کارعملی مدیریت در سازمانها
این درس 2 واحد عملی است که به صورت کارآموزی در سازمانهای مختلف انجام می گیرد . دانشجویان محترم بایستی گزارش کارآموزی خود را در 5 فصل به شرح زیر ارائه دهند :
فصل اول : سازمان و مدیریت
- تعریف سازمان – انواع سازمانها - تعریف مدیریت آموزشی – وظایف مدیریت – ضرورت و اهمیت مدیریت آموزشی – نظریه های مدیریت - و .......
فصل دوم : آشنایی با تشکیلات و شرح وظایف سازمان
- تاریخچه – ترسیم چارت سازمانی – تمرکز و عدم تمرکز ساختاری – بیان شرح وظایف رئیس و واحدهای اصلی سازمان – تحلیل تفویض اختیار و چگونگی ارتباط مسئولان با زیردستان - و ......
فصل سوم : آمار و اعتبارات
- بیان وضع موجود سازمان و وضع مطلوب آن و مقایسه وضع موجود با وضع مطلوب - آمار و اطلاعات مورد نیاز سازمان برای برنامه ریزی – اعتبارات سازمان و تحلیل روند آن – و.....
فصل چهارم : نتیجه گیری
نتیجه گیری – بیان موانع و محدودیتها در سازمان – نظرات و پیشنهادات اصلاحی – فهرست منابع
فصل پنجم : ضمائم و پیوستها
-تمامی مواردی اعم از جداول, نمودار, چارتها و..... که از طرف سازمان مورد نظر دریافت می شود در این فصل بگنجانید.
- معرفی نامه ای که از طرف دانشگاه و نامه ای که از طرف سازمان مبنی بر حضور شما در آن سازمان گرفته می شود در این فصل گنجانده می شود.
نقاشی کودکان خانواده
خانواده: اعضای یک خانواده هماهنگ، درنقاشیهای کودکان، همیشه با هم و دست در دست هم نشان داده می شوند. اگر این اشخاص دستهای یکدیگر را بگیرند، همدیگر را ببوسند و یا با هم بازی کنند درجه صمیمیت آنها بیشتر است.
کودک، در نقاشی خانواده، تصویر خود را نزدیک شخصی نقاشی می کند که حس کند در کنارش راحت تر است و یا اورا بیشتر از همه دوست دارد؛ ولی اگر کودکی فکر کند که مثلاً خواهرش بیش از او مورد توجه پدر و مادراست، در نقاشی خود خواهرش را بین پدرو مادر و خود را دورتراز آنها در حاشیه کاغذ قرار می دهد. دربعضی از نقاشیها تعدادی از افراد خانواده در داخل خانه و تعدادی دیگر درخارج ازخانه نمایش داده می شوند.
اینگونه نقاشیها یا منعکس کننده غیبت واقعی شخص یا اشخاصی است که در خارج از خانه ترسیم شده اند و یا کمبود جذابیت عاطفی کودک را نسبت به آنها می نمایاند.
در بیشتر نقاشیهایی که کودکان ترسیم می کنند، همیشه یک شخصیت اصلی وجود دارد که کودک بیشترین بار احساسی خود را چه به صورت عشق و ستایش و چه به صورت ترس و دلهره بر روی او مستقر می کند.
این شخصیت اصلی غالباً قبل از دیگران ترسیم می شود؛ زیرا او اولین شخصی است که کودک به او فکر می کند. این شخصیت اصلی، همیشه درانداره ای بزرگتر از دیگر اشخاص و با جزئیاتی بیشتر و کامل تر ترسیم می شود.
هنگامی که در نقاشی خانواده، یکی از اعضای خانواده وجود ندارد، می توان نتیجه گرفت که کودک آگاهانه یا ناخود آگاه آرزوی نبودن آن شخص را دارد. این پدیده بیشتر در نقاشیهای کودکانی دیده می شود که با گذشت چند سال هنوز تولد خواهر یا برادر کوچکتر از خود را نپذیرفته اند.
بنابر این با حذف این کودک مزاحم از نقاشی خود، خود را در دوران طلایی که قبل از تولد نوزاد در آن زیسته اند، به تصویر می کشند.
نقاشی کودکان( آدمک)
آدمک: وقتی کودک، آدمکی را ترسیم می کند، قبل از هر چیز شکل خود یا درکی را که از بدن و تمایلاتش دارد بیان می کند. در واقع بین برخی از خطوط آدمک نقاشی شده، و خصوصیات جسمی و روانی کودکی که آنرا ترسیم کرده، ارتباط مشخصی وجود دارد.
اگر آدمک درمجموع هماهنگ باشد، احتمال بسیاری وجود دارد که کودک کاملاً سازگار باشد؛ اما هنگامی که آدمک در اندازه ای خیلی کوچک یا گوشه کاغذ ترسیم شود، نشانگر این است که کودک خود را کم ارزش می پندارد و قادر به برقراری ارتباط مناسب با دیگران نیست.
و یا اگر آدمک بزرگ ترسیم شود، می توانیم حدس بزنیم که با کودکی زود رنج و حساس روبرو هستیم که همیشه فکر می کند به او ظلم شده است. کودکان ضعیف ودرون گرا، اغلب برای آدمک پا نمی گذارند، یا او را به حالت نشسته نقاشی می کنند و بالاخره کودکان پرخاشگر، که آدمک خود را با خطوطی خشک وزاویه دار نشان می دهند.
نقاشی کودکان 1
کودکان بر خلاف بزرگسالان به جای صحبت و گفتار، نادانسته از طریق نقاشی کشیدن به ابراز تمایلات و احساسات درونی خود می پردازند. به عبارتی دیگر نقاشی زبان کودکان است. تحلیل نقاشی های کودکان به ما کمک می کند تا به دنیای درونی و روح کودک پی ببریم و بفهمیم که چه نیازهایی دارد. آیا کودک بیمار است و یا در سلامت به سر می برد؛ آیا کودک شاد است یا از چیزی رنج می برد؛ کودک چه کسی را بیشتر دوست دارد و به چه کسی اعتماد بیشتری دارد؛ و ...
به هر حال تعبیرو تجزیه و تحلیل نقاشی کودکان فقط مورد توجه بزرگسالان است. هنگامی که کودک به وسیله تصویر اظهار نظری می کند، بسیاری از جوانب شخصیت خویش را آشکار می سازد؛ ولی او اینکار را برای دلخوشی ما و یا فراهم کردن امکان شناخت و بررسی روانشناسی نمی کند؛ بلکه آنچه برای او مهم است بیرون ریختن تجربه های اندوخته شد ه ای است که نمایانگر وجود اوست.
اولین علائمی که کودک بر روی کاغذ رسم می کند، بیشتر بر اثر ضربه زدن مداد بر روی کاغذ به وجود می آید.
او خیلی زود متوجه می شود ک در اطراف او اشیاء و وسایلی وجود دارند که می توانند اثر مشخصی از خود بر روی سطوح باقی گذارند، بنابر این با لذت تمام، با هر وسیله ای که به دست آورد شروع به خط خطی کردن می کند. خطوط درهم و برهمی که کودک در سن ۱۶ تا ۱۸ ماهگی رسم می کند کم کم جای خود را به دو اثر گرافیکی مشخص تر می دهد که یکی خط نوشتن و دیگری خط نگاری است، که این رویه به مرور زمان و بر اثر پیشرفت و پختگی فکری کودک هر کدام جای خود را پیدا می کنند.
او در دو تا سه سالگی برای خطوط و دایره هایی که می کشد اسم می گذرد. در این دوران، دیگر خط نگاری کودک، فقط برای لذت بردن از حرکت یا فشار مداد بر روی کاغذ نیست، بلکه او مایل است احساسات درونی خود را که در ارتباط با تجربه های زندگی کوتاه مدتش به دست آورده بیان کند. و سرانجام درچهار سالگی خط نگاره های او جمع و جور می شوند و حتی برای بزرگسالان نیز معنی پیدا می کنند.
در این سن شمایی از آدمک و گاهی هم بعضی از حروف الفبا نمایان می شود. بدین گونه است که سرانجام کودک مرحله خط خطی کردن را به طور کامل پشت سر می گذارد و وارد مرحله تمثیلی می شود. این مرحله درست همان مرحله ای است که کودک به تقلید از بزرگترها، چند سطری را به عنوان داستان نقاشی، زیر نقاشیهای خود ترسیم می کند. این نوشته ها اغلب از چپ به راست و گاهی از راست به چپ نقاشی می شود.
کودکان سعی می کنند در نوشته های خود فاصله را نیز مراعات کنند و جالب است که بعد از نوشتن از بزرگترها می خواهند که نوشته های آنان را بخوانند. در چنین شرایطی، والدین می توانند با دقت درمحتوی نقاشی سرنخی به دست آورند و ازاین طریق داستانی بسازند و برای کودک تعریف کنند.
کودکان، معمولا با دقت به این داستانها گوش فرامی دهند و اگرهم گاه مطلبی خلاف میل آنها خوانده شود اعتراض نمی کنند؛ زیرا خودشان می دانند که نوشته هایشان قابل خواندن نیست. برای آنها همین قدر که کسی نوشته هایشان را می خواند و در احساساتشان شریک می شود کافیست.
در فاصله سه تا چهار سالگی کودک سعی می کند تصویرشخص یا اشخاصی را بکشد. این تصویر شامل عناصر مشخص و معینی از قبیل یک دایره به جای سرو در اطراف آن چند خط به عنوان بازوها و پاهاست.
علت ساده بودن نقاشی در این سن از عدم شناخت تکنیک ناشی نمیشود، بلکه این درست همان تصویری است که کودک از بدنش در ذهن دارد.
این تصویر دارای یک سراست که برای کودک مهم جلوه می کند؛ زیرا سرموضع حس های بینایی و شنوایی است واز این رو برقراری ارتباط با دنیای خارج را میسر می سازند و دیگر اینکه دارای بازوهایی است که امکان گرفتن و لمس کردن اشیاء را در بردارد و دارای پاهایی است که امکان جابجا شدن را فراهم می کند.
تاثيرات محبت و تشويق در تعليم و تربيت
تاثيرات محبت و تشويق در تعليم و تربيت
طبق تحقيقات به عمل آمده در مورد اينکه چرا کودکان مسووليت پذير نيستند خانواده ها را به سه گروه تقسيم کرده اند:الف) خانواده هايي که قانون رفتاري در آنها وجود ندارد و به خانواده هايي به هر جهت معروفند. ب) خانواده هايي که قانون دارند ولي اصرار بر اجراي آن ندارند مثلا بچه بايد ساعت 8 بخوابد ولي پدر مي گويد عيبي ندارد فردا جمعه است بگذار چند ساعتي ديگر بيدار بماند. عدم وحدت در مشي خانواده ها باعث مي شود کودک به سمتي که به نفع او قانون صادر مي کند کشيده شود. ج) خانواده هايي که خود قانون را عوض مي کنند مثلا امروز به بچه ها مي گويند به کوچه نرو سر کوچه بد است ولي فردا که مهمان دارند و کار بسيار، به بچه هاي خود مي گويند برو سر کوچه و با بچه ها بازي کن. بچه هاي اين سه گونه خانواده ها مسووليت پذيري نمي شوند و براي اينکه کودک مسووليت پذير باشد ابتدا بايد خود خانواده مسووليت پذير باشد و دوم اينکه به تدريج شروع به مسووليت پذيري کودک کند و سوم توام کردن مسووليت با تشويق است البته نبايد تشويق ما صرفا مادي باشد بلکه مي توان با به کار بردن کلمات زيبا و استمرار در روشمان آنها را تشويق به انجام دوباره عمل کنيم. تاکيد بر اين است که نبايد از جملا ت آرام استفاده کرد مورد دومي است که در تحصيل و زندگي موثر است. ... هر انساني به سه نوع محبت نياز دارد: 1- اينکه به او محبت شود. 2- به ديگران محبت کند. 3- شاهد محبت ديگران به هم باشد. درباره تشويق و ترغيب و اينکه در پرتو اين عامل مي توان تحرک و پويايي به وجود آورد نمي توان به خود شک و ترديد راه داد. همه احتياج به تاييد و تشويق دارند، شاگرد دوست دارد پدر و مادر و معلمش کار او را مورد تاييد قرار داده و به او آفرين و تحسين بگويند. نگاه کردن به تکاليف دانشآموزان خود يک نوع تشويق براي او محسوب مي شود. عمق تاثير تشويق را در برگ هاي صدآفرين به وضوح مي توان درک کرد. کودک با دريافت يک برگ صدآفرين چگونه به شوق و ذوق آمده آن برگ را به همه فاميل و آشنايان خود نشان مي دهد؟ تشويق مي تواند در دانشآموزان خلا قيت و ابتکار به وجود آورد. بدون ترديد مي توان ادعا کرد که در پرتو تشويق خلا قيت و ابداعات به وجود ميآيد به طور يقين افرادي که دست به اختراعات زده و قاره ها را کشف کرده اند، اگر عوامل متعددي در پويايي آنها موثر بوده بدون ترديد نمي توان نقش تشويق و ترغيب را در آنان ناديده گرفت و شايد بتوان ادعا کرد که اساسا پيدايش هنرهاي زيبا و علوم گوناگون مديون تشويق ها و ترغيب ها بوده است. نکته ظريف و دقيقي که در امر تشويق وجود دارد و بسياري از آن غفلت مي نمايند اين است که تشويق نبايد در انحصار افرادخاص قرار گيرد بلکه بايد عموميت داشته باشد تا همه را به تحريک و پويايي وا دارد. به عنوان مثال اگر بگويد هر شاگردي که در املا بيست بگيرد به او جايزه خواهم داد واضح است که اين نوع تشويق عده معدودي را به حرکت خواهد انداخت، ولي اگر بگويد هر شاگردي که بيست بگيرد يا سه نمره به نمره قبلي خود بيفزايد جايزه به او خواهم داد واضح است که در نوع دوم حرکت و فعاليت در شاگردان به طور گسترده اي انجام خواهد شد و حتي شاگردي که نمره املا يش صفر شده او هم به فکر پيشرفت و تعالي خواهد افتاد.
چرا کودکان به خود اعتماد ندارند ؟
يکي از مشکلا تي که کودکان و نوجوان دارند اين است که به خود اعتماد ندارند.اين عدم اعتماد دو علت اساسي دارد، اول آن که کودک و نوجوانان هنوز وضع اش تثبيت نشده است و در هر کار و جرياني دست ودلش مي لرزد و ترديد دارد نمي داند مي تواند يا نمي تواند. دوم اين که بزرگترها مجال و فرصت لا زمه را به آنان نمي دهند يعني نمي گذارند کودکان و نوجوانان ارزشمندي هاي خود را بروز دهند. هميشه با کلمه هنوز زود است يا اين که کار شما نيست کودکان و نوجوانان را دلسرد مي نمايند و از انجام کارها و خلق ابتکارات ممانعت به عمل مي آورند نکته بسيار دقيقي که مي توان آن را علت اساسي دانست اين است که در خانواده ها و محيط مدارس اساسا روح تاييد و صحت گذاشتن وجود ندارد، لذا کودکان و جوانان اين مرز و بوم جز عده اي همه عملا تحقير شده هستند. رغبت و علا قه ها در آنان مرده است. ما بايد بدانيم که براي ساختن انسان در درجه اول بايد او را تاييد کنيم چرا که با اين تاييد موجوديت او را تثبيت مي کنيم. بديهي است که کودک و نوجوان وقتي توسط ديگران مورد تاييد قرار مي گيرد به خود اعتماد پيدا کرده و همين اعتماد راه پيشرفت را براي او فراهم مي کند. بهترين راه براي اعتماد پيدا کردن دانشآموزان اين است که مورد تاييد معلمان خود قرار گيرد و با اين کار به آنان جان و رمق مي دهند و دانشآموزان خود به خوبي در مي يابند که در اثر تشويق و مورد تاييد قرار گرفتنشان از طرف معلم پيشرفت کرده و موفق شده اند و خود را مديون تاييد معلمان و ديگران مي دانند.
رشد فکري وعقلاني شاگردان :واقعيت اين است که از چنين معلماني بايد تشکر کرد و امتنان به عمل آورد که در تدريس خود دچار سهل انگاري و مسامحه نشده همه مطالب درس را که آموزش و پرورش تشخيص و تعيين نموده به شاگردان درس مي دهند ولي در اينجا اين سوال مطرح مي گردد که آيا رسالت معلم تدريس خوب و پايان دادن دروس کتاب است يا نه و به عبارت ديگر آيا معلم در ارتباط با شاگرد رسالتش تنها تدريس است و با خود شاگرد از نظر آموزش برنامه ديگري ندارد؟ بديهي است تمام محور بحث در اين مقاله بخش آموزشي است و الا پرواضح است که معلم به طور غيرمستقيم رسالت مهمي به عهده دارد که آن تربيت و پرورش اخلاقي شاگرد است ولي هدف اين مقاله اين است که در رابطه با بخش آموزشي هنر معلم بودن تنها در انحصار تدريس خوب و پايان دادن دروس نيست بلکه معلم در ضمن تدريس بايد فکر و انديشه شاگرد را به کار گرفته آن را به کار اندازد نه اينکه سلسله معلومات را در انبار ذهن شاگرد انباشته سازد. براي توضيح بيشتر بايد با سيستم و به اصل علم و دانش توجه کرد، لذا بيشتر ديده شده که شاگرد پس از امتحان دادن کتاب درس را با بي اعتنايي دور انداخته توجهي به آن نمي نمايد و گاه آن را پاره مي کند. چون هدف تحصيل مدرک است با هر جان کندني آن را به دست مي آورد و خواه با التماس و نمره گرفتن خواه با تقلب و کلک زدن خود را به اين هدف مي رساند. در حوزه هاي علميه به جاي مدرک خود علم و دانش مطرح است لذا طلبه ها از اول تلاش مي کنند اهل درک و استنباط بوده و خود را به درجه اجتهاد برسانند. يکي از ويژگي هاي درس طلبگي اين است که شاگرد حالت رکود و پذيرش تنها را ندارد بلکه حالت پويايي را داشته با اينکه شاگرد است ولي به فکر و انديشه خود متکي بوده در مواردي با استاد خود به مباحثه و گفت وگو مي پردازد اين ويژگي از عالي ترين تجليات روش تدريس خوب است زيرا معلم در عين اينکه معلم است ولي هدفش تنها تدريس کردن نيست معلم هدفش پرورش شاگرد است. در پرتو اين گونه تدريس ها شاگردان از نظر فکري پرورده مي شوند و متکي به خود بار مي آيند و اهل نظر و استنباط مي شوند. جامعه انقلابي ما به معلومات و داده هاي ذهني احتياج ندارد بلکه دنبال انسان فکور مي گردد انساني که اهل فکر و انديشيدن باشد انساني که متعهد و متکي به خود بوده بداند که خداوند با آفرينش انسان عالي ترين تجليات آفرينش خود را به ظهور رسانيده عملا همه زمينه هاي تکامل را در انسان به وديعه نهاده است. منتهي انسان ها با انديشيدن و اتکا به خود بايد اين سودمندي ها را از عمق جان خود استخراج نمايند.
كاربرد نظريه پياژه
تأثيرات نظريه پياژه در تعليم و تربيت »
1- تفكر انسان از تولد تا بزرگسالي رشد مي كند در سنين مختلف تغييرات مختلف به وجود مي آيد و كودك نيازهاي خاصي پيدا مي كند .
2- تمام جنبه هاي عملكردي ذهن را در بر مي گيرد .
3- كاربرد نظريه ي پيازه در تدريس .
« كاربرد نظريه پياژه در تدريس »
1- چون دانش تأثير عمل بر اشيا است پس بايد خود دانش آموز دانش خود را بسازد .
2- برانگيزش دروني تمركز كنيد و اجازه دهيد خود موقعيت را تجربه كنيد .
3- به نياز كودك توجه شود و مطالب جديد براي دانش آموز تدريس كنيد .
4- براي اعتقاد دانش آموزان ارزش قائل شويم .
ژان پياژه (1980-1896)، روان شناس سوئيسي بيشتر شهرتش به دليل تحقيقاتي است كه براي اولين بار درباره رشد ذهني در كودكان انجام داد. مطالعات او تأثيرات عميقي بر حوزه هاي روان شناسي و تعليم و تربيت داشته است.پياژه در مطالعات خود چهار مرحله تفكر را در رشد ذهني كودك مشخص كرده است:
در مرحله تفكر حسي- حركتي (از تولد تا 2 سالگي) كودك به دنبال كسب مهارت و كنترل حركات خود و آگاهي يافتن درباره اشياي پيرامون است.
در مرحله تفكر پيش عملياتي (از سن 2 تا حدود 7 سالگي) ذهن كودك بيشتر مشغول كسب مهارتهاي كلامي است. در اين مرحله كودك مي تواند اشياي پيرامون را نام ببرد و به طريق شهودي استدلال كند.
مرحله بعدي دوره تفكر عملياتي عيني (از 7 تا حدود 12 سالگي) است كه كودك با مفاهيم ذهني و مجرد مانند اعداد، نسبتها و روابط آشنا مي شود.
و سرانجام مرحله تفكر عملياتي صوري (از حدود 12 سالگي به بعد) است كه كودك به استدلال منطقي، منظم، و انتزاعي روي مي آورد.)
در اين مقاله به طور اجمالي به كاربرد نظريه وي در حوزه تعليم و تربيت اشاره مي گردد.
نظريه رشد شناختي پياژه و كاربرد آن در تعليم و تربيت
براساس نظريه پياژه رشد شناختي با انطباق هوش فرد با تقاضاهاي محيط تحقق مي يابد. اما اين انطباق چگونه انجام مي شود؟
از ديد پياژه انطباق با روشي ارتباط پيدا مي كند كه افراد براي سازماندهي محيط خود انتخاب مي كنند. به عبارت ديگر در اين نظريه كنش متقابل يا تعامل بين موجود زنده و محيطي كه در آن زندگي مي كند نقش اساسي دارد.
زندگي در نظريه پياژه تعاملي خلاق است كه بدون وقفه بين موجود زنده و محيط زندگي او جريان مي يابد اين تعامل يا مبادله بين شخص و محيط به دو صورت سازگاري و سازمان انجام مي گيرد كه سازگاري جنبه بيروني آن و سازمان جنبه دروني آن (نظم بخشيدن و انسجام دادن به فرايندهاي ادراكي به صورت يك كل مجسم) مي باشد.
سازگاري به دو شكل انجام مي شود درون سازي و برون سازي و هر دوي آنها با هم روي مي دهند و هر دو مكمل يكديگرند كه تجارب فرد از طريق آنها در قالب ساختهاي شناختي يكپارچه مي شود.
براي آن كه بتوانيم كاربردهاي اين نظريه را درباره تعليم و تربيت بدانيم اگر تعريف تربيت را از زبان پياژه داشته باشيم، كار ما تا حدودي ساده مي گردد. تربيت از نظر پياژه عبارت است از: پرورش دادن افراد خلاق حتي اگر تعداد آنها زياد نباشد، حتي اگر آفرينشهاي يكي نسبت به ديگري محدود باشد، بايد مخترع و نوآور پرورش داد نه دنباله رو و تبعيت جو.
با توجه به اين تعريف به طور خلاصه مي توان پيامدهاي تربيتي نظريه پياژه را در سه اصل ذيل خلاصه كرد:
الف) فهميدن ب) ابداع كردن ج) آفريدن
اين موضعگيري پياژه براي فعال ساختن ياد گيرنده و پايان دادن به دوران معلم محوري تأكيد مي كند.
آمريكاييها علاقه مند بودند بدانند نظريه پياژه چگونه مي تواند در سرعت بخشيدن مراحل هوش به كار رود كه اين طرز تفكر ناشي از تسلط مكتب رفتار گرايي در آمريكا بود.
همچنين «هانت» معتقد بود آگاهي از مراحل پياژه و ساير اطلاعات مربوط به رشد به ما كمك مي كند بهره هوشي را تا 30 نمره بالا ببريم، ولي پياژه و همكارانش مخالف تسريع كردن رشد هوشي بودند. به اعتقاد پياژه تأكيد بر تسريع رشد هوشي نه تنها موفقيت آميز نيست، بلكه ممكن است خطراتي نيز در بر داشته باشد.
پياژه مي گويد: در قلمرو تعليم و تربيت به دانش آموزان بايد اجازه داده شود تا بيشترين فعاليت را شخصاً انجام دهند و با در اختيار گذاشتن وسايل مادي، فعاليتهاي آنها را در راستاي رشد شناختي سوق داد. در حوزه رياضي و منطق، كودكان فقط از چيزهايي كه خود كشف مي كنند دركي واقعي پيدا مي كنند و هرگاه سعي كنيم چيزي را خيلي زود به آنها بياموزيم، آنها را از كشف دوباره آن به وسيله خودشان بازداشته ايم، بنابراين، دليلي ندارد رشد هوشي را بيش از حد سرعت بخشيم.
اگر گمان كنيم كودك مفهوم عدد و ساير مفاهيم رياضي را فقط از طريق آموزش ياد مي گيرد، اشتباه بزرگي كرده ايم. وقتي بزرگترها سعي مي كنند مفاهيم رياضي را قبل از موعد به كودك بياموزند يادگيري او سطحي خواهد شد زيرا درك واقعي اين مفاهيم، از طريق رشد ذهني كودك امكانپذير مي شود.
همچنين پياژه معتقد است كودك بايد شخصاً دنياي اطراف خود را كشف كند. توصيه پياژه به معلمان اين است كه به جاي تسريع كردن يادگيري كودك به اميد بهبود بخشيدن به قدرت يادگيري او با اين فرض عمل كنند كه قدرت ذهني موجب يادگيري مي شود و مهمترين صور ذهني يك كودك آموختني نيست، بلكه خودجوش كسب مي شود.
پياژه و همكارانش معلمان را به در نظر گرفتن مرحله رشدي كه دانش آموزان در كلاس به دست آورده اند، تشويق مي كنند و از آنان مي خواهند به شاگردان اجازه دهند كه خودآموزي كنند و از آموزش تحميلي بيش از حد به آنان بپرهيزند. البته اين بدان معنا نيست كه در كلاس درس از راهنمايي معلم اجتناب شود، بلكه معلم محيط كلاس را طوري تنظيم كند كه باعث تسهيل يادگيري گردد. بخصوص وقتي دانش آموز دوره اول و دوم دبيرستان به تفكر انتزاعي برسد، مي تواند از تجربه افرادي كه در زمينه هاي خاصي به انديشه هاي منظمي رسيده اند، استفاده كند.
معلمان سال آخر دبيرستان نبايد به بهانه اينكه كشف دانش به وسيله خود دانش آموز معنادارتر است، از ارائه آن به دانش آموز امتناع كنند، زيرا قوام دانش محصول كوششهاي جمعي هزاران متفكر در طول ساليان است، البته اين بدين معني نيست كه دانش آموزان سال آخر دبيرستان نمي توانند مطالعات مستقل داشته باشند.
به طور خلاصه مي توان كاربردهاي تربيتي زير را از نظريات پياژه استخراج كرد:
فهم چگونگي تفكر كودكان در هر مرحله (همدلي هوشي): جهان تفكر و تعقل كودكان با بزرگسالان اختلاف فراواني دارد. نه تنها محتواي ذهني و فكري آنان، بلكه شيوه انديشيدن آنها با يكديگر متفاوت است.
پرورشكار واقعي بايد با نيازها، محدوديتهاي فكري و عقلي و پيشرفتهاي كودك در هر مرحله از رشد، آگاهي كافي داشته باشد تا بتواند او را به خوبي درك كند و پديده ها و مسايل را به صورتي ببيند كه كودك آنها را مي بيند. اين همدلي هوشي كار آساني نيست، اما از طريق مصاحبه، مشاهده و پرسشنامه مي توان آن را به دست آورد. فهم فرايندهاي شناختي كودكان براي آموزش آنها ضرورت تام دارد.
تناسب محتواي آموزش با رشد شناختي كودك:
تجارب يادگيري را طوري ترتيب دهيد كه براساس مرحله تفكري باشد كه به وسيله فرد فرد دانش آموزان يا گروه به دست آمده است و فعاليتهاي درسي خود را به گونه اي تنظيم كنيد تا شاگردان با ادراك كامل و به نحوي فعال در پيشرفتهاي يادگيري مشاركت نمايند. به خاطر داشته باشيد دانش آموزان دانش خويش را خود مي سازند (يادگيري فعال)
پياژه تأكيد مي كرد، دانش آموزان فقط ظروف خالي نيستند كه بتوان آنها را با اطلاعات پر كرد، بلكه او تأكيد داشت آنها محيط خود را احساس مي كنند و دانش خويش را فعالانه مي سازند.
استفاده از مواد عيني:
كودكان بويژه كودكان پيش دبستاني و دانش آموزان سالهاي نخستين دبستان، از طريق كار با اشياء، مواد و پديده هاي عيني به خوبي فرا مي گيرند. واژه ها و نمادها در اين دوره تأثير كمتري دارند بدين معني كه وقتي كودك بتواند اشياء را ببيند، احساس و لمس كند و به كار ببرد و شيوه هاي بهره گيري آنها را بياموزد، يادگيري و كاميابي او بيش از روشهاي ديگر خواهد بود. اين روش، نيروي اكتشاف و ابتكار را نيز در كودك تقويت مي كند. با توجه به اينكه كردار در واقع اساس و زيربناي گفتار است، كودكاني كه الاكلنگ بازي مي كنند و به چگونگي روش كار آن آگاهي تجربي دارند كيفيت كار اهرم و مسايل آن را در فيزيك دبيرستان بهتر از شاگرداني مي فهمند كه چنان تجربه اي ندارند.
آموزش تسلسلي:
اين انديشه كه فرايندهاي شناختي رشد مي كنند، در تسلسل بخشيدن به آموزش در خلال دوره هاي تحصيلي و حتي در خلال يك واحد درسي بخصوص در طول يك دوره تحصيلي نتايج ضمني دارد.
آموزش نخست با مرحله شلوغي و بي نظمي، يا مرحله اي كه كودك بتواند هر چه را بخواهد در دسترس داشته باشد، شروع مي شود. در اين مرحله بازيهاي ذهني به عمل درمي آيد. شما مي توانيد اين مرحله را در درس جغرافيا با ديدار از يك رودخانه يا يك دره شروع كنيد. بخش دوم اين زنجيره بايد بر رشد ادراكي متمركز شود. در اين بخش بايد به ويژگيهاي برجسته اشياء يا رويدادها اشاره كنيد، از محركهاي شنيداري- ديداري به طور گسترده اي استفاده كنيد و براي اشياء به جاي مدلولهاي انتزاعي از ارجاعهاي عيني، تصويري و نموداري بهره بگيريد.
اين بخش از آموزش به تصويرسازي حسي مربوط مي شود، اما اين تصويرسازيها در محيطي اجتماعي و با بزرگسالان آگاه روي مي دهد و در نهايت تسلسل آموزشي كه از تجربه تماس نزديك با اشياء شروع مي شود و به سوي توجه به ويژگيهاي ادراكي پيش مي رود به بحث كلامي درباره رويدادها مي رسد و به نظر مي آيد اين روند منطقي و معني دار باشد. معلمي كه با دانش آموز مشكل داري كار مي كند، مي تواند چنين تسلسلي را در ذهن داشته باشد.
تجربه نزديك پيش از تجربه با فاصله:
تجربه نزديك بايد بر تجربه هاي با فاصله مقدم باشد. براي آن كه كودكان بتوانند نقشه كشور را بفهمند، آنان ابتدا بايد با نقشه شهر، شهرستان و محله خود كار كنند. كودكان پيش از آن كه بتوانند دنبال چيزهاي ناشناخته بگردند و براي بيشتر آموختن از تجربه هاي خويش استفاده كنند، نياز دارند درباره محيط و اشياي نزديك خود بدانند. برخي اوقات، زماني كه معلمي در انتقال و تشريح مفهومي به كودك موفق نيست، بهتر است انديشه كند بهتر نيست به عقب برگردد و از سطوح حركتي و تصويري بهره بگيرد و آن گاه كار خود را دنبال كند. چنين بازگشتي به دانش آموز امكان مي دهد امور كلامي انتزاعي را كه در فهم آنها با مشكل روبه روست، بفهمد و بهتر درك كند.
توجه به سطح متوسطي از اطلاعات جديد هنگام يادگيري:
حداكثر يادگيري براي دانش آموزان زماني حاصل مي شود كه مواد جديد كمي فراتر از دانش كنوني وي باشد.
اگر معلم مطالبي را عرضه كند كه دانش آموز از قبل آگاه بوده، مطلب جديدي وجود ندارد كه او بياموزد. از طرف ديگر اگر معلم مطالبي را عرضه كند كه براي دانش آموز كاملاً تازگي داشته باشد، او قادر نخواهد بود مطالب جديد را در طرحهاي موجود ذهني خود درونسازي كند. مواد آموزشي با سطح متوسط تازگي هم با دانش فعلي دانش آموز تفاوت اندكي دارد و موجب كشمكش رضايت بخش مي شود و هم در حدي آشناست كه به صورت معنادار و درونسازي مي شود. به عنوان مثال دانش آموز آشنا به تقسيم ساده ممكن است براي تقسيمات بزرگتر آماده باشد، ولي براي درك درس جبر هنوز آمادگي ندارد.
تنظيم سرعت يادگيري به صورت يادگيري خودگردان توسط دانش آموز:
كودكان بايد مجاز باشند تا مطابق با روند رشد خود تا حد امكان با گامهاي خويش پيش روند. آنان بايد خود فرصت اقدام داشته باشند، نه آن كه هر چه فرا مي گيرند بر آنان تحميل شده باشد.
چنين مسأله اي به آموزش انفرادي اشاره دارد تا آموزش جمعي كه گروهي دانش آموز را در شرايط يكسان زير پوشش دارد.
بعضي كودكان به كمك بيشتر و متنوع تري نيازمندند و اين آموزش انفرادي گرچه بسيار وقت گير است، ولي شناختي براي معلم ايجاد مي كند كه از طريق ساير منابع اطلاعات (مثلاً: آزمونهاي معيار شده) به دست نمي آيد.
كنش متقابل با همسالان:
از طريق كنش متقابل با همسالان، در سطح بدني و كلامي، كودك از عقايد و اظهارنظرهاي همسالان خود و بزرگسالان آگاه مي شود، بنابراين خود محوريش تعديل مي يابد. يعني كودك درمي يابد ديگران چگونه مسايل را مي بينند و مجبور مي شوند خود را آشكارا ابراز كنند.
تأكيد بر روي يادگيري واقعي نه يادگيري كلامي صرف:
پياژه تأكيد دارد نياز اصلي كودك در گرو رشد شناختي اوست و بر اين اساس ميان يادگيري كلامي صرف و يادگيري واقعي تفاوت قايل است. منظور از يادگيري واقعي آن است كه كودك بتواند تجربه هاي تازه را همگون سازي كند و با تغييراتي، آنها را در ساختار رواني خود جاي دهد و با موفقيت به تعميم آنها بپردازد.
اين نوع يادگيري هنگامي ايجاد مي شود كه كودك آمادگي ذهني و رواني لازم را به دست آورده باشد. پياژه همواره تصريح مي كند، اگر به كودك پيش از موقع مفاهيم را بياموزند، يادگيري او طوطي وار خواهد بود. بنابراين از لحاظ تربيتي، معلمان بايد توجه كنند يادگيري دانش آموزان از نوع واقعي باشد، نه يادگيري كلامي صرف.
تمركز بر انگيزشهاي دروني:
طرفداران پياژه در تعليم و تربيت اصراري براي دادن پاداش خارجي به هنگام اجراي خوب يك فعاليت ندارند. براساس نظريه پياژه در زمينه تعادل جويي، رشد واقعي ذهن، خود پاداش خود است. زماني كه دانش آموزان تضادهاي پيشين را حل مي كنند، از نبود تعادل به سوي تعادل حركت مي كنند و نيازي به پاداش خارجي نيست. البته معلماني كه به پياژه گرايش دارند، بر اين باور نيستند كه اصلاً جايي براي پاداش خارجي وجود ندارد، آنها تنها معتقدند پاداش خارجي مهمترين مبناي يادگيري نيست. معلمان موفق به دانش آموزان اجازه مي دهند كشمكش و موفقيت را تجربه كنند.
توجه به مباني رشد يادگيري:
از آنجا كه كودكان از طريق درونسازي تجارب جديد در دانش قبلي، به دانش خويش مي افزايند، دانش قبلي مبناي يادگيري ايشان را فراهم مي كند. دانش غلط يا دانشي كه به صورت ضعيف سازمان يافته، ممكن است درك اصيل مواد آموختني جديد را ناممكن سازد. موقعي كه معلمان اطلاعات جديدي را به دانش آموزان خود عرضه مي كنند، بايد از خود بپرسند، اطلاعات قبلي ضروري براي درك آن چيست و قدمهاي لازم براي تشخيص اينكه آيا دانش آموزان اين اطلاعات را دارند يا نه، بردارند.
در نظر داشتن تفاوتها و ارج نهادن به عقايد دانش آموزان:
پياژه بيشتر از هر كس ديگري دقيقاً بعضي از تفاوتهاي بين كودكان و بزرگسالان را نشان داده است. وي معتقد است دليل نبود درك يك دانش آموز، ممكن است صرفاً كمبود اطلاعات نباشد، بلكه ممكن است ديدگاه كاملاً متفاوتي باشد كه او درباره مسايل دارد. از ديدگاه پياژه تشخيص نحوه درك مسايل توسط دانش آموز بسيار مهم است، هر چند آن درك صحيح نباشد، زيرا چنين دركي به معلمان كمك مي كند محدوديتهاي فكري كودكان را به طور آسانتري بپذيرند و همچنين به طور مؤثرتري با آنان ارتباط برقرار كنند.
به عبارتي تحليل خطاهاي كودك، اطلاعات بيشتري براي آزمونگر به ارمغان مي آورد تا عملكرد درست وي. اگر معلم به جاي آگاه كردن صرف دانش آموزان از خطاهايشان وقت بيشتري صرف تحليل و تفسير خطاهاي آنان بكند، اطلاعات بسيار بيشتري به دست خواهد آورد كه در كار آموزش آنان به او كمك خواهد كرد.
اگر كودك را در جريان رويدادهاي متعدد طبقه بندي اشياء و تحولات فكري بر بنياد روشهاي پياژه قرار دهيم، به پيشرفت منطقي او كمك كرده ايم، در نتيجه جهان گسترده تر و متنوع تري به روي او گشوده مي شود و قادر خواهد بود مسايل و مشكلات خود را با سهولت و انعطاف پذيري بيشتري حل كند.
دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
عیدتان مبارک
راههایی ساده برای شاد بودن
راههایی ساده برای شاد بودن
خوشحالی و غمگینی را می توانید خود انتخاب كنید. پس خوشحالی را انتخاب كنید.
هر روز سه انسان را ستایش كنید.
در صورت امكان طلوع خورشید را تماشا كنید.
اولین نفری باشید كه سلام می كنید.
اگر افرادی را دوست دارید، برای گفتن آن وقت را تلف نكنید.
با همه به گونه ای رفتار كنید، كه دوست دارید با شما رفتار كنند.
هیچگاه تسلیم كسی نشوید و آنگاه است كه معجزه رخ می دهد.
سعی كنید هر روز اسم افرادی را به خاطر بیاورید.
از نطر فكری خشن و از نظر احساسی نازك دل باشید.
از آنچه باید مهربانتر باشید.
بدانید یكی از بزرگترین نیازهای محیطی نیاز به قدر دانی است.
به قول خود وفا كنید.
یاد بگیرید حتی زمانكه احساس خوبی ندارید، خود را بشاش نشان دهید.
هر چیز بهتری را كه پیدا می كنید رها كنید.
به خاطر داشته باشید برنده ها كارهایی را انجام می دهند كه بازنده ها می خواهند آن كار را انجام دهند.
وقتی به سر كار خود می رسید، اجازه دهید اولین چیزی كه به زبان می آورید باعث افزایش روحیه همكارانتان شود.
تحت تاثیر اهدافتان زندگی كنید.
كلنجار ررفتن با گذشته را متوقف كنید.
تاثیر نماز بر شادابی جسم
امروزه ضرب المثل ایرانی "خنده بر هر درد بی درمان دواست " مصداق كاملاً علمی پیدا كرده است.
دانش پزشكی در قرن حاضر به وضوح می داند، اشخاصی كه اصطلاحاً یك لب و هزار خنده گفته می شوند، نسبت به آنان كه به اصطلاح با خودشان نیز قهرند و نسبت به زندگی بد بین و عبوس هستند، بسیار كمتر دچار بیماری های جسمی و روانی می شوند.
به این ترتیب هر عاملی كه شادابی را به انسان هدیه كند، در واقع به سلامتی جسم و روان او كمك كرده است. اما نكته بسیار مهمی كه دانش طب به بشر آموخته است، این مطلب است كه شادابی و افسردگی انسان پیش از آنكه تحت كنترل و اراده او باشد، زیر فرمان تغییرات مواد شیمیایی در سلسله اعصاب مركزی انسان است.
از جمله این مواد شیمیایی " دوپامین " را می توان نام برد که افزایش آن در بدن سبب می شود، انسان بدون اراده دچار ناراحتی گردد و كاهش این ماده نیز سبب شادی غیر ارادی انسان خواهد شد.
به عنوان مثال، عصبانیت و ناراحتی غیر ارادی و بدون علت صبحگاهی، كه حالت شدید آن به عنوان ملانكولی یا همان مالیخولیا ( افسردگی درون زاد صبحگاهی) شناخته می شود، در اثر تغییرات و كم و زیاد شدن همین مواد شیمیایی به وقوع می پیوندد.
از دیگر مواد شیمیایی داخل بدن كه به طور غیر ارادی سبب شادی انسان می شود و به او شعف و نشئه بی نظیر می بخشد ، ماده ای به نام “ كورتیزول " است كه میزان آن در داخل بدن انسان در ساعات سحرگاهی به شدت افزایش می یابد و در صورت بیدار بودن انسان در این ساعات، لذت و شعف سرمست كننده ای به او دست می دهد كه بی شك بر زندگی او در تمام طول روز تأثیر گذار است.
افزایش كورتیزول در ساعات اول صبح و ارتباط آن با سرخوشی صبحگاهی كه امروزه از مسلمات پزشكی است، در واقع توجیه قابل توجهی است بر همه مضامینی كه در فرهنگ و ادب و عرفان پیرامون "اسرار سحر" معرفی می شوند.
در اشعار خواجه شیرین سخن شیراز، حضرت حافظ، موارد بسیاری را می توان یافت که نشان می دهد به سرخوشی و شادابی سحرگاهی و تأثیر آن در زندگی انسان توجه شده است.
هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود
ضرب المثل ایرانی مشهور كه منسوب به بزرگمهر می باشد، یعنی: "سحر خیز باش تا كامروا باشی" نیز اشاراتی نغز به تأثیر بیداری صبحگاهی بر زندگی شادكامانه و سعادت آمیز دارد.
به این ترتیب واضح است، امر واجب نماز صبح با ارزانی داشتن بیداری صبحگاهی به انسان، تقدیم كننده شادابی به جسم و روان او می باشد و یك نتیجه مهم این شادابی، سلامت جسم و روان خواهد بود .
صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هرچه كردم همه از دولت قرآن كردم
معنویات چه تاثیراتی در زندگی خانوادگی دارد؟
اعتقاد به مسائل معنوی بر سلامت جسمانی نیز تأثیر گذار است. طبق آمار مشخص شده است افراد مذهبی، کمتر دچار رفتارهای ناپسند مانند خودکشی و اعتیاد به مواد مخدر و ... می شوند.این افراد به ندرت دچار استرس و فشارهای عصبی می شوند و درصد رضایتشان از زندگی نیز به مراتب بیشتر از دیگران است. تحقیقات اخیر بیانگر این حقیقت است که بین سلامت جسم و روح و داشتن اعتقادات مذهبی ارتباطی مستقیم برقرار است. به عبارتی دیگر، افراد در تمام سنین هر چه قدر به مسائل مذهبی پای بندتر باشند، سالم تر و سر زنده تر به نظر می آیند. کاهش افسردگی، بالا رفتن میزان سیستم دفاعی بدن و داشتن فشار خون منظم، همگی به دلیل آگاهی از مسائل معنوی و داشتن ایمان قوی است. این موارد هیچ گونه منافاتی با مراقبت های پزشکی و مصرف دارو ندارد. اما وقتی فرد بیمار از هر دو این موارد به طور هم زمان بهره می برد، تأثیر آن به مراتب بهتر خواهد بود. اکنون بهتر است بدانیم منظور از معنویت چیست و چگونه می توان به وسیله آن سلامت خانواده را تأمین کرد؟
● معنویت و سلامت جسمانی
سال ها پیش پزشکان و دانشمندان، بیشتر روی تاثیر داروهای شیمیایی تاکید می کردند؛ اما در ۱۰ سال گذشته نگاه ها نسبت به این قضیه متفاوت شد و آن ها به این نتیجه رسیدند که ایمان و مذهب تأثیر مستقیمی روی سلامت جسم دارد و با بیماری ها به طور چشمگیری مبارزه می کند. به عنوان مثال وقتی شما در مراسم مذهبی یا کلاس خودشناسی شرکت می کنید، از طریق دعا می توانید بر مشکلات و بیماری ها نیز بهتر غلبه کنید. این مورد حتی برای بچه ها و نوجوانان نیز صادق است و آن ها نیز از تأثیرات مثبت آن بهره لازم را خواهند برد.طی تحقیقات انجام شده شرکت در این گونه مراسم و ایمان واقعی داشتن، درصد افسردگی را در فرد کاهش می دهد و فرد را شادتر و طول عمر را بیشتر می کند. به طور کل این افراد از لحاظ روحی و جسمی سالم تر به نظر می آیند.
روحیه افراد مسنی که به طور مرتب در مراسم مذهبی شرکت می کنند بسیار بهتر از دیگران است. به دلیل کارکرد بهتر سیستم دفاعی بدن این افراد از لحاظ جسمی سالم تر هستند و فشار خون پایین تری دارند. در ضمن تحقیقات نشان داده است شانس زنده بودن افرادی که تحت عمل جراحی قلب باز قرار گرفته اند و دارای ایمان قوی نیز هستند، به مراتب بیشتر از دیگر افراد است.


● معنویت و سلامت روحی
کسی که به معنای واقعی ایمان دارد و دارای اعتقادات مذهبی است از لحاظ روحی، روانی نیز سالم تر است و با مشکلات زندگی بهتر و عاقلانه تر کنار می آید.وقتی شما به خدا ایمان دارید، در تمام مراحل زندگی به او توکل می کنید و لحظه ای از راهنمایی های او بی نصیب نخواهید بود. به طور حتم، شما با خانواده هایی مواجه شده اید که با مشکلات بسیاری روبه رو هستند اما وجود همین اعتقادات مذهبی، مسیر زندگی آن ها را به کلی تغییر داده و اراده آن ها را برای مبارزه با مشکلات دو چندان کرده است. بنابراین یکی از قدرتمندترین و مهم ترین منابع قدرت در فرد وجود ایمان و اعتقادات مذهبی اوست.مطالعات پزشکی نیز این موضوع را تأیید می کند که معنویت تأثیر بسیار زیادی بر سلامت ذهن و روح افراد دارد. طی تحقیقاتی که روی گروهی از افراد بیمار به عمل آمد، مشخص شد که تأثیر ایمان و اعتقاد در بهبودی وضعیت جسمانی آن ها حدود ۵۰ درصد مؤثر بوده است، به عبارتی دیگر هر چقدر ایمان فرد بیشتر باشد، سریع تر می تواند بر بیماری های خود غلبه و بستر بیماری را ترک کند؛ علت اصلی آن نیز داشتن امید و مثبت نگری در این افراد است. همین ویژگی در آن ها باعث می شود کمتر دچار افسردگی شوند و از زندگی خود نیز بهره لازم را ببرند. شرکت در مراسم مذهبی باعث می شود اعتقاد خانواده نسبت به مسائل معنوی افزایش یابد، ولی این تنها راه حل نیست. بهتر است بدانید برای بالا بردن سطح معنویت در زندگی راه های گوناگونی وجود دارد. به منظور متبلور شدن ایمان در خانواده، ابتدا باید ارزش های خود را مورد ارزیابی قرار دهید.
وجود اعتقادات معنوی در زندگی بسیار حائز اهمیت است و سلامت جسم و روح تک تک اعضای خانواده را تضمین می کند.
تاثیر نماز بر سلامت روانی كودكان
رب اجعلنی مقیم الصلوه و من ذریتی ربنا و تقبل دعاء
پروردگارا ! من و فرزندانم را از اقامه كنندگان نماز قرار ده و دعای مرا قبول فرما.
سوره مباركه ابراهیم ـ آیه شریفه 40
عبارت مشهور"العلم فی الصغر، كالنقش فی الحجر"(دانش در كودكی، مانند نقش پایدار در سنگ است)، امروزه با پیشرفت دانش پزشكی و روان پزشكی و به خصوص با پیدایش روان كاوی توجیه كامل علمی پیدا كرده است.
روان شناسی مدرن، با تداعی از مكتب روان كاوی فروید و نظریات "ژان پیاژه"، "جان باولف" و بسیاری از دانشمندان دیگر، به ما می گوید كه مهم ترین دوران زندگی بشر كه به وجود آورنده شخصیت نهایی او خواهد بود، دوران كودكی است. بر این اساس هر قدمی كه در جهت ایجاد سلامت روانی اطفال برداشته شود، به نوبه خود سبب ایجاد جامعه ای سالم و موفق خواهد شد.
اما بزرگ ترین موهبتی كه ممكن است در جهت ایجاد سلامت روانی نصیب یك طفل نورسیده گردد، پای گذاشتن او در خانواده ای مؤمن و نمازگزار است.
تعالیم آیین حیات بخش اسلام كه حتی كوچك ترین مسائل بشری را بدون پاسخ نگذاشته است، از همان بدو تولد نوزاد برای او برنامه ها و روش های متعددی دارد كه عمل به آنها ضامن سعادت و سلامت همیشگی انسان است.
از جمله در بعد سلامت روانی، آیین اسلام به والدین و به خصوص پدر، مؤكداً حكم كرده است كه مثلاً نام نیك بر بچه بگذارند(1) و امروز علمای روان شناسی متفقاً به این نتیجه رسیده اند كه چگونه نام یك كودك در شكل گیری شخصیت او تأثیر گذار است و چگونه یك نام بد ممكن است،موجبات تحقیر كودك(مثلاً تمسخر او توسط همسالان) و در نتیجه تزلزل شخصیتش گردد و یا هنگامی كه روان كاوی در قرن بیستم، حكایت از حضور تظاهرات نهفته اما مقتدر جنسی در وجود اطفال می كند ، آنگاه مفهوم عمیق آن بخش عظیم از احادیث و روایات معصومین(ع) كه مثلاً بوسیدن دختران توسط مرد نامحرم را بعد از 5 ، 6 سالگی منع كرده اند.(2)
در هر صورت كودكی كه در خانواده مؤمن و نمازگزار به دنیا می آید و زمزمه حیات بخش اذان و اقامه در گوش راست و چپش نخستین نغمه زندگی او می گردد، كودكی است كه گام در مسیری سعادت بخش گذاشته است.
تغذیه كودك تا دو سال به وسیله شیر مادر و بهره مندی كامل او از آغوش پر مهرش كه یك موهبت اسلامی است به او ایمنی محیر العقولی در مقابل بخش عظیمی از بیماری های روانی می بخشد، مثلاً احتمال اضطراب یا افسردگی كه بر اثر جدایی از مادر به وقوع می پیوندد، بسیار كم می شود. چرا كه امروزه روشن شده است اكثر كسانی كه به دام مهلك اعتیاد گرفتار می آیند كسانی هستند كه در كودكی، از شیر و آغوش مادران شان محروم بوده اند.(3)
شیوع اسكیزوفرنی كه خطرناك ترین و مهلك ترین بیماری در روان پزشكی است در بچه های خانواده های مسلمان و نمازگزار بسیار کم است، چرا كه علم امروز ثابت كرده است كه بروز اسكیزوفرنی، ارتباط معنی داری با وجود سیستم زن سالاری در اداره خانواده ها دارد(4) که مسلماً در خانواده های نمازگزار، با رعایت اصول درخشان قرآنی، از قبیل(الرجال قوامون علی النساء) و رد صریح و قاطع سیستم شوم "زن سالاری"، قدم بزرگی در جهت كاهش میزان ابتلا به این اختلال برداشته می شود.
همچنین درباره آثار مثبت و متعدد، قانون مؤكد اسلامی مبنی بر آزاد گذاشتن كامل كودكان تا سن 7 سالگی و پرهیز از تنبیه و محدودیت برای آنها می توان تعمق بسیار نمود.
اما بعد دیگر،تأثیری است كه نماز به طور مستقیم بر حالات روانی اطفال دارد و آن بر اثر نماز خواندن خود كودك حاصل می شود.
شروع نماز در سنین كودكی سبب می شود كه او این صفت حسنه را به صورت یك عادت معمول و سازنده در جسم و روان خود، ملكه نماید و جزو برنامه های همیشگی زندگی خود، قرار دهد و در نتیجه از همه فواید نماز، در بعد سلامت روانی در آینده برخوردار گردد.
به علاوه با شروع نماز در دوران كودكی، مفاهیمی مثل خدا و مذهب و دستوراتی مثل تعالیم اسلامی، چنان در ذهن پذیرنده و شفاف كودك كه هنوز سنگینی و تیرگی گناهان ظرفیت های فكری و مغزی او را آلوده نكرده است، جای می گیرد كه امكان شك و تردید در این زمینه در آینده بسیار كاهش می یابد.
این نكته به خصوص باید مورد توجه خانواده هایی قرار گیرد كه با وجود آن كه خود را مسلمان می دانند اما وقتی كه فرزندشان به سن تكلیف می رسد او را به بهانه این كه:
"هنوز خیلی كوچك است !" به خواندن نماز تشویق نمی كنند. این مسئله كه با كمال تأسف به خصوص در مورد دختر بچه ها كه سن تكلیف آنها پایین تر است(9 سالگی)، شیوع بیشتری دارد، مسبب عوارض مخرب بسیاری در آینده كودك خواهد شد.
در حقیقت پدر و مادرانی كه با دلسوزی ساده اندیشانه، فرزند خود را به برپاداری نماز تشویق نمی كنند، خیانت بزرگی از جهت محروم نمودن كودك خویش از این نعمت بزرگ مرتكب می شوند. چرا كه به این ترتیب گویی به آلودگی كودك خویش، به انواع گناهان و انحرافات و بدبختی ها و بیماری های جسمی و روانی، رضایت داده اند و او را به خسارت سنگین در دنیا و آخرت محكوم نموده اند.
به همین دلیل است كه آیین مقدس اسلام و به خصوص ائمه بزرگوار شیعه(ع) با توصیه های مؤكد، مسلمانان را به آموزش مرحله به مرحله نماز به كودكان فرا خوانده اند و حتی با این كه از مجازات ها و تنبیهات بدنی در مورد كودكان، به خصوص قبل از 7 سالگی، منع نموده اند در مورد ترغیب به نماز گاهی امر به تنبیه كودكان فرموده اند. در این مورد در حدیثی معتبر از حضرت امام صادق(ع) آمده است كه فرمودند: چون پسر، سه ساله شود، پدر و مادر به او می گویند كه: هفت مرتبه بگو "لا اله الا الله" و چون سه سال و هفت ماه و بیست روز از عمرش بگذرد، به او می گویند كه هفت مرتبه بگوید: "محمد رسول الله" ، پس چهار سالش تمام شود به او می گویند كه هفت مرتبه بگوید: "صلی الله علی محمد و آله" پس چون پنچ سالش تمام شود او را وا می دارند كه خدا را سجده كند.
اما چون شش سالش تمام شود. نماز را به او یاد می دهند و چون هفت سالش تمام شد، وضو را به او یاد می دهند و او را به نماز امر می كنند و چون نه سالش تمام شود وضو و نماز را به خوبی به او می آموزند و از ترك وضو و نمازاو را نهی کنند. پس چون كودك وضو و نماز را یاد گرفت، خداوند پدر و مادرش را خواهد آمرزید.(5)
مفاهیم عمیق این حدیث از جمله این كه اقامه نماز پس از اقرار به توحید و نبوت(كه اساسی ترین اصول اعتقادی اسلام هستند) قرار گرفته و این كه عمل به این حدیث ضامن آمرزش پدر و مادر تلقی شده است، باید به دقت مورد توجه خانواده ها قرار بگیرد.
پی نوشت:
1- حدیث از امام صادق(ع) ـ كافی جلد 6 صفحه 49
2- برای مشاهده این قبیل احادیث مراجعه كنید به كتاب ارزشمند حلیه المتقین، اثر علامه بزرگ مجلسی(ره)، صفحه 49
3- برای مطالعه درباره تاثیرات روانی تغذیه با شیر مادر رجوع كنید به مجموعه مقالات سمینارهای مربوطه و به خصوص تحقیقات آقای دكتر یاسمی(روان پزشك)
4- رجوع كنید به مجموعه ارزشمند و بی نظیر"اولین دانشگاه، آخرین پیامبر" اثر جاودانه شهید دكتر سید رضا پاك نژاد ـ جلد 21
5- حلیه المتقین، علامه مجلسی (ره)
نکته مهم اولين کنکور دکتري
21 آمار مهم آزمون نيمه متمرکز دکتري سال 91-90 شامل زمانهاي مهم آزمون، شرايط ثبت نام و برخي ويژگيهاي اولين کنکور سراسري دکتري در قالب يک جدول منتشر شد.
به گزارش خبرنگار مهر، اولين آزمون نيمه متمرکز دکتري 91-90، امسال با برنامه ريزي وزارت علوم و سازمان سنجش تدارک ديده شده است که جدول 20 نکته مهم اين آزمون مانند يک تقويم آزمون ميتواند پيش روي داوطلبان اين آزمون قرار گيرد.
20 نکته مهم درباره آزمون نیمه متمرکز دکتری
|
ردیف |
سوال |
جواب |
|
1 |
تاریخ آغاز ثبت نام آزمون |
3 بهمن ماه |
|
2 |
تاریخ پایان ثبت نام آزمون |
10 بهمن ماه |
|
3 |
تعداد گروههای آزمایشی آزمون |
9 گروه آزمایشی |
|
4 |
چگونگی دریافت دفترچه راهنما و کارت اعتباری ثبت نام آزمون |
مراجعه به سایت سازمان سنجش به نشانی www.sanjesh.org |
|
5 |
تعداد رشته هایی که هر داوطلب می تواند متقاضی آن برای شرکت در آزمون شود |
یک رشته |
|
6 |
فرصت ویرایش اطلاعات ثبت نامی آزمون |
فرصتی در نظر گرفته نشده است |
|
7 |
زمان انتشار اطلاعیه توزیع کارت آزمون |
16 اسفند ماه 89 |
|
8 |
زمان توزیع کارت آزمون |
22 و 23 فروردین ماه 90 |
|
9 |
زمان برگزاری آزمون |
25 فروردین ماه 90 |
|
10 |
تعداد سوالات هر درس آزمون |
مشخص نیست |
|
11 |
نوع سوالات آزمون |
کوتاه جواب |
|
12 |
نحوه دسترسی به منابع آزمون |
مراجعه به سایت سازمان سنجش به نشانی www.sanjesh.org |
|
13 |
سهم آزمون کتبی سازمان سنجش در محاسبه امتیاز داوطلب در این آزمون |
80 درصد |
|
14 |
سهم سوابق تحصیلی در محاسبه امتیاز داوطلب در این آزمون |
20 درصد |
|
15 |
میزان و نحوه تأثیر سوابق تحصیلی در آزمون |
مجموع معدلهای کارشناسی و کارشناسی ارشد داوطلب دکتری به میزان 20 درصد |
|
16 |
تعداد دانشگاههای مجری پذیرش دانشجوی دکتری 91- 90 |
86 دانشگاه |
|
17 |
ظرفیت پذیرش در دوره دکتری سال تحصیلی 91-90 |
5 هزار و 600 نفر |
|
18 |
میزان سهمیه رزمندگان در آزمون |
سهمیه 20 درصدی |
|
19 |
شیوه تصحیح پاسخنامه های آزمون |
ماشینی |
|
20 |
پاسخ به سوالات زبان آزمون سراسری دکتری حتی در صورت داشتن نمره های بالای تافل و ... |
پاسخ به سوالات زبان اجباری است |
|
21 |
زمان معرفی داوطلبان چند برابر ظرفیت به دانشگاهها |
اردیبهشت 90 |
سخن
– افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران میکنند (مشاوره، راهنمایی و …)، از رسیدن به زندگی خود باز میمانند.
– گفتن حقیقت مهم است؛ این مهم نیست که ما راست میگوییم و دیگران اشتباه میکنند.
– هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست.
– آنچه که در ظاهر هر شخص میبینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست.
– جرات و شهامت این نیست که روبروی شیر بایستیم بلکه این است که بفهمیم چطور میتوان از شر او جان سالم بدر برد.
– ما از همان اول پدر و مادر زاده نشدهایم، بلکه باید بیاموزیم که چطور میتوان پدر و مادر بود.
– کلماتی که بر زبان جاری میگردند، قدرت خود را از ما گرفتهاند – از خود هیچ قدرتی ندارند.
– افراد خردمند در سکوت به سر میبرند تا بیش از هر چیز صدای تمنای خود را بشنوند.



































