پرورش استعداد کودک

از آنجا که پرورش استعدادهاي کودک تأثير ويژه اي در تربيت صحيح او دارد، شناخت اين استعدادها و جهت دهي به آنها امري ضروري خواهد بود. استعدادهاي گوناگوني از قبيل استعداد ديني، علمي، اخلاقي، عاطفي و غيره در انسان وجود دارد .

الف- استعداد ديني

هر انساني از فطرت الهي برخوردار است و اين گرايش از ابتداي کودکي در او وجود دارد. اگر اين استعداد الهي شکوفا شود و با تربيت صحيح، کودک به سوي خدا و گرايشات الهي ومعنوي رهنمون گردد، روح ديني در او زنده شده، انساني متديّن بار مي آيد، ولي اگر در دوران کودکي هيچ گونه هدايت وراهنمايي در زمينه ي شکوفايي اين استعداد انجام نشود، ممکن است با گذشت زمان فطرت الهي او، از مسير صحيح منحرف شود، بنابراين، پدر و مادر در مورد پرورش استعداد ديني کودک، وظيفه ي مهمّي به عهده دارند. امام سجّاد عليه السلام مي فرمايد:
«و انک مسؤول عمّا وليته به من حسن الادب والد لاله علي ربه»(1)
تو پدر) در سرپرستي فرزند خود مسؤول هستي که طفل را مؤدّب و با اخلاق پسنديده پرورش دهي و او را به سوي خداوند متعال راهنمايي کني .
غفلت از اين وظيفه ي اساسي، مي تواند ضربه هاي بزرگي به ايمان و دين فرزند ما وارد کند. از اين رو، رهبر بزرگوار اسلام در سخني عتاب آلود، نگراني خويش را از سهل انگاري در اين مورد چنين ابراز مي دارد:
واي بر فرزندان آخرالزمان از روش ناپسند پدرانشان! عرض شد: اي رسول خدا از روش پدران مشرک؟ فرمود، نه. ازپدران مسلمان، که به فرزندان خود هيچ يک از واجبات ديني را نمي آموزند و به مقدار ناچيزي از امور مادي درباره ي آنان قانعند. من ازچنين کساني بيزار وآنان از من بيزارند. (2)
پدر ومادر بايد با بيدار کردن شعور مذهبي کودک ومتجلّي کردن شخصيّت الهي او، به رشد مذهبي اش کمک کنند. سخنان پدر و مادر بايد بگونه اي باشد که کم کم او را متوجّه خدا کند و با بيان بعضي از اوصاف الهي نظير رحمت، عدالت و احسان خدا که براي کودک جالب و جذّاب است، کودک را به خدا علاقه مند سازند.
در تربيت ديني کودک، توجّه به نکات بسياري لازم است که برخي را به عنوان نمونه در زير مي آوريم:

1- انجام آداب اسلامي

شايسته است که پدر و مادر مسلماني که صاحب فرزند مي شوند، نخست آداب ويژه ي ولادت را که اسلام بيان کرده، درباره ي او پياده کنند واز روزهاي نخست زندگي، او را با آداب اسلامي آشنا سازند. (3)
علاوه بر اين، شايسته است نام نيکويي براي کودک انتخاب شود، چراکه نام هرکس، تأثير زيادي در شخصيّت او دارد. هر اسمي تداعي کننده ي معنايي خاص و ارائه دهنده ي الگويي ويژه است، بخصوص اگراز نام شخصيّتي ممتاز گرفته شده باشد. در اين صورت، ويژگيهاي شخصيّت مورد نظر به صاحل اسم سرايت کرده، از اين رهگذر در او تأثير مثبت يا منفي مي گذارد.
رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله مي فرمايد:
«من حق الولد علي والده ثلاثه: يحسن اسمه و يعلمه الکتابه و يزوجه اذا بلغ» (4)
سه چيز از حقوق فرزند بر پدر است: اسم نيکو برايش انتخاب کند، نوشتن به او بياموزد و وقتي به سنّ بلوغ رسيد، برايش همسر بگيرد.
در اين ميان، نامهايي از اولويت برخوردارند که يادآور بندگي خدا باشد (5) مانند عبدالله، عبدالرحيم، عبدالرّحمان... و در مرحله ي بعد، اسامي پيامبران و امامان که بهترين آنها نام مبارک «محمّد» است. پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله فرمود:
«من ولد اربعه اولاد و لم يسم احدهم باسمي فقد جفاني» (6)
هر کس داراي چهار فرزند شود، و هيچ يک را به اسم من ننامد، به من جفا کرده است.
روشن است که اين نامگذاري براي ما و فرزندانمان سودمند است و موجب رشد معنويّت در خانواده و پرورش مذهبي فرزندان ما خواهد بود.

2- آموزش ديني

کودک با فطرت الهي خويش آمادگي دارد که با آموزشهاي ديني آشنا شود، به عبارت ديگر يک نياز دروني او را به فراگيري آموزشهاي ديني فرا مي خواند. اگر پدر و مادر، به اين نياز کودک جواب مثبت ندهند و با آموزشهاي سازنده و آگاهيهاي لازم او را هدايت نکنند، ممکن است ذوق و گرايش ديني کودک مخدوش شده و افکار انحرافي در ذهن او رسوخ کند. از اين رو، پدر و مادر بايد کودکان خود را با آموزشهاي ديني و سخنان هدايتگر معصومين آشنا سازند، تا آنها را از غلتيدن دردام انحرافات فکري نجات دهند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
«بادروا اولادکم بالحديث قبل ان يسبقکم اليهم المرجئه» (7)
قبل از آنکه مرجئه (منحرفان) از شما پيشي گيرند، به حديث آموزي فرزندانتان اقدام کنيد.
بنابراين، از همان زماني که در ذهن کودک سؤالهايي درباره ي مبدأ و معاد وديگر مسائل ديني مطرح مي شود، بايد با ارائه ي پاسخهاي سنجيده و متناسب، عقل و روح او را مجذوب زيباييهاي معنوي کرد، تا از همان ابتدا علاقه ي به خدا و پيامبران الهي و ائمّه اطهار عليهم السلام در جان او رشد يابد. بهتر است، صفاتي که براي کودک شيرين تر است و محبت واميدواري به خدا در دلش پرورش مي دهد- مانندعدالت و رحمت خداوند- بازگو شود تا تصوّري دوست داشتني از خداوند داشته ووي را به سوي دينداري سوق دهد.
والدين بايد با ظرافت و حوصله، روح کودک را با آموزشهاي ديني آشنا کرده، هرگاه استعداد پذيرش مرحله ي بالاتري را در او ديدند، به آن مرحله راهنمايي اش کنند.
امام باقر عليه السلام مي فرمايد:
در دو سالگي کلمه ي توحيد «لا اله الا الله» را و در چهار سالگي «محمد رسول الله» را به کودک بياموزند. در پنج سالگي روي او را متوجّه قبله کرده، به او بگويند که سر به سجده بگذارد. بعد از شش سالگي، رکوع و سجود صحيح را به او بياموزند. در پنج سالگي روي او را متوجّه قبله کرده، به او بگويند که سر به سجده بگذارد. بعد ازشش سالگي، رکوع و سجود صحيح را به او بياموزند و در هفت سالگي به او بگويند دست و رويت را بشوي و نماز بگذار و چون نه ساله گردد. وضو يادش دهند. (8)
امام صادق عليه السلام نيز مي فرمايد:
ما کودکان خود را در سنّ پنج سالگي به نماز وامي داريم؛ شما نيز آنها را در سنّ هفت سالگي به نماز واداريد. همچنين ما به فرزندانمان در سنّ هفت سالگي دستور مي دهيم که به اندازه ي طاقتشان روزه بگيرند؛- يک روز، نصف روز، کمتر يا بيشتر؛ و هر گاه تشنگي و گرسنگي بر آنها غلبه کرد، افطار مي کنند- تا به روزه عادت کنند، ولي شما اطفالتان را در نه سالگي به روزه واداريد، هر مقدار از روز را که مي توانند و هرگاه تشنگي بر آنها چيره شد، افطار کنند. (9)

ب- استعداد علمي

استعداد علمي از جمله استعدادهاي کودک است که بايد پدر و مادر به آن توجه کرده، آن را به رشد و شکوفايي برسانند. پرورش اين استعداد از دوجنبه قابل بررسي است:

1- پرورش استعداد حقيقت جويي

استعداد حقيقت جويي درنهاد هر انساني بطور فطري وجود دارد و بهترين راه رشد آن، تقويت قدرت تفکّر در کودک است. بديهي است که پر کردن ذهن کودک از معلومات، بدون به کار گرفتن قدرت تفکّر، قوه ي خلاقيّت و نو آوري و تحرّک فکري او را از بين مي برد و معلومات تحميل شده، چندان ثمره اي نخواهد داشت.
از نظر اسلام، آن علمي مطلوب است که آميخته با تفکّر بوده، حسّ حقيقت جويي را در انسان زنده کند.
امير مؤمنان علي عليه السلام فرمود:
«العلم علمان علم مطبوع و علم مسموع و لا ينفع المسموع اذا لم يکن المطبوع» (10)
علم دو گونه است، دانش فطري (طبيعي) و دانش اکتسابي؛ اگر دانش فطري نباشد، اکتسابي هم سود نمي دهد.
اگر انسان تفکّر نکند، نمي تواندن از آموخته هاي خويش، انديشه هاي سودمندي به دست آورد. بنابراين، بهترين ابزار کسب حقيقت، پرورش قدرت تفکّر در کودک است.
امام علي عليه السلام مي فرمايد:
«لا علم کالتفکر» (11)
هيچ علمي مانند تفکر نيست .

2- آموزشهاي علمي و مهارتهاي اجتماعي

کودک براي رشد خود، نيازمند آموختن بسياري از مطالب علمي و مهارتهاي اجتماعي است و بدون آن نمي تواندبه زندگي مطلوب و سازنده اي دست يابد. بدين جهت، پدر و مادر بايد از همان ابتدا، ذوق علمي او را تقويت کنند و از زماني که آمادگي فراگيري آموزشهاي علمي او را احساس کردند، بدان همت گمارند. در اين مسأله بايد شرايط سنّي و آمادگي ذهني کودک در نظر گرفته شود. امام صادق عليه السلام مي فرمايد:
«الغلام يلعب سبع سنين ويتعلم سبع سنين ويتعلم الحلال و الحرام سبع سنين» (12)
کودک تا هفت سالگي بازي کند، هفت سال دوم قرآن بياموزد و هفت سال ديگر حلال وحرام رافرا گيرد.
پدر و مادر همواره بايد به پرورش علمي واجتماعي کودک توجّه داشته باشند تا با راهنماييهاي لازم در اين زمينه، رشد کودک ميسّر شود. امام حسن عليه السلام فرزندان وبرادر زادگانش را فراخواند و فرمود:
«انکم صغار قوم ويوشک ان تکونوا کبار قوم آخرين. فتعلموا العلم فمن لم يستطع منکم ان يحفظه فليکتبه و ليضعه في بيته» (13)
همه ي شما کودکان يک گروه هستيد و بزودي بزرگان گروهي ديگر خواهيد شد. بنابراين، دانش بياموزيد و هر کدام نمي توانيد آن را به خاطر بسپاريد، بنويسيد و يادداشتها را نگه داريد.
راهنمايي و تشويق پدر و مادر در مورد يادگيري دانش، بيش از توبيخ و سرزنش تأثير مي گذارد و بهتر است بيشتر از اين روش استفاده شود، چرا که اقدامهاي توبيخي و تنبيهي چندان مؤثر نيست، بلکه موجب سرخوردگي او از علم و دانش مي شود.
آموزش مهارتهاي اجتماعي نيز از موارد لازمي است که بايد در دوران کودکي انجام گيرد و برخي از آنها بگونه اي است که در دوران کودکي بهتر آموخته مي شوند و فراگيري آنها در بزرگي با مشکل روبه رو مي شود. آموزش مهارتهاي اجتماعي در رشد شخصيّت اجتماعي کودک نقش بسزايي دارد. در اين ميان، بعضي از مهارتها از ضرورت بيشتري برخوردارند که مصاديق آن در جوامع گوناگون متفاوت است. پدر و مادر بايد متناسب با وضعيّت جامعه و نيازهاي موجود اجتماعي، نسبت به تعليم اجتماعي کودک کوشا باشند. بطور مثال: سوارکاري، تيراندازي از ضروريات زندگي صدر اسلام بوده و اسلام بدان اهميّت ويژه اي مي دهد و براي رونق دادن به آن، برد و باخت در آنها جايز مي داند.
امير مؤمنان علي عليه السلام مي فرمايد:
«علموا اولادکم السباحه والرمايه» (14)
به فرزندانتان شنا و تيراندازي بياموزيد.

ج- پرورش استعداد اخلاقي

کودک، گرچه در ابتداي طفوليت، قدرت تشخيص همه ي صفات خوب و بد را ندارد، امّا با گذشت زمان وبر اثر رشد عقلي و عاطفي، بتدريج خوب و بد را تشخيص داده، وجدان اخلاقي در او شکل مي گيرد. کودک به پيروي از پدر ومادر خود، اموري را بد شمرده، از آن دوري مي کند و اموري را نيک دانسته، به انجام آن مبادرت مي ورزد. بدين ترتيب، صفات اخلاقي در کودک شکل مي گيرد. از اين رو، توجّه به نوع رفتار با کودک، اهميّت بسيار دارد. رفتار پدر و مادر مي تواند براي کودک تأثير منفي يا مثبت اخلاقي داشته باشد. آنها با مراقبت از رفتار خود در برابر کودک، بايد از هرگونه بدآموزي جلوگيري کنند.
پرورش اخلاقي کودک موجب سعادت دنيا و آخرت او مي شود و سلامت نفس و رضايت خاطر اورا فراهم نموده، موجب عزّت و ارجمندي او مي شود.
«ارضي الناس من کانت اخلاقه رضيه»(15)
خشنود ترين مردم کسي است که اخلاقش پسنديده باشد.
پدر و مادر علاوه بر رفتار نيک، بايد ذهن کودکان را نيز به مفاهيم اخلاقي- چه زشت و چه زيبا- آشنا سازند تا آنها با شناخت صحيح از واژه هاي اخلاقي با آن برخورد حساب شده داشته باشند.
پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله مي فرمايد:
«لو يعلم العبد ما في حسن الخلق يعلم انه محتاج ان يکون له خلق حسن» (16)
اگر انسان مي دانست چه فايده اي در اخلاق نيک است، مي فهميد که به آن نياز دارد.
بنابراين، بايد به کودک فهماند که اخلاق نيکو، سبب سرافرازي وزندگي شرافتمندانه ي او خواهد شد، همان گونه که اخلاق زشت، سرافکندگي ، خواري و نکبت زندگي را در پي دارد. به تعبير علي عليه السلام :
«رب عزيز اذله خلقه و رب ذليل اعزه خلقه» (17)
اي بسا عزيزي که اخلاقش او را خوار ساخته، و چه بسا ذليلي که اخلاقش او را سرافراز کرده است.
در اين مجال به مهمترين صفات اخلاقي که تأثير زيادي درشکل گيري شخصيّت اخلاقي کودک دارد، مي پردازيم:

1- راستگويي

راستگويي از صفات پسنديده اي است که لازمه ي حيات راستين وشرافتمندانه است. شخص راستگو نزد همه عزيز، محترم و داراي شرافت و بزرگواري است و دروغگو نزد ديگران بدنام، بي آبرو و بي ارزش است. امير مؤمنان عليه السلام مي فرمايد:
«الصادق علي شفا منجاه و کرامه والکاذب علي شرف مهواه و مهانه» (18)
راستگو در شرف نجات و بزرگواري و دروغگو درپرتگاه هلاکت و خواري است.
دروغگو نه تنها خود را نزد ديگران ضايع و بي آبرو مي کند، بلکه به ايمان خود نيز لطمه مي زند.
امام باقر عليه السلام مي فرمايد:
«ان الکذب هوخراب الايمان» (19)
دروغگويي همان خرابي ايمان است.
کودک در نخستين روزهايي که لب به سخن مي گشايد، چيزي جز راست نمي گويد، بطوري که راستگويي او ضرب المثل شده، مي گويند: «سخن راست را بايد از کودک شنيد.» منشأ اين راستگويي، فطرت پاک و بي آلايش اوست. بنابراين، پدر و مادر بايد مواظب باشند که خود يا ديگران به او دروغ ياد ندهند.
پدر و مادر بايد محيط خانواده را بر اساس راستي و درستي بنا کنند و عواملي را که باعث دروغگويي کودک مي شود، از بين ببرند. ازجمله ي اين عوامل، ترس شديد از مجازات است؛ کودک براي فرار از مجازات شديد پدر و مادر که تاب تحمّل آن را ندارد، متوسّل به دروغ مي شود. از اين رو، تنبيه کودک نبايد بگونه اي باشد که موجب ترس بيش از حدّ او گردد.
عامل ديگري که کودک را به سوي دروغگويي سوق مي دهد، توقّعات بيش از حدّ پدر و مادر است که موجب مي شود کودک براي در امان ماندن از سرزنشهاي آنها به دروغ پناهنده شود. از جمله ي اين توقّعات، انتظار پدر و مادر از کودک براي به دست آوردن نمره ي ممتاز است، بدون اينکه به موقعيت درسي وظرفيت فکري او توجّه داشته باشند.
مهمترين عامل راستگويي کودک اين است که پدر و مادر، الگوي راستگويي باشند. اگر کودک احساس کند که آنها دروغ مي گويند، زشتي دروغ در نظر او از بين رفته و به آن مبتلا خواهد شد.

2- شجاعت

صفت شجاعت را نمي توان يکباره به دست آورد، بلکه از کودکي بايد به پرورش آن همّت گماشت و با رفتارهاي مناسب، روح شجاعت را در کودک دميد. کودکي که شجاع بار آيد، توان مقابله ي با مشکلات زندگي را خواهد داشت و همواره با عزّت و شرف زندگي خواهد کرد. امير مؤمنان علي عليه السلام مي فرمايد:
«الشجاعه عز حاضر» (20)
شجاعت، عزّت موجود است.
پدر و مادر بايد از هرچيز که موجب ترس کودک مي شود، مانند نقل داستانهاي ترسناک، تنبيه شديد و ... پرهيز کنند.
عامل مهمّي که شجاعت فرزند را تقويت مي کند، پرورش روح بلند همّتي کودک است. اگر پدر و مادر بتوانند روح بلند همّتي را در کودک خود تقويت کنند، او براي رسيدن به اهداف بلند خود شجاعت را کسب خواهد کرد. امير مؤمنان عليه السلام فرمود:
«شجاعه الرجل علي قدر همته» (21)
شجاعت مرد به اندازه ي همت اوست.
پرورش اوصافي چون غيرت، مردانگي و... در کودک، موجب رشد شجاعت او خواهد شد. امام علي عليه السلام مي فرمايد:
«علي قدر الحميه تکون الشجاعه» (22)
شجاعت مرد به اندازه ي غيرت و حميّت اوست.

3- سخاوت

سخاوت از ديگر صفات پسنديده اي است که لازم است در کودک رشد يابد. اين اخلاق نيکو از صفات پيامبران الهي مي باشد و شايسته است که هر انسان مسلماني خود و فرزندانش را به اين صفت نيک بيارايد. امير مؤمنان عليه السلام مي فرمايد:
«السخاء خلق الانبياء» (23)
سخاوت از اخلاق انبياست.
سخاوت زيباترين جلوه ي اخلاق است؛ همان حضرت مي فرمايد:
«اکرم الاخلاق السخاء» (24)
گرامي ترين خلقها سخاوت است.
پدر و مادر بايد با مثال و بيان ساده به کودک تفهيم کنند که سخاوت، نيک و بخل ناپسند است. اگر زيبايي سخاوت وزشتي بخل براي کودک ترسيم شود، سخاوت در او ريشه خواهد کرد.

4- اعتماد به نفس

اعتماد به نفس لازمه ي رشد کودک و موجب تکامل حقيقي او در زندگي است. کسي که به خود اعتماد دارد، در رويارويي با مشکلات زندگي ونيز رسيدن به اهداف خود، به تلاش و کوشش خود متّکي است و از وابستگي به ديگران پرهيز مي کند.
پدر و مادر بايد به اين جنبه ي مهم و سرنوشت ساز کودک توجّه داشته، سعي کنند که با روش عملي، اعتماد به نفس کودک را تقويت کرده، از هر گونه رفتاري که موجب تضعيف اين روحيه مي شود، پرهيز کنند.
آشنا ساختن کودک با مشکلات و سپردن مسؤوليت به او، موجب اعتماد به نفس کودک مي شود. بدين گونه او مي آموزد که چگونه با مشکلات، دست وپنجه نرم کند و براي رسيدن به موفقيّت تلاش نمايد.
امام کاظم عليه السلام مي فرمايد:
«يستحب غرامه الغلام في ضغره ليکون حليما في کبره» (25)
کودک بهتر است در کودکي سختي ببيند تا در بزرگسالي بردبار شود.
بديهي است نبايد بيش از طاقت و توانايي کودک، به اومسؤوليت سپرد، چرا که افراط نيز نتيجه معکوس خواهد داد. تشويق کودک نيز به سهم خود بر افزايش اعتماد به نفس وي تأثير مي گذارد. از سوي ديگر، روند تربيت کودک بايد به سوي استقلال و قطع وابستگي به ديگران باشد .بر اين اساس، رسيدگي و توجّه افراطي به کودک، منجرّ به رشد و توقّعات بيش از حدّ و نيز وابستگي به پدر و مادر شده، از شکوفايي استعدادهاي کودک جلوگيري خواهد کرد.

5- شادابي

شادماني و انبساط خاطر، از جنبه هاي اخلاقي مثبت و مفيد بوده، زمينه ساز تحرّک و پويايي و فعّاليت انسان است. بر عکس، روحيه ي پژمرده و خمود و افسرده، هرگونه فعاليت و حرکت مثبت را از انسان سلب مي کند. لازمه ي تکامل روحي اجتماعي و اخلاقي، داشتن روحيه اي با نشاط و شورانگيز است. انسان کسل و دلمرده نمي تواند وظايف ديني و اجتماعي اش را بگونه اي شايسته انجام دهد.
امام باقر عليه السلام در اين باره فرمود:
«الکسل يضر بالدين و الدنيا» (26)
کسالت براي دين و دنياي انسان زيان آور است.
امير مؤمنان علي عليه السلام نيز کسالت را فاسد کننده ي آخرت دانسته، مي فرمايد:
«الکسل يفسد الاخره» (27)
کسالت آخرت را تباه مي سازد.
اگر کودک دلمرده و افسرده پرورش يابد، نه تنها به دنياي خود نمي رسد، بلکه وظايف ديني وحقوق الهي را نيز ادا نمي کند.
اميرمؤمنان عليه السلام مي فرمايد:
«اياکم و الکسل فانه من کسل لم يود حق الله عزوجل» (28)
از کسالت بپرهيزيد، زيرا فرد کسل، حقّ خداوند را ادا نمي کند.
لازمه ي حيات کودک، شادماني و شور و نشاط است. اگر رفتار نادرست پدر ومادر، اين روحيه ي کودک را از بين نبرد، در بزرگي نيز، شور و نشاط او باعث تحرّک و فعّاليت بيشتر وي بوده، موجب موفقيّت کودک خواهد شد. در هر حال رفتار پدر و مادرنسبت به کودک، بايد با ظرافت و توجه به لطافت طبع وي، همراه باشد. آنها نبايد با رفتار تند و خشن، روحيه ي لطيف او را در هم شکنند، بلکه بايد با رفتاري مناسب، او را به سوي تکامل سوق دهند. در اين زمينه، رفتار متناسب پدر و مادر در سطح فکر کودک، و همزباني با او، تقويت کننده ي شخصيت کودک و حفظ شادابي و نشاط روحي است.
رسول گرامي اسلامي صلي الله عليه و آله مي فرمايد:
من فرح ابنته فکانما اعتق رقبه من ولد اسمعيل و من اقر عين ابن فکأنما بکي من خشيه الله» (29)
کسي که دختر بچّه ي خود را شادمان کند، گويا بنده اي ا زفرزندان اسماعيل را آزاد کرده است و آن کس که ديده ي پسر بچّه ي خود را روشن کند(مسرورش نمايد) مثل آن است که از خوف خدا گريسته است.
سيره ي آن حضرت نيز الهام دهنده ي چنين روشي است:
مردي به نام يعلي عامري از محضر رسول خدا صلي الله عليه وآله خارج شد. جلوي منزل، امام حسين عليه السلام را ديد که با کودکان مشغول بازي است. طولي نکشيد که رسول اکرم صلي الله عليه وآله همراه يارانش از منزل خارج شد، وقتي امام حسين عليه السلام را ديد، دستهاي خود را گشوده، به سوي او رفت، ولي امام حسين عليه السلام خنده کنان به اين طرف و آن طرف مي دويد و پيامبر از پي او مي رفت تا سرانجام به او رسيد و دستي زير چانه و دستي به پشت گردشن نهاد و صورتش را بوسيد. (30)

پی نوشت:

1. تحف العقول، ترجمه جنّتي، ص 300، اسلاميه.
2. مستدرک الوسائل، ج 15، ص 164.
3. ر.ک. تحريرالوسيله، ج 2، ص 309-311.
4. مکارم الاخلاق، ترجمه ي ميرباقري، ص 421، نشر فراهاني.
5. ر.ک. تحريرالوسيله، ج 2، ص 310.
6. فروع کافي، ج 6، ص 19.
7. فروع کافي، ج 6، ص 47.
8. مکارم الاخلاق، ج 1، ص 425.
9. سنن النّبي، ص 157.
10. نهج البلاغه، ص 1245، حکمت 331.
11. بحارالانوار، ج 69، ص 409.
12. وسائل الشيعه، ج 15، ص 194.
13. بحارالانوار، ج 2، ص 152.
14. اصول کافي، ج 4، ص 47.
15. شرح غرر الحکم، ج 2، ص 413.
16. بحارالانوار،ج 10، ص 369.
17. همان، ج 71، ص 396.
18. نهج البلاغه، ص 208، خطبه ي 85.
19. بحارالانوار، ج 72، ص 247.
20. شرح غررالحکم، ج 1، ص 152.
21. همان، ج 4، ص 181.
22. همان، ص 312.
23. شرح غررالحکم، ج 1، ص 198.
24. همان، ج 2، ص 441.
25. وسائل الشيعه، ج 15، ص 198.
26. بحارالانوار، ج 78، ص 180.
27. مستدرک الوسائل، ج 13، ص 45.
28. بحارالانوار، ج 73، ص 159.
29. مکارم الاخلاق، ج 1، ص 424.
30. مستدرک الوسائل، ج 15، ص 171.

منبع: سيد عليرضا فاخري و محمد حسين منتظري

منبع:کتاب اخلاق خانواده

تاریخچه آموزش و پرورش

پیشینه

در سال ۱۳۰۰، شورای عالی فرهنگ به وجود آمد و امور فنی آموزشگاه‌ها از آن پس به تصویب آن شورا رسید. در سال ۱۳۰۶ وزارت فرهنگ برای مدارس خارجی حدودی تعیین کرد و در سال ۱۳۱۹ مدارس آمریکایی و انگلیسی برچیده شد، ولی مدارس فرانسوی تا سوم شهریور ۱۳۲۰ باقی ماند. از اول فروردین ۱۳۱۲ تمام دبستان‌های دولتی که تا آن زمان ماهیانه کمی از دانش آموزان می‌گرفتند، رایگان اعلام شدند و برای پرورش آموزگار در اسفند ۱۳۱۲ قانون تربیت معلم وضع شد.

در سال ۱۳۱۷ در سازمان و برنامه دبیرستان‌ها تغییراتی داده شد که سبب سنگینی دستور تحصیلات و رعایت نکردن ذوق شاگرد شد و مواد درسی منظور گردید که در زندگی مورد نیاز نبود. دوره آموزش متوسطه که تا آن زمان دو دوره سه ساله بود و دوره دوم دارای چند رشته بود و دانش آموز در انتخاب آن‌ها آزادی داشت به سه دوره تبدیل شد:

۱. دوره اول سه ساله ۲. دوره دوم دو ساله که دنباله دوره اول و اجباری بود ۳. دوره آخر یک ساله که به سه رشته ادبی، ریاضی و طبیعی تقسیم می‌شد. همچنین در برنامه دانشسرای عالی، حق اختیاری که دانشجویان از سال ۱۳۱۳ در انتخاب شهادتنامه‌های گوناگون داشتند سلب شد و به طور کلی آموزش و پرورش، مقتدر و متمرکز شد و چون دولت مقتدر بود تذکرات را نمی‌پذیرفت. اما در مقابل این تغییرات نامطلوب همان سال یک دوره کامل کتب درسی برای دبیرستان‌ها تالیف شد.

در سال ۱۳۱۳ محل تحصیل دورهٔ ابتدایی را «دبستان» و مدرس این دوره را «معلم» و محل تحصیل دوره متوسطه را «دبیرستان» و مدرس این دوره را «دبیر» نامیدند. در سال ۱۳۱۳ دانشگاه تهران تاسیس شد.در سال ۱۳۱۴ فرهنگستان ایران برای حفظ و ارتقای زبان فارسی به وجود آمد و به وضع واژه‌های فارسی و جایگزین در برابر واژه‌های بیگانه پرداخت.

در سال ۱۳۰۴ (آغاز سلطنت رضاخان) در کشور ۱۰۹ هزار دانش آموز با ۶ هزار معلم وجود داشت و در سال ۱۳۲۰(تبعید رضاخان) ۵۳۶ هزار دانش آموز و ۱۴ هزار معلم وجود داشت. از سال ۱۳۲۶ تاسیس مدارس و آموزشگاه‌های فنی و حرفه‌ای آغاز شد. در سال ۱۳۴۱ مقرر شد که هرساله عده‌ای از مشمولین نظام وظیفه دارای مدرک دیپلم به کار آموزش در روستاها مشغول شوند.

 تاریخ تحول اداری سازمان آموزش و پرورش ایران

۱. سال ۱۲۳۲: اولین بار وزارتخانه‌ای با نام وزارت علوم پدید آمد که ماموریت اصلی آن نظام دادن به امور آموزش و پرورش کشور به سبک جدید بود.

۲. سال ۱۲۸۹ : اولین بار قانون اداری معارف کشور به تصویب رسید و نام وزارت علوم به وزارت معارف تغییر یافت و برای آن تشکیلات جدیدی مشخص شد.

۳. سال ۱۳۱۷ : نام وزارت معارف به وزارت فرهنگ تغییر یافت و برنامه ریزی و نظارت بر امور آموزش و پرورش دوره‌های ابتدایی، متوسطه و عالی و امور فرهنگی کشور به این وزارتخانه واگذار شhuiد.

۴. سال ۱۳۴۳ : وزارت فرهنگ به وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، فرهنگ و هنر و سازمان اوقاف تبدیل شد و امور آموزش و پرورش عمومی و عالی به وزارت آموزش و پرورش واگذار شد.

۵. سال ۱۳۴۶ : وزارتخانهٔ علوم و آموزش عالی به وجود آمد و امور آموزش عالی کشور به این وزارت واگذار شد.

۶. سال ۱۳۵۸ : وزارت فرهنگ و هنر با ادغام در وزارت علوم و آموزش عالی به وزارت فرهنگ و آموزش عالی تغییر یافت و امور آموزش و پرورش عمومی همچنان بر عهدهٔ وزارت آموزش و پرورش ماند و در سال‌های بعد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل شد و امور فرهنگی را عهده دار شد.

۷. سال ۱۳۶۱ : دانشگاه آزاد اسلامی به پیشنهاد علی اکبر هاشمی رفسنجانی و با استفاده از امکانات و حمایت دولت تشکیل شد، که هدف از تاسیس آن گسترش آموزش عالی بدون استفاده از بودجهٔ دولت بود و امروزه بیش از نیمی از آموزش عالی کشور را بر عهده دارد.

۸. سال ۱۳۶۶ : دانشگاه پیام نور که آموزش آن به صورت غیرحضوری، خودخوان و از راه دوراست به منظور گسترش آموزش عالی در اقصی نقاط کشور و تحصیلات بومی و فراهم آوردن امکان ادامه تحصیل برای داوطلبان شاغل یا خانه دار تأسیس شد.

۹. سال ۱۳۷۵ : وظایف مربوط به آموزش نیروی انسانی در حوزهٔ پزشکی و پیراپزشکی از وزارت فرهنگ و آموزش عالی جدا و به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی واگذار شد.

۱۰. سال ۱۳۷۹ : وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وزارت علوم، تـحقیقات و فناوری تغییر نام داد و وظایف برنامه ریزی، ارزیابی و نظارت، بررسی و تدوین سیاستها و اولویتهای راهبردی در حوزه‌های تحقیقات و فناوری به وظایف وزارتخانه مذکور افزوده شد.

 اداره کنونی امور آموزش و پرورش

هم اکنون امور آموزش و پرورش کشور توسط وزارتخانه‌ها و سازمان‌های زیر انجام می‌گیرد :

۱) آموزش و پرورش عمومی (پیش دبستانی، دبستانی، راهنمایی تحصیلی، متوسطه و پیش دانشگاهی) با وزارت آموزش و پرورش.

۲) آموزش عالی در رشته‌های غیر از پزشکی با وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.

۳) آموزش عالی در رشته‌های پزشکی با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.

۴) آموزش عالی در تمام رشته‌ها به صورت غیرانتفاعی توسط دانشگاه آزاد اسلامی.

۵) آموزش و پرورش عالی دینی توسط حوزه‌های علمیه.

۶) آموزش و پرورش نظامی به وسیله نیروهای مسلح و دانشگاه‌های نظامی.

۷) آموزش مدیران و برخی از کارشناسان و کارکنان با مراکز مدیریت دولتی (سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور)

۸) آموزش‌های اختصاصی توسط مراکز آموزشی وابسته به وزارتخانه‌ها و سازمانهای مختلف


شورای عالی آموزش و پرورش

در سازمان اداری وزارت معارف مصوب ۱۲۸۹ شمسی، شورای عالی معارف پیش بینی شده بود. این شورا از آن زمان تاکنون تحت عناوین شورای عالی معارف، شورای عالی فرهنگ و شورای عالی آموزش و پرورش فعالیت داشته‌ است. این شورا مهمترین شورای سیاست گذاری و تصمیم گیری در مورد امور آموزش و پرورش عمومی کشور است. تعیین خط مشی، هدفها، مقررات، ضوابط و برنامه‌های وزارت آموزش و پرورش و بررسی برنامه‌ها و مطالب کتابهای درسی از جمله وظایف شورای عالی آموزش و پرورش است. اعضای این شورا به مدت ۴ سال توسط رئیس جمهور منصوب می‌شوند.


 نهادهای وابسته به وزارت آموزش و پرورش در حال حاضر

۱. پژوهشکده تعلیم و تربیت : که در سال ۱۳۷۲ به منظور تهیه و اجرای تحقیقات مختلف در حوزهٔ آموزش و پرورش با همکاری وزارت علوم تاسیس شد.

۲. شورای تحقیقات وزارت آموزش و پرورش : که به منظور سیاست گذاری در مورد تحقیقات وزارت آموزش و پرورش و تعیین اولویت‌های پژوهشی تشکیل شد. در این شورا تعدادی از استادان دانشگاهها، معاونان وزارتخانه و کارشناسان زبده عضویت دارند.

۳. سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی : که انجام پژوهش‌های مربوط به برنامه ریزی و کتابهای درسی و تالیف، چاپ و انتشار کتابهای درسی را بر عهده دارد.

۴. سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس : وظیفه عمده این سازمان، برنامه ریزی و نظارت بر اجرای ساختمان‌های مدارس و توسعه و تجهیز آنها است.

۵. انجمن اولیا و مربیان : که سعی در تحکیم و توسعه رابطه بین مدارس و خانواده‌های دانش آموزان و مشارکت اولیا در امور تربیتی مدارس دارد.

۶. نهضت سوادآموزی : که سوادآموزی بزرگسالان بیسواد و انتشار کتابهای مناسب برای آنان را بر عهده دارد.

۷. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان : تهیه و انتشار کتاب و فیلم‌های مناسب برای کودکان و نوجوانان، تاسیس کتابخانه و قرائتخانه، انجام پژوهش درمورد کودکان و نوجوانان و ارائه امکانات فرهنگی و هنری برای آنان از جمله وظایف این سازمان است.

۸. سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان : که انتخاب دانش آموزان بااستعداد برای تحصیل در دوره‌های راهنمایی تحصیلی و دوره متوسطه و برنامه ریزی و نظارت بر گسترش مدارس تیزهوشان را انجام می‌دهد.

۹. سازمان آموزش و پرورش استثنایی : که تربیت کودکان و نوجوانان ناشنوا و نیمه شنوا، نابینا و نیمه بینا، عقب مانده ذهنی و ناسازگار را بر عهده دارد.

تغییرات مقاطع تحصیلی

طبق قانون اساسی معارف سال ۱۲۹۰ دوره‌های تحصیلی ایران شامل دوره ابتدایی ۶ سال و دوره اول و دوم متوسطه هرکدام ۳ سال بوده‌است. در سال ۱۳۴۵ ساختار آموزشی کشور تغییر کرد و شامل دوره ابتدایی ۵ سال، دوره راهنمایی ۳ سال و دوره متوسطه ۴ سال شد. در سال ۱۳۷۰ دوره‌های تحصیلی شامل دوره‌های زیر شد:

۱.دوره آمادگی (۱ سال)

۲.دوره ابتدایی (۵ سال)

۳.دوره راهنمایی (۳ سال)

۴.دوره متوسطه (۳ سال)

۵.دوره پیش دانشگاهی (۱ سال)

منابع

  • آموزش و پرورش ابتدایی، راهنمایی، و متوسطه. احمد صافی، سمت، ۱۳۷۹.
  • تاریخ فرهنگ ایران، عیسی صدیق، دانشگاه تهران، ۱۳۵۶.
  • سازمان و قوانین آموزش و پرورش، احمد صافی، سمت، ۱۳۸۵.
  • مهارتهای آموزشی و پرورشی، حسن شعبانی، سمت، ۱۳۶۹.

بسمه تعالی

با سلام و آرزوی سلامتی و تعالی روز افزون.

سوالات را به صورت بازجویانه نپرسید.می توانید اول نظر خودتان را بگویید و بعد به طرف مقابل  بگویید شما چطور؟

 بعد از مطالعه ی تمام موارد و پیدا کردن دیدگاه و نظر شخصی در خصوص هر مورد ، لازم است با طرف مقابل خود به گفتگو نشسته و ضمن مطرح کردن دیدگاه خود و شنیدن دیدگاه های او ، به توافق های سالمی در خصوص هر مورد برسند .

 تا آنجا که امکان دارد و شرایط شخصی و اجتماعی طرفین اجازه می دهد ، لازم است که در خصوص اکثریت مطالب گفتگو شود .

توصیه می شود که حتماً این جزوه چندین بار مطالعه گردد و در صورت امکان پاسخ ها و دیدگاه های شخصی برای مرور مجدد توسط خود فرد و انجام اصلاحات لازم ثبت گردد .

ـ توصیه می شود که گفتگو ها در طی چندین جلسه 1 ساعته و در طی حداقل یک فاصله زمانی 2هفته ای باشد .

 توصیه می شود که طرفین بعد از آنکه در خصوص محتوای جزوه با هم گفتگو نموده و به توافق های لازم دست یافتند ، به متخصص مشاوره ازدواج و خانواده مراجعه نموده و در خصوص مناسب بودن و کیفیت توافق های انجام شده ، راهنمایی های لازم را دریافت نمایید .

راهنمای ازدواج

ـ کدام یک از دو جمله ی زیر به نظر شما درست است ؟

اول : عشق به همدیگر و بعد بدست آوردن آشنایی.

دوم : آشنا شدن با همدیگر و بعد رشد دادن عشق .

ـ به نظر شما یک زوج قبل از ازدواج در خصوص چه مواردی باید با هم گفتگو نمایند ؟ از لحاظ زمانی چقدر باید وقت اختصاص دهند ؟

آیا حاضرید در مورد موارد زیر اطلاعاتی در اختیار همدیگر قرار دهید ؟

نام ، نام خانوادگی ، سن ، محل تولد ، میزان تحصیلات هر کدام ، شغل و سابقه ی شغلی هر کدام ، چندمین فرزند خانواده هستید . رشته ی تحصیلی ، در قید حیات بودن و نبودن اعضاء خانواده ، تعداد خواهران و برادران و خصوصیات سنی ، تحصیلی ، شغلی و ازدواج هر کدام ، محل یا شهر زندگی هر خانواده ، پدر و مادر و شغل و سن و تحصیلات هر کدام ، با چه کسی یا چه کسانی در حال حاضر زندگی می کنید ؟

ـ آیا تصمیم دارد که بعد از ازدواج مستقل از خانواده باشد ؟ آیا توانایی مستقل شدن را دارد ؟

ـ نظر هر کدام در مورد زندگی مشترک یا مستقل از خانواده ها چیست ؟

ـ آیا در حال حاضر مستقل (از لحاظ منزل) زندگی می کند ؟ چگونه این طور شده است ؟

ـ خانواده های هر کدام در مورد استقلال آنها چه نظری دارند و آیا این اجازه را به آنها می دهند ؟

ـ آیا خود فرد توانایی عاطفی و روانی مستقل شدن از والدین خود را دارد ؟

ـ فکر می کنید که امروزه استقلال به ویژه استقلال عاطفی و روانی از خانواده تا چه حد در زندگی مشترک تأثیر گذار است ؟

ـ آیا توانایی استقلال و برخورداری مادی مناسب دارید ؟

ـ آیا فکر می کنید که ازدواج جزء جدایی ناپذیر و ضروری زندگی است ؟ آیا فکر می کنید که هر انسان سالمی باید در طول زندگی حتماً ازدواج کند ؟ دلایل شما چیست ؟

ـ شما چرا می خواهید ازدواج کنید ؟

ـ انگیزه ی شما برای ازدواج چه قدر است ؟ به عبارت دیگر تا چه حد نیاز به ازدواج را در خودتان احساس می کنید ؟

ـ آیا ممکن است که شما به خاطر رها شدن از شرایط خانوادگی فشار آور ازدواج کنید ؟

ـ آیا ممکن است شما به خاطر نگرانی از بالا رفتن سن ازدواج کنید ؟

ـ آیا انگیزه ی شما ازدواج ناشی از نیاز خودتان است یا این که به دلیل وسوسه ها یا فشارهای دیگران می خواهید ازدواج کنید ؟

ـ شما فکر می کنید ازدواج تا چه حد در حفظ سلامتی روحی و روانی و جسمانی انسان موثر است ؟

ـ هدف های شما در زندگی تا به حال چه بوده اند و بعد از این چه خواهند بود ؟ اولویت آنها چیست ؟

ـ هدف های شما با هدف های خانواده تان (از این به بعد) چقدر همانند است ؟

ـ هدف های شما با هدف های خانواده تان قبل از این چقدر همانند بوده است ؟ اگر همانند نبوده یا اختلاف نظر احتمالی ایجاد شده چه می کرده اید یا چه خواهید کرد ؟ آیا تأثیری در تصمیم گیری های شما خواهد داشت ؟

ـ الگوی همسر ایده آل از نظر شما چیست ؟ قبلاً چه بوده است ؟

ـ الگوی همسر ایده آل از نظر خانواده شما چیست ؟

ـ آیا تفاوتی در نظرات شما و خانواده تان نسبت به الگوی همسر ایده آل وجود دارد؟

ـ اگر تفاوتی وجود دارد نتایج احتمالی آن چیست و چگونه با آن کنار خواهید آمد ؟

ـ اطرافیان شما در طرز فکر و نگرش و انگیزه شما نسبت به ازدواج چه تأثیری داشته اند ؟

ـ خصوصیات فردی مانند چاقی ، لاغری ، زیبایی (جذابیت صورت و کلام و تناسب اندام) قد ، وزن و تیپ داشتن چقدر برای شما مهمند ؟

ـ سابقه ی سلامت و بیماری شما از گذشته تا به حال چه بوده است ؟ اگر مورد خاصی وجود دارد ذکر کنید .

ـ آیا آغاز بلوغ جنسی برای شما به عنوان یک واقعه ی خوشایند بوده است ، یا این که باعث ناراحتی شما گردیده بوده است ؟

ـ به طور کلی در مورد جایگاه مسایل جنسی در زندگی زناشویی چه نظری دارید ؟

ـ (در صورت بالا بودن سن طرفین) چرا تا به حال ازدواج نکرده اید ؟

ـ آیا سابقه ی تب و تشنج ، سرماخوردگی مکرر ، حساسیت های بدنی خاص ، حساسیت غذایی خاص ، راه رفتن در خواب ، دندان قروچه در خواب ، خرخر کردن در خواب داشته یا دارند ؟

ـ آیا خواب کم می بیند یا زیاد ؟ آیا خواب برجسته و مهمی داشته اند ؟ در صورت امکان ذکر کنید .

ـ استرس های مهم زندگی شان چه بوده است ؟ با آنها چگونه برخورد کرده اند ؟

ـ چه چیزهایی در زندگی برای او تهدید به شمار می رود ؟ (در زندگی فردی و مشترک)

ـ آرزو دارید که چه چیزهایی در زندگی شما اتفاق نیفتد ؟

ـ چه آرزوهایی دارد ؟ از چه چیزهایی خوشش می آید ؟ چه چیزهایی را دوست دارد که داشته باشد ؟

ـ از چیزهای مورد علاقه ، کدام یک را در حال حاضر دارا است ؟

ـ چه چیزهایی برای او مهم هستند و جنبه ارزشی دارند ؟ اولویت ارزش های او چیست ؟

ـ در مواجه با سختی ها یا وقایع غیر منتظره و مخرب (سیل ، زلزله ، تصادف و سرقت و...) چه باید کرد ؟ شما چه می کنید ؟

ـ علاقمندی های خاص شما چیست ؟ (ورزش ، موسیقی ، مسافرت ، تحصیل و ادامه آن ، شغل ، مطالعه ، فرزند پروری ، خانه داری و...)

ـ ضرورت یا ضرورت های وجود فرزند چیست ؟

ـ نظر شما در مورد زمان فرزند دار شدن چیست ؟ آیا نظر خاصی دارید ؟ چرا ؟

ـ آیا مایلید 2 یا 3 سال بعد از ازدواج فرزنددار شوید ؟ در این مورد چه قدر قاطع هستید ؟ و چه چیزی ممکن است تصمیم شما را عوض کند ؟

ـ چه راه یا راه هایی را جهت تأمین و تضمین هدف فوق در پیش خواهید گرفت ؟

ـ آیا حاضرید جهت آگاهی بیشتر و دقیق تر از روش های جلوگیری از بارداری به متخصص زنان و زایمان و یا متخصص مربوطه مراجعه کنید ؟

ـ کدام یک از شما داوطلب استفاده از این روش ها هستید ؟ هر دو ؟ هیچکدام ؟ چرا؟

ـ کدام یک از شما اصرار دارید که بلافاصله بعد از ازدواج فرزند دار شوید ؟ چرا ؟

ـ آیا حاضرید که بعد از به وجود آمدن تعداد کافی فرزند اقدام به عمل جراحی (وازکتومی ، تویکتومی) نمایید ؟ آیا در این مورد نظر خاصی دارید ؟

ـ تا چه حد حاضرید که از مشاور ، پزشک و متخصصین در رابطه با جنبه های مختلف زندگی تان (در صورت لزوم) کمک بگیرید ؟ چه زمانی را شما مناسب جهت مراجعه به متخصصین می دانید ؟ و به عبارت دیگر موارد لازم به نظر شما در چه شرایطی هستند ؟

ـ در مورد تعداد فرزندان چه نظری دارید ؟

ـ در مورد نام فرزندان چه نظری دارید ؟

ـ  در مورد فاصله ی زمانی بین تولدها چه نظری دارید ؟

ـ در مورد جنسیت فرزندان چه نظری دارید ؟

ـ آیا شما اصرار خاصی دارید که حتماً فرزند پسر داشته باشید ؟

ـ آیا شما اصرار خاصی دارید که حتماً فرزند دختر داشته باشید ؟

ـ نظر شما در مورد فرزندداری و فرزند پروری تا چه حد مستقل از خانواده هایتان است ؟

ـ آیا شما موافقید که والدینتان در پرورش فرزندان شما نقش یا دخالتی داشته باشند ؟

ـ شما تا چه حد برآورده کننده ی آرزوهای خانواده هایتان بوده اید یا هستید یا باید باشید ؟

ـ آیا فکر می کنید که یک ازدواج ارزش این همه گفتگو و توافق را دارد ؟

ـ اگر آزمایشات خون (بعد از چند جلسه یا ماه) نشان داد که ازدواج شما با یکدیگر مناسب نیست ، در آن صورت چه خواهید کرد ؟

ـ نظر هر کدام در مورد زندگی کردن با خانواده همسر یا در خانواده همسر چیست ؟

ـ نظر هر کدام در مورد محل سکونت آینده چیست ؟

ـ وضعیت مذهبی بودن خودش و خانواده چگونه است ؟

ـ نظر او در مورد دنیا و آخرت چیست ؟ هدف از خلق آدم چیست ؟ هدف خداوند از قرار دادن نسبت ازدواج چیست ؟

ـ نظر او در مورد توکل ، تدیر ، سرنوشت ، شانس و... چیست ؟ اینها تا چه حد در زندگی می تواند تأثیر داشته باشند ؟

ـ توانایی اقتصادی او در حال حاضر چه قدر است ؟ آیا از عهده ی تأمین زندگی برخواهد آمد ؟

ـ در مورد اشتغال همسر (زن) چه نظری دارد ؟ (در حال حاضر و در آینده)

ـ وضعیت روابط اجتماعی و روابط دوستانه چگونه است ؟ روابط دوستانه تا چه حد در زندگی مهمند ؟ اگر لازم شد بین یک دوست و همسر خود یکی را انتخاب کند چه خواهد کرد ؟

ـ اگر لازم باشد که بین خانواده و همسر خود یکی را انتخاب کند چه خواهد کرد ؟

ـ میزان ارتباط با خانواده چقدر خواهد بود ؟ آیا نظر خاصی دارید ؟

ـ میزان ارتباط با اقوام چقدر خواهد بود ؟ آیا نظر خاصی دارید ؟

ـ آیا حاضرید آدرس محل کار و زندگی تان و تحصیل را جهت تحقیق در اخیتار ما بگذارید ؟

ـ چند دوست صمیمی دارید ؟ آیا موافید که  یا 3 نفر از آنها را جهت تحقیق به ما معرفی کنید ؟

ـ به نظر شما گذشته زندگی یک فرد (بعد از انجام تحقیقات) تا چه حد در سرنوشت آینده او تأثیر می گذارد ؟ و برای شما گذشته ی زندگی طرف مقابلتان تا چه حد مهم است ؟ و تا چه حد در تصمیم گیری امروز شما تأثیر خواهد داشت ؟

ـ آیا وجود فرزند در زندگی ضروری است ؟ آیا اگر خدای ناکرده هر کدام از شماها به دلیل مشکل جسمی فرزنددار نشدید چه تصمیمی خواهید گرفت ؟ آیا حاضرید فرزندی را به فرزند خواندگی قبول کنید ؟ آیا از همدیگر طلاق خواهید گرفت ؟

ـ به نظر شما فرزند تا چه حد عامل خوشبختی در زندگی است ؟

ـ برنامه ریزی شما برای آینده ی زندگی خانوادگی چه خواهد بود ؟

ـ آیا در مورد « خانه ، ماشین ، شهر محل سکونت و... » نظر خاصی دارید ؟

ـ نظر شما در مورد تقسیم کار منزل (در صورت شاغل بودن هر دو) چیست ؟

ـ نظر شما در مورد کمک به همسر در امور منزل چیست ؟

ـ نظر شما در مورد دخالت در شغل و کار مرد در خارج از خانه چیست ؟

ـ نظر شما در مورد راهنمایی و مشورت دادن در مورد امور خانواده و خارج از آن و شغل و دوستان به همسر چیست ؟

ـ در مورد نحوه ی گذراندن ایام تعطیل چه نظری دارید ؟

ـ در صورت اختلاف سلیقه در مورد نحوه ی گذراندن تعطیل و نوع تفریح ، چگونه به تفاهم خواهید رسید ؟

ـ به نظر شما تفاهم به چه معنی است ؟ آیا به معنی مثل هم فکر کردن است ؟ آیا به معنی توافق بر سر اخلاف نظرهاست ؟

ـ آیا به عنوان مثال موافقید که مثلاً روز جمعه یک نفر به دیدار خانواده اش برود و دیگری به تماشای مسابقه فوتبال بپردازد ؟ به نظر شما این اتفاق بدی است یا این که لزوماً هم بد نیست ؟

ـ آیا توانایی برنامه ریزی داشته اید ؟ در حال حاضر چه طور ؟

ـ برنامه ریزی شما برای تفریحات چه خواهد بود ؟ تفریحات فردی و مشترک شماها چه خواهد بود ؟

ـ برنامه ریزی اقتصادی و مالی شما چیست ؟ هر کدام از طرفین در دخل و خرج منزل چه قدر نقش خواهند داشت ؟

ـ برنامه ی اقتصادی شما تا 10 ساله آینده چگونه است ؟

ـ فکر می کنی که 10 یا 20 سال دیگر چکار داری می کنی ؟ آیا به سال های بازنشستگی فکر کردی ؟ آیا برنامه خاصی دارید ؟

ـ فکر می کنید بهتر است چه وقت یکبار به مسافرت بروید ؟

ـ  شما تا چه حد حاضر هستید در پرورش فرزندان مشارکت کنید ؟

ـ آیا برای ازدواج آمادگی روحی لازم را دارید ؟ یا در خود احساس می کنید ؟

ـ دوره ی مجردی خود را چگونه توصیف می کنید ؟ 1ـ بسیار لذت بخش 2ـ نسبتاً لذت بخش 3ـ معمولی 4ـ توام با برخی مشکلات 5ـ سخت و پر زحمت و بی لذت .

ـ جنبه های مثبت و منفی دوره ی مجردی تان را در چه چیزهایی می بینید ؟

ـ تا چه حد دلتان می خواهد که دوره ی بعد از ازدواج شما همانند دروه ی مجردیتان باشد ؟ چه نظری دارید ؟

ـ در دوران مجردی با نیازهای جسمی ، جنسی و روحی و روانی خود چه می کردید؟

ـ آیا در مورد تصمیمی تان برای ازدواج تردیدی هم دارید ؟ چه تردیدی دارید ؟ آیا حاضرید تردیدتان را با طرف مقابل در میان بگذارید ؟

ـ آیا فکر می کنید که عشق به تنهایی می تواند مشکلات و اختلاف ها را حل کند ؟ چگونه ؟ اگر نه چه چیزهای دیگری لازم است ؟

ـ حساسیت های بدنی و روحی خاص شما چیست ؟

ـ در تصمیم گیری های خود تا چه حد با دیگران مشورت می کنید ؟

ـ طرف مشورت شما معمولاً چه کسی است ؟

ـ آیا حاضرید طرف مشورت شما در مورد حتی یک مسأله کوچک ، روانشناس یا مشاور و متخصصین باشند ؟

ـ تا چه حد در تصمیم گیری ها مستقل عمل می کنید ؟

ـ تا چه حد در تصمیمی گیری ها از همسرتان کمک خواهید گرفت ؟

ـ احتمال مسافرت و اقامت در کشورهای دیگر چیست ؟ و چقدر است ؟ در صورت عدم توافق برای ادامه اقامت در یک کشور دیگر چه خواهید کرد ؟

ـ نظر هر کدام در مورد شغل همسر چیست ؟ آیا پیشنهاد خاصی دارید ؟

ـ نظر مرد در مورد شاغل بودن زن چیست ؟ چه محدودیت ها یا آزادی هایی برای او قائل است ؟

ـ آیا در صورت شاغل بودن هر دو حاضرید برای نگهداری فرزند از یک فرد دیگر مثل مادربزرگ و.. یا پرستار کودک کمک بگیرید ؟

ـ آیا طرفین مایل به ادامه تحصیل هستند ؟ در صورت تمایل به ادامه تحصیل ، زندگی متأهل داشتن و دانشجو بودن و شهرستانی بودن و شاغل بودن را چگونه با هم سازگار خواهید کرد ؟ آیا برنامه ریزی زمانی خاص در این مورد دارید ؟ تا چه حد مقید به اجرای برنامه هستید ؟

ـ ارتباطات فامیلی شما در شهرهای دیگر چگونه است ؟

ـ دوست دارید که در آینده تا چه حد از لحاظ اقتصادی رشد کنید ؟

ـ آیا به مطالعه ، عرفان ، معنویت و کار خیر علاقه دارید ؟

ـ موارد مربوط به قباله ی ازدواج به پیشنهاد دو طرف چیست ؟ مهریه ، طلا ، زمین ، لباس و شیربها .

ـ به نظر شما مهریه ی اصلی یک زن صرف نظر از طلا ، زمین و... چیست ؟

ـ میزان جدیت هر کدام برای رسیدن به هدف های مشترک تا چه حد خواهد بود ؟

ـ تضادها را چگونه برطرف کنیم ؟

ـ آیا از پدر و مادر کمک بگیریم ؟

ـ آیا خودمان حل کنیم ؟

ـ آیا از یک مشاور کمک بگیریم ؟

ـ آیا به تناسب از هر یک از موارد بالا کمک بگیریم ؟

ـ آیا فکر می کنید که طرف مقابل شما آدم کاملی است ؟

ـ آیا فکر می کنید که طرف مقابل شما از همین الان باید آدم کاملی باشد ؟

ـ به نظر شما چه اشکالاتی از همین الان نباید در طرف مقابلتان وجود داشته باشد ؟

ـ اگر اشکالی در طرف مقابل دیدید چگونه مطرح می کنید ؟

ـ آیا تا اینجا که با هم صحبت کرده ایم ، در مورد این موضوعات و این گفتگو ها نظر خاصی دارید ؟ آیا برای شما کسل کننده نیست ؟ آیا به نظر شما وسواس زیاد به خرج دادن نیست ؟ آیا به نظر شما برای یک ازدواج مطمئن چنین گفتگوهایی ضرورت دارد ؟

ـ چه کار کنیم که حرفهایمان تمام نشود و همیشه حرفی برای گفتن داشته باشیم ؟

ـ چه کسان دیگری در زندگی شما مهم هستند ؟

ـ به نظر شما بهترین دوست کیست ؟ و یا چه خصوصیاتی باید داشته باشد ؟ به نظر شما یک زوج باید دوست باشند یا زن و شوهر ؟ به نظر شما رابطه دوستانه چه خصوصیاتی دارد ؟

ـ نظر شما در مورد رابطه خانوادگی با دوستان سالم چیست ؟

ـ حساسیت های خاص من و شما چیست ؟

ـ به نظر شما آیا بهتر است خوب باشیم یا قوی باشیم ؟

ـ به نظر شما آیا بهتر است مهربان باشیم یا پول دار باشیم ؟

ـ به نظر شما بهتر است دوست باشیم یا شوهر ؟ دوست یا زن ؟ دوست یا پدر و مادر و برادر و...

ـ نظر شما در مورد مراسم و تشریفات ازدواج چیست ؟ چقدر خرج کنیم ؟ در این مورد با خانواده چقدر توافق دارید ؟

ـ نظر هر کدام در مورد جذابیت ظاهری طرفین چیست ؟

ـ نظر هر کدام در مورد جذابیت باطنی طرفین چیست ؟

ـ صداقت تا چه حد در خوشبختی موثر است ؟

ـ سیاست تا چه حد در خوشبختی موثر است ؟

ـ از راه های محبت کردن و عشق ورزیدن چه قدر اطلاع دارید ؟ آیا همواره دوست دارید که مورد محبت واقع شوید ؟ آیا دوست دارید که همسرتان مانند مادرتان به شما محبت کند ؟

ـ آیا دوست دارید که همسرتان مثل یک پدر یا برادر بزرگتر برایتان باشد ؟

ـ آیا دوست دارید که همسرتان مثل یک مادر یا خواهر بزرگتر برایتان باشد ؟

ـ آیا دوست دارید که فقط محبت کنید ؟

ـ آیا دوست دارید که هم محبت کنید و هم مورد محبت واقع شوید ؟

ـ راه های نشان داده علاقه و محبت کدام ها هستند ؟

ـ فکر می کنید که در چه زمان هایی می توان گله ها و شکایات و یا درد دلهای خودمان را به طرف مقابل بیان کنیم ؟

ـ فکر می کنید که تا چه حد باید احساسات مثبت خود را نسبت به او بیان کنید ؟

ـ آیا شما فکر می کنید که صرف این که همسرتان را دوست دارید کافی است ؟

ـ آیا اختلاف از لحاظ زبان و لهجه وجود دارد ؟ آیا نظر خاصی دارید ؟

ـ آیا هر کدام از شما نسبت به زنان یا مردان نگرش های خاصی دارید ؟ آیا حاضرید برخی از آنها را مطرح کرده و به گفتگو بگذارید ؟

ـ آیا در مورد حجاب همسر نظر خاصی دارید ؟

ـ نظر هر کدام در مورد جایگاه مرد و زن در زندگی جیست ؟

ـ آیا مرد مسلط باشد و زن تحت سلطه ؟

ـ آیا زن مسلط باشد و مرد تحت سلطه ؟

ـ آیا برابری و دوستی و صمیمیت و تفاهم باشد ؟

ـ آیا نظر دیگری دارید ؟

ـ در صورتی که ناچار شدید از والدین خود در سنین پیری نگهداری و مراقبت کنید چه خواهید کرد ؟ چه نظری دارید ؟

ـ تا چه حد انتقادپذیر هستید ؟

ـ تا چه حد حاضرید از دیگران و افراد با تجربه و متخصصین برای بهبود مهارت های ارتباطی کمک بگیرید ؟

ـ اگر به ناچار شوهر یا همسر به شهر دیگری از لحاظ شغلی منتقل شد شما چه خواهید کرد ؟

ـ به نظر شما برای این که بین زن و شوهر از لحاظ احساسی و عاطفی (روانی) فاصله به وجود نیاید ، چگونه ارتباطی باید بین آنها برقرار باشد ؟

ـ آیا همدیگر را دوست دارید ؟ به عبارت دیگر تا چه حد احساس می کنید که طرف مقابل را دوست دارید ؟

ـ در حال حاضر شما چه نقاط قوت و چه اشکالاتی در طرف مقابل خود می بینید ؟ آیا می توانید این اشکالات را مطرح کنید ؟ اگر نمی توانید چرا ؟ و اگر می توانید در مورد آنها گفتگو کنید .

ـ اگر طرف مقابل شما (در آینده) چگونه رفتارهایی داشته باشد ، همواره از ازدواج با او راضی بوده و خواهید بود ؟ و اگر چگونه رفتارهای را در پیش بگیرد (داشته باشد) از ازدواج با او پیشمان خواهید شد ؟

ـ به نظر شما نشانه های علاقه همسرتان به شما چیست ؟ و یا چه باید باشد ؟

ـ به نظر شما شوهر یا همسر برای شما به منزله ی چیست ؟ شریک زندگی ، شریک روحی و جسمی زندگی ، شریک جنسی زندگی ، یک دوست در زندگی ، پدر ، برادر ، بزرگتر ، مایملک و دارایی .

ـ وقتی از کسی ناراحت می شوید (شده اید) بیشتر وقت ها چه راهی را در پیش گرفته اید ؟

الف) بیشتر اوقات عصبانی شده و داده زده ام .

ب) بیشتر اوقات از او قهر کرده ام .

ج) بیشتر اوقات از او معذرت خواهی کرده و حتی نزد او گریه کرده ام .

د) بیشتر اوقات با او به مذاکره و گفتگو نشسته ام .

ه) بیشتر اوقات توی خودم ریخته و آن را تحمل کرده ام .

ـ به نظر شما دروه ی نامزدی یا عقد ، آیا دوره تحمل است یا دوره مذاکره و گفتگو؟

ـ به نظر شما ، وقتی از کسی می رنجید یا .... ، چه باید بکنید ؟

ـ به نظر شما آیا دوره ی نامزدی ، دوره ی عاشق شدن و عاشقانه بودن است یا دوره ی آشنایی با نقاط ضعف و نقات قوت و سعی در مذاکره و گفتگو و جور شدن با همدیگر.

 نویسنده : حسن عبداله زاده

آدرس و تلفن تماس برای تجزیه و تحلیل پایان نامه ها و طرحهای پژوهشی با spss

ادرس و تلفن تماس برخی از کارشناسان برای تجزیه و تحلیل پایان نامه های روان شناسی علوم تربیتی علوم اجتماعی مدیریت و غیره و طرحهای پژوهشی

استان گلستان - شهرستان بندرگز - خانم کوزه گری - تلفن: ۰۹۳۵۵۷۲۶۴۳۴

استان مازندران - شهرستان بهشهر - تلفن:۵۲۳۲۷۹۵-۰۱۵۲ :چهار راه فراش محله - جنب پاساژ عرفانی - خدمات کامپیوتری ترنج

استان سمنان - شهر ستان دامغان - ایمیل و تلفن تماس: ۰۹۳۶۸۲۲۹۴۴۲ spss990@yahoo.com

 

آموزش از راه دور

اشاره: در شرايط فناورانه و دانشي جاري كشور با توجه به ظرفيت‌ها و امکانات موجود در بخش آموزش عالي، نياز فزاينده‌اي به توسعه‌ي آمـوزش‌هاي دوربرد و استـانداردسازي اين  آموزش ها احساس مي شود.  به طور کـلي سه عـنصر اصلي در يک بـرنامه‌ي آمـوزش از راه  دور مـوثر هستند: طراحي آمـوزش، فـناوري  و پشتيباني. در اين مقاله سه عنصر ياد شده مورد توجه قرار خواهند گرفت.

 

1. پيشينه‌ي آموزش از راه دور

پيشينه‌ي  آموزش از راه دور به اواسط قرن نوزده باز مي‌گردد. در آمريکا و اروپـا پيشگامان آموزش از راه دور از بهترين فناوري‌هاي آن روز جـهت آموزش بهـره مي‌جستند. بـراي نمونه: سيستم‌هاي پسـتي براي ايجاد فـرصت‌هاي آمـوزشي براي کساني که توانايي رفتـن به مدارس معمولي را نداشتند ولي به تحصيل دانش علاقمند بودند، استفاده مي‌شد.  البته در آن زمان بيشترين کساني که از اين نوع امکانات بـهره مي‌جستند  مـعلولين جسمي، زنـاني کـه اجازه‌ي حضور در کلاس‌ها را همراه  مردان نداشتند و کـساني که در محل سکـونت آن‌‌‌ها مدرسه‌اي وجود نداشت؛ بودند. يکي از پيشگامان در اين زمينه فردي انگليسي بنام ايزاك پيتمن بود. او آموزش کوتاه‌مدت از طريق نامه نگاري و مکاتبه را در سال 1840 در انـگليس شروع کرد. دانشجويان موظف بودند که قسمتي از انجيل را مطالعه کرده وپاسخ مکتوب پرسش‌هاي مطرح شده توسط پيتمن را براي کسب نمره‌ي مطلوب از  طريق پست عودت نمايند.

اما تحصيل از راه دور براي نخستين  بار در آمريکا و در دانشگاه وسلين ايلينوي در سال 1874 پياده‌سازي شد. در سال 1900 آموزش هاي دانشگاهي از طريق مکاتبه، چهره‌ي عمومي‌تري به خود گرفت. مجمع ملي آموزش خانگي در سال 1926 تأسيس و باعث شد که آموزش از راه دور و برنامه هاي مربوط به آن در دانشگاه‌ها و مدارس جنبه‌ي رسمي و مهم‌تري پيدا کند.

اختراع راديوهاي آموزشي در سال 1920 و ظهور تلويزيون در 1940 بـاعث به وجـود آمدن روش هاي مـهم و جديدي در عرصه ارتباطات شد که به طـبع آن در زميـنه‌ي آمـوزش از راه دور نيز تحـولات چـشمگيري ايجاد کرد.  مربيان بـا استفاده از اين تکنولوژي‌هاي جديد مـوفق شدند که برنـامه هاي آمـوزشي را به ميليون‌ها جوياي يادگيري برسانند و  بدين وسيله فرصت هاي آموزشي را به خـارج از فـضاهاي مراکز آموزشي گسترش دهند.

با توسعـه‌ي سيستم‌هاي تلفن راه دور در اوايل قرن بيستم ظـرفيت مـتد ها و روش هاي آموزش از راه دور براي دستيابي  دانشـجويان به فرصت‌هاي آموزشي در سرتا سر جـهان افزايش يافت. ولي تلفن تـا زمان اختراع تله کنفرانس در  دهه 80 و 90 هيچگاه نقش اساسي و اصلي را در مقوله آموزش از راه دور بازي نکرد.

سيستم هاي تله کنفرانس اين امکان را براي آموزگاران فراهم کرد که بدون کوچکترين تأخير زماني در يک زمان با دانشجويان خود حرف بزنند به آنها گوش دهند و بعضاً آنها را ببينند. گسترش شبکه‌هاي ارتباطي کامپيوتري در دهه 90 و اتصال ميليون ها انسان از طريق خطوط تلفني به اين  شبکه ها اين امکان را فراهم ساخت تا آموزش از راه دور به سادگي از طريق کامپيوتر و کنفرانس هاي کامپيوتري  در سراسر جهان امکان پذير باشد (1)  و امروز با استفاده از اين تکنولوژي شاهد توسعه علوم و فنون در سراسر جهان هستيم .

 

2. آموزش در هزاره‌ي سوم

 وقتي از استانداردسازي و يافتن  ملـزومات براي آموزش در هـزاره‌ي سوم صحبت مي شود، ناخودآگاه  تشکيل، طراحي و  بستر سازي براي تامين و کاربردي کردن ابزارها و شاخص هاي آموزش مبتني بر اصول جامعه دانايي محور به ذهن متبادر مي گردد.  بدون شک شناخت صحيح اين ملزومات و ابزارها و بهره گيري  مناسب از آنها با توجه به کارکردهاي مورد انتظار در تسريع روند توسعه اطلاعاتي جامعه دانش مدار موثر خواهد بود.  از جمله دغدغه ها و  مشکلاتي که هر کشوري در برنامه‌هاي توسعه اطلاعاتي خود در حرکت به سوي تبديل شدن  به يک جامعه‌ي دانايي محور يعني جامعه‌اي با محوريت دانش مواجـه خواهد بـود،  برخورد با ابزارهاي موجود و همچنين چگونگي کـاربرد اين ابزارهاست.

وقتي از شيوه‌ي برخورد هدايت‌کنندگان کلان برنامه‌هاي آموزشي با ابزارهاي فناورانه موجود سخن به ميان  مي‌آوريم اين  انتظار به وجـود مي‌آيد که برنامه‌ريـزان و تصميم‌گيران کـه برنامـه ريزان و تصمـيم گيران ساختار هاي کلان آموزشي به خصوص دانشگاه ها با توجه به تصويري که از دستيابي جامعه به توسعه اطلاعاتي  در دست دارند اين ابزارها را گزينش و مورد استفاده قرار دهند.

موج عظيم توليد اطلاعات در دنياي امروز که آن را ملقب به "عصر اطلاعات" کرده است همه روزه و از طريق  ابزارهاي مختلف ارتباطي در دنيا جا به جا مي شود و بر حجم آن افزوده مي گردد. از سوي ديگر همان گونه که  ما شاهد توسعه اطلاعاتي جهان هستيم نبايد از نقش ابزارهاي ارتباطي درانتقال سريع و جذب باز خورد اين  اطلاعات در اقصي نقاط عالم غافل باشيم. بنابراين مي توان از اطلاعات و ارتباطات به عنوان دو اهرم اصلي و يا  دو بال حرکتي مهم در توسعه ياد کنيم.

در اين ميان بهره گيري مناسب از ظرفيتهاي اين دو شاخص ارزشمند و موثر در روند توسعه به مفهوم عام آن  براي هر جامعه‌اي يک نياز حياتي و اصولي به شمار مي رود. با اين ديدگاه مي‌توان به تبيين اين مساله پرداخت که بهترين شيوه‌ي  موجود در ايجاد بستر هاي توسعه‌ي  اطلاعاتي و دست يابي به استانداردهاي يک جامعه به واقع دانايي محور چه مي تواند باشد.  براي دستيابي به يک پاسخ روشن و کاربردي در اين زمينه پيش از همه چيز تعاريف و شاخص‌هاي موجود  مورد  اشاره قرار مي گيرد.

- آموزش:

در فرآيند هاي انتقال اطلاعات به مجموعه  فعاليت هاي تبادل اطلاعات از طريق يـک عنصر يا ابـزار داراي اطلاعات به عنصر فاقد اطلاعات اطلاق مي‌شود که در صورت تکميل شدن سيکل آن گزينه‌هايي شامل طبقه‌بندي، ارزشيابي، هدايت و نظارت نيز به آن افزوده مي‌شود.

- فناوري:

 در اين تعريف از فناوري منظور آن دسته از فناوري‌هايي هستند که به صورت بالقوه و يـا به صورت بالفعل قادر به تاثيرگذاري و کمک به فرايند انتقال اطلاعات در جهـت تسـريع در اين رونـد و هـمچنين  افـزايش کمي و کيفي سطح آموزش‌ها هستند.

- فناوري آموزشي:

وقتي از فناوري آموزشي سخن مي گوييم در واقع به مجموعه سيستم ها و ابزارهاي حاکم  بر مديريت دانش  در يک جامعه  دانايي محور نظر خواهيم کرد. به عبارت ديگر کليه فرايند هايي که در يـک جامعه در جهت گزينش و راهبري آموزش مبتني بر ابزارهاي فناورانه مـورد بررسي تحـليل و استفاده قـرار مي گيرند در شاخص فناوري آموزشي مي گنجند.

- آموزش فناوري:

بهره گيري و عموميت بخشيدن به هر يک از ابزار هاي فناورانه با هدف تسهيل و تسريع در روند آموزش،  همچنين بالا بردن سطح کيفي و کمي دانش ها و دانش پذيران يک جامعه اطلاعاتي به صورت جدي نيـازمند يکپارچه سازي و استاندارد کردن نظام آموزشي جامعه مي باشد.  از اين رو با توجه به جايگاه و نقش آموزش در هزاره سوم که مبتني بر فناوري اطلاعات و  ارتباطات مي باشد و همچنين با رويکرد جدي به مبحث جامعه دانايي  محور گرايش عمومي در فراگيري و استفاده از ابـزارهاي فناورانه جهت بهره مندي هر چه بيـشتر از اطلاعات  و يافتن جايگاهي مناسب در جامعه اطلاعاتي هزاره  سوم که در واقع مي تواند يک جامعه جهاني و بدون محدوديت باشد غير قابل انکار و گريز است.  به همين جهت هدايت و حرکـت جـامعه بايد در مـسيري باشد که آموزش هاي فناوري به صورت همه جانبه و همه گير صورت پذيرد. با توجه به تعاريف فوق و با آشنايي و نگرش موجود نسبت  به هزاره سوم و مطلوبيت ها و ضعف هايي که در امـر دستيابي به استانداردهاي معين و پويايي در جهت رسيدن به ساختارهاي يک جامعه دانايي محور وجود دارد، در  شرايط حاضر براي تامين زير ساختهاي توسعه اطلاعاتي ما ناگزير از ايجاد پيوند و تلفيق عوامل و ابزارهايي هستيم  که از آنها به  عنوان شاخص هاي فناوري آموزش و آموزش فناوري ياد مي شود. در بستر جديدي که از تلفيق  اين  دو  شاخص آموزشي به وجود مي آيد امکانات و ابزارهاي گوناگوني فراهم خواهد شد که در هـدايت و توسعه اطلاعات بسيار موثر خواهند بود. ضمن اينکـه تأثير و تأثر اين  دو شاخص از يکديگر خود زمينه مساعدي در جهت پرورش افکار و ايده هاي جديد فراهم مي آورد. ( 2 ) و ( 3)

فناوري‌هاي آموزشي مبتني بر فناوري وب به عنوان يکي از کارآمدترين ابزارهاي  آموزشي در مباحث آموزشي شناخته شده‌اند و در مجموع از آن‌ها با عنوان آموزش الکترونيکي[1] ياد مي‌شود.  اما در صورتي که زير ساخت هاي علمي و فرهنگي با اين تکنولوژي روز جهاني هماهنگ نباشد رشد و توسعه اطلاعاتي حاصل نخواهد شد.

اين ضعف ناشي از عدم رشد و توسعه آمـوزش هاي لازم براي همه گير شدن دانش هاي فناوري هاي مـوجود مي‌باشد. در بسياري از نظام‌هاي علمي کشور امکانات و ابزارهاي سخت افزاري مورد نياز تأمين و راه اندازي شده اند اما همچنان معضل کمبود دانش تکنولوژيک که ناشي از فقر و ضعف آموزش مي باشد در اين مراکز به چشم مي خورد.

به عبارت ديگر هنوز در کشور نياز سنجي و امکـان سنجي مناسبي که قـادر به عمـوميت دادن آموزش هاي لازم در جهت بهره برداري اصولي و علمي و کاربردي ابـزارهاي تکنولوژيک باشد صورت نگرفته است و به همين دلـيل برخي حرکت هاي مقطعي و گاهاً غير اصولي نخواهد توانست گره اي باز کند.

در شرايط موجود و با توجه به ظرفيت ها و امکانات کشور توسعه آموزش هاي مورد نياز يک جامعه دانش محور احساس احساس مي شود.  در صورتي که کليه فرآيندهاي آموزش فناوري و بهينه سازي و استاندارد سازي فناوري‌هاي آموزش بايستي از  مجاري و کانال‌هاي مناسب پيش بـرود کـه بهترين گزينه در اين زمـينه مي تواند بهـره برداري از توانمندي هاي دانشگاه هاي کشور باشد.

با توجه به اين که در توسعه اطلاعاتي هر جامعه اي بايستي نيم نگاهي نيز به پيشرفت هاي جهاني داشت تا هماهنگي و همگامي لازم تحولات جهاني صورت بپذيرد لذا در طراحي ساختار يک جـامعه دانش مدار بايد جايگاه ويژه اي را براي دانشگاه و نقش آموزش و فناوري قائل شد و در طراحي يک مدل با استانداردهاي جـهاني کـه از پويـايي و  انعطاف پذيري لازم برخوردار باشد در ابتدا نسبت به گزينش يک جامعه نمونه که امکانات و ارتباطات لازم را بـراي نيل  به اين هدف تامين کند اقدام کرد و سپس با تعيين مطلوب ها نسبت به شناخت کمبودها و ضعفها همت ورزيد.

بدون شک تجربه هاي حاصل از اين گونه پياده سازي و استاندارد يابي در جهت توسعه اطلاعاتي با استفاده از ابزارهاي فناورانه بسيار اقتصادي تر خواهد بود. يعني اگر ما توسعه اطلاعاتي را از محدوده يک دانشگاه به سطح يک شهر هدايت کنيم موفق تر و مورد پذيرش تر خواهيم بود . زيرا  در بهره گيري و کـاربردي کردن ابزارها و همگـام کردن اطلاعات با آنها موفق بوده ايم. به همين منظور در گام  اول مهمترين نـياز هماهنگ کردن و همگام کردن آمـوزش فناوري و فناوري‌هاي آموزشي استاندارد و با قابـليت کـاربري بالاست که در ضمن از مقبوليت جهانـي نيز برخوردار باشد.

 

3. آموزش از راه دور

يادگيري در فرهنگ لغت به اين صورت تعريف شده: عمل، فرايند و تجربه اي براي کسب علم دانش و مهارت. اين تعريف با تعريف عملياتي آموزش متفاوت است. آموزش در اجرا اين گونه تعريف مي شود: دانش و مهارتي که توسط فرايند يادگيري توسعه يافته و کسب مي شود. البته اين دو واژه گاهي بجاي يکديگر استعمال مي شوند. يادگيري از راه دور يک سيستم آموزشي است که  دانشجويان را به منابع علمي متصل مي نمايد. اين سيستم فرصت هاي آموزشي را براي جويندگاني که در موسسات آموزشي عمومي شرکت نمي کنند ولي توانايي دريافت مطالب علمي را مانند بقيه دانشجويان دارا مي باشد فراهم  مي کند.

به طور کلي تکـامل فرايند يادگيري از راه دور زماني است که با استفاده از فـناوري هاي مربوطـه و مشترك بتوان از منابع موجود بهره برد. دو نوع سيستم آموزش و يادگيري از راه دور موجود مي‌باشد.

1. هم زمان

2. غير هم زمان

در سيستم آموزشي هم‌زمان نياز است که دانشجو و استاد به طور هم  زمان در فرايند آموزش شرکت داشته باشند. مزيت اين روش اين است که تعامل دو طرفه بين استاد و  دانشجو در زمان واقعي و بدون تاخير انجام مي شود. تلويزيون هاي دو طرفه، تله کنفرانس ها و گفتگوهاي (چت ) اينترنتي از اين قبيل اند.

در آموزش از دور به شكل غير همزمان نيازي به حضور دانشجويان و اساتيد در يک زمان نيست و لازم نيست کـه دانشجويان در يک مکان و يک زمان جمع شوند. در اين روش دانشجويان مي‌توانند زمان هاي آموزشي خود را تنظيم نمايند و با توجه به صورت کاري خود از لحاظ زماني مطالب درسي را جمع آوري کنند.  از اين جهت آمـوزش غير همزمان انعطـاف بيشتري نسبت به آمـوزش  همزمان دارد.

از مزيت هاي ديگر آن مي توان به حق انتخاب از لحاظ مکاني و زماني براي دانشجو و فرصت هاي آموزشي دو طرفه  براي تمام دانشجويان اشاره نمود.( 3 ) کاست هاي صوتي، کاست هاي ويديويي و استفاده  از سايت هاي اينترنتي مثال هايي از اين روش مي باشند.

 سيد عليرضا حجازي

منابع و مآخذ:

1. Porter, Lynnette R. "Creating the Virtual Classroom: Distance Learning With theInternet".

2. Minoli, Daniel. "Distance Learning  Technology and Applications (Artech House Telecommunications Library )"