فعّالیت کارآفرینانه است و درحالیکه در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات که درهمه جا گسترده شده است، ایده‌های بسیاری خلق می‌شود و میزان سرمایه‌گذاری مورد نیاز که ایده‌ها را به نتیجه برسانند چندان زیاد نیستند. بنابراین کارآفرینی اطلاعات به راحتی انجام می‌شود و این خود دلیلی بر سرعت نمایی رشد فناوری اطلاعات است .

5- تأثیر تکنولوژی بر مشاغل
توسعه تکنولوژی و بکارگیری وسیع آن، باعث افزایش بهره‌وری فعالیت‌های اقتصادی شده است. در اثر افزایش بهره‌وری، نیاز به برخی از مشاغل از بین می‌رود. بعنوان مثال، شغلی تحت عنوان "تلفنچی" با پیشرفت در تکنولوژی‌های مخابراتی و پردازش صوت، از لیست مشاغل حذف می‌گردد. بنابراین تکنولوژی از یک نظر، حذف و کاهش مشاغل را به دنبال دارد. اصولاًً خودکارسازی و تولید ماشینی از مهمترین نتایج توسعه تکنولوژی است، که علاوه بر کاهش مشاغل، باعث افزایش کیفیت و سرعت و حتی کاهش هزینه‌های تولید می‌گردد. آیا این نتیجه مستقیم تکنولوژی برای ناامیدی از ایجاد اشتغال به کمک IT کافی نیست؟

مروری بر تاریخ تکنولوژی و تأثیر آن بر مشاغل نشان میدهد که پاسخ به این سؤال منفی است . تکنولوژی ظاهراً برخی از مشاغل را حذف و یا تغییر می‌دهد، اما درواقع بسیار مشاغل جدیدتر، مفیدتر  و متنوع‌تری را ایجاد می‌کند. مثلاً اگرچه تکنولوژی تراکتور باعث کاهش نیاز به نیروی کار کشاورز گردید، ولی به کمک این تکنولوژی انواع و حجم محصولات کشاورزی افزایش یافت، بعلاوه مشاغل جدیدی را به همراه خود ایجاد کرد و نیروهای کار را به انجام آن رهنمون شد. یا اختراع چرخ خیاطی باعث رونق صنعت پوشاک گردید و تمایل مردم به خرید انواع لباس با رنگ‌ها و مدل‌های گوناگون و همچنین کاهش هزینه تولید، باعث شد تا نه تنها دست‌دوزان بیکار نشوند، که بسیاری از افراد دیگر نیز به کار مشغول شوند .

یکی از جنبه‌های مهم تأثیر تکنولوژی در ایجاد مشاغل توسعه بازار است. ارائه محصولات کیفی و همچنین تغییر و تحول فرهنگ مصرف متناسب با تحولات تکنولوژی، بازارها را توسعه می‌دهد. بطوری که حجم تولید پس از توسعه تکنولوژی به مراتب بیشتر از حجم تولید دستی است. بنابراین تکنولوژی از تعداد مشاغل دشوارتر می‌کاهد و بر تعداد مشاغل آسانتر می‌افزاید .
از سوی دیگر، فرصت‌های شغلی متنوع و جدید، نتیجه توسعه تکنولوژی است. با توسعه صنعت در اثر توسعه تکنولوژی، بسیاری مشاغل جدید مرتبط با آن صنعت بوجود می‌آید. تکنولوژی از تعدد مشاغل دشوارتر می‌کاهد و بر تکثر مشاغل آسانتر می‌افزاید. مشاغل جدیدی که توسط تکنولوژی ایجاد می‌شوند، یا تکنولوژی را بکار می‌گیرند و یا آن را توسعه می‌دهند. صنعت اطلاعات و صنعتIT از گروه مشاغلی هستند که توسط تکنولوژی اطلاعات ایجاد می‌شوند. در صنعت اطلاعات، تکنولوژی اطلاعات بکار می‌رود و در مشاغل مختلف بعنوان ابزار مورد استفاده قرار می‌گیرد. شاغلین صنعت IT مسؤولیت توسعه تکنولوژی اطلاعات را بر عهده دارند .
 

6- نتیجه‌گیری
فناوری اطلاعات و ارتباطات تحولات زیادی در کلیه فعالیت‌های اجتماعی ازجمله کارآفرینی بوجود آورده و به عنوان مهمترین ابزار کارآفرینی مدرن مورد توجه قرار گرفته است. کارآفرینی در فناوری اطلاعات پهنه وسیعی برای فعالیت دارد. کارآفرینی لازمه توسعه فناوری و توسعه فناوری بستر کارآفرینی است. براین اساس اهّمیت نقش بسترسازی کارآفرینی و وظیفه دولت مشخص می‌شود. دولت باید بستر کارآفرینی در حوزه فناوری اطلاعات که همان شبکه‌های ارتباطی و اطلاعاتی می‌باشد را توسعه دهد و تقویت کند و امکان دسترسی آسان همگان به این شبکه‌ها را فراهم نماید. همچنین در ارتباط با اشتغال تکنولوژی از یکسو در اثر افزایش بهره‌وری، نیاز به نیروی انسانی را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر تنوع فعالیت‌ها و مشاغل جدید را باعث می‌شود که برای نیروی انسانی بیشتری اشتغال ایجاد می‌نماید. مشاغلی که می‌توان مورد بررسی قرار داد در دو دسته مشاغل مبتنی بر اطلاعات و مشاغل مبتنی بر صنعت اطلاعات طبقه‌بندی می‌شوند. به دسته اول صنعت اطلاعات و دسته دوم صنعت تکنولوژی اطلاعات گوییم

سال نو مبارک

دسته گلی برای مادر

دسته گلی برای مادر
مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او می‌خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می‌کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می‌کنی؟
دختر گفت: می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می‌خرم تا آن را به مادرت بدهی.
وقتی از گل فروشی خارج می‌شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت: می‌خواهی تو را برسانم؟ دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست!
مرد دیگرنمی‌توانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد!

شکسپیر می‌گوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می‌آوری، شاخه ای از آن را همین امروز بیاور

مديريت اموزشي:

1- اصول  مديريت اموزشي تاليف دكتر علي علاقه بند


2- مديريت عمومي : دكتر علاقه بند


3- مديريت رفتار سازماني "دكتر علاقه بند


4- اصول و مباني نظري مديريت اموزشي دكتر علاقه بند


5-فرايند خودگرداني در مدارس :دكتر علاقه بند(منبع جديد)


6- كليات مديريت اموزشي :دكتر عباس زاده


 


*نظارت و راهنمائي اموزشي:


1- نظارت و راهنمائي اموزشي: دكتر بهرنگي


2- نظارت و راهنمائي اموزشي: دكتر نيكنامي


3- نظارت و راهنمائي اموزشي:دكتر ميركمالي


 


*روشها و فنون تدريس:


1- روشها و فنون تدريس: دكتر امان الله صفوي


2- مهارتهاي پرورشي:دكتر شعباني(2جلد)


3- الگوهاي تدريس: دكتر بهرنگي


 


*روانشناسي تربيتي:


1- روانشناسي تربيتي (يادگيري): دكتر سيف


2- روانشناسي تربيتي: دكتر پروين كديور


  


*زبان تخصصي :


1-   متون مرتبط با علوم تربيتي و روانشناسي


2-   كتابهاي متون تخصصي برنامه ريزي اموزشي و مديريت اموزشي : دكتر نيره سينائي ودكتر منصور كوشا


3-   لغات اخر كتابهاي علوم تربيتي


 


*سنجش و اندازه گيري:


1- سنجش و اندازه گيري: دكتر علي اكبر سيف


 



*تكنولوژي اموزشي:


1- تكنولوژي اموزشي : دكتر احديان


2- تكنولوژي اموزشي(مباني نظري) : دكتر هاشم فرددانش


3- تكنولوژي اموزشي : دكتر خديجه علي ابادي


4- رسانه هاي اموزشي : دكتر تيموري

مقدمات برنامه‌ریزی آموزشی و درسی
 
۱- مقدمه‌ای بر برنامه‌ریزی آموزشی و درسی دکتر علی تقی‌پورظهیر، انتشارات: آگاه
 
۲-مبانی برنامه‌ریزی آموزشی دکتر یحیی فیوضات، انتشارات: ویرایش
 
۳- مبانی برنامه‌ریزی آموزشی برنامه‌ریزی درسی مدارس، ترجمه دکتر فریده مشایخ (الف،لوی)، انتشارات: مدرسه.
 
۴- چند مبحث اساسی در برنامه‌ریزی درسی، دکتر علی شریعتمداری، انتشارات: سمت.
 
 ۵- دیدگاه‌های نو در برنامه‌ریزی آموزشی دکتر فریده مشایخ، انتشارات: سمت
 
۶- فرآیند برنامه‌ریزی آموزشی نوشته گروه مشاوران یونسکو ترجمه فریده مشایخ، انتشارات: مدرسه.


*فلسفه اموزش و پرورش:


1- فلسفه اموزش و پرورش: دكتر نقيب زاده


2- فلسفه اموزش و پرورش: دكتر فريدون بازرگان (ترجمه)


3-اصول و  فلسفه اموزش و پرورش: دكتر شريعتمداري


4- اصول تعليم و تربيت :دكتر شريعتمداري


5- اصول تعليم و تربيت :دكتر غلامحسين شكوهي


6- فلسفه اموزش و پرورش : دكتر عيسي ابراهيم زاده


 


*امار و روش تحقيق:


1-   روش تحقيق : دكتر علي دلاور


2-   روش تحقيق در علوم رفتاري: دكتر عباس بازرگان /سرمد /حجازي


3-   روش علمي در علوم رفتاري: دكتر هومن


4-   روش تحقيق در علوم انساني : دكتر نادري و سيف نراقي


5-   امار استنباطي و توصيفي: دكتر كيا منش (ترجمه كتاب شيولسون)


6-   امار استنباطي : دكتر علي دلاور