يكي از زير مجموعه‌هاي اين علم، گرايش مطالعات تطبيقي در حوزه آموزش‌عالي است كه طي سالهاي اخير رشد يافته است. در دنياي امروز رشد گرايش به مطالعات تطبيقي مي‌تواند به عنوان محركي براي تقويت يك هويت مشترك و كيفيت روبه رشد در آموزش‌عالي باشد.

   بيشترين پروژه‌هاي تطبيقي در آموزش‌عالي پروژه‌هاي اكتشافي هستند و بيشترين بازدهي را در توسعه و ايجاد آگاهي‌هاي غير منتظره و برنامه‌ريزي نشده دارند.

   از ويژگيهاي برجسته اين نوع مطالعات حضور گروههاي پژوهشي همكار بين‌المللي است، كه اجراي پروژه‌هاي فرا مليتي را درحوزه‌ نظامهاي آموزش‌عالي كشورهاي جهان به اجرا در مي‌آورند.

   اين مطالعات براي فهم حقيقي كه بوسيلة روندهاي مشابه بين‌المللي شكل داده‌ مي‌شوند  همچنين براي اصلاح و بازسازي مجدد نظامها براساس ملاحظات و مشاهدات تطبيقي و رشد و افزايش فعاليت‌هاي بين‌المللي و فرا مليتي لازم و حياتي هستند. از جـمله كتابــها در اين حوزه‌، كتاب آموزش‌عالي تطبيقي نوشته Phillip .G. Altbaeh چاپ 1998 است. Ulrich teichler از دانشگاه كاسل آلمان معتقد است مطالعات تطبيقي دربارة آموزش‌عالي بيشترين فايده و بازدهي را در از بين بردن استدلالهاي انتزاعي و ذهني مبتني بر تجربيات محدود دارد.

   امروزه اهم موضوعات مورد مطالعه در حوزه آموزش‌عالي تطبيقي يا مطالعات تطبيقي در حوزه آموزش‌عالي عبارتند از:

        l   دسترسي به آموزش‌عالي l   نابرابري در آموزش‌عالي   l   كيفيت در آموزش‌عالي l   فرآيند ارزيابي اساتيد

        l   افت تحصيلي  l   مقايسه آموزش‌عالي زنان l   مقايسه تطبيقي شهري l   منابع تأمين مالي در نظامهاي مختلف

        l   مطالعة تطبيقي سياستهاي آموزش‌عالي  ………

     چالش كنوني جهاني شدن، امروزه فرصتهاي جديدي را بر سر راه مطالعات تطبيقي ايجاد كـرده است. در عين حال، جهاني شدن نيازمند گفتگوي اثر بخش‌تر بين آموزشگران تطبيقي در اقصي نقاط جهان است.  يك تعهد مشترك نسبت به فهم نقش آموزش در فرآيند جهاني شدن و برعكس وجود دارد. از انواع روشهاي مورد استفاده در مطالعات تطبيقي به الگو برداري قياسي يا ترازيابي (benchmarking)، تجزيه و تحليل و Comparative case study مي‌توان اشاره كرد.