نقش آموزش عالی در توسعه ملی چیست ؟

آموزش عالي نقطه تلاقي سه قلمرو فرهنگ، قدرت و دانش است. بي‌ترديد نظام آموزشي در ظرف جامعه و فرهنگ عمل مي‌كند و با آن داد و ستد مستمر دارد. اگرچه جريان رسمي آموزش، به كاركردهاي ضمني و پنهان خود معمولاً بي‌اعتناست، اما اين امر نافي اهميت ابعاد فرهنگي و اجتماعي آموزش نيست. تعليم و تربيت ارائه يك سري مهارت‌هاي خنثي به فراگيرندگان نبوده و كاركرد آن آزمون‌گيري و صدور گواهينامه نيست بلكه فراگير را به ويژه در نظام آموزش عالي با گفتمان‌ها و روش‌هاي جديد و نحوة كاربرد دانش در سطح جامعه درگير مي‌كند.

از ديگر نقش‌ها و كاركردهاي آموزش عالي مي‌توان عمق بخشيدن به نگرش‌هاي علمي و فرهنگي، تعميق فرهنگ گفتگو، مدارا و كار جمعي، ارتقاي تنوع و غناي فرهنگي و نظريه‌پردازي براي حل مسايل و بحران‌هاي جهاني را نام برد. همچنين آموزش عالي، رسالت‌هايي چون آماده‌ كردن جامعه براي برخورد ريشه‌اي با مسايل و مشكلات و كاويدن جنبه‌هاي نظري، فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي آنها و مشاركت در حل و فصل آسيب‌ها و تدوين سياست و راهبرد براي مقابله با آنها را بر عهده دارد.

دانشگاه به عنوان يك نهاد پيچيده فرهنگي و يك كانون هنجارفرست، به انتظام بخشي اخلاقي و اجتماعي جامعه كمك مي‌كند و در جهت بهبود كيفيت زندگي و حفظ پويايي و نشاط در جامعه براي خود مسئوليت‌هايي قايل است. اين نهاد بزرگ اجتماعي همچنين به عنوان هستة پيشتاز تحولات عمل نموده از طريق رصد كردن تغييرات اجتماعي و فرهنگي به ويژه در عرصة علم و فناوري جامعه را براي تسلط بر رويدادهاي مبهم آينده توانمند و مهيا مي‌كند.

جامعه‌شناسي آموزش عالي كه از درون جامعه‌شناسي آموزش و پرورش سربرآورده و به نوعي حوزة مطالعاتي مستقلي را در سال‌هاي اخير شكل داده است عهده‌دار تبيين و توضيح نقش، كاركرد و تأثيرات اجتماعي نظام آموزش عالي است. مسأله نخست اين است كه چگونه دانش در آموزش عالي توليد و بسته‌بندي و سازماندهي و ارائه مي‌شود و اين دانش‌ها چگونه مي‌توانند زندگي مردم را بهبود بخشند؟ نقش دانشگاه در تغييرات اجتماعي چيست و اين نهاد در توسعه جوامع چه وظيفه‌اي را ايفاء مي‌كند؟ تأثير آموزش عالي بر نظام قشربندي اجتماعي، كاهش يا افزايش نابرابري، تحرك اجتماعي، نظام تقسيم كار و اشتغال و... چيست؟ دانشگاه و جامعه چه تعاملي با يكديگر دارند؟ اجتماعات علمي و دانشگاهي، گروه‌ها و شبكه‌هاي علمي ـ دانشگاهي چگونه شكل مي‌گيرند و بسط و تكامل مي‌يابند و چه كاركردهايي دارند؟

خرده فرهنگ دانشگاهي چه ويژگي‌هايي دارد و هنجارهاي آن كدام‌اند؟ آزادي علمي و استقلال دانشگاه‌ها و بسياري مسايل ديگر مي‌تواند در قلمرو اين حوزه مطالعاتي قرار گيرد.

آموزش عالي، نگاهي ديگر ـ پرسش از ماهيت دانشگاه ايراني ـ توسعه علم در ايران، مسايل و پيش‌نيازها ـ مديريت توسعه علم در ايران ـ ترويج علم ـ تعامل دانشگاه و جامعه ـ علم، تكنولوژي و جامعه ـ گذار از دانشگاه سنتي ـ دانشگاه، فرهنگ و دين ـ دانشگاه اسلامي، نگاهي تاريخي اجتماعي ـ مهاجرت نخبگان ـ توسعه مشاركت زنان در آموزش عالي ـ دانشگاه گرايش‌هاي قومي و همبستگي ملي ـ دانشگاه و همكاري‌هاي علمي بين‌المللي ـ جايگاه و كاركرد انجمن‌هاي علمي ـ بررسي پديده نابردباري در محيط‌هاي دانشجويي.

چگونگی اجرا روش  مطالعات تطبيقي در حوزة آموزش‌عالي؟

 

   يكي از زير مجموعه‌هاي اين علم، گرايش مطالعات تطبيقي در حوزه آموزش‌عالي است كه طي سالهاي اخير رشد يافته است. در دنياي امروز رشد گرايش به مطالعات تطبيقي مي‌تواند به عنوان محركي براي تقويت يك هويت مشترك و كيفيت روبه رشد در آموزش‌عالي باشد.

   بيشترين پروژه‌هاي تطبيقي در آموزش‌عالي پروژه‌هاي اكتشافي هستند و بيشترين بازدهي را در توسعه و ايجاد آگاهي‌هاي غير منتظره و برنامه‌ريزي نشده دارند.

   از ويژگيهاي برجسته اين نوع مطالعات حضور گروههاي پژوهشي همكار بين‌المللي است، كه اجراي پروژه‌هاي فرا مليتي را درحوزه‌ نظامهاي آموزش‌عالي كشورهاي جهان به اجرا در مي‌آورند.

   اين مطالعات براي فهم حقيقي كه بوسيلة روندهاي مشابه بين‌المللي شكل داده‌ مي‌شوند  همچنين براي اصلاح و بازسازي مجدد نظامها براساس ملاحظات و مشاهدات تطبيقي و رشد و افزايش فعاليت‌هاي بين‌المللي و فرا مليتي لازم و حياتي هستند. از جـمله كتابــها در اين حوزه‌، كتاب آموزش‌عالي تطبيقي نوشته Phillip .G. Altbaeh چاپ 1998 است. Ulrich teichler از دانشگاه كاسل آلمان معتقد است مطالعات تطبيقي دربارة آموزش‌عالي بيشترين فايده و بازدهي را در از بين بردن استدلالهاي انتزاعي و ذهني مبتني بر تجربيات محدود دارد.

   امروزه اهم موضوعات مورد مطالعه در حوزه آموزش‌عالي تطبيقي يا مطالعات تطبيقي در حوزه آموزش‌عالي عبارتند از:

        l   دسترسي به آموزش‌عالي l   نابرابري در آموزش‌عالي   l   كيفيت در آموزش‌عالي l   فرآيند ارزيابي اساتيد

        l   افت تحصيلي  l   مقايسه آموزش‌عالي زنان l   مقايسه تطبيقي شهري l   منابع تأمين مالي در نظامهاي مختلف

        l   مطالعة تطبيقي سياستهاي آموزش‌عالي  ………

     چالش كنوني جهاني شدن، امروزه فرصتهاي جديدي را بر سر راه مطالعات تطبيقي ايجاد كـرده است. در عين حال، جهاني شدن نيازمند گفتگوي اثر بخش‌تر بين آموزشگران تطبيقي در اقصي نقاط جهان است.  يك تعهد مشترك نسبت به فهم نقش آموزش در فرآيند جهاني شدن و برعكس وجود دارد. از انواع روشهاي مورد استفاده در مطالعات تطبيقي به الگو برداري قياسي يا ترازيابي (benchmarking)، تجزيه و تحليل و Comparative case study مي‌توان اشاره كرد.

جایگاه مطالعه تطبیقی در نظام آموزش عالی ما کدام است  ؟

الف : ضروريات جایگاه آن در نظام آموزش عالی

مطالعه  تطبيقي يکي از رشته هاي علوم تربيتي است که موضوع آن ، تجزيه و تحليل و شناخت شباهت ها و تفاوت هاي موجود بين پديده ها ، نهادها و نظامهاي آموزشي است. اين شناخت و تفسير آن بايد در متن اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي و اقتصادي و رويدادهاي تربيتي انجام گيرد.

اين تعريف ، چند نکته مهم را در خصوص ضرورت و اهميت مطالعات و پژوهش هاي تطبيقي در نظام آموزش عالی طرح مي کند: مطالغه تطبيقي ، علمي است چند رشته اي. محقق مطالعه تطبيقي با اين که لازم است در يک زمينه خاص مرتبط با موقعيت هاي تربيتي ، اطلاعات تخصصي داشته باشد ، اما بايد از زمينه هاي ديگر نيز مطلع باشد. در واقع اين به ماهيت رويدادها و موقعيت هاي آموزشي مربوط مي شود که به دليل پيچيدگي شان بايد از ابعاد متفاوت ولي مکمل به آنها نگاه شود. مطالغه تطبيقي به شناخت منجر مي شود. اين شناخت جز آن که سبب توسعه دانش مطالغه تطبيقي مي شود ، چگونگي و چرايي موقعيت هاي تربيتي را به مسوولان و مربيان نظامهاي آموزشي مي شناساند.از بعد روش شناسي ، نگرش مقايسه اي باعث مي شود پژوهشگران نظامهاي آموزشي از شباهت ها و تفاوت هاي موجود بين پديده هاي آموزشي آگاه شوند و از هر گونه نگرش افراطي در پذيرش يا رد الگوهاي موفق نظامهاي آموزشي ديگر دوري جويند.مطالغه تطبيقي نظام آموزش عالی مي تواند برپايي نظامهاي آموزشي را براي مديران و عاملان آنها روشن سازد. نمي توان نظام آموزشي را بدون شناخت و پذيرش پويايي و پيچيدگي پديده هاي آموزشي از «بيرون» اداره کرد. يکي از يافته هاي مهم پژوهش هاي تطبيقي در آموزش و پرورش ، اين است که نظامهاي آموزشي در ارتباط دائم و لازم با ديگر نظامهاي مربوط (فرهنگ ، اقتصاد و سياست...) عمل کند ؛ از اين رو ، نمي توان دور مدرسه حصاري کشيد تا دانش آموزان را جدا از متن جامعه تربيت کرد. آموزش و پرورش تطبيقي به شناخت منجر مي شود. اين شناخت جز آن که سبب توسعه دانش آموزش و پرورش تطبيقي مي شود ، چگونگي و چرايي موقعيت هاي تربيتي را به مسوولان و مربيان نظامهاي آموزشي مي شناساند.

از بعد روش شناسي ، نگرش مقايسه اي باعث مي شود پژوهشگران نظامهاي آموزشي از شباهت ها و تفاوت هاي موجود بين پديده هاي آموزشي آگاه شوند و از هر گونه نگرش افراطي در پذيرش يا رد الگوهاي موفق نظامهاي آموزشي ديگر دوري جويند.

نظام آموزش عالی تطبيقي مي تواند برپايي نظامهاي آموزشي را براي مديران و عاملان آنها روشن سازد. نمي توان نظام آموزشي را بدون شناخت و پذيرش پويايي و پيچيدگي پديده هاي آموزشي از «بيرون» اداره کرد. يکي از يافته هاي مهم پژوهش هاي تطبيقي در آموزش و پرورش ، اين است که نظامهاي آموزشي در ارتباط دائم و لازم با ديگر نظامهاي مربوط (فرهنگ ، اقتصاد و سياست...) عمل کند ؛ از اين رو ، نمي توان دور مدرسه حصاري کشيد تا دانش آموزان را جدا از متن جامعه تربيت کرد.

آموزش تطبيقي به عنوان يك علم مبحثي نسبتاً جديد است نوشته است.

انسان ها

دکتر علی شريعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسيم کرده است:


1ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعادجسمانی

آنهاست که قابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند.
 
٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هويت‌شان را به ازای چيزی

فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصيت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آيند.

مرده و زنده‌‌شان يکی است.
 
٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند.

آدم‌های معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و


در نبودنشان هم تاثيرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما

می‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.
 
٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند.

شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها.

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمي‌توانيم حضورشان را

دريابيم. اما وقتی که از پيش ما مي‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک

مي‌کنيم، باز مي‌شناسيم، می فهميم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه

می‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم

برايشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار

از ما سلب مي‌شود. سکوت می‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست

می‌شويم و درست در زماني که می‌روند يادمان می‌آيد که چه حرف‌ها

داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد

انگشتان دست هم نرسد.

داستان های شیوانا (برای یادگرفتن،فراموش کن ) !

آفتی عجیب و ناشناخته به جان ذرت‌های دهکده شیوانا افتاده بود و محصولات تعداد زیادی از کشاورزان را از بین برده بود. شیوانا شاگردان مدرسه را فراخواند و گفت: "دوست کشاورزی دارم در یکی از روستاهای دوردست که حتما روش دفع این آفت را می‌داند. می‌خواستم یکی از شما را انتخاب کنم و همراه با نمونه محصولات آفت‌زده نزد او بفرستم تا روش پیشنهادی او برای درست کردن سم و دفع آفت از مزارع ذرت را یاد بگیرد. چه کسی پیشقدم می‌شود؟"

یکی از شاگردان شیوانا که حافظه‌ای بسیار قوی داشت و در جمع شاگردان به زیرکی و زرنگی معروف بود قدم پیش گذاشت و گفت: "من آن‌قدر دانش و اطلاعات دارم که به محض این‌که دوست شما اصول درست کردن سم را یاد بدهد سریع یاد می‌گیرم. من می‌روم!"
به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

شیوانا با تبسم موافقت کرد و گفت: "اجازه بده یکی از شاگردان معمولی و تازه‌کار را هم همراه تو بفرستم تا تنها نباشی. فقط چون این شاگرد خیلی ساده است از زرنگی و هشیاری‌ات علیه او استفاده نکن!"

همه به این جمله خندیدند و آن دو نفر صبح روز بعد راهی دهکده دوردست شدند. چند هفته بعد آنها برگشتند و همه با شوق و علاقه منتظر بودند تا روش دفع آفت را از زبان آنها بشنوند. شاگرد زرنگ با غرور گفت: "چند ماده ساده را اگر با هم مخلوط ‌کنیم می‌توانیم ضد آفت را بسازیم و در عرض یک هفته مرض را از محصولات ذرت دور سازیم. اصلا نیازی به این مسافرت نبود."


او به سرعت مواد مورد نظر خودش را مخلوط کرد و روی بعضی از مزارع آفت‌زده پاشید. اما بعد از دو هفته هیچ تغییری حاصل نشد و اوضاع از قبل هم بدتر شد.

شیوانا شاگرد ساده و معمولی را احضار کرد و از او خواست هر چه را یاد گرفته برای بقیه نقل کند. آن شاگرد با جزییاتی وصف‌ناپذیر تک‌تک مراحل را از تمیز کردن ظروف سم تا میزان دقیق مواد ترکیبی و نحوه استفاده از سم و آب ندادن مزارع قبل از سمپاشی به مدت مشخص و سپس مخلوط کردن آب و سم با هم و استفاده از آن را توضیح داد. وقتی طبق دستورات شاگرد معمولی سم ساخته و استفاده شد بلافاصله در عرض کم‌ترین مدت قابل تصور آفت‌ها از مزارع محو شدند و همه چیز درست شد."

شاگردان با تعجب نزد شیوانا رفتند و از او پرسیدند: "آن شاگرد زرنگ اطلاعات بسیار زیادی داشت و هوش و حافظه او در بین جمع بی‌نظیر بود. در حالی که این همراه دوم یک شاگرد معمولی است. چگونه آن فرد زرنگ نتوانست جزییات دقیق را به خاطر بسپارد و یاد بگیرد و این شاگرد معمولی توانست به این خوبی همه چیز را یاد بگیرد."


شیوانا پاسخ داد: "آن شاگرد زرنگ و باهوش فریب هوش و زرنگی خودش را خورد و به همین خاطر موقع یاد گرفتن درس‌ها از استاد، حواسش به خودش و غرور خودش و دانش خودش بود. برای همین دانش او تبدیل به پرده‌ای شد بین او و درسی که می‌گرفت و به همین خاطر به جای حرف‌ها و درس‌های استاد فقط صدای دانش خود را می‌شنید. اما این شاگرد ساده و معمولی با ذهنی پاک و خالی و صاف و با فروتنی و تواضع یک جوینده واقعی دانش، درس‌ها را فرا گرفت و به همین خاطر همه جزییات را با دقتی وصف‌ناپذیر درک کرده بود.
برای یاد گرفتن چیزهای جدید اغلب لازم است انسان دانش قبلی خود را برای مدتی به طور موقت فراموش کند تا بتواند در فضای یادگیری موضوع تازه قرار گیرد.

دوست زرنگ و باهوش شما با وجود زیرکی و هوشمندی بالایی که داشت اما هنر فراموش کردن خودش و کنار گذاشتن دانش قبلی و غرور دانستنش، موقع یادگیری دانش جدید را بلد نبود. اما این دوست معمولی شما چون در مقابل درسی که داده می‌شد مثل یک فرد تازه‌کار و مشتاق ظاهر شد توانست همه چیز را جذب کند. در حقیقت به همین دلیل است که در زندگی افراد معمولی بسیاری اوقات بسیار بهتر و قدرتمندتر از افراد باهوش ظاهر می‌شوند. یادگیری آنها در موضوع کاریشان عمیق و دقیق و جامع است. به همین خاطر موثر و کارآمد هستند. به همین سادگی

باورها بر كیفیت زندگی

دانشمندان برای بررسی تعیین میزان قدرت باورها بر كیفیت زندگی انسانها آزمایشی را در « هاروارد یونیورسیتی » انجام دادند :
 
80 پیرمرد و 80 پیرزن را انتخاب كردند . یك شهرك را به دور از هیاهو برابر با 40 سال پیش ساختند . غذاهای 40 سال پیش در این شهرك پخته میشد . خط روی شیشه های مغازه ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فیلم های قدیمی ، اخباری كه از رادیو و تلویزیون پخش میشد ، را مطابق با40 سال قبل ساختند. بعد این 160نفر را از هرنظر آزمایش كردند :
 
تعداد موی سر، رنگ موی سر، نوع استخوان، خمیدگی بدن، لرزش دستها، لرزش صدا، میزان فشار خون ... بعد این 160 نفر را به داخل این شهرك بردند ، بعد از گذشت 5 الی 6ماه كم كم پشتشان صاف شد، راست می ایستادند ، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان، رنگ موهای سر شروع به مشكی شدن كرد ، چین و چروكهای دست و صورت از بین رفت .
 
علت چه بود ؟
 
خیلی ساده است . آنها چون مطابق با 40سال پیش زندگی كردند ، باور كرده بودند 40 سال جوانتر شده اند .
 
انسانها همان گونه كه باور داشته باشند می توانند بیندیشند. باورهای آدمی است كه در هر لحظه به او القا میكند كه چگونه بیندیشد .
 
اصولاً فرق بین انسانها، فرق میان باورهای آنان است. انسانهای موفق با باورهای عالی، موفقیت را برای خود خلق میكنند.انسانهای ثروتمند، باورهای عالی و ثروت آفرین دارند كه با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت میروند و به لحاظ باورهای مثبتشان به ثروت مطلوب خود میرسند .
 
قانون زندگی قانون باورها است.باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است.  توانمندی یك انسان را باورهای او تعیین می كند ..
 
انسانها هر آنچه را كه باور دارند خلق میكنند. باورهای شما دست آوردهای شما را در زندگی میسازند. زیرا باورها تعیین كننده كیفیت اندیشه ها ، اندیشه ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دست آوردها هستند .

داستان معنوی

 
2016 316  داستان معنویروزى لرد ویشنو در غار عمیقى در کوه دورافتاده‏اى با شاگردش نشسته و مشغول مراقبه بود. پس از اتمام مراقبه، شاگردش به قدرى تحت تأثیر قرار گرفته بود که خود را به پاى ویشنو انداخت و از او خواست که او را قابل دانسته و به عنوان قدرشناسى به او اجازه دهد که به استادش خدمت کند. ویشنو با لبخند سرش را تکان داد و گفت: “مشکل‏ترین کار براى تو این است که بخواهى با عمل، تلافى چیزى را بکنى که من آن را رایگان به تو داده‏ام”. شاگرد به او گفت: “خواهش مى‏کنم استاد! اجازه دهید که افتخار خدمت به شما را داشته باشم”. ویشنو موافقت کرد و گفت: “من یک لیوان آب سردِ گوارا مى‏خواهم”. شاگرد گفت: “الساعه استاد”. و در حالى که از کوه سرازیر مى‏شد، با شادى آواز مى‏خواند.
پس از مدتى به خانه‏ى کوچکى که در کنار دره‏ى زیبایى قرار داشت رسید. ضربه‏اى به در زد و گفت: “ممکن است یک پیاله آب سرد براى استادم بدهید؟ ما سانیاس‏هاى آواره‏اى هستیم که در روى این زمین خانه‏اى نداریم”. دخترى شگفت‏زده در حالى که نگاه ستایش‏آمیزش را از او پنهان نمى‏کرد به آرامى به او پاسخ داد و زیرلب گفت: “آه… تو باید همان کسى باشى که به آن مرد مقدس که در بالاى کوه‏هاى دوردست زندگى مى‏کند، خدمت مى‏کنى. آقاى محترم ممکن است به خانه من آمده و آن را متبرک کنید”. او پاسخ داد: “این گستاخى مرا ببخشید ولى من عجله دارم و باید فوراً با آب به نزد استادم بازگردم”. “البته او از این‏که شما خانه‏ى مرا برکت دهید ناراحت نمى‏شود، زیرا او مرد مقدس بزرگى است و شما به عنوان شاگرد او موظف و ملزم هستید به کسانى که شانس کم‏ترى دارند، کمک کنید”. و دوباره تکرار کرد: “لطفاً فقط خانه‏ى محقر مرا متبرک کنید. این باعث افتخار من است که مى‏توانم از طریق شما به خداوند خدمت کنم”.
داستان بدین ترتیب ادامه یافت. او به نرمى پذیرفت که وارد خانه شده و آن را متبرک سازد. پس از آن هنگام شام فرارسید و او متقاعد گشت که آن‏جا بماند و با شرکت در شام غذا را نیز برکت دهد. از آن‏جایى که بسیار دیر شده بود و تا کوه نیز فاصله زیادى بود و در تاریکى شب ممکن بود که آب به زمین بریزد، موافقت کرد که شب را در آن‏جا بماند و صبح زود به سوى کوه حرکت کند. اما به هنگام صبح متوجه شد که گاوها ناراحت هستند و با خود گفت اگر او مى‏توانست فقط همین یک بار به آن دختر در دوشیدن شیر کمک کند بسیار خوب مى‏شد، زیرا از نظر لرد کریشنا گاو حیوان مقدسى است و نباید در رنج و عذاب باشد.
روزها تبدیل به هفته‏ها شد و او هنوز در آن‏جا مانده بود. آن‏ها با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب فرزندان زیادى شدند. او بر روى زمین خوب کار مى‏کرد و در نتیجه محصول فراوانى نیز به دست مى‏آورد. او زمین بیش‏ترى خرید و به زودى آن‏ها را به زیر کشت برد. همسایگانش براى مشورت و دریافت کمک، به نزد او مى‏آمدند و او به طور رایگان به آن‏ها کمک مى‏کرد. خانواده ثروتمندى شدند و با کوشش او معابدى ساخته شد. مدارس و بیمارستان‏ها جایگزین جنگل شدند. و آن دره جواهرى بر روى زمین شد. نظم و هماهنگى بر زمین‏هاى بایر و غیرقابل کشت حکمفرما شد. وقتى خبر صلح و آرامش و ثروتى که در آن سرزمین وجود داشت به گوش مردم رسید، جمعیت زیادى به آن‏جا روى آوردند. در آن‏جا خبرى از فقر و بیمارى نبود و مردان به هنگام کار در مدح و ستایش خداوند آواز مى‏خواندند. او شاهد رشد فرزندانش بود و از این‏که آن‏ها به او تعلق داشتند خوشحال بود.
روزى به هنگام پیرى، همان‏طور که روى تپه کوچکى در مقابل دره ایستاده بود، راجع به آنچه که از زمان ورودش به دره اتفاق افتاده بود فکر مى‏کرد. تا جایى که چشم کار مى‏کرد مزرعه‏هایى بود سرشار از ثروت و وفور نعمت و او از این وضع احساس رضایت مى‏کرد.
ناگهان موج عظیمى از جزر و مد در برابر دیدگانش تمام دره را دربرگرفت و در یک لحظه همه چیز از دست رفت. همسر، فرزندان، مزارع، مدارس، همسایگان، همه از میان رفتند. او گیج و حیران به مردم که در برابر دیدگانش از بین مى‏رفتند خیره شده بود.
و سپس او ویشنو را دید که در سطح آب ایستاده است و با لبخندى تلخ به او مى‏نگرد و مى‏گوید، “من هنوز منتظر آب هستم”. و این داستان زندگى انسان است

مقام اقدس معلم از نظربعضی متفکرین اسلام

نخست به همه بهتر معلوم است دین مقدس اسلام یگانه دین جهان شمول در جهان میباشد و در تماماً موارد راه حل را نشان داده است که این دین بنابر فرموده حضرت حق تعالی کاملترین دین بشمار می آید. بویژه در مورد مقام معلمی تأکید زیاد نموده است زیرا خود حضرت خداوند اولین معلمی است نام اشیاء را برای آدم علیه السلام آموختاند. بدین منظور نظریه های عموماً متفکرین اسلام بر گرفته از خط مش و اهداف خداوندی میباشد از آنجمله در مورد مقام معلم نخست از سرور کائینات و فخر موجودات چنین ارشاد گردیده مطالعه مینمائیم:

 

- مقام معلم نزد سرور کائینات، واپسین پیامبر الهی و ناجی بشریت از ضلالت و گمراهی

رسول اکرم «ص» میفرمایند: « انی بعثت معلماً » (به راستی که مبعوث شده ام تا تعلیم دهم ) در جای دیگر اظهار مینمایند وقتیکه خداوند بنده ای را خار و ذلیل میگرداند او را از نعمت علم محروم مینماید البته این فرموده رسول اکرم "ص" این مفهوم را میرساند که بدون معلم توانمند، پرهیزگار و شایسته نمیتوان علم را آموخت. که این خود اهمیت معلم را در زنده گی انسان و پیشرفت جامعه برجسته میسازد. چنانچه حضرت محمد "ص" بار ها تأکید کرده اند که جانشینان من کسانی هستند که سنت و آئین مرا زنده نگهمیدارند و به دیگران تعلیم میدهند و بنده گان خدا را از آموزش بهره مند میسازند که این موضوع بیانگر آن است شغل معلمی را باید پیشه نمود.

طوریکه خداوند «ج» در شأن مبارک رسول الله میفرماید: هر آئینه تو برخلق عظیمی... و خودِ حضرت محمد"ص" میفرمایند: من برای امتم معلم فرستاده شده ام تا آخرین مکارم اخلاق را برای شان تعلیم بدهم.

همچنان رسول الله برای حضرت علی کرم الله وجههُ این چنین میفرمایند: ای علی آیا اولین و آخرین اخلاق را برای شما تعلیم ندهم! حضرت علی "رض" عرض کردند ضرور باشد نشان بدهید مبارک فرمودند کسی که بالای شما ظلم کرد شما او را معاف فرماید و کسی که برای شما بدی کرد شما در مقابل نیکی کنید و کسی که همراه شما قطع روابط میکند همراه شان ارتباط بگیرید.

تاثیرات شخصیت معلم  در پرورسه آموزش و پرورش

         اولین ویژگی که برای شخصیت فردی یک معلم می توان در نظرگرفت، فضایل اخلاقی و ویژگهای شخصیتی والا. و ثانیاً علم آن میباشد.  از آنجایکه دار و ندار فکری، معنوی و شخصیتی افراد یک جامعه در گرو نحوه تعلیم و تربیه مربیان آن جامعه است، باید به مقام معلمان معظم ارج گذاشت.

لازم به نظرمی رسد که شخصیت معلم دارای یک سلسله خصوصیات و ویژگی های پسندیده باشد. زیرا ویژگی ها و صفات شخصیتی معلم نقش بسزای در شکل گیری شخصیت آینده اطفال ارتباط دارد. و طفل رفتار های معلم خود را به عنوان الگو و سر مشق هویت اجتماعی خویش قرار میدهد. شاگردان به شکل پیوسته و مداوم نسبت به اندیشه ها، ارزشها و شخصیت های معلمان خویش عکس العمل نشان میدهند.

 تقلید از معلم، یکی از روشهای معمول در یادگیری شاگردان بخصوص در  دوره ابتدایی به شمار میرود. و معلم میتواند الگوی پُر قدرتی برای شاگردان به حساب آید. اگر شخصیت معلم دارای صفات انسانی از قبیل محبت، دوستی، اخلاص، راستی، همکاری، صداقت، بردباری، اخلاق، تعهد و ایمان باشد، طبعیتًا تقلید چنین ویژه گیها، سلامت روانی شاگرد را تضمین میکند. ولی اگر شخصیت معلم دچار اختلال و مشکلات باشد، یعنی رفتارهای خلاف معیار های فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی از او سر بزند، یا فاقد صفات انسانی باشد، پس شاگرد از معلم خود حاصلی جزء رفتار های بد، اختلالات و نا سازگاریها نخواهد داشت. واضح است که اطفال دوره ابتدایی مکتب میتوانند نا سازگاریها را از معلمان نا سازگار و سازگاریها را از معلمان سازگار تقلید خواهند کرد. پس در پروسه تدریس و آموزش، تنها تجارب و دیدگاه های علمی معلم نیست که مؤثر واقع شود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری، تغییر و تحول شاگردان تاثیرمیگذارد.

معلم عامل موثر در نظام آموزش و پرورش

یکی از اساسی ترین عامل مؤثر در نظام آموزش و پرورش، معلم پنداشته میشود. اگر جریان آموزش و پرورش را به کاروانی، تشبیه کنیم، بدون شک معلم قافله سالار این کاروان است. اگر این قافله سالار تمام خم و پیچ ها و فراز و نشیب های مسیر را نداند، کاروان را به بیراهه خواهد برد. پس اگر معلم از دانش علمی و مسلکی برخوردار نباشد، نه تنها اهداف تعلیم و تربیت تحقُق نمی یابد بلکه آموزش و پرورش ماهئیت خود را از دست میدهد. زیرا تربیت انسان نتیجه یک جریان متقابل و بالآخره حاصل عمل مربی و عکس العمل مربی است.

       معلمان نقطۀ آغاز و اساس گذار هر تحول در نظام آموزش و پرورش اند. و قادر هستند با دانش و مهارتی که کسب نموده اند، چهرۀ سازمان و سیستم آموزشی یک کشور را دگرگون سازند و فضای مکاتب و آموزش را به فضای محبت، پیشرفت، ترقی، و لذت بخش مبدل کنند و با انتقال میراث فرهنگی به نسل نو خواسته و با استفاده از روشهای مناسب درسی و تربیتی، موجب رشد شخصیت اطفال و نو جوانان را فراهم سازند.

       بدون تردید سعادت هر جامعه بستگی مستقیم به تلاش و همت معلمان آن جامعه دارد. معلم به عنوان مدرس و مربی میتواند نقش حساس و کلیدی در این رابطه داشته باشد تا نیروی انسانی کار آمد و خلاق یعنی نو آوری های سود بخش را  در جامعه تربیت نماید. چنانچه تجربۀ کشور های پیشرفته جهان به اثبات رسانده اند که کیفیت هر نظام آموزشی وابسته به کیفیت معلمان آن میباشد.

نام معلم و نقش آن در انکشافات قرن حاضر خیلی ارزشمند است، باید باور کامل داشته باشیم که تکامل هر کشور فقط و فقط ارتباط دارد به کیفیت معلمان آن کشور. هر گاه بخواهیم کشورآباد و مرفه داشته باشیم؛ و به پیشرفت های سریع تکنولوژی کنونی دست یابیم؛ و کشور ما فرهنگ متعالی خویش را در عمل تحقق ببخشد؛ و بالآخره هر گاه بخواهیم ازکاروان ترقی و تمدن و تکامل دنیای موجود عقب نباشیم؛ باید به رشد کمی و کیفی معلمان خویش توجه نماییم. معلمان اند که نسلهای آینده را برای بر خورد با مشکلات جهان فردا آماده می سازند.

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت .

روش تدریس نوین

یکی از مشکلات مهم و اساسی در نظام آموزش و پرورش خصوصاٌ در کشور ما، به کار نگرفتن روش های تدریس نوین در آموزش است. به همین سبب کیفیت آموزشی از سطح مطلوب برخوردار نیست و دانش آموزان علاقه زیادی به تحصیل نشان نمی دهند. یکی از دلائل آن عدم آشنایی معلمان با روش های نوین تدریس در ادبیات فارسی است.

 پیشرفت روز افزون علوم و تحقیقات گوناگون در حیطه های مختلف حاکی از آن است که اطلاعات بشر روز به روز افزایش می یابد و مطالب جدیدی به دست می آید.امروزه هر فرد بشر ناچار از استفاده یافته های جدید است .

 معلم بایدباروشهای مختلف تدریس آشنا باشد و باید بدانددر کدامین موقعیت آموزشی از کدامین روش استفاده نماید. آنچه دراین مقاله خواهد آمد، نگاهی است کوتاه و گذرا به روش های نوین تدریس در ادبیات فارسی ونقد آن سخن به میان خواهد آمد .سپس نتیجه گیری بعمل آمده ودر پایان پیشنهاداتی ارائه می شود.


زبان فارسی به عنوان یکی از زبان‌های غنی و کهن دنیا و زبان دوم اسلام، به لحاظ گستره واژگانی و توانایی‌های خود، در ردیف زبان‌های مهم دنیا جای دارد و از ارزش شایانی برای انتقال مفاهیم دوستی و معاونی بلند برخوردار است. زبان فارسی امروز بی‌گمان در ایجاد پیوند دوستی ملل هم جوار و سایر ملت‌ها در تحقق و شکل‌گیری طرح گفت وگوی ملت‌ها و تمدن‌ها نقش بسزایی ایفا می‌کند، و بیش از پیش توانسته است توجه جهانیان را به خود جلب کند و آنها را به اندیشیدن در ایجاد روابط و پیوندهای دوستی با این زبان تشویق کرده است. زبان فارسی که عهده‌دار برقراری ارتباط بین ملل مختلف دنیا شده ، به همین سبب در پیشرفت فرهنگی و هنری در زبان‌های سایر ملل و کشورها تأثیرگذار بوده است.پس اگر از جنبه‌های فرهنگی، ادبی، علمی، و تمدن‌های کهن جهانی به این قضیه بنگریم، ضرورت آموزش زبان وادبیات فارسی محسوس می‌گردد.

هدف های کلی برنامه ی اموزشی زبان فارسی در دوره ی ابتدایی

حیطه شناختی

   1-اشنا یی  مختصربا زبان فارسی معیار2-گسترش حوزه ی نمادها  و معا نی3-اشنا یی با گفتار ونوشتار و درک تفاوت ان  ها4-اشنایی مختصر با جلوهای هنری زبان5-اشنایی با مسائل اعتقادی اجتماعی.سیاسی.ملی علمی و هنری در قالب زبان

 

حیطه ی عاطفی 

   الف) ایجاد پرورش وتقویت علا قه ونگرش مثبت نسبت به:- مبانی اعتقادی.فرهنگی وملی کشور

-بیان احساسا ت .وعواطف وافکار در قالب گفتا ر ونوشتار-جنبه های زیبایی سخن وتحسین ان-مطا لعه

  ب)تلطیف احساسات وعواطف

 

روش های نوین تدریس زبان وادبیات فارسی

استفاده از روش تدریس  فعال وهمگام با روزروش های تدریس معلم را ویژگی خاص می بخشد .هدف از این مقاله آشنایی معلمان با روشهای نوین تدریس زبان وادبیات فارسی واستفاده آنها در کلاس وغنا بخشیدن به محتوای دروس وحرفه ای با ر آوردن معلمان وخدمت به اعتلای کیفیت آموزش وپرورش میهن عزیز اسلامی میباشد .برای اطلاعات بیشتر به کتابهای الگوهای تدریس 2000وآموزش راههای یادگیری و... مراجعه شود .

 

1- یادگیری از طریق همیاری

معلمان بایدبه دانش آموزان فرصت دهند  تا به صورت گروهی و از طریق همیاری به یادگیری اقدام کنند .یادگیری از طریق همیاری یک قالب یا چهارچوب آموزشی است که در آن گروه های دانش آموزی ناهمگن از سوی معلم شکل داده می شوند و به فعالیت می پردازند.

هدف نهایی از کاربست الگوی تدریس یادگیری از طریق همیاری دستیابی به فعالیت های عالی ذهنی است. همبستگی مثبت، مسئولیت فردی، تعامل چهره به چهره، مهارت های اجتماعی و پردازش گروهی. این عناصر معلم را از سخنرانی صرف و دانش آموز را از تکرار بی مورد آموخته هایش رها می سازد. افزون بر این، یاگیری از طریق همیاری فرصت هایی را پدید می آورد که یادگیرندگان بتوانند در موقعیت هایی چون کارگروهی، ارتباطات، ایجاد هماهنگی اثرگذار و تقسیم کار موفق شوند.  سینر گوژی برای آموزش یادگیری از طریق همیاری چهار روش را ارائه می دهد :

 الف ) طرح کارایی گروه ب) طرح تدریس اعضای گروه ج)طرح قضاوت عملکرد ث)طرح روشن سازی طرز تلقی 

مراحل اجرای الگو همیاری
1- ابتدا کروه ها شکل می گیرند. گروه های ناهمگن که دارای اطلاعات و توانایی های مختلف، گوناگون و متنوع هستند، مؤثرتر خواهند بود. در یادگیری از طریق همیاری، تفاوت افراد گروه باعث کارآمدشدن یادگیری می شود. پس از تشکیل گروه ها معلم به کمک دانش آموزان قوانینی را تدوین می کنند مثلا گروه های ختلف نمی توانند با همدیگر صحبت کنند.
2-این مرحله معلم حدود 15 دقیقه درباره ی هدف های مهم درس، انتظاراتی که از دانش آموزان در پایان جلسه وجود دارد و مطالب اصلی درس که نیاز به توضیح دارد صحبت می کند.

3- در مرحله ی سوم به دانش آموزان فرصت داده می شود که در یک زمان مشخص روی مطالب و یا فعالیت هایی که در اختیار آنها گذاشته شده در گروه های خود تمرین و کار کنند. معلم با حضور در گروه ها ضمن ارزشیابی راهنمایی های لازم را انجام می دهد.
 4-این مرحله نتایج کار گروه ها به نمایش گذاشته خواهد شد. برای نمایش کار گروه ها روش های مختلفی وجود دارد مثلا" هر گروه نتایج کار خود را روی یک برگه یا مقوا به صورت نوشته، نمودار یا نقاشی به تصویر درآورده و این برگه ها روی تابلو یا دیوار کلاس نصب شده و در معرض دید و نقادی سایر گروه ها قرار گیرد

5- در آخرین مرحله که مرحله ی ارزشیابی است معلم کار گروه ها را مورد ارزشیابی قرار می دهد. برای ارزشیابی می توان از گروه ها کمک گرفت و با کمک گروه ها معیارهایی برای ارزشیابی تدوین نمود و براساس این معیارها حتی خود گروه ها می توانند به ارزشیابی از کار خود (خودارزشیابی) بپردازند. 

 

2- شیوه ی نمایشنامه ای (ایفای نقش )

در این شیوه دو یا چند دانش آموز موضوعی را به صورت نمایشنامه اجرا می کنند .این شیوه ی تدریس ،نیاز به مهارت های خاص بازیگری ندارد؛ بلکه معلم می تواند بنا به محتوای آموزشی مورد نظر، به ضرورت از آن استفاده کند .از ویژ گی های مهم شیوه ی ایفای نقش این است که زبان آموزان با نمایش وبازیگران آن ،ارتباط عاطفی برقرارمی کنند وبا هیجان، مراحل نمایش را مشاهده می کنند .به این طریق، دقت ،تمرکز حواس وتوجه به مطالب افزایش می یابد ویادگیری بهتر وموثرتر انجام می گیرد .هم چنین این شیوه برای مقابله با کم رویی وخجالتی بودن برخی زبان آموزان که در کار زبان آموزی مشارکت کم تری دارند، بسیار مفید است .

 

3-شیوه ی بحث گروهی

این شیوه  که اساسا یک شیوه ی تدریس شاگرد محور است ، برای سطوح بالاتر از سطح پایه کاربرد دارد وبرای شاگردان دوره ی ابتدایی چندان مناسب نیست .مثلا برای جلسه های گفت وشنود در سطح متوسط پیشرفته ، فواید بسیار دارد .دراین شیوه معلم در کنار صحنه می ماند واجازه می دهد زبان آموزان با هم صحبت کنند وفقط گاهی به سوال های آنان پاسخ می دهند اجرای این روش از هر روش دیگر دشوارتر است ؛ چون معلم بایدکاملا به روش مسلط باشد وزبان آموزان نیز با آمادگی قبلی وارد کلاس شوند .اداره کردن کلاس گفت وشنود به نحوی که همه ی زبان آموزان در گفت وگو شرکت کنند ودر باره ی اطلاعاتی که رد وبدل می شود ،علاقه نشان دهند،کاری مشکل است .در این زمینه روش مشاوره ای می تواند به موفقیت برنامه یآموزش زبان فارسی کمک زیادی کند.

 

4-الگوی بدیعه پردازی یا نوآفرینی

یکی از الگوهای تدریس که باعث پرورش ظرفیت مشکل گشایی دانش آموزان وهدایت آنها به بیان خلاق وگسترش انگاره های جدید عقلی از طریق توجه به بعد عاطفی وغیر معقول می شود. الگوی بدیعه پردازی است در این الگو ،به وسیله ی فعالیت استعاری به جریان آگاهانه تبدیل می شود . ازاین الگو اکثرا برای تدریس انشاء استفاده می شود .زیرا بیشتر از هر درس دیگری نیاز به پرورش تصورات ذهنی برای خلق چیزی جدیددارد . هدف اساسی نوآفرینی یا بدیعه پردازی شکستن سد قواعد مرسوم و ایجاد راه های جدید برای حل مسائل می باشد. این روش به منظور کمک به افراد برای شکستن زمینه های ذهنی قبلی و پیداکردن راهی مناسب برای اندیشیدن به طرز جدید به موضوع می باشد. شش گام درتدریس این الگو عبارت است از :گام اول توصیف وضعیت جدید ،گام دوم "قیاس مستقیم ،گام سوم قیاس شخصی، گام چهارم تعارض فشرده ،گام پنجم قیاس مستقیم وگام ششم بررسی مجدد وظیفه اولیه

 

5 - الگوی تفکر استقرائی

بر این اساس این الگو معلم به دانش آموزان مجموعه ای از اطلاعات در قلمرو خاصی مثل فرهنگ کشورها ارائه می دهد .وظیفه اصلی معلم درک آمادگی دانش آموزان برای کسب تجربه، فعالیتهای شناختی جدید ومورد استفاده قرار دادن  تجارب در موقعیت جدید است دانش آموزان اطلاعات را در مغز خود سازمان دهی می کنند نکات ومطالب مستتر در آنرا به یکدیگر ارتباط می دهند وسپس آموخته های خود را در موقعیت جدیدبه کار گرفته وتعمیم می دهند

وبدین وسیله به پیش گویی، فرضیه سازی وتوضیح پدیده های نا آشنا یی می پردازد . الگوی تفکر استقرائی موجب می شود که دانش آموزان اطلاعات را گرد آورند به دقت بررسی کنند به شکل مفاهیم در آورند ودست ورزی با آن مفاهیم را یاد بگیرند . دانش آموزان با استفاده منظم از این شیوه توانایی کارآمدتری را در تکوین مفاهیم می یابند وبر چشم اندازهای خود در نگرش به اطلاعات می افزایند . الگوی تفکر استقرائی برای تدریس تکوین مفهوم وهمزمان آموزش مفاهیم به دانش آموزان تدوین شده وتوجه به منطق، زبان ومعانی کلمات، وماهیت دانش را پرورش می دهد.سه شیوه ی تدریس در این الگووجود دارد .نخستین آن تکوین مفهوم دومی تفسیرمطالب وسومی کاربرد اصول است . هر شیوه دارای سه گام می باشد .مرحله اول: ا- فهرست گیری 2- گروه بندی 3- عنوان دهی               مرحله دوم :1- تعیین جنبه های شاخص 2-کشف روابط 3- استنباط مرحله سوم: 1-پیشگویی نتایج 2- توضیح پیشگوییها 3-تصدیق پیشگویی

 

6- روش یورش مغزی در تدریس انشاء


تفکر ، عالی ترین مراتب عبادت است .امام محمد باقر) ع( .در رویکردهای نوین آموزش ، قصد این است که آموزش و پرورش دانش آموزان را برای نزدیکی در فضای اجتماعی آینده ، آماده سازد . هدف تعلیم وتربیت نوین ، بروفق آرای پیشگامان آموزش وپرورش پیشرو ، ارتقای سطح توانایی همه یادگیرندگان برای حل مسأله است.
یکی از شناخته شده ترین شیوه های برگزاری جلسات هم فکری و مشاوره بوده و کاربرد جهانی دارد. این روش دارای مزایا و ویژگیهایی منحصر به فرد است. آموزش دادن دانش آموزان با روش بارش مغزی حل مساله را به نحو خلاقانه ای در آنان بالا می برد . «روش بارش مغزی می تواند به عنوان وسیله ای برای یادآوری مفاهیم و اصول مورد نیاز برای حل مسئله به یادگیرندگان کمک می کند.

چهار قاعده اساسی بارش مغزی

1. انتقال ممنوع: این مهمترین قاعده است و لازم است تمام اعضا به آن توجه کرده و بررسی و ارزیابی پیشنهاد را به آخر جلسه موکول کنند.

2. اظهار نظر آزاد و بی واسطه: این قاعده برای جرأت بخشیدن به شرکت کنندگان برای ارایه پیشنهاداتی است که به ذهن آنها خطور می کند، به عبارت دیگر در یک جلسه بارش مغزی تمام اعضا باید جسارت و شهامت اظهار نظر را پیدا کرده باشند و بدون آنکه ترسی از ارزیابی و بعضاً انتقاد مستقیم داشته باشند ؛ بتوانند پیشنهاد و نظر خود را بیان کنند. هر چه پیشنهادات جسورانه تر باشد نشان دهنده ی اجرای موفق تر جلسه است.

3. تأکید بر کمیت : هر چه تعداد نظرات بیشتر باشد، احتمال وجود پیشنهادات مفید و کارسازتر در بین آنها بیشتر می شود. موفقیت اجرای روش بارش مغزی با تعداد پیشنهادات مطرح شده در جلسه رابطه مستقیم دارد. در این روش این گونه عنوان می شود که هر چه تعداد پیشنهاد بیشتر باشد احتمال وجود طرح پیشنهاد کیفی بیشتر است.

4. تلفیق و بهبود پیشنهادات : اعضا می توانند علاوه بر ارایه پیشنهاد، نسبت به بهبود پیشنهاد خود اقدام کنند. روش بارش مغزی این امکان را به اعضا می دهد که پس از شنیدن پیشنهادات دیگران پیشنهاد اولیه بهبود داده شود. آنها همچنین می توانند پیشنهاد خود را با چند پیشنهاد دیگر تلفیق کرده و پیشنهاد بهتر و کاملتری را به دست آورند.

نتیجه

بر صاحب‌نظران پوشیده نیست که پویایی روش‌های گوناگون آموزشی و اتکای آن بر پایه‌های استوار علمی و حساب شده، در جریان رشد یادگیری و ارتقای سطح فراگیری دانش‌آموختگان، تأثیر عمده دارد و این مسئله نیازمند تلاش متخصصان و کارشناسان این حوزه در تدوین و طراحی و به کارگیری شیوه‌های نوین است.

 امروزه هر فرد بشر ناچار از استفاده یافته های جدید است . از آنجا که در مدارس ما نیز دانش آموزان برای آینده تربیت می شوند و هر ساله مطالب و محتواهای کتابها نیز تغییر می یابد این ضرورت یعنی استفاده از شیوه های نو،جدید و کارا بسیار احساس می شود .  یکی از مشکلات مهم و اساسی در نظام آموزش و پرورش خصوصاٌ در کشور ما، به کار نگرفتن روش های تدریس نوین در آموزش است.آ شنایی با روش های مختلف تدریس می تواند زمینه ای جهت بر خورد متقابل و منطقی با دانش آموزان از یک مجرای ارتباطی صحیح مهیا کند بطوری که همواره تفکر منطقی داشته باشد . آنچه دراین مقاله  آمده ، نگاهی کوتاه و گذرا به روش های نوین تدریس در ادبیات فارسی از جمله یادگیری از طریق همیاری ، شیوه ی نمایشنامه ای، شیوه ی بحث گروهی، الگوی بدیعه پردازی یا نوآفرینی، روش یورش مغزی، الگوی تفکر استقرائی می باشد .امید آنکه مورد توجه واستفاده معلمین گرامی واقع شود .

پیشنهادات
1- معلم باید روش های تدریس خود را به شیوه ای طراحی کند که در آن موقعیت های فراوانی برای ارتباط دروس با زندگی پیش بینی شود.
2- استفاده از وسایل کمک آموزشی از قبیل فیلم و سی‌دی و اسلاید و نوار کاست و000 بسیار مؤثر است.

3- بالا بردن سطح علمی معلما ن و استادان از آخرین و تازه‌ترین اطلاعات در حوزه زبان و ادبیات و فرهنگ ایران،

4- معلمان جهت ارتقای سطح دانش آموزان و بهتر یاد دادن این زبان از روش های جدید تدریس استفاده کنند .

5- اجرای جشنواره‌ی الگوهای فعال تدریس با شرکت فعال وحضور گسترده‌ی معلمان

6- معرفی منابع و کتابهای روش های تدریس نوین به معلمان وبرگزاری مسابقات کتابخوانی

 

منابع وماخذ

1- آقازاده محرم .راهنمای روش های نوین تدریس بر پایه پژوهش های مغز محوری.

2- شعبانی .حسن .مهارت های آموزشی وپرورشی انتشارات سمت .

3- دکتر ذوالفقاری .حسن .راهنمای تدریس کد 51 ناشر ک اداره کل چاپ وتوزیع کتاب های درسی سال 1381 .

4- رستگار ،طاهره - مجید ملکان " . آشنایی با یاد گیری از طریق همیاری.

5- عباسی، محمد رضا(1379)، عناصر ساختاری روش حل مسئله، مجله رشد تکنولوژی آموزشی، شماره5.

6--قربانی .قربانعلی .وهمکاران .آموزش راههای یادگیری نشر دانشجو . .سال 1382.

7-موسی، احمد زبان فارسی در مغرب : وضعیت، بررسی و نقد روش‌های آموزشی دانشجوی دانشگاه تهران.

8- همشهری. خرداد ماه82/5/3 . 


افتخار به ......

آبراهام لینکلن پسر یک کفاش بود، پدر لینکلن کفاش سلطنتی بود و کفش های افراد مهم سیاسی را تعمیر و یا تمیز می کرد. آبراهام پس از سالها تلاش وشکست، در سال 1861 به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد.
اولین سخنرانی او درمجلس سنای بدین صورت گذشت: نمایندگان مجلس از اینکه لینکلن رئیس جمهور شده بود ناراضی بودند. چرا که او از یک خانواده فقیر و فاقد سطح اجتماعی بالا بود. زمانی که لینکلن برای سخنرانی پشت تریبون قرار گرفت قبل از آنکه لب باز کند و سخنی بگوید یکی از نمایندگان مخالف با عصبانیت و بی ادبی تمام از سوی جایگاه خود فریاد زد: "آبراهام!حالا که بطور شانسی رئیس جمهور شده ای فراموش نکن که می دانیم تو یک بچه کفاش بیشتر نیستی!"
 
مسلما"هر فردی در جایگاه لینکلن قرار داشت با این نماینده گستاخ که او را اینگونه مورد خطاب قرار داده برخورد می کرد! اما آبراهام لینکلن این چنین نکرد. او لبخندی زد و سخنرانی خود را اینطور شروع کرد: "من از آقای نماینده بسیار بسیار ممنونم که در چنین روزی مرا به یاد پدرم انداخت. چه روز خوبی و چه یاد آوری خوبی! من زندگی و جایگاهم را مدیون زحمات پدرم هستم. آقایان نماینده بنده در اینجا اعلام می کنم که بنده مانند پدرم ماهر نیستم. با این حال از دستان هنرمند او چیزهایی آموخته ام. پس اگر کسی از شما تمایل به تعمیر کفش خود داشت با کمال میل حاضر به تعمیر کفشش خواهم بود!
 
یکی از اقدامات مهم و تاثیر گذار لینکلن خاتمه بخشیدن به تاریخ برده داری در ایالات متحده امریکا بود.
 
هر چه هستی همون باش، هر چه نیستی نگو کاش
 
 

سازماندهي و طراحي فضاي كلاس :

 

فضاي آموزشي در پرورش مهارت هاي تفكر انتقادي نقش بسيار ارزنده اي دارد . سازماندهي و آرايش كلاس درس به منظور ايجاد فضايي براي تعامل بسيار دشوار اما مفيد و موثر است كه در ذيل به پنج نكته اساسي كه براي موثرتر شدن اين امر اشاره دارد پرداخته مي شود:

1) هر جلسه را با طرح يك مساله شروع كنيد :
درابتداي شروع هر درس تدريس را با يك سوال يا مساله ي جذاب شروع كنيم كه باعث جلب توجه دانش آموزان به درس مورد نظر گردد.

2) براي تشويق شاگردان به تعمق از سكوت استفاده كنيد :
علاوه بر روش هاي حل مساله ،بحث و گفتگو و حتي تبادل پر شور عقايد ، سكوت هم مي تواند به رشد تفكر انتقادي كمك كند.

3) فضاي كلاس را طوري مرتب شود كه باعث كنش متقابل شود :
شرايط فيزيكي كلاس درس در ايجاد محيطي مناسب براي تفكر انتقادي بسيار حائز اهميت است . فضاي كلاس درس بايد طوري طراحي شود كه تبادل انديشه را تسهيل كند . قرار دادن صندلي ها و ميزها در صف مستقيم و پشت سر هم ، تبادل انديشه و تفكر جمعي دانش آموزان را غير ممكن مي سازد . معلم ها با استفاده از تخيل و اندكي تلاش مي توانند وضعيت فيزيكي كلاس درس را اصلاح و فضايي ايجاد كنند كه باعث تبادل افكار دانش آموزان شود.
در كلاس هاي كوچك و كم جمعيت مي توان ميزها و صندلي ها را به صورت نيم دايره ، دايره ، چهارگوش يا به شكل(U ) يا ( نعل اسبي ) مرتب كرد. و در كلاس هاي بزرگتر هم مي توان شاگردان را به گروه هاي كوچك تقسيم كرد .در اين گونه سازماندهي كلاس هدف اصلي اين است كه دانش آموزان يكديگر را ببينند و با يكديگر به مباحثه و فعاليت بپردازند.

4)در صورت امكان به وقت كلاس بيفزاييد:
تفكر زماني پرورش مي يابد كه دانش آموزان فرصت كافي براي تعمق و تفكر داشته باشند . كلاس درس با زمان محدود براي پرورش تفكر مفيد و موثر نخواهد بود و كلاس هاي طولاني براي آموزش فنون تفكر انتقادي بسيار بهتر و موثرتر از كلاس هاي كوتاه مدت است : از اين رو ، معلمان بايد در صورت كمبود وقت تلاش كنند بر وقت كلاس بيفزايند تا دانش آموزان فرصت بررسي ، تبادل انديشه و تجزيه و تحليل اطلاعات را بيابند .

5) محيطي پذيرا ايجاد كنيد:
تلاش براي تشويق دانش آموزان به بحث و تبادل انديشه به محيطي پذيرا نياز دارد ؛ يعني جايي كه هم دانش آموزان در آن احساس امنيت كنند و هم معلمان بتوانند به يكديگر اعتماد و اطمينان نمايند.معلمان بايد با دقت و احترام به اظهار نظرهاي دانش آموزان گوش دهند . آنان مي توانند به طور مستند و معقول اظهارات نادرست دانش آموزان را رد كنند ، اما هرگز نبايد خود دانش آموزان را طرد نمايند يا مورد سرزنش قرار دهند.