دیدگاه نخست، دیدی ابزاری به فن آوری اطلاعات دارد و در واقع فن آوری اطلاعات را وسیله ای برای پیشبرد اهداف  برنامه درسی و تحولی در روشهای یاددهی- یادگیری می داند. این دیدگاه معطوف به ابزارها در تعلیم و تربیت، قهرا ملازم با نگاه ابزاری به فن آوری اطلاعات و تقلیل آن در حد یک فن آوری آموزشی است. این نوع نگاه به وضوح از توجه به دلالت های فن آوری جدید به عنوان یک مقوله تمدنی برای تعلیم و تربیت ، باز می ماند. واضح است که با این طرز تلقی، این دیدگاه در پی آن خواهد بود تا روش ها یا ساز و کارهای سنتی تعلیم و تربیت را دستخوش تغییر و دگرگونی نماید و تمام توجه خود را به این گونه فرایندها معطوف می دارد.

اما دیدگاه دوم، محدود به روشها و ابزارهای تعلیم و تربیت نیست بلکه اساس، فلسفه، ماهیت، اهداف و کلیه فرایندهای تعلیم و تربیت و برنامه درسی را نشانه گرفته است.

این دیدگاه، در پی ایجاد انقلابی در زمینه تعلیم و تربیت می باشد و دیدگاه ابزاری به فن آوری اطلاعات را به کلی مردود دانسته و معتقد است که فن آوری اطلاعات و تحولات در این زمینه، باعث به وجود آمدن دوران جدیدی در تعلیم و تربیت شده است. طبق نظر این دیدگاه این تحولات باعث به وجود آمدن نیازهای جدید در جامعه شده است و از آنجایی که اهداف از نیازها نشأت می گیرند، بنابراین اهداف تعلیم و تربیت نیز دچار تحول و دگرگونی خواهد شد. در عصری که به فن آوری اطلاعات مشهور شده، متخصصان تعلیم و تربیت و برنامه ریزان درسی نباید در جستجوی اهداف و رویه های سنتی باشند که ماحصل آن به وجود آمدن انسانهایی قالبی است که هیچ گونه کارایی در جامعه معاصر نخواهند داشت. بلکه به کلی می بایست دیدگاه و روش خود را در این زمینه متحول ساخته و همگام با تحولات شوند. در واقع همانطور که اشاره شد اهداف تعلیم و تربیت تحت تأثیر این تحولات قرار گرفته و دستخوش تغییرات فراوانی شده است و اهداف جدید، طالب تجربیات آموزشی، مواد آموزشی و محتوای آموزشی متفاوت است. با اندکی تامل متوجه خواهیم شد که ما نخواهیم توانست فقط به تغییر به تغییر در روشها و متدهای آموزشی بسنده کنیم بلکه باید کل فرایند برنامه درسی مورد توجه قرار گیرد و متناسب با تحولات علمی در این زمینه‏ی خاص گردد. این دیدگاه معطوف به اثر بخشی است و اشاره به این نکته دارد که زمینه‏ی اصلی تعلیم و تربیت و برنامه درسی می بایست متأثر از این تحولات شوند. تجزیه و تحلیل نظام های آموزشی و عدیده تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته مؤید این واقعیت است که نگاه سنتی به تعلیم و تربیت دیگر نمی تواند پاسخ گوی نیازهای نسل جوان در عصر اطلاعات باشد. این ناتوانی، تحول در برنامه های درسی را امری ضروری و اجتناب ناپذیر ساخته است. خواسته یا ناخواسته گرایشی که به سمت یک فرهنگ تازه تربیتی در حال حرکت است، دیر یا زود بر ساختار و فضای نظام آموزشی حاکم خواهد شد. اما طراحان و مجریان برنامه های درسی، باید توجه کنند که تحول صرفاً به معنای اصلاح شیوه ها و ابزارهای آموزشی نیست بلکه کل عناصر دخیل در فرایند برنامه ریزی درسی و به طور کلی تمام مولفه های یاددهی یادگیری می بایست دستخوش این تغییر و تحول شوند.

اگر همچون برخی تحلیل گران، عصر توسعه فن آوری اطلاعات را موجب سست شدن و نهایتاً منتفی شدن ضرورت ادامه‏ی حیات مدارس به عنوان یک نهاد اجتماعی ، تلقی نکنیم، دست کم باید بپذیریم که باید تحولی اساسی  یا انقلابی در این نهادها به وقوع بپیوندد.

در حوزه تعليم و تربيت، فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات مجموعه وسايل و تركيبات به كارگيري كامپيوتر و برقراري ارتباط است كه به اشكال مختلف معلمان، دانشآموزان، فرايند يادگيري و گستره بالايي از فعاليتهاي آموزشي را مورد حمايت قرار ميدهند.

نحوه تعامل معلمان و دانش‌آموزان و نحوه ادارة مدرسه براي يادگيري، بخشي از فلسفه يادگيري و پداگوژي مدرسه است . با ورود فناوري اطلاعات و ارتباطات به محيط مدرسه ، اين فلسفه دچار تغيير شده و محيطي كه در آن معلم به عنوان فراهم‌كننده اصلي محتواي آموزش شناخته مي‌شود ( فلسفه معلم محور ) به محيطي تبديل مي‌شود كه در آن معلم نقش تسهيل‌كننده فرايند كسب اطلاعات توسط دانش‌آموزان را بر عهده دارد ( فلسفه دانش‌آموز محور).

تغيير در تدوين طرحها و خط‌مشي‌ها : ورود فناوري اطلاعات به محيط مدرسه و تغييري كه در نتيجه آن در فلسفه آموزش و يادگيري در مدرسه بوجود مي‌آيد اين زمينه را فراهم مي‌كند كه خط‌مشي‌هاي آموزش نيز دچار تغيير شوند . با شكل‌گيري اين تغيير رويه‌هاي دستيابي به اهداف كلي و جزئي نيز تغيير مي‌كنند . 4. تغيير در تسهيلات و منابع اطلاعات1 : . تغيير در توانائي‌هاي حرفه‌اي كاركنان مدرسه . . تغيير در ميزان مشاركت جامعه : . تغيير در شيوه ارزيابي

بنابراین زندگی در دنیای کنونی نیازمند آموزش و پرورش مبتنی بر دانایی، تحقیق و نوآوری است و استفاده از فن آوری های جدید ارتباطی ما را در این امر یاری می کند و سبب  :

-        ارتقای کیفیت فرایند یاددهی- یادگیری-        ایجاد فرصتهای یادگیری برابر -        توجه به تفاوت های فردی

-        کمال بخشیدن به خود و محیط پیرامون می گردد.