همه ما در زندگی با موقعیت هایی روبرو می شویم كه اگر به درستی عمل نكنیم سلامت روانی خودمان و دیگران به خطر می افتد. این موقعیت ها مختلف هستند . مثلاً چگونه با دوستان و اطرافیان خود ارتباط برقرار كنیم ؟ چگونه مسئولیت های جدید را بپذیریم ؟ چگونه تصمیم بگیریم؟ چگونه مشكلاتمان را حل كنیم ؟ چگونه با ترس ، اضطراب ، ناكامی ، افسردگی و فشارهای روانی مقابله كنیم؟

مهارت های زندگی :

(مهارت های زندگی) توانایی هایی هستند كه به ما كمك می كنند با موقعیت های زندگی - بخصوص موقعیت های پر خطر - به طور صحیح برخورد كنیم . وقتی این مهارت ها را كسب كردیم می توانیم در ایجاد ارتباط با دیگران سازگارانه عمل كنیم و بدون توسل به اعمالی كه به خودمان یا دیگران صدمه می زند مشكلات را حل كنیم .

این مهارت ها چه مهارت هایی هستند؟

مهارت های زندگی شامل ده توانایی كلی به شرح زیر است . برای زندگی بهتر لازم است این مهارت ها را تمرین كنیم تا كمتر دچار آسیب های روانی و اجتماعی  شویم :

1 – توانایی حل مسئله

ما در زندگی به طور مداوم در حال حل مسئله هستیم . برخی از این مسائل ساده هستند ولی برخی دیگر به فعالیت های فكری پیچیده ای نیاز دارند. توانایی حل مسئله به ما كمك می كند مسائل زندگیمان را به نحو مطلوب حل كنیم . اگر مسائل مهم زندگی ما حل نشده باقی بماند با فشار روانی روبرو می شویم و سلامت روانی و جسمانی ما تهدید می شود.

2 – توانایی تصمیم گیری

اگر چه همه ما تصمیم می گیریم ولی همیشه تصمیم های هوشمندانه نمی گیریم . برخی از تصمیم گیری های غلط منجر به به پیامدهای ناخوشایند می شوند. مهارت تصمیم گیری به ما كمك می كند كه به طور صحیح در مورد اعمالمان تصمیم بگیریم و جوانب مختلف انتخاب ها و پیامدهای مثبت و منفی هر یك از آنها را در نظر بگیریم . تصمیم گیری مناسب و واقع بینانه موجب بالا رفتن سطح سلامت روانی ما می شود.

3 – توانایی تفكر خلاق

این نوع تفكر به ما كمك می كند مسائل را از زوایای مختلف دریابیم و راه حل های مختلف مسئله و پیامدهای آن را ارزیابی كنیم و بالاخره راه حل های تازه ای برای مشكلاتمان پیدا كنیم . با استفاده از این مهارت ؛ تصمیم گیری های ما مناسب تر انجام می شوند و مسائل به طور عملی تر حل می شوند.

 4 – توانایی تفكر انتقادی

با استفاده از این مهارت به بررسی و تجزیه و تحلیل افكار خود و دیگران می پردازیم و به فهم و درك روشن تر دست می یابیم . این توانایی كمك می كند تا اطلاعات و تجاربی را كه به ما می رسد تجزیه و تحلیل كرده و در مقابل ارزش ها و فشارهایی كه به ما تحمیل می شود مقاومت كنیم و بدانیم كه رفتار دیگران همیشه درست نیست .        

 

5 – توانایی ارتباطی

ما بخش اعظم هر روز را به ارتباط برقرار كردن با دیگران می گذرانیم تا هر چه بیشتر بتوانیم نیازهای خود را بیان نماییم و نیازهای دیگران را درك كنیم . توانایی ارتباطی به ما كمك می كند تا با دیگران ارتباط كلامی و غیر كلامی مؤثرتری داشته باشیم و با غلبه بر خجالت ، نظرات خود را برای دیگران ابراز كنیم . اگر این مهارت را كسب كرده باشیم در موقع لزوم می توانیم  با تقاضاهای نامناسب دیگران مخالفت كنیم .

6 – توانایی روابط بین فردی

توانایی روابط بین فردی به ما كمك می كند با دیگران همكاری و مشاركت بهتری داشته باشیم . به آنها اعتماد كنیم. مرزهای روابط با دیگران را تشخیص دهیم .  دوستی های مطلوب را حفظ كنیم و در شروع و خاتمه ارتباطات به طور مؤثرتری رفتار كنیم .

7 – توانایی خودآگاهی

یعنی توانایی شناخت خود و آگاهی از نقاط  ضعف و قوت خواسته ها، ترس ها ، رغبت ها و تمایلات خود؛ این توانایی به ما كمك می كند تصویر واقع بینانه ای از خود داشته باشیم و حقوق و مسئولیت هایمان را بهتر بشناسیم .

8 – توانایی همدلی

توانایی همدلی یعنی این كه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی كه در آن شرایط قرار ندارد ، درك كند . همدلی به ما كمك می كند تا انسان های دیگر را وقتی با ما متفاوت هستند بپذیریم و به آنها احترام بگذاریم . كسانی كه همدلی بیشتری دارند، به دیگران علاقه مندند؛ افراد مختلف را تحمل می كنند؛ پرخاشگری كمتری دارند و دوست داشتنی ترند. این مهارت روابط اجتماعی را بهبود می بخشد.

9 – توانایی مقابله با هیجان

این مهارت شامل توانایی شناسایی هیجانات خود و دیگران ، و نیز شناخت تأثیر هیجانات بر رفتار است . این مهارت به ما كمك می كند كه در مواقع ناكامی ، خشم ، افسردگی و  اضطراب ، واكنش های مناسبی نشان دهیم .

10 – توانایی مقابله با فشارهای روانی ( استرس)

این توانایی شامل شناخت استرس های مختلف زندگی و تأثیر آن بر رفتار است و ما را قادر می سازد كه منابع فشار روانی را در زندگی خود بشناسیم و راه های صحیح كاهش فشار را دنبال كنیم .

مهارتهاي زندگي چيست؟

مهارتهاي زندگي چيست؟

يكي از راه‌هاي پيشگيري از بروز مشكلات رواني و رفتاري ارتقاء ظرفيت روانشناختي افراد مي‌باشد كه از طريق آموزش مهارتهاي زندگي جامه عمل مي‌پوشد. مهارتهاي زندگي عبارت است از مجموعه‌اي از توانايي‌ها كه زمينه سازگاري و رفتار مثبت و مفيد را فراهم مي‌آورند. پژوهش‌هاي متعدد و گسترده‌اي تأثير مثبت آموزش مهارتهاي زندگي را در كاهش سوء مصرف مواد ، پيشگيري از رفتارهاي خشونت‌آميز ، تقويت اتكا به نفس ، افزايش مهارتهاي مقابله با فشارها و استرس‌ها ، برقراري روابط مثبت و مؤثر اجتماعي و ... نشان داده‌اند.نيازهاي زندگي امروز ، تغييرات سريع اجتماعي فرهنگي ، تغيير ساختار خانواده ، شبكه گسترده و پيچيده ارتباطات انساني و تنوع ، گستردگي و هجوم منابع اطلاعاتي انسان ها را با چالشها ، استرس‌ها و فشارهاي متعددي روبرو نموده است كه مقابله مؤثر با آنها نيازمند توانمندي‌هاي رواني- اجتماعي مي باشد . فقدان مهارتها و تواناييهاي عاطفي ، رواني و اجتماعي افراد را در مواجهه با مسائل و مشكلات آسيب پذير نموده و آنها را در معرض انواع اختلالات رواني ، اجتماعي و رفتاري قرار مي‌دهد .پژوهش‌هاي بي‌شمار نشان داده‌اند كه بسياري از مشكلات بهداشتي و اختلالات رواني عاطفي ريشه هاي رواني اجتماعي دارند از جمله پژوهش در زمينه سوء مصرف مواد نشان داده است كه سه عامل مهم با سوء مصرف مواد رابطه دارند كه عبارتند از عزت نفس ضعيف ، ناتواني در بيان احساسات و فقدان مهارتهاي ارتباطي ( مك دانالد و همكاران ، 1991) . همچنين زيمرمن و همكاران (1992) بين احساس خود كارآمدي شخصي و موفقيت تحصيلي همبستگي معنا داري يافتند . مطالعات زيادي دلالت بر آن دارند كه بين عزت نفس ضعيف و سوء مصرف الكل و دارو ( سينگ و مصطفي ، 1994) ، بزهكاري ( دوكزو لورج ،1989) ، بي بندوباري جنسي( كدي، 1992) و افكار خود كشي ( چوكت ، 1993) رابطه وجود دارد . بنابراين با توجه به مدارك و شواهد علمي و به منظور پيشگيري از بروز آسيب‌هاي اجتماعي مانند خودكشي ، اعتياد ، خشونت ، رفتارهاي بزهكارانه و اختلالات رواني لازم است به موضوع بهداشت رواني و اهميت آن توجه بيشتري شود . از طرفي ماهيت مشكلات رواني اجتماعي به گونه اي است كه مقابله با آن در سطوح بعدي مداخله ( پيشگيري ثانويه و ثالث ) نه تنها هزينه‌هاي قابل ملاحظه‌اي را از نظر نيروي انساني و مسايل مالي بر جوامع تحميل مي‌كند ، بلكه اثر بخشي و كارآمدي آن نيز بسيار محدود و حتي در مواردي ناچيز است . به عنوان مثال بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه وقتي يك شخص وابستگي دارويي ( اعتياد ) پيدا كرد ، در خوشبينانه‌ترين حالت 20 الي 30 درصد موارد احتمال بهبود وجود خواهد داشت و حتي تحت اين شرايط نيز احتمال عود مجدد مشكل وجود خواهد داشت ( كاپلان و سادوك ، 1988؛ تايلور ،1995) . اين واقعيات باعث شده كه صاحب‌نظران و متخصصان حيطه بهداشت رواني در جهان تمام كوشش و توجه خود را حول محور برنامه‌هاي پيشگيري در سطح اول متمركز سازند . به همين منظور برنامه‌هاي پيشگيري هم در سطح عام و با هدف كاهش و كنترل انواع آسيب‌هاي رواني – اجتماعي و هم در سطح خاص و در رابطه با كاهش و كنترل مشكلات خاص ( از قبيل وابستگي دارويي ؛ افسردگي ؛ و ...) در نقاط مختلف جهان طراحي و به مورد اجرا گذاشته شده‌است.مهارتهاي زندگي شامل مجموعه اي از توانايي‌ها هستند كه قدرت سازگاري و رفتار مثبت و كارآمد را افزايش مي‌دهند . در نتيجه شخص قادر مي‌شود بدون اين كه به خود يا ديگران صدمه بزند ، مسئوليت‌هاي مربوط به نقش اجتماعي خود را بپذيرد و با چالش‌ها و مشكلات روزانه زندگي به شكل مؤثر روبه‌رو شود . محققان تأثير مثبت مهارتهاي زندگي را در كاهش سوء مصرف مواد ، استفاده از ظرفيت ها و توانمندي هاي هوشي و شناختي ، پيشگيري از رفتارهاي خشونت‌آميز ، افزايش خود اتكايي و اعتماد بنفس و ... مورد تأييد قرار داده‌اند. به ويژه در كاهش سوء مصرف مواد بر نقش كليدي مهارتهاي زندگي تأكيد مي شود . هم چنين آموزش اين مهارتها به عنوان يك روش عام پيشگيري از آسيب هاي فردي و اجتماعي مورد تأكيد بوده‌است. در مطالعه اسميت (2004) نشان داده شد كه آموزش مهارتهاي زندگي به‌طور قابل توجهي منجر به كاهش مصرف الكل و مواد مخدر در جوانان مي‌گردد. اسميت و گري (2005) نيز نشان دادند آموزش مهارتهاي زندگي اثر معني‌داري بر توانائيهاي رهبري و مديريت در جوانان دارد. فرايند نقش مهارت‌هاي زندگي در ارتقاي بهداشت روان را به شكل زير مي‌توان نشان داد :يادگيري موفقيت آميز مهارتهاي زندگي ، احساس يادگيرنده را در مورد خود و ديگران تحت تأثير قرار مي دهد و علاوه بر اين كسب اين مهارتها نگرش ديگران را نيز در مورد فرد تغيير مي دهد . به همين خاطر كسب مهارت هاي زندگي هم شخص را تغيير مي دهد و هم محيط را ، و اين اصل دو سويه ، ارتقاي بهداشت روان را شتابي دوچندان مي بخشد .

موارد كاربرد مهارت هاي زندگي :

الف ) افزايش سلامت رواني و جسماني

 1- تقويت اعتماد به خويشتن و احترام به خود 

2- تجهيز اشخاص به ابزار و روش‌هاي مقابله با فشارهاي محيطي و رواني

3- كمك به تقويت و توسعه ارتباطات دوستانه ، مفيد و سالم 

4- ارتقاي سطح رفتارهاي سالم و مفيد اجتماعي.

ب) پيشگيري از مشكلات رواني ، رفتاري و اجتماعي شامل پيشگيري از :

1- مصرف سيگار و سوء مصرف مواد مخدر 

2- بروز اختلالات رواني و مشكلات رواني – اجتماعي

3- خودكشي در نوجوانان و جوانان

4- رفتارهاي خشونت‌آميز 

5- شيوع ايدز

 6- بي‌بند و باري جنسي

7- افت و كاهش عملكرد تحصيلي

مهارتهاي 10 گانه زندگي عبارتند از:

خودآگاهي - روابط بين فردي -ارتباط -تفكر نقادانه -تفكر خلاق -تصميم‌گيري -حل مسئله - مقابله با فشار -مقابله با هيجان‌هاي ناخوشايند -هم‌دلي

منابع : 

1. رامشت ،مريم ؛ فرشاد ، سيامك.(1383). بررسي تأثير آموزش مهارتهاي زندگي در پيشگيري از سوء مصرف مواد دانشجويان. دومين سمينار سراسري بهداشت رواني دانشجويان. 

2. سازمان جهاني بهداشت.(1379). ( ترجمه ربابه نوري قاسم‌آبادي و پروانه محمدخاني). برنامه آموزش مهارتهاي زندگي. تهران : سازمان بهزيستي كشور : معاونت امور فرهنگي و پيشگيري.

3. كلنيكه.ال.كريس.(1381). مهارتهاي زندگي (ترجمه شهرام محمدخاني). تهران : اسپندهنر 

4. ناصري ،حسين ؛ نيك‌پرور ، ريحانه.(1383). بررسي اثربخشي آموزش مهارتهاي زندگي بر بهداشت رواني دانشجويان. دومين سمينار سراسري بهداشت رواني دانشجويان.

ويدئو پروژکتور

ويدئو پروژکتور چيست ؟
دستگاهي است که تصاوير و اطلاعات کامپيوتري و يا ويدئويي را از کامپيوتر ، ويدئو ، پخش DVD ، دوربين فيلمبرداري ، دوربين ديجيتال ، تلويزيون و ... دريافت کرده و توسط يک منبع نوري کوچک سيگنال ها را با بزرگنمايي به روي صفحه به نمايش در مي آورد .
چرا از پروژکتور استفاده مي کنيم ؟
در شيوه هاي مدرن بازاريابي ، ديگر استفاده از روش هاي سنتي عرضه محصولات براي مشتريان جذابيت چنداني ندارد . امروزه با پيشرفت تکنولوژي اين ارتباط دچار تحولي شگرف گرديده است . تکنولوژي پروژکتورها به ما اين امکان را ميدهند که تصاوير و گزارش هاي کامپيوتري و ويدئويي با تلفيق جادويي رنگ و صدا به صورتي موثر تر در جلسات بدرخشند . استفاده از تکنولوژي پروژکتورها در عرصه آموزش و سرگرمي به طور روز افزوني عموميت مي يابد . استفاده از اين ابزار در عرصه بازرگاني و تجاري جهت انتقال مناسبتر مفاهيم وايده ها اجتناب ناپذير مي باشد. همچنين استفاده از پروژکتور در مجالس و جشنها جهت پخش مراسم در ابعاد بزرگ و پخش ويدئو کليپ جذابيتي فوق العاده ايجاد نموده و کاردست اندر کاران را جلوه اي ديگر مي بخشد.
انتخاب بر اساس کاربري !
امروزه در تکنولوژي پروژکتورها ، دو تکنولوژي مهم و برتر در سطح جهان ارائه شده است . يکي از اين تکنولوژي ها به نام DLP و ديگري به نام LCD مي باشد . که معمولا بيشتر کمپاني ها از هر دو تکنولوژي جهت ساخت دستگاهها استفاده مي کنند . اما آنچه که براي شما در انتخاب يک ويدئو ديتا پروژکتور مي بايست مورد نظر قرار گيرد ، نوع تکنولوژي آن نيست بلکه مورد استفاده کاربري از دستگاه مي باشد . به هر حال مطمئن باشيد که در مورد ويدئو پروژکتور گروه فن آوري ويرا مي تواند با ارائه مشاوره توسط کارشناسان به انتخاب شما کمک شاياني نمايد.
تکنولوژي LCD
اکثر پروژکتورها با تکنولوژي LCD کار مي کنند ، LCD مخفف نمايشگر کريستال مايع مي باشد ، اين سيستم نمايش جداگانه اي از هر يک از نقاط تصوير بر روي يک نمايشگر را امکان پذير ميسازد ، و هر يک از اين نقاط بوسيله يک سيستم هوشمند کنترل مي گردد. اين نقاط مي توانند به صورت دلخواه تغيير داده شوند تا بدينوسيله تصوير شفاف و واضحي ايجاد گردد. کاربرد اصلي اين تکنولوژي جهت نمايش تصوير در پروژکتورها و مانيتورهاي مسطح مي باشد . پروژکتورهاي LCD نور را به رنگهاي اصلي (قرمز- سبز- آبي ) تفکيک کرده و سپس با هدايت آن به نمايشگر هاي LCD مجددا با هم ترکيب مي نمايد. در اين سيستم براي هر يک از نقاط تصويري و رنگ هاي اصلي يک نمايشگر LCD وجود دارد .
تکنولوژي DLP
تکنولوژي (Digital Light Processing ) DLP به معني پرداژش ديجيتالي نور مي باشد . يکي از حرفه اي ترين شرکتها ي بين المللي با ساخت تکنولوژي DLP راه حلي کاملا ديجيتالي جهت نمايش تصاوير ارائه داده است . بطوري که از اين طريق سيستم هاي پروژکتور توانايي نمايش تصاوير ويدئويي و گرافيکي براي مقاصد تجاري ، رسانه اي آموزشي و سرگرمي با کيفيت فوق العاده بدست آورده اند . تکنولوژي DLP با استفاده از انحراف آينه هاي ميکروسکوپي ديجيتالي کار مي کند . DMD به معني دستگاه ميکرو آينه اي ديجيتالي ، چيپ نيمه هادي کوچکتر از ناخن انگشت مي باشد . DMD به عنوان يک کليد نوري عمل ميکند . DMD از حدود 3/1 ميليون آينه ميکروسکوپي تشکيل شده است که هر يک به تنهايي تا 5000 بار در ثانيه مي توانند به جلو و عقب حرکت داده شوند ( خاموش و روشن ) . فرکانس بسيار بالايي که توسط چشم انسان قابل رويت نميباشد . رنگها توسط چرخه رنگي که متشکل از سه رنگ رنگ اصلي ( قرمز- سبز- آبي ) است ايجاد مي گردند و بدينوسيله با بهره گيري از پردازش ديجيتالي ، تصاويري با کيفيت بسيار بالا حاصل مي گردد.

لیست سایت وزارت آموزش و پرورش برخی كشورهاي دنيا

 

آدرس سایت نظام آموزشي كشورهاي جهان

http://www.iranculture.org/RESEARCH/edupol/index.php

مقدمه اي بر نظام آموزشي كشورهاي جهان

امروزه كشورهاي مختلف جهان از ساختارهاي آموزشي متفاوتي برخوردار مي باشند كه طبيعتاً ساختارهاي فوق در هركشوري بنا بر سياست ها، برنامه ها و اهداف مورد نظر آن كشور متفاوت مي باشد. دراين ميان، تلاش براين است كه نظام آموزشي هر يك از كشورها با تحولات اجتماعي و پيشرفت هاي فرهنگي متناسب با قرن بيست و يكم هم گام گردد و از سويي ديگر، هماهنگي هاي لازم بين برنامه هاي آموزشي و بازار كار در حوزه هاي مختلف خدماتي، صنايع، كشاورزي، بازرگاني و غيره برقرار گردد.

در طي سال هاي اخير، كشور ايران نيز با توجه به ناكارآمدي نظام هاي آموزشي گذشته در تحقق اهدافي نظير تناسب توليدات نظام آموزشي با بازار كار، برخورداري از راه بردها و روي كردهاي نوين آموزشي، برخورداري و بهره وري از فن آوري روز در ابعاد مختلف آن و... دست خوش تحولاتي نه چندان گسترده و بعضاً موردي بوده است. اما از آن جا كه اعمال تغييرات مذكور هنوز ازشكل آرماني برخوردار نگرديده است،آشنايي و بررسي ساختار نظام به عنوان سرآغاز مطالعات جامع درخصوص تجارب آموزشي كشورهاي مختلف به ويژه كشورهايي كه از شرايط و امكانات مشابه كشور ايران برخوردار مي باشند مطرح مي باشد.

قاره آسيا

در قاره پهناور آسيا با مجموعه متنوعي از نظام هاي آموزشي مواجه مي باشيم كه از يك سو برخي به دليل تطابق بيش تر وضعيت نظام با اهداف از پيش تعيين شده و برخورداري از امكانات، تجهيزات و نيروي انساني آموزش ديده از وضعيت مطلوب تري برخوردار بوده و از سوي ديگر برخي نيز با ادامه حاكميت روش هاي سنتي برنظام آموزشي مدارس از بازدهي لازم برخوردار نبوده و به دلايل عدم تأمين منابع مالي مورد نياز، عدم برخوداري از امكانات، فرصت ها، تجهيزات و شرايط لازم از آموزشي پويا محروم مي باشند. در اين پيش گفتار تجزيه و تحليل نظام آموزشي كشورهاي جهان مد نظر نبوده بلكه به نگاهي توصيفي به اطلاعات موجود اكتفا مي گردد.

 مقطع آموزش پايه : براساس قوانين مصوب هر يك از كشورهاي جهان بخشي از مقطع تحصيلي به عنوان مقطع آموزش پايه تلقي گرديده و كليه شهروندان مؤظف اندكه پس از احراز شرايط لازم و قانوني ازآموزش قانوني اين مقطع برخوردار گردند. دولت ها نيز به نوبه خود مؤظف اند در جهت برخورداري هرچه بيشتر شهروندان از اين مقطع تسهيلات لازم را فراهم نموده و به ارائه خدمات به صورت رايگان مبادرت نمايند.مقطع آموزش اجباري در برخي از كشورهاي قاره آسيا (26 درصد) من جمله كشورهاي تركيه، سوريه، ويتنام، ايران، امارات متحده عربي و..... تنها شامل مقطع آموزش ابتدايي و در ساير كشورها نيز (48 درصد) اين مقطع دو مقطع آموزش ابتدايي و مقدماتي متوسطه را شامل مي گردد.در ميان كشورهاي آسيايي طولاني ترين مقطع آموزش پايه به كشورهاي برونئي دارالسلام با 12 سال و كشورهاي آذربايجان، ارمنستان، قزاقستان به مدت 11 سال تعلق دارد. كوتاه ترين مقطع آموزش پايه نيز به كشورهايي اختصاص دارد كه آموزش در آن مقطع تنها مختص مقطع ابتدايي بوده و حداقل دوره آموزشي 5 سال به طول مي انجامد. از جمله كشورهاي فوق مي توان به كشورهاي ميانمار، مغولستان، و.يتنام و.....اشاره نمود.

 سن ورود به مقطع آموزش پيش دبستانيي : در ميان كشورهاي آسيايي كمترين سن ورود به آموزش پيش دبستانيي سن 2 سالگي ( در كشورهاي قبرس و اسرائيل(فلسطين اشغالي) و بيش ترين سن ورود به اين مقطع سن5 سالگي است كه در كشورهاي تايلند، اندونزي، ايران و.... مشاهده مي گردد. در اكثريت قريب به اتفاق كشورهاي قاره آسيا سن ورود به مقطع آموزش پيش دبستانيي 3 سال (48 درصد) و يا 4 سال (34 درصد) مي باشد.لازم به ذكر است مقطع آموزش پيش دبستانيي در عمده نظام هاي آموزشي كشورهاي دنيا اجباري نيست.

 مقطع آموزش ابتدايي : پايين ترين سن ورود به مقطع آموزش ابتدايي سن 5 سالگي (در كشورهاي، پاكستان، سريلانكا، ميانمار) و مسن ترين دانش آموزان شاغل به تحصيل در مقطع ابتدايي نيز در كشورهاي فلسطين و اردن به دليل طولاني بودن آن مقطع با 15 سال سن و كشور يمن با 14 سال سن مشاهده مي گردد. طولاني ترين مقطع آموزش ابتدايي (10 سال) در كشورهاي فلسطين و اردن مشاهده مي گردد.

مقطع آموزش متوسطه : مقاطع آموزش رسمي با توجه به اهميت مقاطع در نظام آموزشي كشورهاي جهان به دو مقطع اصلي آموزش ابتدايي و متوسطه تقسيم مي گردد در برخي از كشورهاي قاره آسيا (14 درصد) نظام آموزشي تنها به دو مقطع مذكور تقسيم شده و از انشعابات بيشتري برخوردار نمي باشد. به عنوان مثال دركشور آنگوئيلا (دوره ابتدايي 10 سال و مقطع متوسطه4 سال)، يمن (دوره ابتدايي 9 سال و مقطع متوسطه 3 سال ) به طول مي انجامد و اين درحالي است كه در اكثر كشورهاي اين قاره (86 درصد ) مقطع آموزش متوسطه خود از دو مقطع كوتاه تر با عناوين مقطع مقدماتي متوسطه و مقطع تكميلي متوسطه متشكل مي گردد.كوتاه ترين طول مدت متوسطه در مجموع كشورهاي قاره آمريكا در كشور ونزوئلا با طول مدت 2 سال و در كشور السالوادور و برزيل با طول مدت 3 سال و طولاني ترين مقطع متوسطه 8 سال نيز در كشورهاي سريلانكا،كويت ودر كشورهاي آذربايجان، بنگلادش، تركمنستان، سنگاپور، هند به مدت (7سال) مشاهده مي گردد. طولاني ترين مقطع مقدماتي متوسطه در كشور سريلانكا با 6 سال طول مدت مقطع و كوتاه ترين آن با 2 سال طول مدت مقطع در كشور بوتان مشاهده مي گردد. طولاني ترين مقطع تكميلي متوسطه 4 سال (در كشور هاي پاكستان، كويت، ايران) و كوتاه ترين مقطع در كشورهاي چين، گرجستان، مغولستان، مالديو و....مشاهده مي گردد.

 

قاره آفريقا

در قاره آفريقا به دليل وجود كشورهاي متعدد شاهد تنوع زيادي در نظام هاي آموزشي مي باشيم. به طور مسلم اكثريت كشورهاي قاره آفريقا در زمره كشورهاي توسعه نيافته قرار گرفته و برخي در زمره كشورهاي درحال توسعه محسوب مي گردند. تبعات چنين وضعيتي در مجموع شرايطي را پديد مي آورد كه به جز در مواردي معدود، نظام هاي آموزشي اين قاره به دليل عدم برخورداري از امكانات و تجهيزات لازم، نيروي انساني متخصص و عدم سرمايه گذاري و پشتيباني هاي مالي لازم از كيفيت قابل توجهي برخوردار نباشد. با اين وجود كليه اين موارد مانع از اين نمي گردد كه جنبه هاي مثبت به صورت موردي وجود نداشته و يا در برخي نمونه هاي معدود نظام هاي موفق، تجارب قابل استفاده اي وجود نداشته باشد. ب ه طور كلي از نكات برجسته در مطالعات نظام هاي آموزشي قاره آسيا مي توان به اجراي طرح ها و برنامه هاي جهاني آموزش اشاره نمود كه در جهت رفع محروميت، افزايش پوشش تحصيلي، ارتقاي كيفيت آموزشي و... به اجرا در آمده است. طي تحقيقات به عمل آمده مشخص گرديده است كه مطالعه و بررسي راه بردهاي فوق تا حدود زيادي راه گشا و اثر بخش بوده است.

 مقطع  آموزش پايه : براساس قوانين مصوب كشور بخشي از مقطع تحصيلي به عنوان مقطع آموزش پايه تلقي گرديده و كليه شهروندان مؤظف اندكه پس از احراز شرايط لازم و قانوني از آموزش  قانوني اين مقطع برخوردار گردند. دولت ها نيز به نوبه خود مؤظف اند در جهت برخورداري هرچه بيشتر شهروندان از اين مقطع تسهيلات لازم را فراهم نموده و به ارائه خدمات به صورت رايگان مبادرت نمايند.

مقطع آموزش پايه در بسياري از كشورهاي قاره آفريقا (50 درصد) تنها شامل مقطع آموزش ابتدايي مي گردد مانند (كشورهاي اتيوپي، چاد، كامرون، گينه) و اين درحالي است كه در برخي كشورها نيز (41 درصد) اين مقطع از دو مقطع ابتدايي و مقدماتي متوسطه متشكل مي گردد. اين وضعيت در كشورهاي الجزاير، كنگو، تونس، نامبيا، نيجر و.... مشاهده مي گردد.

لازم به ذكر است برخي از كشورها( 9 درصد) اطلاعات مربوط به اين مقطع را گزارش نكرده اند. در ميان كشورهايي آفريقايي طولاني ترين مقطع آموزش پايه به كشورهاي ري يونيون، سنت هلنا، گابن و... با 10 سال مقطع آموزش تعلق دارد.

كوتاه ترين مقطع آموزش پايه نيز به كشورهايي اختصاص دارد كه آموزش در آن مقطع تنها مختص مقطع ابتدايي با حداقل دوره آموزشي 4 ساله مي باشد كه از آن جمله مي توان به كشورهاي سائوتومه و پرنسيپه اشاره نمود.

سن ورود به آموزش پيش دبستانيي: درميان كشورهاي آفريقايي كمترين سن ورود به آموزش پيش دبستانيي سن 2 سالگي (در كشورهاي ري يونيون ) و بيش ترين سن ورود به اين مقطع سن 6 سالگي است كه در كشور ناميبيا مشاهده مي گردد. در اكثر كشورهاي اين قاره سن ورود به مقطع پيش دبستانيي در سنين 3 سال (38 درصد) و يا 4 سال (36 درصد) مي باشد. لازم به ذكر است مقطع آموزش پيش دبستانيي در اكثر نظام هاي آموزشي كشورهاي دنيا اجباري نيست.

مقطع آموزش ابتدايي : پايين ترين سن ورود به مقطع آموزش ابتدايي سن 5 سالگي (در كشورهاي، سنت هلنا، سيرالئون و موريتوس ديده شده و مسن ترين دانش آموزان شاغل به تحصيل در مقطع ابتدايي نيز در كشور ليبي به دليل طولاني بودن آن مقطع با 14 سال سن مشاهده مي شود. طولاني ترين مقطع ابتدايي با 9 سال طول مدت مقطع در كشورليبي پس از آن ها كشورملاوي و سودان با 8 سال مشاهده مي گردد. كوتاه ترين طول مقطع نيز4 سال بوده كه در كشورهايي مثل سائوتومه و پرنسيپه و آنگولا. مشاهده مي گردد.

مقطع آموزش متوسطه : به طوركلي مقاطع آموزش رسمي با توجه به اهميت مقاطع در نظام آموزشي كشورهاي جهان به دو مقطع اصلي آموزش ابتدايي و متوسطه تقسيم مي گردد. در برخي از كشورهاي قاره آفريقا (12/5 درصد) نظام آموزشي تنها به دو مقطع مذكور تقسيم شده و از تفكيك بيشتري برخوردار نمي باشد. به عنوان مثال دركشور روآندا (دوره ابتدايي 7 سال و مقطع متوسطه6 سال)، كنيا (دوره ابتدايي 8 سال و مقطع متوسطه 4 سال ) و ليبي (دوره ابتدايي 9 سال و مقطع متوسطه 3 سال)، اما در اكثر كشورهاي اين قاره (87/5 درصد ) مقطع متوسطه خود از دو مقطع كوتاه تر تقسيم مي شود كه با عنوان دوره مقدماتي متوسطه و مقطع تكميلي متوسطه شناخته مي گردد.

كوتاه ترين طول مدت متوسطه در مجموع كشورهاي قاره افريقا در كشور هاي ليبي و سودان با طول مدت 3 سال مشاهده شده و طولاني ترين مقطع متوسطه 7 سال در كشورهاي گينه. موزامبيك، چاد و.... ديده مي شود. طولاني ترين مقطع تكميلي متوسطه 5 سال است كه دركشور موزامبيك ديده شده و كوتاه ترين مقطع در كشورهايي لسوتو، ملاوي آفريقاي جنوبي و....مشاهده مي گردد.

قاره آمريكا

 قاره آمريكا خود از دو بخش آمريكاي شمالي و جنوبي تشكيل شده است كه به طور نسبي مي توان چنين تقسيم بندي را به نوعي به بعد آموزشي آن قاره نيز تعميم داد، چرا كه در آمريكاي شمالي كيفيت آموزشي دو كشور بزرگ و توسعه يافته كانادا و ايالات متحده آمريكا كه قسمت اعظم اين قاره را تشكيل داده اند، در مقايسه با ديگر كشورها از مطلوبيت چشم گيري برخوردار مي باشد و دلايل اين مطلوبيت را مي توان در بسياري از عوامل از جمله توجه سرمايه گذاري همه جانبه در حوزه آموزش و پرورش به عنوان يكي از مهم ترين عوامل توسعه جامعه، مطالعه و تحقيق مستمر براي بهبود روند كيفي و كمي آموزش، برخورداري از وسايل كمك آموزشي و فن آوري روز، شيوه هاي نوين تربيت معلم و روش هاي آموزشي و... جستجو كرد. عامل موثر ديگري كه نقشي انكارناپذير بر كيفيت آموزشي دارد برخورداري كشورهاي مذكور از نظام آموزشي غيرمتمركز است، به نحوي كه هر يك از ايالت ها داراي «وزارت آموزش و پرورش» مجزا بوده و آن وزارت مي تواند در محدوده ايالت خود از استقلال و قدرت تصميم گيري لازم براي اداره امور برخوردار باشد. همين موضوع سبب رقابتي سازنده بين ايالت هاي مختلف شده و در نهايت به مدد ديگر عوامل در مقايسه با كشورهاي آمريكاي جنوبي چهره مطلوبتري از نظام آموزشي را ترسيم مي نمايد. البته توضيح اين نكته ضرورت دارد كه بر شمردن امتيازات فوق به منزله نامناسب بودن وضعيت آموزش در كشورهاي آمريكاي جنوبي نيست، چرا كه اصلاحات آموزشي انجام شده يكي و دو دهه اخير در برخي از كشورها تحولات فراواني در ارتقاء سطح آموزش آن كشورها به وجود آورده است. مطالعه و بررسي هر كدام از آن موارد مي تواند راه گشاي كارشناسان و برنامه ريزان آموزشي گردد.

 مقطع آموزش پايه : براساس قوانين مصوب در هركشور بخشي از مقطع تحصيلي به عنوان مقطع آموزش پايه تلقي شده و همه شهروندان مؤظف مي باشند كه پس از احراز شرايط لازم و قانوني از آموزش اين مقطع برخوردار گردند. دولت نيز به نوبه خود مؤظف است براي برخورداري هرچه بيشتر شهروندان از اين مقطع تسهيلات لازم را فراهم نموده و اين خدمات را به صورت رايگان ارائه نمايد.

مقطع آموزش پايه در برخي از كشورهاي اين قاره(31 درصد)تنها مقطع ابتدايي را در برمي گيرد براي مثال كشورهاي، پاناما، مكزيك، پرو، پاراگوئه و..... و در برخي از كشورهاي (69 درصد) نيز كشورهايي مانند، آرژانتين ايالات متحده، آمريكا، دومتيكن گرانادا و..... مشاهده مي گردد.

درميان كشورهاي آمريكايي طولاني ترين مقطع آموزش پايه مربوط به كشورهاي آنگوئيلا و سنت كريستوفرونويس با 12 سال طول مدت مقطع است. كوتاه ترين مقطع آموزش پايه نيز به كشورهايي اختصاص دارد كه آموزش در آن مقطع تنها مختص مقطع ابتدايي بوده و حداقل 5 سال به طول مي انجامد مانند كشور كلمبيا .

سن ورود به آموزش پيش دبستاني: درميان كشورهاي آمريكايي كمترين سن ورود به آموزش پيش دبستانيي سن 2 سالگي بوده كه در كشورهاي، گوادلوپ، مارتيني گويان فرانسه و.... مشاهده مي گردد و بيش ترين سن ورود به اين مقطع 5 سالگي است كه كشورهاي، پاناما، گواتمالا، كوبا، شيلي از آن جمله اند. در اكثر كشورهاي اين قاره سن ورود به مقطع پيش دبستانيي 3 سال (47 درصد) است.

 مقطع آموزش ابتدايي : پايين ترين سن ورود به مقطع آموزش ابتدايي سن 5 سالگي است كه در كشورهاي، باهاما بليز و سنت لوسيا و.... ديده مي شود و مسن ترين دانش آموزان شاغل به تحصيل در مقطع ابتدايي نيز در كشور السالوادور و به دليل طولاني بودن آن مقطع با 15 سال سن و سپس كشورهاي برزيل و ونزوئلا با 14 سال سن مشاهده مي گردد. طولاني ترين مقطع ابتدايي با 9 سال  در كشورهاي السالوادور و ونزوئلا و پس از آن ها كشورهاي دومينيكن، شيلي برزيل و..... با 8 سال طول مدت مقطع مشاهده مي گردد.كوتاه ترين طول مقطع 5 سال بوده كه در كشورهايي مثل، كلمبيا گويان، فرانسه گودالوپ و.... به اجرا درمي آيد.

مقطع آموزش متوسطه : به طور كلي مقطع هاي آموزش رسمي با توجه به اهميت مقطع ها در نظام آموزشي كشورهاي جهان به دو بخش اصلي ابتدايي و متوسطه تقسيم مي گردد در برخي از كشورها قاره آمريكا (35 درصد) براي مثال كشور آنگوئيلا (دوره ابتدايي 7 سال ومقطع متوسطه 5 سال)، بليز (دوره ابتدايي 8 سال ومقطع متوسطه 4 سال )، و برزيل ( دوره ابتدايي 8 سال ومقطع متوسطه 3 سال ) نظام آموزشي تنها به دو گروه مورد اشاره تقسيم گرديده و از تفكيك بيشتري برخودار نمي باشد. اما در اكثر كشورهاي اين قاره (65 درصد ) مقطع متوسطه به دو مقطع كوتاه تر تقسيم گرديده كه با عنوان مقطع مقدماتي متوسطه و مقطع تكميلي متوسطه شناخته مي شوند.كوتاه ترين طول مدت متوسطه در مجموع كشورهاي قاره امريكا در كشور ونزوئلا با طول مدت 2 سال و در كشور السالوادور و برزيل باطول مدت 3 سال مشاهده شده و طولاني ترين مقطع متوسطه 7 سال در كشورهاي جامائيكا، سورينام، گودالوپ و..... به اجرا در مي آيد. طولاني ترين مقطع مقدماتي متوسطه در كشور سنت ويسنت و گرنادين با 5 سال طول مقطع و سپس كشورهاي پرو و شيلي ديده مي شود. طولاني ترين مقطع تكميلي متوسطه 4 سال است كه در كشور جامائيكا ديده شده و كوتاه ترين مقطع با 2 سال طول مدت مقطع مانند هندوراس، نيكاراگوا و آرژانتين و .... به اجرا در مي آيد.

قاره اروپا

درميان قاره هاي جهان قاره اروپا را مي توان به عنوان جايگاهي قلمداد كرد كه مجموعه اي از پيشرفته ترين و متنوع ترين نظام هاي آموزشي را در خود جاي داده است. دلايل پيشرفت اين نظام ها را مي توان در عواملي ذيل جستجو نمود:

1- استقرار و اجتماع اكثر كشورهاي توسعه يافته در اين قاره،

2- قدمت فرهنگي و سوابق ممتد و طولاني علمي و آموزشي در هر يك از كشورها،

3- وقوف براهميت و نقش آموزش و پرورش در توسعه جامعه و سرمايه گذاري هاي لازم در اين زمينه،

4- شناسايي و بهره برداري مفيد كشورها از منابع، ظرفيت ها و پتانسيل هاي موجود خود،

5- برنامه ريزي و آينده نگري ها لازم،

6- ساختار مناسب مديريتي حاكم بر نظام آموزشي،

7- بهره گيري از مشاركت هاي مؤثر مردمي،

8- برخورداري و به كارگيري فن آوري پيشرفته در چارچوب برنامه آموزشي

 لازم به توضيح است ميزان كارآيي نظام هاي آموزشي و برخوداري از عوامل فوق در كشورهاي اين قاره يك سان نبوده و مي توان كشورهاي مختلف را از اين نظر به سطوحي مختلفي تقسيم بندي نمود. اما شاخص ترين نمونه ها را مي توان در كشورهاي آلمان، انگليس، اسكانديناوي و... مشاهده كرد. همان گونه كه در ابتدا نيز در اين نوشتار نگاهي توصيفي به ساختار نظام آموزشي مدنظر بوده و طرح مطالب فوق تنها به منظورجلب توجه پژوهش گران و علاقه مندان به اين حوزه براي بررسي و مطالعه در زمينه شيوه هاي مختلف مديريت و اداره آموزش و پرورش، نوآوري هاي آموزشي، پيوند آموزش با بازار كار و اشتغال، حضور مؤثر مردم و مشاركت هاي مردمي در آموزش و غيره است كه در گام هاي بعدي مي تواند حوزه مطالعاتي مناسبي را پيش روي علاقه مندان امر آموزش قرار دهد.

مقطع آموزش پايه :  آموزش پايه در تعداد كمي از كشورهاي اين قاره (7 درصد) براي مثال كشورهاي آلباني، مقدونيه، لهستان و..... تنها مقطع ابتدايي را در برمي گيرد. در اكثر كشورها نيز (88 درصد) اين مقطع شامل مقطع ابتدايي و مقدماتي متوسطه مي گردد. اين وضعيت در كشورهايي مانند آلمان، بلژيك، انگليس، هلند و..... مشاهده مي شود. لازم به توضيح است تعداد معدودي از كشورها (5درصد) اطلاعات ويژه اين مقطع را گزارش نكرده اند.

درميان كشورهاي اروپايي طولاني ترين مقطع آموزش پايه مربوط به كشور هلند با 13 سال و بعد از آن كشورهايي مانند آلمان، جبل الطارق، بلژيك و... به ميزان 12 سال به طول مي انجامد. كوتاه ترين مقطع آموزش پايه نيز 8 سال بوده كه در كشورهايي مانند اسلواني، بلغارستان، روماني، سن مارينو و... مشاهده مي گردد.

 سن ورود به آموزش پيش دبستانيي : درميان كشورهاي اروپايي كمترين سن ورود به آموزش پيش دبستانيي سن 2 سالگي بوده كه در كشورهاي، اسپانيا، ايسلند، فرانسه و.... مشاهده شده و بيش ترين سن ورود به اين مقطع 5 سالگي است كه تنها در كشور سوئيس به اجرا در مي آيد. در اكثر كشورهاي اين قاره سن ورود به مقطع پيش دبستانيي سن 3 سال است.

مقطع آموزش ابتدايي : پايين ترين سن ورود به مقطع آموزش ابتدايي سن 4 سالگي است كه در كشور جبل الطارق ديده شده و در عين حال پايين ترين سن ورود به اين مقطع در جهان مي باشد و مسن ترين دانش آموزان شاغل به تحصيل در مقطع ابتدايي نيز در كشورهاي لهستان و مقدونيه به دليل طولاني بودن آن مقطع با 14 سال سن مشاهده مي گردد. طولاني ترين مقطع ابتدايي با 8 سال طول مدت مقطع نيز در كشورهاي آلباني، جبل الطارق و مقدونيه، به اجرا در مي آيد. كوتاه ترين طول مقطع نيز 3 سال بوده كه متعلق به كشورروسيه فدرال مي باشد و در عين حال اين مدت زمان ركورد كوتاه ترين مقطع ابتدايي در جهان نيز به حساب مي آيد.

 مقطع آموزش متوسطه : به طور كلي مقطع هاي آموزش رسمي با توجه به اهميت آن ها در نظام آموزشي كشورهاي جهان به دو بخش اصلي ابتدايي و متوسطه تقسيم مي شوند در برخي از كشورها قاره اروپا (7 درصد) براي مثال كشورهاي آلباني، مقدونيه و لهستان (دوره ابتدايي 8 سال و مقطع متوسطه 4 سال) نظام آموزشي تنها به دو گروه مورد اشاره تقسيم شده و از تفكيك بيشتري برخودار نمي باشد ، اما در اكثر كشورهاي اين قاره (86 درصد ) مقطع متوسطه به دو مقطع كوتاه تر تقسيم گرديده كه با عناوين مقطع مقدماتي متوسطه و مقطع تكميلي متوسطه شناخته مي شوند. كوتاه ترين طول مدت متوسطه در مجموع كشورهاي قاره اوروپا در كشورآلباني، مقدونيه و لهستان با طول مدت 4 سال مشاهده گرديده و طولاني ترين مقطع متوسطه 9 سال مي باشد كه در كشور آلمان به اجرا در مي آيد و در عين حال طولاني ترين دوره متوسطه در جهان به حساب مي آيد. طولاني ترين مقطع مقدماتي متوسطه در كشور آلمان با 6 سال و سپس 5 سال در كشورهاي لتوني، ليتواني، روسيه فدرال و....مشاهده مي شود. و كوتاه ترين آن نيز با 2سال طول مدت دركشورهاي اسپانيا، استوني، بلژيك، مالت و... به اجرا در مي آيد. طولاني ترين مقطع تكميلي متوسطه 5 سال است كه در كشورهايي مانند سن مارينو و مالت، و كوتاه ترين مقطع با 2 سال طول مدت مقطع در كشورهايي مانند اوكراين، ايرلند، روسيه سفيد و مشاهده مي شود.

قاره اقيانوسيه

مقطع آموزش پايه : براساس قوانين مصوب در هركشور بخشي از مقطع تحصيلي به عنوان مقطع آموزش پايه تلقي گرديده و شهروندان مؤظف اند كه پس از احراز شرايط لازم و قانوني ، آموزش  اين مقطع را سپري نمايند. دولت نيز به نوبه خود موظف است براي شهروندان واجد شرايط اين مقطع تسهيلات لازم را فراهم نموده و اين خدمات را به صورت رايگان ارائه نمايد.

مقطع آموزش پايه در برخي از كشورهاي اين قاره (20 درصد) براي مثال كشورهاي تووالو، جمهوري وانواتو، ساموآ و..... تنها مقطع ابتدايي، را دربرمي گيرد و در اكثر كشورها نيز (65 درصد) اين مقطع شامل دو مقطع ابتدايي و مقدماتي متوسطه مي شود. اين روال آموزشي در كشورهايي مانند استراليا، توكلو، زلاندنو، گوام به اجرا در مي آيد. لازم به توضيح است برخي از كشورها (15 درصد) از دادن اطلاعات مربوط به اين مقطع امتناع ورزيده اند. درميان كشورهاي اقيانوسيه طولاني ترين مقطع آموزش پايه مربوط به كشورهاي توكلو و سانوآي آمريكا با 12 سال طول مدت مقطع است. كوتاه ترين مقطع آموزش اجباري متعلق به جمهوري وانواتو مي باشد كه در آن مقطع، آموزش حداقل 6 سال به طول مي انجامد.

 سن ورود به آموزش پيش دبستانيي : درميان كشورهاي آمريكايي كمترين سن ورود به آموزش پيش دبستانيي سن 2 سالگي بوده كه در كشور زلاندنو مشاهده شده و بيش ترين سن ورود به اين مقطع 5 سالگي است كه در كشورهاي گوام، نائورو و پاپواگينه نو ديده شده است. در نيمي از كشورهاي اين قاره سن ورود به مقطع پيش دبستانيي سن 3 سالگي بوده و در بقيه كشورها ايسن ميزان، از سن 2 سالگي تا 5 سالگي متغير مي باشد.

مقطع آموزش ابتدايي : پايين ترين سن ورود به مقطع آموزش ابتدايي سن 5 سالگي است كه در كشورهاي استراليا، توكلو، زلاندنو و.... ديده مي شود و مسن ترين دانش آموزان شاغل به تحصيل در مقطع ابتدايي نيز در كشورهاي توكلوو، توالو و گوام و.... به دليل طولاني بودن آن مقطع با 13 سال سن مشاهده مي شود. طولاني ترين مقطع ابتدايي با 9 سال در توكلوو و پس از آن كشورهاي ساموآي آمريكا، گوام و ساموآ با 8 سال طول مدت مقطع مشاهده شده است. طول مقطع نيز 5 سال بوده كه در كشورهايي مثل كالدونياي جديد و پولنسيا فرانسه ديده مي شود.

 مقطع آموزش متوسطه : به طور كلي مقاطع آموزش رسمي با توجه به اهميت مقاطع در نظام آموزشي كشورهاي جهان به دو بخش اصلي آموزش ابتدايي و متوسطه تقسيم مي گردد. در برخي از كشورها قاره اقيانوسيه (45 درصد) نظام آموزشي تنها به دو گروه مورد اشاره تقسيم گرديده و از تفكيك بيشتري برخودار نمي باشد براي مثال كشور توكلو (دوره ابتدايي 9 سال ومقطع متوسطه 2 سال)، نيئو (دوره ابتدايي 6 سال ومقطع متوسطه 6 سال )، و جزيره نورفورك ( دوره ابتدايي 7 سال ومقطع متوسطه 4 سال ). اما در بقيه كشورهاي اين قاره (55 درصد ) مقطع متوسطه خود به خود به دو مقطع كوتاه تر تقسيم گرديده كه با عناوين مقطع مقدماتي متوسطه و مقطع تكميلي متوسطه شناخته مي شوند. كوتاه ترين طول مدت متوسطه در مجموع كشورهاي قاره اقيانوسيه در كشور توكلو با مدت 2 سال و در كشورهاي تووالو، گوام، نائورو با طول مدت 3 سال مشاهده شده و طولاني ترين مقطع متوسطه 7 سال در كشورهايي مانند تونگا، جمهوري وانواتو، زلاندنو و..... ديده مي شود. طولاني ترين مقطع مقدماتي متوسطه در كشورهاي پولنسيافرانسه، زلاندنو، كالدونياي جديد و.... با 4 سال طول مقطع و كوتاه ترين آن با 2 سال طول مدت مقطع در كشورهاي جزاير اقيانوس آرا م و ساموآي آمريكا ديده مي شود. طولاني ترين مقطع تكميلي متوسطه 3 سال است كه در كشورها مانند جزاير كوك، جمهوري وانواتو، زلاندنو و.... ديده شده و كوتاه ترين مقطع با 2 سال طول مدت مقطع در كشورهايي مانند استراليا، جزاير سليمان، ساموآ و مشاهده مي شود.

 لیست سایت وزارت آموزش و پرورش برخی كشورهاي دنيا

http://www.meducation.edu.dz

الجزایر

http://www.bmbwk.gv.at

استرالیا

http://www.webserv.bahamaseducation.com

باهاما

http://www.education.gov.bh

بحرین

http://www.minedu.unibel.by

بلاروس

http://www.mec.gov.br

برزیل

http://www.edu.gov.on.ca

کانادا

http://www.moe.edu.cn

چین

http://www.mineducation.gov.co

کلمبیا

http://www.uvm.dk

دانمارک

http://www.minedu.fi

فنلاند

http://www.education.gov.fr

فرانسه

http://www.bmbf.de

آلمان

http://www.raduneyti.is

ایسلند

http://www.education.ie

ایرلند

http://www.istruzione.it

ایتالیا

http://www.mext.go.jp

ژاپن

http://www.moe.edu.kr

کره جنوبی

http://www.moe.edu.kw

کویت

http://www.moe.gov.my

مالزی

http://www.sep.gov.mx

مکزیک

http://www.mesct.gov.mz

موزامبیک

http://www.minedu.gov.nz

نیوزیلند

http://www.imoedu.org

نیجریه

http://www.min-edu.pt

پرتغال

http://www.edu.ro

رومانی

http://www.moc.gov.sg

سنگاپور

http://www.education.pwv.gov.za

آفریقای جنوبی

http://www.utbildning.regeringen.se

سوید

http://www.moe.go.th

تایلند

http://www.meb.gov.tr

ترکیه

http://www.ecssr.ac.ae

امارات متحده عربی

http://www.ed.gov

امریکا

مدارس وآموزش مهارتهاي زندگي

از زماني كه براي اولين بار، ايده راه اندازي مدارس هوشمند در ذهن اصلاحگران نظام آموزش و پرورش خطور كرد و كامپيوتر، جايگزين تخته سياه شد وCD جاي دفتر مشق نشست، تلاش شد آموزش، جنبه انساني تري پيدا كند، نيازهاي متنوع دانش آموزان در نظر گرفته شود، آموزش در جهت پاسخگويي به اين نيازها بنا شود و دانش آموز در آموزش، مشاركت داشته باشد.
     امروزه، ديگر از مكتب خانه خبري نيست. دانش آموزان نيمكت نشين شده اند و اگر چه در بسياري مدارس، هنوز معلم گوينده و شاگرد شنونده است ولي با ايده راه اندازي مدارس هوشمند و پيشرو، قرار بر اين است كه ضمن آموزش علوم تجربي مفاهيم رياضي، زبان و علوم اجتماعي، كوشش جهت داري نيز براي ارتقاي مهارت هاي زندگي دانش آموزان به عمل آيد و به طور كلي مهارت هاي لازم براي داشتن يك زندگي موفقيت آميز، با در نظر گرفتن تحولات اجتماعي، به دانش آموزان آموخته شود.
     مدرسه پيشرو، براساس اين تعابير، مدرسه اي است كه قادر است كاركرد خود را با توجه به نيازهاي روز جامعه و كودكان تغيير دهد و ارزيابي كند. در اين مدرسه، دانش آموز شريك معلم در آموزش و پرورش حرفه اي اوست. ويژگي و شاخصه مهم اين مدارس، توجه به تمام ابعاد وجودي و شخصيتي دانش آموز در مدرسه و وظيفه مدارس پيشرو و هوشمند آن است كه مهارت هاي زندگي را به دانش آموز بياموزد و فرصت تمرين آنها را نيز در كلاس و مدرسه به وجود آورد.
     مدرسه هوشمند، نتيجه توسعه يافتگي
     اصلاحگران نظام معمول آموزش و پرورش مدعي هستند در مدارس پيشرو و هوشمند، مسائلي از قبيل افت تحصيلي، ترك تحصيل، گريز و بيزاري از مدرسه در بين دانش آموزان كمتر به چشم مي آيد. زيرا حضور در مدرسه براي دانش آموزان شوق انگيز است و در آن با حوصله به عمق مطلب آموزشي پي مي برند، آن را مي فهمند، تجربه و با زندگي خود مرتبط مي كنند. به علاوه مهارت هايي را كه در زندگي به آنها نياز دارند، ياد مي گيرند. از اين رو با ذوق و شوق به مدرسه مي آيند و با اكراه، مدرسه را ترك مي كنند.
     دكتر داور شيخاوندي، جامعه شناس و نايب رئيس انجمن جامعه شناسي آموزش و پرورش، درباره مدارس هوشمند و پيشرو مي گويد: مدارس پيشرو و هوشمند، پديده اي نيست كه ناگهان به وجود آمده باشد. شكل گيري چنين مدارسي از يك سو، نتيجه توسعه يافتگي است و از سوي ديگر نيز يكي از ابزارهاي مؤ ثر در فرآيند توسعه است، چرا كه در اين مدارس، دانش آموزان براي ايفاي نقش هاي مورد انتظار در فرآيند توسعه، آماده مي شوند. اين مدارس همگام با تحولات اجتماعي، به ايجاد تغيير در ساختار و نحوه رهبري خود مبادرت مي كنند.
     وي معتقد است: مدرسه مطلوب، مدرسه اي است كه افرادي تربيت كند كه هم سنت درست و اصولي جامعه خود را فراگرفته و باور دارند و هم از قابليت درك تحولات اجتماعي در سطح جهان برخوردارند.
     با اين حال براساس تعريفي كه از مدارس هوشمند موجود است، اين مدارس جهت ايجاد محيط ياددهي، يادگيري و بهبود نظام مديريتي مدرسه و تربيت دانش آموزان پژوهنده طراحي شده است.
     در سيستم مدارس هوشمند، آموزش منحصر به معلم نيست، بلكه محيط ياددهي و يادگيري، كاملاً تعاملي است و دانش آموزان نقش اساسي در آموختن مباحث علمي دارند. در اين مدارس، استفاده از ابزارهاي الكترونيكي، موجب تفهيم بهتر مطالب درسي و صرفه جويي در وقت مي شوند و دانش آموزان اين فرصت را دارند كه توانايي ها و قابليت هاي خود را آشكار كنند و به توليد محتوا بپردازند.
     دكتر محمدصادق فربد، جامعه شناس نيز در اين باره مي گويد: اگرچه طرح ايجاد و گسترش مدارس هوشمند و پيشرو در جامعه، طرحي مدرن است ولي نتيجه بخشي اين قبيل طرح هاي مدرن، روش اجرايي و مديريتي مدرن مي طلبد، در غير اين صورت، نوعي سرخوردگي مديريتي ايجاد مي شود.
     وي با اشاره به اينكه استفاده از روش آزمون و خطا در نظام آموزشي كشور، خطايي بيش نيست، مي گويد: با نگاهي به اهداف عمده نظام آموزش و پرورش، به روشني درك مي شود كه رشد همه جانبه دانش آموزان و ارتقاي توانايي ها و قابليت هاي فردي آنها از طريق بحث هاي نظري و ارتباطات يك طرفه، محقق نمي شود، بلكه بايد زمينه اي فراهم شود تا دانش آموزان بتوانند به راحتي مهارت هاي نظري را كه فراگرفته اند، در محيط اطراف خود به كار بگيرند.
     برنامه ريزي براي عملياتي كردن مهارت هاي نظري كه به دانش آموزان در طول دوران تحصيل ياد داده مي شود، راه به سوي كاركردهاي عمده مدارس هوشمند مي برد. آنجا كه تمام دانش آموزان مي توانند موفقيت را تجربه كنند.
     كاركردهاي عمده مدارس هوشمند
     تا كيد بر مهارت هاي فكر كردن، تدريس ارزش ها، فراهم كردن محيط ياددهي و يادگيري تعاملي، فراهم كردن انواع شيوه هاي آموزشي براي استعدادهاي مختلف، آگاهي دادن به اولياء در مورد آنچه در مدرسه واقع شده است و فراهم كردن فرصت هاي همكاري افراد جامعه با مدرسه، از جمله راهبردها و خط مشي هاي مدارس هوشمند به شمار مي رود.
     در مدارس هوشمند، نقش مدير، معلم، دانش آموز و والدين تغيير خواهد كرد و با توانايي ها و دانش خود، نقش مو‡ثري در مدرسه خواهند داشت.
     دكتر فربد، جامعه شناس معتقد است: ارتقاي مهارت ها، توانايي ها و قابليت هاي فردي دانش آموزان از طريق تحكم و فرمانبرداري امكان پذير نيست، بلكه تنها از طريق ارتباط تعاملي است كه مهارت ها تقويت مي شود.
     روي ديگر ارتباطات تعاملي ميان معلمان و دانش آموزان در محتوا و برنامه كتب درسي نمايان مي شود. در مدارس هوشمند، تمام دانش آموزان، مفاهيم آموزش را درك مي كنند تا مقصود از آموزش خود را بدانند. از وظايف و مسئوليت هاي خود در جامعه آگاه مي شوند. برنامه درسي در دانش آموزان، مهارت و نگرش نقادانه و خلاقيت مثبت ايجاد مي كند. به دانش آموزان كمك مي شود كه روابط بين موضوعات مختلف را درك كنند.
     اين جامعه شناس ضمن تا كيد بر اينكه محتواي كتب درسي بايد براساس نيازها، اطلاعات و مهارت هاي جامعه طبقه بندي شود، مي گويد: برنامه هاي درسي موجود بايد بازنگري و به روز شوند، به دانش آموزان نيز اجازه داده شود تا از برنامه درسي خود، فراتر گام بردارند. براي دستيابي به اين اهداف بايد پژوهش شود و سپس براساس يافته هاي پژوهش، دست به تغيير زد.
     مدارس هوشمند و دانش آموز محوري
     آنچه بيش از همه، در سرلوحه تاريخچه كوتاه مدارس پيشرو و هوشمند در كشور مي درخشد، شاخص دانش آموز محوري است.
     سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصيلي 84-83، اقدام به راه اندازي آزمايشي مدارس هوشمند در چهار دبيرستان منتخب مناطق تهران كرد. روش تدريس در اين مدارس، دانش آموز محوري است.
     دكتر شيخاوندي، نايب رئيس انجمن جامعه شناسي آموزش و پرورش با اشاره به اصول حاكم بر روش تدريس در مدارس هوشمند مي گويد: فراهم كردن تركيبي از روش هاي يادگيري براي اطمينان از رشد همه جانبه استعدادها و قابليت هاي دانش آموز، دانش آموز محوري، فراهم كردن انواع روش هاي آموزشي براي ارتقاي يادگيري و هدايت كلاس با روش هاس مختلف ياددهي - يادگيري، از جمله اصول حاكم بر روش تدريس در اين مدارس است.
     براساس اهداف مورد نظر سازمان آموزش و پرورش شهر تهران از راه اندازي آزمايشي مدارس هوشمند، در اين مدارس، نقش دانش آموز بسيار هوشمند مهم است به صورتي كه در تعيين اهداف آموزشي، دانش آموز با راهنمايي معلم خود اهداف را شكل مي دهد، در تعيين وظايف آموزشي به پيشنهاد معلم، وظايف توسط دانش آموز تعيين مي شود و در انتخاب منابع، دانش آموز، منابع را خود در نظر مي گيرد و از معلم در مورد آنها نظر مي خواهد.
     دكتر شيخاوندي، نقش معلمان را در مدارس هوشمند در جايگاه هدايتگر منكر نمي شود. وي مي گويد: در مدارس هوشمند، به رغم كاركردهاي خاصي كه براي دستيابي به اهداف آموزشي تعريف شده است، در اختيار قرار دادن منابع و تشويق دانش آموزان و امر هدايت آموزش در مدرسه، همچنان برعهده معلمان است و دانش آموز، يادگيري را خواهد آموخت. ازاين رو، مهارت ها و آموزش دقيق و كارآمد معلمان عاملي مهم و نيازي اساسي در مدرسه هوشمند است.
     در مقابل نقش هدايتگر معلمان در مدارس هوشمند، والدين دانش آموزان نيز نقش اساسي در دست يابي به اهداف مدرسه و رشد متوازن و كلي دانش آموزان ايفا مي كنند. افزايش مشاركت والدين در فرايندهاي آموزشي اين مدرسه، از اولويت هاي مهم است. والدين مي توانند به عنوان منابع آموزشي تلقي شوند.
     آموزش و پرورش نيز موظف است محتواي متناسب با اهداف و سياست هاي آموزشي كل كشور را تهيه كند. ايجاد استانداردهاي لازم در اين زمينه از اصولي ترين راهبردها است تا با ارايه اين استانداردها بتوان محتواهاي توليد شده در بخش خصوصي و دولتي را محك زد و از آن در مدرسه هوشمند استفاده كرد.

عدم موفقیت در برنامه ریزی

عدم موفقیت در برنامه ریزی

برخی افراد نمی‌توانند مدت زمان مناسب را برای کارها تخمین بزنند، در نتیجه برای کارهای فراوانی محدوده زمانی اندکی ، برنامه ریزی می‌کنند و همیشه از زمان تعیین شده عقب هستند.
جهت تنظیم یک برنامه زمان بندی مؤثر و کار آمد، شناختی موانع معمول ، ضروری است.

● برنامه ریزی بیش از اندازه

برخی افراد نمی‌توانند مدت زمان مناسب را برای کارها تخمین بزنند، در نتیجه برای کارهای فراوانی محدوده زمانی اندکی ، برنامه ریزی می‌کنند و همیشه از زمان تعیین شده عقب هستند. برای اجتناب از چنین مواردی:
▪ زمان مناسبی را برای انجام هر کار را با دقت تخمین بزنید.
▪ کارهای خود را از لحاظ تقدم و اولویت بررسی کنید. برخی افراد زمانهای زیادی را به انجام کارهای کم اهمیت اختصاص می‌دهند و دیگر زمانی برای کارهای مهم باقی نمی‌گذارند.
▪ از خود بپرسید، چگونه می‌توانیم در این لحظه ، از وقت خود بهترین استفاده را بکنیم.

● همیشه و همه جا حاضر بودن و عدم توانایی نه گفتن

بسیاری از افراد تحت هر شرایطی که باشند، توان نه گفتن به دیگران را ندارند و خود را ملزم می‌نمایند که همه دعوتها ، تقاضاها و ... را بپذیرند. در چنین حالتی ، تقدمهای خود فرد کنار گذاشته می‌شود و اضطراب و استرس ناشی از عدم رسیدگی به آنها فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد و روند برنامه ریزی را مختل می‌سازد. چنین افرادی با شلوغ نمودن ذهن خود دچار خستگی و بی‌برنامگی می‌شوند. به منظور پیشگیری از چنین مو قعیتی:
▪ اولویتهای خود را برای انجام کارها بطور روزانه ، هفتگی و ماهانه مشخص نمایید.
▪ هرگز به دیگران اجازه ندهید که شما را مجبور به انجام کارهای ناخواسته نمایند و وقت شما را از بین ببرند.
▪ این موضوع را باور نمایید که راضی نگه داشتن تمامی انسانهای دور و بر شما نهایتا رضایت خود شما را بکار ببرند.

● تداخل اولویتها

دسته‌ای از افراد فهرست بلند بالایی از کارهای روزانه خود را به ذهن می‌سپارند، ولی در طی روز به دلیل عدم تعیین مناسب اولویتها دچار سردرگمی و بی‌نظمی شوند و گاه آنچنان درگیر کارهای غیر ضروری می‌گردند که اولویت اصلی خود را فراموش می‌کنند و دائما دچار استرس می‌گردند. و برای پیشگیری از چنین وضعیتی:
▪ فهرستی از همه کارهایی که نیاز دارید، دوست دارید و باید طی روز انجام دهید تهیه کنید. و مطمئن شوید همه موارد در ارتباط با خودتان ، خانواده ، دوستان ، مدرسه ، محل کار ، دانشگاه و ... یادداشت کرده‌اید.
▪ پس از تعیین اولویتها و تقسیم آنها ، باید فکر اجرای آنها باشید. بخاطر داشته باشید انجام دادن و به اتمام رسانیدن همه موارد در فهرست کارها مهم نیست، بلکه هدف تکمیل و انجام کارهایی که بیشترین اهمیت را دارند، می‌باشد.
شاید با خود بگوید به اتمام رسانیدن چند کار بهتر از دو یا یک است، اما بخاطر بسپارید شما کارهای خود را بررسی کرده و بر مبنای اولویتها تصمیم گرفته‌اید.

● تعلل ، پشت گوش انداختن

هر انسانی در مواقعی برای انجام وظایف و یا کارهای خاص تعلل می‌نماید. مسئله مهم این است که فرد بداند در چه مواردی و در چه مواقعی و چرا این کار را انجام می‌دهد و در ازای انجام کار مذکور به چه فعالیتی مشغول می‌شود. پس در چنین شرایطی:

● علت تعلل

توجه داشته باشید که اگر به هدف خود ایمان داشته باشیم، فرصتها در برابر ما رژه خواهند رفت. اگر باورمان این باشد که کارها درست از آب در نمی‌آید، موانع یکی یکی در برابر ما قد علم خواهند کرد.
▪ بسیاری از چیزها براحتی به تعویق انداخته می‌شوند. به این دلیل که ، بطور ذاتی از اهمیت و ارزش کمی برخوردارند.
▪ بعضی دیگر به وقت دیگری موکول می‌شوند، به این علت که شما نمی‌دانید و مطمئن نیستید که چگونه ▪ بعضی دگیر از کارها به تاخیر انداخته می‌شوند، چون بسیار زیاد با اهمیت هستند و یا خیلی مشکل می‌باشند و شما نگران شروع آن هستید.
▪ بعضی دیگر از کارها به تاخیر می‌افتند چرا که انگیزه‌ای برای آنها وجود ندارد.
▪ بعضی از کارها به تعویق می‌افتند، چرا که شما فردی کمال گرا هستید و برای انجام هر چه بهتر کار ، مدام انجام آنرا به عقب موکول می‌کنید و ... .
پس از شناسایی علت ، موارد و مواقع ، اهمیت هر کار رامشخص کنید و در رفع آنها کوشا باشید.

● ترس از عدم موفقیت

برخی از افراد دائما با خودشان در حال کشمکش و گفتگو هستند و با انتقادهای درونی روحیه خود را تضعیف کرده و ترس از عدم موفقیت و شکست را در خود تشدید می‌کنند. چنین افرادی مدتی به خود می‌گویند: من موفق نمی‌شوم، من آخر راه هستم و ... فکرهای نامعقولی که به صورت سرزنش در ذهن هر انسانی بوجود می‌آید، باعث افزایش بیش از حد تنش و فشار عصبی می‌شود، پس اگر در چنین موقیتی قرار دارید:
▪ تواناییها و ضعفهای خود را شناسایی کنید.
▪ واقع بین باشید و ایده‌آلهای غیر واقعی و دست نیافتنی در ذهن خود ترسیم نکنید.
▪ با استفاده از کتب خاص و یا راهنمایی مشاوران ، انگیزه خود را تقویت بخشید.

● ناامیدی و افسردگی

بطور کلی همه انسانها در مقطعی از زمان دچار افسردگی و ناامیدی می‌شوند، علت این مسئله می‌تواند، تغییرات بیولوژیکی ، شکست ، سوگ ، جدایی و ... باشد. این احساسات قسمت طبیعی انسان تلقی می‌شود، ولی چنانچه طولانی شود و در روند معمول زندگی شخصی و اجتماعی و تحصیلی فرد خللی وارد سازد، نیاز به توجه و رسیدگی بیشتری دارد. پس اگر بواسطه چنین احساساتی در تنظیم برنامه‌های خود دچار مشکل هستید به نکات ذیل توجه فرماید:
▪ علل افسردگی خود را شناسایی کنید.
▪ صحبتهای شخصی خود را برسی کنید، آنها را با جملات مثبت و واقع گرایانه جایگزین کنید.
▪ از دوستان خود کمک بگیرید.
▪ تغذیه مناسب داشته باشید.
▪ ورزش کنید.
▪ علایق و سرگرمیهای خود را بیدار کنید.
▪ نسبت به تواناییهای خود واقع بین باشید.
▪ از راهنمایی مشاورین خاصی در مراکز مشاوره استفاده نمایید .

مرجع مشاوره و روانشناسی خانواده

«يادگرفتنِ يادگيري» Learning to Learn

 «يادگرفتنِ يادگيري» Learning to Learn

مقدّمه:

ـ قرآن حكيم: «هل يستوي الذين يعملون والذين لايعلمون»، آيا آنان كه مي دانند، باآنانكه نمي دانند، يكسانند؟

ـ در روايات اسلامي آمده است:

هرگاه معلّمي به كودكي بگويد كه بگو: «بسم الله الرحمن الرحيم» وكودك بگويد خداوند يك فرمان رهايي ازدوزخ براي كودك ويكي براي والدين او ويكي براي معلّم او مي نويسد. (ديلمي، 1378).

 فرآيند صحيح تعليم وتربيت (Education) يكي ازعوامل مؤثر درموفّقيت وپيشرفت هركشورِ رشد و توسعه يافته ويادرحال توسعه بوده، هست وخواهد بود.

مانيز بايستي دركشورخود بارويكرد جديد به نظام تعليم وتربيت (آموزش و پرورش و محورهاي مرتبط و ساختاركلي اش تجديدنظر اساسي نموده وبا استفاده ازتجارب ارزنده و يافته هاي علمي جهان امروز و با نقد و بررسي محتوا و پيشينه ي تاريخي جهت نيل به رشد وتوسعه، شكوفايي، نوآوري هاي ابداع شده با نام مهارت هاي يادگيري مطالعه ( Learning and Studying Skills ) و با استفاده از راهبردهاي شناختي و فراشناختي، شاهد پيشرفت تعليم و تربيت، «آموزش» و «پرورش» كشور شده و نيز آگاه ساختن معلّمان عزيز از چگونگي يادگرفتن ومطالعه كردن صحيح هم براي استفاده خودشان و هم براي آموزش دادن آنها به فراگيران خود بوده باشيم.

برای مشاهده ادامه مقاله به قسمت ادامه مطلب مراجعه فرمائید



«شناخت» (Coynition):

                اصطلاحِ شناخت، به فرآيند هاي دروني ذهني يا راههايي كه در آنها اطّلاعات پردازش مي شوند، يعني راههايي كه ما به وسيله ي آنها اطّلاعات را مورد توجّه قرار مي دهيم، آنها را تشخيص مي دهيم و به رمز در مي آوريم و درحافظه ذخيره مي سازيم، و هر وقت كه نياز داشته باشيم آنها را از حافظه فرا      مي خوانيم و مورد استفاده قرار مي دهيم، گفته مي شود. (بايلرواسنومن، 1993 ميلادي، ص 390 ).

ـ بطورخلاصه«شناخت» يعني دانستن و كسبِ شناخت درباره ي جهان هستي، يعني دانستن جهان.

 

فراشناخت ( Metacognition):

                اصطلاحِ فراشناخت، به دانش ما درباره ي فرآيندهاي شناختي خودمان و چگونگي استفاده بهينه از آنها براي رسيدن به هدف هاي يادگيري گفته مي شود. (بايلرواسنومن 1993 ميلادي، ص 309) به بيان ديگراينكه: «فراشناخت»، «دانش يا آگاهي فرد از نظام شناختي خود او يا دانستن درباره ي دانستن است».

                مي توان به گونه اي ديگر به فراشناخت نگريست، بدين معني كه آن را شناختِ شناخت دانست. پس مي توانيم «فرا شناخت» را به دانستن درباره ي نحوه ي يادگيري وتفكر خود معني كنيم. به همين سبب، يكي از تعابير بسيارنزديك به فراشناخت «يادگرفتنِ يادگيري»،) Learning to Learn ( است.

                نخستين بار هارلو(Harlow) به سال 1949 ميلادي، مفهومِ يادگرفتنِ يادگيري رادريك رشته آزمايش كه با ميمون ها انجام داد مطرح ساخت. در اين آزمايش هاميمون ها وادار شدند تا مسائلي راكه به آنها داده مي شد، حل كنند. يافته ي جالب هارلو اين بود كه ميمون ها هر چه مسائل بيشتري حل       مي كردند درحل مساله تواناتر مي شدند. يعني؛ «حيوانات ياد مي گرفتند كه چگونه يادبگيرند».

دمبو(1994) ميلادي مي گويد: دانش فراشناخت به سه چيز اشارت مي كند.

1 ـ دانش مربوطه به خود يادگيرنده(آگاهي ازعلاقه ها، نقاط قوّت و ضعف و عادت هاي مطالعه و...).

2 ـ دانش مربوط به تكاليف يادگيري (اطلاعات مربوط به دشواري تكاليف مختلف و مقدار كوشش مورد نياز براي انجام تكاليف تحصيلي).

3 ـ دانش مربوطه به راهبردها يا استراتژي هاي يادگيري و چگونگي استفاده ي آنها.

راهبردشناختي ( Cognitive Strategy):

                راهبرد شناختي به هرگونه رفتار، انديشه، يا عمل گفته مي شود كه يادگيرنده در ضمن يادگيري مورد استفاده قرار مي دهد و هدف آن كمك به فراگيري، سازمان دهي و ذخيره سازي دانش ها و مهارتها و نيز سهولت بهره برداري از آنها در آينده است. (واينستاين وهيوم، ص 12).

ـ بطوركلي راهبردهاي شناختي به ما كمك مي كنند تا اطّلاعات تازه براي تركيب با اطّلاعات قبلاً آموخته شده و ذخيره سازي آنها درحافظه ي دراز مدت آماده كنيم. بنابراين، راهبرد هاي شناختي ابزارهاي يادگيري هستند كه مي توان به تكرار يا مرور، بسط يا گسترش وسازمان دهي اشاره نمود:

 

 

تكرار يامرور:

 ساده ترين نوع، تكرار يا مرور ذهني با هدفِ نگهداري مطلبي درحافظه ي موقتي يا حافظه ي كوتاه مدت تازمان استفاده ازآن انجام مي شود.

بسط يا گسترش:

 يادگيرنده به راهبردهاي ديگري به جز تكرار و مرور نياز دارند تا آنان رادر ربط دادن اطلاعات تازه به اطلاعات قبلاً آموخته شده (تجارب قبلي) ياري دهد، همان بسط ياگسترش مي باشد كه به عبارتي «پل ارتباطي» ايجاد نمايد.

سازمان دهي:

 سازمان دهي (Organization) بهترين وكامل ترين نوع راهبرد يادگيري ومطالعه بوده و نوعي راهبرد بسط معنايي است با اين تفاوت ويادگيرنده دراستفاده ازراهبرد سازمان دهي، براي معني دارساختن يادگيري، به مطالبي كه قصد يادگيري آنها رادارد. نوعي چهارچوب سازماني تحميل مي كند. چنانچه چنين عملي در راهبردهاي بسط وگسترش الزامي نيست.

                ـ ساده ترين شكل سازمان دهي اين است كه اطلاعات را در دسته هايي قرار دهيم تا آنها را آسان تر ياد بگيريم و راحت تر به ياد آوريم.

مقايسه ي راهبردهاي شناختي و راهبردهاي فراشناختي:

                راهبردهاي شناختي راههاي يادگيري هستند، از طرفي راهبردهاي فراشناختي تدبيرهايي هستند براي نظارت بر راهبردهاي شناختي و هدايت آنها.

                ـ «دمبو» 1994 ميلادي درمقايسه ي اين نوع راهبرد [ شناختي وفراشناختي] مي فرمايد: راهبردهاي شناختي به ما كمك مي كنند تا اطلاعات تازه را به منظور پيوند دادن با اطّلاعاتي كه              مي دانيم وبراي ذخيره سازي درحافظه ي دراز مدت آماده سازيم، راهبردهاي شناختي ابزارهاي لازم براي يادگيري محتوا هستند، اما راهبردهاي فراشناختي به راهبردهاي شناختي اعمال كنترل مي كنند وبه آنها جهت مي دهند.

ـ به سخن ديگر، مي توان به يادگيرندگان راهبردهاي شناختي زيادي راآموزش داد، اما اگر آنان ازمهارت هاي فراشناختي لازم كه مي گويد دريك موقعيت معين كدام راهبرد يا استراتژي شناختي مورداستفاده قرارگيرد وچه وقت بايد تغيير استراتژي داد؟ بي بهره باشند. هرگز يادگيرندگانِ موفّقي نخواهند شد!  «بنابراين راهبردهاي شناختي وفراشناختي بايد باهم كاركنند».

لطفاً به منظور روشن ساختن تمايز بين راهبردها يا مهارت هاي شناختي و فرا شناختي به توضيحات مثال زير عنايت داشته باشيد:

                «من تصميم مي گيرم كه معاني اصطلاحات مربوط به آموزش وپرورش(Education)، علوم شناختي جديد رابياموزم ( انتخاب هدفي كه فكرمي كنم ازعهده ي آن برمي آيم، «يك تجربه فراشناختي»، است).

                به مطالعه ي مطلب موردنظر خود مي پردازيم (فعاليت شناختي). بعدازخواندن چندسطر مكث مي كنم؛ احساس مبهمي ازاين كه چيزي رانفهميده ام به من دست مي دهد (تجربه ي فراشناختي). آن دو سطر رادوباره مي خوانم (فعاليت شناختي). حال احساس مي كنم كه دارم مي فهم (فراشناخت). به خواندن ادامه مي دهم وبه هرتعريفي كه برمي خورم يكي، دوبار آن را براي خود تكرار مي كنم. (مرورذهني، يك راهبرد شناختي). احساسي به من دست مي دهد حاكي ازاين كه دارم ياد مي گيرم (تجربه ي فراشناختي). كارم را به پايان مي رسانم. به هريك ازاصطلاحات نگاه مي كنم وبه آرامي تعريف آن راتكرار مي كنم (عمل شناختي). ازاين كه مطالب را مي فهم و تا امتحانِ فردا آن ها را به ياد خواهم داشت احساس رضايت مي كنم «فراشناخت».

راهبردهاي فرا شناختي عمدتاً در سه دسته قرار دارند:

الف ) راهبردهاي برنامه ريزي: شامل تعيين هدف براي يادگيري ومطالعه، پيش بيني زمان لازم براي مطالعه، تعيين سرعت مناسب مطالعه، تحليل چگونگي برخورد باموضوع يادگيري وانتخاب راهبردهاي يادگيري مفيد است.

دانش آموز، فراگير ودانشجوي موفّق كسي است كه زمانِ مورد نياز براي انجام تكاليف درسي را پيش بيني كرده و اطّلاعات لازم را به دست آورد.

ب ) كنترل ونظارت: منظور ازكنترل و نظارت، ارزشيابي يادگيرنده از كارخود براي آگاهي يافتن از چگونگي پيشرفت خود و زيرنظر گرفتن و هدايت آن است.

پ ) نظم دهي: راهبردهاي نظم دهي وانعطاف پذيري در رفتار يادگيرنده، موجب مي شوند و به او كمك مي كنند تا هر زمان كه برايش ضرورت داشته باشد روش و سبك يادگيري خود را تغيير دهد. «مهمترين راهبردهاي نظم دهي، تعديل سرعت مطالعه و يادگيري ونيز اصلاح يا تغيير راهبردهاي يادگيري هستند»

نتايج پژوهش هاي انجام شده درباره ي يادگيرندگان موفّق، داراي ويژگي هاي زير مي باشند:

ـ درباره چگونه مطالعه كردن اطّلاعات زيادي دارند.

ـ از راهبردهاي يادگيري و مطالعه استفاده مي كنند.

ـ از مهارت هاي فكركردن استفاده مي كنند.

ـ براي مهارت يادگيري و فكر كردن ارزشي قايل اند.

ـ باور دارند كه مي توانند اين مهارت ها را بكار بندند (اعتماد به نفس دارند).

ـ علاقه كافي براي استفاده از اين مهارت دارند.

ـ مي توانند فعاليتهاي موردنظر خود رادر يك زمان معقول به انجام برسانند.

ـ براي رسيدن به هدف هاي خود برنامه ريزي مي كنند.

ـ بر رفتار و چگونگي پيشرفت خود نظارت مي كنند.

ـ نتايج كارخود را در رابطه با هدف هاي خود و بازخورد حاصل از نظر معلّم ارزيابي مي كنند.

ـ رويكردشان نسبت به يادگيري و مطالعه يك رويكرد نظام دار و مثبت است.

همه‌ي اين ويژگي ها با يكديگر به صورت تعاملي عمل مي كنند و مشتركاً بر پيامدهاي يادگيري تأثير     مي گذارند.

نتيجه گيري:

                خوانندگان محترم مستحضرند كه با پيشرفت علوم و فنون و پيچيده شدن جوامع، نيازهاي فردي و اجتماعي نيز پيچيده تر مي شوند. ارضاي نيازهاي پيچيده نيز احتياج به علوم و فنون و تخصّص  پيچيده ي خود دارد، دردنياي پيچيده ي امروزي، هيچ كس بي نياز ازتعليم وتربيت( Education) نيست ونخواهد بود!

                آن فرمايش گهــربار حضرت پيامبــر اعظم (ص) به خاطــرم رسيد كه فرموده اند:                   «اطلبوا العلم من المهد الي اللحد»، (زگهواره تا گور، دانش بجوي)؛ براي جهانيان يك اصل سرنوشت سازخواهد بود.

                لذا ما معلّمان ودست اندكاران ستادي واجرايي ونيز سياست گذاران تعليم وتربيت كشورمان، همگي مؤظف هستيم علاوه بر «زكات العلم نشره» براي فراگيران فرصت، انگيزه، نگرش، علاقه، آمادگي وبسترسازي مناسب را ايجاد وآماده نموده وموقعيت هاي فيزيكي، روحي ورواني مطلوب وشايسته توأم باآرامش خاطر وامنيّت شغلي وضمانت اجرايي رامهيا وباارائه راهكارهاي راهبردي، بامفاهيم علمي، تخصّصي وكاربُردي واز سوي ديگر با تربيت نيروهاي انساني ماهر، توانمند با رويكردهاي نو و باپتانسيل قوي (ازبالقوه بالفعل) وهمچنين بهره مندي از روش ها و فنون تدريس جهت يادگيري (آموزشِ نحوه ي يادگيري همگاني) رافراهم آوريم.

                مابايد؛ «چگونه، درست انديشيدن» و «چگونه آموختن» و «چگونه بكاربستن وعملگراشدن» و نيز «چگونه اثرپذير شدن و اثربخش بودن مطلوب» را به فرزندان و فراگيران كشورمان بياموزيم. اگر مابتوانيم روش آموختن را به آنان (فراگيران) يادبدهيم، بي شك «خودِ آنان» خواهند آموخت. ان شا ا... تعالي

 

 

«والسلام علي من اتبع الهدي وبه نبي محمّدٍ وآل محمّد، صلوات».

جمشيد فهم فام

 

 

منابع ومأخذ:

 

ـ قرآن حكيم ـ ترجمه استاد اصغر برزي ـ چاپ اول تابستان 1382 ـ بنياد قرآن.

ـ سيف، دكتر علي اكبر (1384)، روان شناسي يادگيري وآموزشي.

ـ كديور، دكترپروين، روان شناسي تربيتي، انتشارات سمت چاپ چهارم 1382.

ـ پيوند ـ  نشريه ماهنامه آموزشي، تربيتي وزارت آموزش وپرورش شماره 321.

ـ فهم فام ـ جمشيد، اصول ومفاهيم اساسي ديكته درخانه ـ چاپ اول 1382 ـ مبتكران تهران.

ـ ديلمي، حسن (1378) هزار ويك نكته درباره نماز ـ تهران، ستاد اقامه ي نماز.

نحوه نگارش پروپوزال

نحوه نگارش پروپوزال

پروپوزال يا طرح تحقيق ، پيش نويس پ‍ژوهشي است كه شما مي بايست براي اخذ مدرك تحصيلي خود انجام دهيد. در پروپوزال ، شما به معرفي موضوعي كه براي پايان نامه خود انتخاب كرده ايد ، توضيح اهميت آن موضوع ، ذكر پ‍‍ژوهش هايي كه در گذشته در اين باره صورت گرفته ، و نتايجي كه فكر مي كنيد از تحقيق خواهيد گرفت می پردازيد. هم چنين روش يا روش هايي كه در پژوهش از آن ها بهره خواهيد گرفت را ذكر مي كنيد.

شكل پروپوزال بنا بر هدفي كه از آن داريد و يا به مقتضاي رشته تحصيلي شما مي تواند قدري متغير باشد. اما شكل بندي بنيادين آن ، همواره بايد شامل عنوان بندي ها و بخش هاي زير باشد :

1- موضوع تحقيق ( Project Title )

ذيل اين عنوان مي بايست عنوان دقيق تحقيق خود را ذكر كنيد. براي مثال :

Project Title:     Women Role in Southeast Thailand

 

2- توضيح موضوع و اهميت آن ( Importance and Statement of Topic )

در اين بخش مي بايست جوانب موضوع ، چگونگي ارتباط آن با رشته تحصيلي مورد نظر ، و اهميت موضوع به لحاظ علمي و كاربردي را توضيح دهيد.

 

3- ادبيات تحقيق و پژوهش هاي مرتبط ( Review of Literature and Relevant Topics)

زير اين عنوان ، بايد توضيح مختصري درباره پژوهش هايي كه پيش از شما روي اين موضوع و موضوعات نزديك به آن انجام شده بدهيد. در اين بخش در واقع بايد به ذكر پژوهش هايي بپردازيد كه شما قصد داريد يافته هاي آن ها را تكميل كنيد ، اشتباهات آن ها را رفع نماييد و يا نتايج آن ها را رد كنيد.

 

4- اهداف و فرضيه ها ( Aims and Hypothesizes )

در اين بخش بايد به ذكر نتايجي بپردازيد كه فكر مي كنيد از تحقيق خواهيد گرفت. توضيح دهيد كه از انجام تحقيق چه هدفي داريد؟ به كدام سمت حركت مي كنيد؟ و فكر مي كنيد به كجا خواهيد رسيد؟

 

5- روش ها و ابزار هاي تحقيق ( Methodology )

در اين قسمت توضيح دهيد كه در انجام پروژه از چه روش هاي علمي سود خواهيد برد و چه ابزارهايي را براي رسيدن به اهداف تحقيق به خدمت خواهيد گرفت.

 

6- منابع( References )

فهرستي از منابعي كه فكر مي كنيد از آن ها استفاده خواهيد كرد و به كار شما مرتبط هستند را الفبايي و منظم كنيد و در اين بخش بياوريد

رابطه بین خلاقیت و هوش

رابطه بین خلاقیت و هوش :

همبستگی بین آزمونهای خلاقیت و  آزمونهای هوش بسیار پایین است . (تورنس ، 1975 ) همبستگی بین آزمونهای هوش و  آزمونهای خلاقیت را در 179 پژوهش که به همین منظور انجام گرفته اند محاسبه کرده و ضریب 20% را گزارش نموده است . (سیف ، 1370 ص 549 )

همچنین تورنس (1967 ) با مرور مطالب و نوشته های موجود نتیجه گرفت که بهترین تخمین همبستگی میان خلاقیت و هوش ، هنگام استفاده از اندازه های هوش بهر کلامی حدود 20% و هنگام بهره گیری از اندازه های غیر کلامی 6% است اما این همبستگی در صورت همگن بودن گروههای مورد مطالعه کمتر خواهد شد ( گیج ، برلاینر ، 1374 ص242 )چند تن از محققان واز همه برجسته تر ، رو (1953 ) و مک کینون ( 1968 ) این مسأله را از طریق آزمایش هوش افراد بسیار خلاق بررسی کرده اند . بطور کلی افراد خیلی خلاق ، از مردم عادی باهوش ترند ، برای مثال هوش بهر افرادی که مورد مطالعه رو ومک کینون قرار گرفتند ( فیزیک دانان ، زیست شنا سان ، دانشمندان علوم اجتماعی ، ریاضی دانان و معماران نامدار ) 120 تا 177 بود .افراد بسیار خلاق دارای نمره های هوشی بالاتر از حد متوسط بودند ، ولی آنها از همکاران غیر خلاق خویش خیلی درخشان تر نبودند .( گلاور ، برونینگ ،1375 ، ص234 )

لفرانکویس (1370 ، ص364 ) به نقل از کتزلزو جکسون می نویسد برخلاف این حقیقت که دانش آموزان خلاق بخوبی دانش آموزان باهوش تر پیشرفت می کرده ولی الزاماً باهوش ترین شاگردان نبودند . این مطالعه را می توان به مثابه اینکه یک رایطه نسبتاً پایین بین خلاقیت و هوش اشاره می کند تعبیر کرد .باور شایع این است که خلاقیت از هوش جدا است . بینش بالینی  آزمون گیری مبین آن است که کودکان حاضر در هر یک از گروه های چهارگانه مرکب از خلاقیت و هوش دارای ویژگیهای مشخص مربوط هستند .کودکان دارای قوه خلاقیت بالا و هوش زیاد می توانند کنترل و آزادی را در خود افزایش یا کاهش دهند آنها می توانند رفتارهای کودکانه ونیز رفتارهای بزرگسالان را از خود نشان دهند .کودکان دارای خلاقیت بالا و هوش کم اغلب با مدرسه وبا خود در تعارض شدید بسر می برند . آنها احساس بی کفایتی و نا شایستگی دارند . بهترین عملکرد این گروه در محیطهای بدون فشار روانی دیده می شود .کودکان دارای قوه خلاقیت کم و هوش سرشار  معتاد  کارهای  مدرسه  هستند  آنها  برای کسب  امتیازهای  تحصیلی  متداول  سخت می کوشند و اگر موفّق نشوند خیلی آزرده می شوند .کودکان دارای قوه خلاقیت کم و هوش اندک برای خو گرفتن با محیط مدرسه که برای آنها سردرگم کننده است به فعالیتهای دفاعی مختلفی روی می آورند .( گیج و برلاینر ، 1374  ص242 )

بطور خلاصه موارد زیر برخی از نتایجی است که از پژوهشهای مختلف درمورد هوش و خلاقیت بدست آمده است : ( به نقل از سلیمانی ، 1381 ص 19 )

1-   هوش و خلاقیت دو کیفیت متفاوت هستند.

2-    هر فرد با هوشی الزاماً خلاق نیست .

3-    همه افراد خلاق حتماً از هوش بالایی برخوردار نیستند .

4-    برای خلاق بودن به حداقلی از هوش نیاز است .

معيارهای يک مقاله علمی - پژوهشی

- معيارهای يک مقاله علمی - پژوهشی
توصيه جدّی می‌شود که معيارهای زير در هر مقاله علمی - پژوهشی مورد رعايت قرارگيرند. رعايت اين معيارها باعث انسجام و استحکام مقاله شده و امکان پذيرش آن را در يک مجله علمی - پژوهشی افزايش می‌دهد.
الف- مرتبط بودن مطالب و کامل بودن
• تمام موضوعات مطرح شده‌اند.
• استدلال‌ها و بحث‌ها در کليت متن مرتبط هستند.
• منابع و مراجع ادبيات تحقيق آورده شده‌اند.
• منطق و پيوستگی بين استدلال‌ها رعايت شده است.

ب- برخورداری از يک سازمان منسجم:
• مقاله از يک ساختار شفاف مفهومي برخوردار است.
• عنوان‌ها و زير‌عنوان‌های مناسب، صحيح و مرتبطی به کار برده شده‌اند.
• نظام ارجاع دهي با ثبات و مناسب است.

پ- برخورداری از يک محوريّت تحقيقی در کلّيت و ترکيب مقاله:
• تفکر خلاق، ترکيب و استدلال ظهور و بروز دارد.
• دقت فکري در باره عنوان اصلي ديده مي‌شود.
• مفاهيم مرتبط به نحو مناسبي تحقيق شده‌اند.
• استدلال‌ها و اثبات‌ها به وسيله مدارک و مستندات يا ارجاعات پشتيباني شده‌اند.
• شواهد کافی براي فهم موضوع وجود دارد.
• ادبيات تحقيق مورد نقد و تحليل قرار گرفته‌اند.
• ارتباط لازم بين ادبيات تحقيق و موضوع مورد تحقيق مقاله ارائه شده است.

3- ساختار عمومی مقاله
يک مقاله تحقيقی به طور کلی می‌تواند در برگيرنده ساختاری مشابه ساختار زير باشد.

1) عنوان مقاله:
• پرهيز از عنوان‌های کلی و روزنامه‌ای؛
• استفاده از صفت و موصوف‌های لازم برای گوياتر نمودن عنوان؛
• دارا بودن جذّابيت برای جذب مخاطب؛
• فشرده و مختصر و يادآوردنی؛
• پرهيز از اصطلاحات نامأنوس و اختصار
• توجه به اين نکته که عنوان يک برچسب است نه جمله.
2) نام نويسنده/نويسندگان:
• مشخص کردن نام و رابطه عضويتی نويسنده يا نويسندگان.
3) چکيده:
• دربرگيرنده (معرفی کلی و گويای تحقيق / بيان هدف و قلمرو تحقيق، اهميت کلّی تحقيق ، مروری فشرده بر ساختار مقاله، اشاره کلّی به نوآوری‌ها و دستاوردهای مقاله)؛
• پرهيز جدی از آوردن مراجع، فرمول و علامت‌های ويژه؛
• رعايت کوتاهی و فشرده بودن ( در حد يک بند و سقف 200 تا 250 کلمه)؛
• توجه به اين نکته که تعداد افرادی که چکيده را می‌خوانند بسيار بيشتر از کسانی است که مقاله را می‌خوانند.
4) کليد واژه‌ها:
• تا سقف پنج کلمه و يا اصطلاح
5) مقدمه:
• تعريف مسئله و قلمرو تحقيق؛
• طرح اهميت تحقيق؛
• طرح سوابق تاريخی موضوع؛
• طرح طبقه‌بندی‌ها و شاخه‌های مرتبط با موضوع؛
• ارائه تعاريف اصطلاخات اصلی و علائم و اختصارات؛
• مروری کلی بر بقيه مقاله.
• اين بخش می‌تواند با بخش بعدی ترکيب شود.
6) بررسی ادبيات موضوع/ سابقه تحقيق:
• طرح سابقه بر اساس يک نظم زمانی/ ديدگاهی/مکتب فکری يا هر طبقه‌بندی ديگر؛
• طرح ارتباط ادبيات مورد بررسی با موضوع تحقيق؛
• بيان نقاط قوّت، ضعف و محدوديت‌های ادبيات موضوع؛

10بازی برای ایجاد خلاقیت در کودک 1 ساله شما

زمان بازی با کودکتان فقط زمان بازی و سرگرمی نیست، بلکه زمان آموزش درسهای زندگی به کودکتان هم می‌باشد.تازه‌ترین تحقیقات حاکی از آن است که خلق و خو و عادات انسان از دوران جنینی و 2 سال اول زندگی وی ناشی می‌شود و این نکته اهمیت آموزش و روش صحیح تربیت در سنین ابتدایی تولد کودک را نمایان می‌سازد.در این مقاله ما بازیهایی را به شما پیشنهاد می‌دهیم که علاوه بر سرگرم کردن کودکتان آموزشهایی را در جهت ایجاد خلاقیت و تقویت هوش و افزایش سطح هوشیاری کودک دلبند شما فراهم می‌آورد.

1.کجا رفت؟
یک توپ کوچک نرم انتخاب کنید، آن را در یک ظرف درپوش دار بگذارید. از بچه بپرسید توپ کجا رفت؟ او را تشویق کنید که در ظرف را باز کند و توپ بیرون بیفتد مثل جعبه هایی که دلقکی بیرون می‌پرد، بیرون افتادن توپ هم برای او جالب خواهد بود. این بازی راهی است که به کودک می‌آموزد که چیزهایی که او نمی بیند ممکن است وجود داشته باشد. این بازی، آموزش ثبات هدف است.

2.وسایل آشپزخانه:
ظرفهای پلاستیکی یا ظروف ماست و یا کاسه های نشکن برای این بازی مناسب می‌باشد. از این ظروف برای ایجاد یک برج استفاده کنید، به کودکتان کمک کنید که برج را بریزد، این فعالیت به او درس خواهد داد که نشانه گیری هدف را بیاموزد در حالی که ریزش و چیدن را هم یاد خواهد گرفت.

3. می‌توانم صدا را بشنوم:
راه دیگر برای تقویت مفهوم ثبات هدف به وسیله مخفی کردن یک اسباب بازی صدادار زیر پتو و یا حوله است. ابتدا اسباب بازی را به طور جزئی با پتو بپوشانید سپس صدای اسباب بازی را در بیاورید و او را تشویق کنید که اسباب بازی را پیدا کند، دوباره اسباب بازی را پنهان کنید، البته این بار به صورت کامل، بازی را تکرار کنید، در صورت پیدا کردن اسباب بازی، کودکتان را تشویق کنید.

4.بازی آبی:
زمان حمام را به زمان اکتشاف و بازی تبدیل کنید. قاشق های پلاستیکی و آب پاش و کاسه های پلاستیکی را در وان کودکتان بگذارید، او با آنها ریزش آب را خواهد دید و از آنها لذت خواهد برد. تفریح دیگری هم می‌توان کرد، یک اسفنج را به کودکتان بدهید اسفنج را خیس کنید، او از فشار دادن اسفنج و ریزش آب لذت می‌برد.

5.مامان خوابه!
نزدیک کودکتان بنشینید البته این کار بستگی به سن کودکتان دارد می‌توانید او را بخوابانید. به او بگویی که قصد دارید که بخوابید و چشمهایتان را ببندید بعد از چند ثانیه چشمهایتان را باز کنید و مشتاقانه به او سلام کنید یا زمان را به او بگویید مثلاً صبح بخیر یا عصر بخیر که او زمانها را هم درک کند. دیدن چشمهای مامان که باز است و شنیدن صدای تبریکش معمولاً ایجاد خنده خواهد کرد بعد از چند دورِ، مکث خود را هنگام خواب بیشتر کنید احتمال هست که کودک حدود 6 ماهتان و یا بیشتر شروع به جیغ زدن کند و یا حتی به صورت شما ضربه بزند تا شما بیدار شوید!

6.بازی با برگها:
با کودکتان به بیرون از خانه بروید، تنوعی از برگها را برای او جمع کنید، به او اجازه بدهید آنها را بلند کند و با دستانش بازرسی کند، بدیهی است که با نظارت شما. برخی از برگها را چروک کنید تا او آنها را بازرسی کند و عمل چروک کردن را بیاموزد که این کار در برگهای خشک صدا هم خواهد داشت. با استفاده از یک برگ بزرگ بازی دالی موشه را با او انجام دهید.

7.بازی غلتکی:
کودکتان را روی زمین در مقابلتان بنشانید و یک ماشین اسباب بازی را روی زمین حرکت دهید او را تشویق کنید که بعد از شما این کار را انجام دهد سعی کنید که رفت و آمد ماشین را با او ادامه دهید. این کار جلو و عقب رفتن و چرخاندن و حرکت اجسام را به او یاد خواهد داد.

8.نقاشی:
این بازی کمی کثیف کاری است اما برای کودکتان بسیار جالب خواهد بود. کودک 8 تا 12 ماهتان را روی صندلیش یا روی زمین بنشانید. در مقابل او یک برگه و چندین غدای پوره ای رنگی که صاف شده است قرار دهید، او را تشویق کنید که با دستانش نقاشی کند، خواهید دید که او شاهکار خواهد ساخت. می‌توانید غذاها را در صورت اجازه پزشک بافت دار تهیه کنید(به دلیل در دهان بردن کودک) که نقاشی او بافت دار باشد.

9.بافتهای متفاوت:
چندین موضوع بافت دار را به کودک 10 تا 12 ماهتان بدهید، مثلاً یک تکه مقوا، روسری نرم، تکه های چمن و ماسه و ... حتماً تا انتهای بازی در کنار او باشید و مراقب باشید چیزی را در دهانش نگذارد. همراه هم همه چیز را بازرسی کنید، خواهید بفهمید که او از چه بافتی بیشتر خوشش خواهد آمد مخمل کبریتی یا پشم گوسفند؟

10.بازی با رنگها:
برای کودک 10 تا 12 ماهتان اسباب بازی های رنگی و یا وسایل آشپزخانه رنگی تهیه کنید و به او کمک کنید که اسباب بازیهای با رنگ مشابه را در کنار هم بگذارد. مثلاً سیب قرمز و ماشین قرمز و توپ قرمز باید در یک طرف باشد. در این بازی به او کمک می‌کنید که کم کم با رنگها آشنا شود.

اصول مهم در توسعه ی فناوری اطلاعات در تربیت معلمان

نوآوری و ابداع در نظام های آموزشی سابقه ی طولانی دارد همراه با تحولات گوناگون در هر جامعه ای رهبران جوامع به فکر تحول درنظام تعلیم وتربیت می افتند که خود باید عامل تحول نیز باشد.

از جمله تحولات جدی عصر حاضر که موجب تغییرات بنیادی در اجتماعات بشری شده ،فناوری اطلاعات است.

فناوری اطلاعات اغلب مسئولان نظام های آموزشی را برآن داشته تا خود را بااین تحول عظیم همگام کنند.آمادگی معلمان عامل مهمی برای ورود فناوری اطلاعات به مدارس است . تجربه ی کشورهای جهان نشان می دهد که نوآوری آموزشی و ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش بدون همراهی و پذیرش معلمان میسر نیست. در واقع کانون هرتحول و اصلاحی را باید در جامعه ی معلمان جستجو کرد.

باید در نظام تربیت معلم از آغاز بر همراه کردن معلمان با فرآیند کاربرد فناوری اطلاعات در کلاس و مدرسه تأکید نهاد.

اصول مهم در توسعه ی فناوری اطلاعات در تربیت معلمان بر ۳ اصل استوار است :

1- معلمان باید درباره ی گستره ی وسیعی ازکاربرد رایانه در کلاس و فضای آموزشی مطالبی بیاموزند.

2- فناوری اطلاعات را باید در موقعیت های آموزشی و درسی ارائه کرد و معلمان عملا نحوه ی استفاده از فناوری اطلاعات را در کلاس درس ببینند و بیاموزند.

3- فناوری اطلاعات نباید در فضای سنتی آموزش محدود شود.فناوری را می توان هم برای پشتیبانی از اشکال سنتی فراگیری و هم به منظور تحول آن به کار برد.

اما برخی دبیران بعد از آموزش باز هم رغبتی به استفاده از فناوری و تغییر روش تدریس خود نشان نمی دهند و روش های رایج را کارآمدتر و آسانتر می دانند.دلایل این بی رغبتی :

۱-کمبود امکانات کمک آموزشی مثل رایانه

 ۲-نا آشنایی دانش آموزان با رایانه 

۳-کم بودن ساعات کلاسی

۴-بی دقتی دانش آموزان در کارگاه

  ۵- ناهماهنگی شیوه های ارزشیابی از کتاب ها با این روش تدریس

راهکارهای پیشنهادی برای ورود صحیح فناوری به آموزش:

1- ایجاد فضاهای برابر آموزشی

لازمه ی ورود فناوری به کلاس های درس فراهم کردن امکانات لازم در مدارس می باشد.

همان طور که همه ی ما میدانیم در مدارس دولتی به خصوص در مقاطع ابتدایی و راهنمایی به دلیل کمبود تخصیص هزینه توسط آموزش و پرورش برای تهیه ی رایانه،با کمبود این فناوری رو به رو هستیم زیرا نظام آموزشی ما هنوز جای خالی چنین امکاناتی را برای ارتقای سطح تعلیم و تربیت در این پایه ها حس نکرده است و این در حالی است که حتی با وجود ارائه ی درس مبانی علم رایانه در پایه ی سوم متوسطه در رشته ی ریاضی ،بسیاری از مدارس از وجود حتی یک رایانه بی بهره اند.

برای تقلیل اثر کمبود چنین مشکلی و هم چنین استفاده ی بهینه از بودجه و امکانات موجود بهتر

است مسئولین آموزش و پرورش برای هر منطقه متناسب با جمعیت دانش آموزی تحت پوشش،مراکز فناوری اطلاعات دایر کنند و با یک برنامه ریزی مناسب امکان استفاده ی تمامی دانش آموزان را به صورت رایگان فراهم آورند.

هم چنین برای صرفه جویی در وقت به دلیل کم بودن ساعات استفاده از رایانه و اینترنت مسئولان این مراکز می توانند برنامه های آموزشی و سایت های مناسب با آموزش هر مقطع را از قبل در اختیار معلمان قرار دهند.

۲- آموزش معلمان

ارائه ی واحدهای درسی به معلمان در زمینه ی سخت افزار و نرم افزار در آموزش ضمن خدمت یا مراکز تربیت معلم باید به گونه ای طراحی شود که به استفاده از این آموخته ها در کلاس درس منتهی شود. در این دوره ی آموزشی ،معلمان باید در مقام فراگیرنده ، نوعی الگوی پیشرفته ی آموزش و یادگیری و تلفیق فناوری اطلاعات در فرایند تدریس را تجربه کنند.

۳- کاربرد صحیح فناوری اطلاعات برای ارتقای سطح آموزشی و درک دانش آموزان :

امروزه برنامه های کمک آموزشی بسیار زیادی در بازار به شکل های مختلف وجود دارد به گونه ای که ما به عنوان یک معلم نمی توانیم از بین این همه تنوع،بهترین را انتخاب کنیم با این وجود مشاهده می کنیم که هیچ کدام از این برنامه ها نتوانسته در بیشتر مواقع بر کیفیت یادگیری دانش آموزان تاثیر به سزایی بگذارد هم چنین وقتی صحبت استفاده از فناوری در آموزش به میان می آید همه تنها به استفاده از رایانه برای ارائه ی مطالب توسط نرم افزار پاورپوینت بسنده می کنند درحالی که این روش تاکنون فقط توانسته است شیوه ی سنتی سخنرانی معلمان را جذاب تر کند و هیچ تغییری در کیفیت یادگیری و ارتقاء سطح علمی و نمرات دانش آموزان و حتی آموزش آنان ایجاد نکرده است.استفاده از اینترنت یکی از بهترین شیوه ها برای علاقه مند کردن دانش آموزان و به روز کردن اطلاعات آنان در زمینه ی دروس مختلف است.هم چنین معلمان می توانند برای بالا بردن سطح آموزشی خود اقدام به ایجاد وبلاگ هایی در مورد دروس تدریسی خود و حتی قرار دادن نمونه سوالات امتحانی در آن نمایند و از دانش آموزان بخواهند با مراجعه به این وبلاگ ها نظرات و پیشنهادها و مطالب جدیدی را که به دست می آورند برای اطلاع سایر دوستان خود در وبلاگ قرار دهند. این روش باعث می شود که بین معلم و دانش آموزان تعامل برقرار شود و انگیزه ای برای رقابت بین دانش آموزان ایجاد شود.

یکی دیگر ازموارد استفاده از فناوری،استفاده های آموزشی از تلفن همراه است مثل : استفاده ی ساده تر از منابع اینترنتی،ضبط کلاس های درس معلمان و گوش کردن مجدد درس،حل مسائل و تمرینات ریاضی،استفاده از امکانات آن برای دانش آموزان مبتلا به نقص شنوایی،فیلم برداری در آزمایشگاه و.....اما در به کارگیری این فناوری در مدارس باید به نکات زیر که بسیار حائز اهمیت است توجه شود:

۱-  استفاده ی غیر قانونی از تلفن همراه در جلسات امتحانی و ارسال سوالات به خارج از جلسه و دریافت جواب و ذخیره ی اطلاعات درسی و استفاده از آن در پاسخگویی به سوالات

۲- استفاده ی افراطی ونابه جا از آن که ایجاد مزاحمت در کلاس برای معلم و دانش آموزان می کند

۳-  استفاده ی غیر اخلاقی از آن به صورت تبادل پیام ها و عکس های غیر اخلاقی بین دانش آموزان

بیش از هر چیز این وظیفه ی مسئولین آموزش و پرورش و مدیران مدرسه است که در زمینه ی استفاده از تلفن همراه ،قواعد روشنی را تصویب و در اختیار دانش آموزان قرار دهند و بر اجرای این قوانین اصرار ورزند و همچنین هماهمنگی با والدین و برگزاری جلسات در این خصوص اهمیت بسیار زیادی دارد:

۱-  خرید تلفن همراه در دوره ی دبیرستان و سال های بالاتر

۲-  استفاده از دستگاه های ساده تر که امکانات کمتری دارد.

۳-  استفاده ی کمتر خود والدین از دستگاه تلفن همراه در حضور فرزندان

۴-  آگاه سازی فرزندان هنگام برخورد با پیام های دردسر ساز و نحوه ی برخورد با این قسم پیام ها

۵-دقت در هزینه های تلفن همراه فرزندان و تامین بخشی از این هزینه ها توسط پول تو جیبی خود آن ها

۶- تاکید و تکرار قوانین مدرسه توسط والدین برای دانش آموزان 

منبع: محمد عبادی

روش تدریس بااستفاده از IT

یکی از مهم ترین موضوعاتی که امروزه دست اند ر کاران تعلیم و تربیت کشور را به خود مشغول کرده است، نحوه ی مواجه شدن آموزش و پرورش با فرصت ها و تهدید های حاصل از گسترش و توسعه ی فناوری اطلاعات و ارتباطات و برنامه ریزی دقیق و اصولی برای بهره بردای و استفاده از آن است به ویژه ، با توجه به تاثیر این فناوری های نوین در شیوه های یاددهی - یادگیری و تغییر نقش معلمان ، ضروری است که زمینه هایی فراهم شود تا هم وزارت آموزش و پرورش موجود در جامعه ی معلمان را شناسایی کند و هم معلمان گرامی به شناسایی و ارتقای مهارت های خود در کاربرد فناوری های نوین نظیر IDT و IT در آموزش بپردازد. از این رو ، معاونت آموزش و پرورش نظری و مهارتی با همکاری سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی کشور ، بر اساس مندرجات این راهنما و شیوه نامه ی مربوط در سال تحصیلی جاری ، اقدام به بر گزاری جشنواره ای با عنوان « جشنواره ی روش های تدریس فعال مبتنی بر IT » میان دبیران شیمی و جغرافیای دوره ی متوسطه در 8 استان کشور اقدام نموده است . انتظار می رود که همکاران و دست اندر کاران گرامی ، با مطالعه دقیق شیوه نامه و محتوای این کتابچه ی راهنما ، زمینه های مناسب اجرای این جشنواره را هر چه مطلوب تر فراهم نمایند . با توجه به فعالیت های انجام شده در حوزهی فناوری اطلاعات و تجربیات به دست آمده ، معلمان می توانند با هر میزان آمادگی در حوزه ی  ICT ، در این جشنواره شرکت کنند در صورت انتخاب ، در دوره های آموزشی حضور یابند و نسبت به ارتقای تجربیات خود در انجام زمینه ، مبادرت ورزند .

تدریس برای فردا

« تغییر نقش معلم در کلاس درس »

ICT چه تاثیری بر معلم و روش تدریس او دارد ؟ نقش معلم چگونه تغییر می کند ؟

ICT  یکی از عوامل تغییر در کلاس های درس است که ویژگی مهمی دارد وآن ، این که هم عاملی برای ایجاد تغییرات و هم ابزاری تغییر دهنده است. ظهور و پیدایش جامعه ی اطلاعاتی ، بسیاری از فریضه های ما را در زمینه ی آموزش با پرسش های اساسی روبه رو ساخته است . فناوری های جدید ارتباطات و اطلاعات ، دنیایی را که در آن زندگی می کنیم و روش های یاد گیری چگونه زیستن را تغییر داده اند. ICT  ، منبعی برای تولید دانش ، بستری برای انقال محتوا و ابزاری برای تعمل و مباحثات یاددهی - یادگیری می باشد . ورود ICT به کلاس های درس ، چه تاثیری بر معلمان دارد ؟ آیا بر میزان کار و فعالیت آن ها می افزاید یا آن را کاهش می دهد ؟ آیا ICT ابزاری برای کمک به تدریس برنامه ی درسی است یا محتوای برنامه ی درسی را افزایش می دهد ؟ آیا محتوای آموزشی و چگونگی و کیفیت آموزش را تغییر می دهد؟

در این بخش به بررسی این دو پرسش می پردازیم :

- فناوری چه تاثیری بر مدار می گذارد ؟

چگونه ICT یاد گیری را غنی تر می سازد ؟

ارتباطات

کاربردهای جدید فناوری ارتباطات و اطلاعات چون پست الکترو نیکی ، اینترنت و شبکه ی جهانی و ویدئو کنفرانس ، امکانات ارتباطی گوناگونی را برای مدارس فراهم آ ورده است . در کلاسی که دانش آموزان به اینترنت دسترسی دارند ، ارتباط با خارج از محیط و فرهنگ مدرسه میتواند امکان درک فراتر از محیط اطراف و فرهنگ را فراهم نماید. دانش آموزان در یک شهر ، استان و کشور می توانند تجربیات خود را از طریق پست الکترونیکی یا ویدئو کنفرانس با دانش آموزان شهر ها ، استان ها و کشور های دیگر به اشتراک گذارند. آن ها هنگام کار با ICT اغلب در گروه ها با یکدیگر مشارکت می کنند . تجربه ی کار گروهی  ICT بر رشد و توسعه ی مهارت های فردی- اجتماعی تاثیرات مفیدی دارد. در حل مسائل به شکل گروهی، در عین این که همه به طور فعال درگیر انجام دادن تکلیف و فعالیت اند ، هر دانش آموز نقش خاصی دارد . ICT  ابزاری مناسب برای برقراری ارتباط و کنترل آن در اختیار دانش آموز قرار می دهد . دانش آموزان در مواجه با چالش های موجود ، اعتماد به نفس خود را افزایش می دهند و احساس قدرت می کنند . این امر روابط بین معلمان و دانش آموزان را تغییر می دهد . ارتباط های on -Iine به دانش آموزان قدرت کنترل می دهد . در این حالت ، معلم یک رهبر ، هدایت گر ، یاری دهنده ، همکار و ارز یاب است که نقش سنتی کارشناس موضوعی وی را با مدیر برنامه تلفیق می کند .ICT از طریق درگیر کردن دانش آموزان در کار جمعی مشترک ، یک کلاس درس را به محیطی جامع با دایره شمول وسیع تر تبدیل می کند . ظرفیت و قابلیت ICT به گونه ای است که برای هر دانش آموز ، با هر میزان توانایی مورد استفادهقرار می گیرد . ICT مجموعه ای از ابزار را برای دانش آموز فراهم می سازد تا پس از تسلط بر نکات فنی ، تکالیف و فعالیت های آموزشب را به شکلی جالب تر و لذت بخش تر ارائه نمایند . لازم به یاد آوری است که برخی اوقات این امر با سر خوردگی و یأس همراه است . یکی از چالش هایی که ICT برای معلمان تدارک می بینند تعریف نقش آنان به عنوان تسهیل کننده یاد گیری ، سازمان دهنده ی کار های گروهی ، مدیر فعالیت های کلاس درس و... است. به این ترتیب ، معلمان بیش تر وقت خود را صرف پشتیبانی تک تک افراد یا گروه ها خواهند کرد و کم تر به تدریس در کلاس خواهند پرداخت . نیکلاس نگروپونته می گوید: « ما می توانیم جامعه ای با تعداد کمتری  دانش آموز که توانایی یاد گیری در آن ها کم است و محیطی که قابلیت آموزشی بیشتری دارد، داشته باشیم. رایانه ها این تغییرات را ایجاد می کنند.» استفاده از ICT محیطی بت قابلیت آموزشی ویژه در کلاس درس ایجاد می کند که به طور مسلم در ظهور ظرفیت های پنهان دانش آموزان اثر گذار خواهند بود .

غنی سازی یاد گیری

برنامه های درسی باید دوباره مورد بررسی قرار گیرند . یادگیری های لازم برای مواجه باآینده ، فراتر از یادگیری دانش محور در مدارس سنتی است . در پی یک دستور کار ، کمیسیون بین المللی آموزش در قرن بیست و یکم  یونسکو ، چار چوب تحولات آموزشی برای محیط آینده را پیشنهاد داد . این چارچوب ، بستر مناسبی برای بحث در باره ی برقراری ارتباط بین ICT و یاد گیری است . ایده ی اصلی این گزارش ، ایده ای قوی و مبتنی بر چارچوبی برای یادگیری ، شامل چهار محور و رکن اساسی است :

-یاد گیری برای یاد گرفتن

_یادگیری برای عمل کردن

_ یاد گیری برای زندگی در کنار هم و با هم

_ یادگیری برای بودن

چهار محور یاد شده شکلی جدید و متفاوت از تعادل را بین دانستن و دیگر انواع یاد گیری برقرار می کند . اولین عامل ( محور ) یعنی یاد گیری برای دانستن ، پایه ی بسیاری از آموزش های سنتی است ولی در چار چوب جدید ، « یادگیری برای یادگرفتن » را ایجاد می کند . دومین عامل که وسعت زیادی دارد، تبحر در مقابله با وضعیت های مختلف و کار کردن در گروه است . یاد گیری برای زندگی در کنار هم و با هم تنها به جهانی شدن توجه ندارد و به همان اندازه بر زندگی در خانواده و دیگر اجتماعات کوچک نیز تأکید می کند . به عبارت دیگر ، این محور به معنای توسعه ی درک از دیگران و ارج نهادن به استقلال آنان در سایه ی احترام نهادن به ارزش هی چند گانه ، درک مشترک و صلح است . « یادگیری برای بودن » نیز به توسعه ی ظر فیت های فردی اشاره دارد. ایده ی چهار محور ، چشم انداز ی  از یک فضای خالی در یک چار چوب را ارائه می کند که در آن ، یادگیری می تواند به صورت ها و در ابعاد مختلف شکل بگیرد . در آموزش های سنتی ، یادگیری خطی است ولی احتمالا در آموزش های آینده ، پیچیده تر خواهد شد و ابعاد مختلف زندگی خارج از مدرسه را نیز در خواهد گرفت.

نقش ICT چیست؟

تجربه نشان می دهد که ICT در برانگیختن تعامل وتضعیف انفعال نقش مهمی دارد شاید ICT بتواند یاددهی _ یادگیری را از محدودیت های برنامه ی درسی خطی برهاند ، بین یادگیری در مدرسه و خارج از مدرسه ، خانه و مکان های دور دست پلی بزند و پایه و اساسی برای مفهوم یادگیری برای زیستن با هم و در کنار هم ، فراهم سازد. هدف « یادگیری رای بودن» رشد و توسعه ی شخصیت و توانایی عمل کردن با استقلال بیشتر ، نقادی و مو شکافی ، بر خورداری از قدرت تمیز وعهده دار شدن مسئولیت های فردی است . در این ارتباط ، آموزش نباید هیچ یک از ابعاد و ظرفیت های فردی شامل حافظه ،استدلالب ، زیباشناسی ، احساسات ، توان فیزیکی و مهارت های برقراری ارتباط را نادیده بگیرید. مفهوم « یادگیری برای بودن » به طرح این مسئله اشاره دارد که یادگیزی ضمنی که در کلاس های درس مرتبط با هم شکل می گیرد ، در آینده جایگاه قانونمند خود را در مدارس خواهند یافت . این مفهوم به شکل زیر خلاصه شده است : اغلب مدارس سنتی چیزی را که « گنج درون » نامیده می شود و آن ، استعدادهای نهفته در وجود هر فرد است ،نادیده می گیرند .ICT با وجود امکانات بسیاری که در اختیار دارد ، یادگیری را غنی تر می سازد اما ارکان چهار گانه ی اساسی آن بر ارزش و جایگاه رشد متعادل تأکید دارند. معلمان برای دستیابی به این تعادل ، باید رویکرد جدید یاددهی _ یادگیری را پیش گیرند .

آموزش برای فردا

بحث های فوق در زمینه ی ICT ارتباطات و یادگیری ، تغییرات چشمگیر و قابل ملاحظه ای را که در نقش معلم ایجاد شده است ، برجسته می کند . پاره ای از این تغییرات عبارتند از :

_ تغییر نوع ارتباط با دانش آموز

_ تغییر نقش معلم به عنوان یک تسهیل کننده ، مدیر و پشتیبان یادگیری

_ تغییر محتوا و فرصت های آموزشی

_ تغییر کانون و تمرکز کنترل از معلم به فراگیر.

این تغییرات ، چشمگیرند و قابل توجه هستند . ولی موانع بسیاری جدی تر سر راه آن ها وجود دارد . به راحتی می توان دریافت که مشکل اصلی کمبود یا نبود منابع و تجربیات فنی است. گرچه وضعیت به سرعت در حال تغییر است و کمبود رایانه ها و هزینه ی بالای اتصال به اینترنت ، هنوز برای بسیاری مدارس مشکل ساز است اما چنین به نظر می رسد ، که مشکلی اساسی ، دگرگونی و تغییر اساسی در شیوه های تدریس باشد . بیش ترین چالش تلفیق فناوری در مدارس و کلاس های درس مر بوط به نیروی انسانی است نه فناوری . به علاوه ، این دیدگاه فقط در مورد کمک به دیگران در کار کردن با ماشین نیست بلکه اسا سا هدف آن کمک به معلمان در تلفیق و به کار گیری این ماشین ها به عنوان ابزار ی در خدمت تدریس است . معلمان به چه کمک هایی نیاز دارند؟ در گزینش فناوری های جدید ، معلمان با پاره ای موانع احساسی مواجه اند که آن دارند؟ در گزینش فناوری های جدید ، معلمان با پاره ای موانع احساسی مواجه اند که آن ها را می توان در چند مورد زیر خلاصه کرد :

_موانع بزرگ روان شناختی در ارتباط با آزمایش کردن و به کار گیری ICT  

_ دشوار بودن تغییر باور های تربیتی و آموزشی زیر بنایی

_ سختی تغییر ساختار «ریشه یافته در ذهن » درزمینه ی «هنر تدریس »

_ ترس معلممان در از دست دادن اختیارات و کنترل کلاس درس ؛ یکی از علل این ترس می تواند عدم اعتماد به نفس آن ها در بهکار گیری ICT و پایین بودن توانایی هایشان در این زمینه در مقایسه با دانش آموزان باشد.

_ عدم هماهنگی معلمان مدارس با تغییرات سریع سخت افزار ها و نرم افزار ها

_ وجود پاره ای مسائل و مشکلات در سطوح موسسات آموزشی یا دولتی

_دست کم گرفتن تلاش معلمان برای یادگیری و کنترل فناوری جدید.

این عوامل ، عوامل انسانی هستند. به نظر می رسد برخی معلمان ICT را خطری می دانند که تجربیات حرفه ای آنان را تهدید می کند . معلمان  فردا باید رویکرد ی نو برای کار خود و دیدگاهی جدید در باره ی معنا و مفهوم آموزش و یادگیری پیدا کنند.

بنابر این آن چه گفته شد ICT ابزاری بسیار ارزشمند است ولی استفاده ی موثر از آن مستلزم برخورداری از مجموعه ای از مهارت ها است. معرفی سطوح و مهارت های مختلف به معلمان و دیگر اقشار جامعه چالش بسیار بزرگی ایجاد می کند به خصوص در زمانی که کاربرد فناوری به سرعت یاد گیری آن در حال رشد و توسعه است.

کاربرد موثر ICT از نگرش ها و رویکردهای یاد دهی - یاد گیری جدا نیست . معلم جدید باید رویکردی را در پیش گیرد که نسبتا باز ، ترغیب کننده و به دنبال خلاقیت باشد یاد گیری را پشتیبانی و تسهیل کند و محیطی مناسب برای هدایت آن فراهم سازد.

بنابراین لازمه تلفیق موثر ICT در مدارس تحول و دگرگونی فرهنگ مدرسه است. شاید بتوان ICT  را کاتالیزوری در نظر گرفت که شیوه های تفکر در مورد یاد دهی - یاد گیری را فعال می کند و موجب تغییر در کلاس های درس می شود. برای پاسخ گویی نیاز های مطرح شده تلفیق ICT با آموزش ضرورتی انکار ناپذیر است.

در طراحی یک واحد درسی (یاد گیری ) مبتنی بر ICT به چه نکاتی باید توجه کرد؟

معلمان برای طراحی یک واحد درسی بر ICT باید همواره به نکات زیر توجه داشته باشند.

  1. استفاده از ICT برای دست یابی به اهداف آموزشی چه زمان می تواند مفید باشد ، چه زمانی تاثیر کمی دارد و حتی مناسب نیست . در این تصمیم گیری باید چگونگی عملکرد ICT و راه ها و روش های دست یابی به اهداف یاد دهی - یاد گیری را در نظر گرفت . برخی از نکات مورد توجه در این مورد عبارت اند از:
  • سرعت و عملکرد ICT چگونه معلمان را قادر می سازد تا برای یاد گیری بهتر دانش آموزان ابعاد مختلف درس را نمایش دهند و بررسی و تحقیق کنند.
  • تنوع و قابلیت های ICT چگونه می تواند به معلمان و دانش آموزان کمک کند تا به اطلاعات تاریخی یا اخیر دست یابند...
  • با توجه به موقعیتی بودن اطلاعات ذخیره شده چگونه می توان با استفاده از ابزار ICT اطلاعات را به سادگی پردازش کرده و در آن ها تغییر ایجاد نمود.
  • چگونه ثبت و ذخیره سازی و پردازش و ارایه ی اطلاعات به شکل تعاملی معلمان و دانش آموزان را قادر می سازد تا به بررسی مدل ها بپردازند، به طور موثر با دیگران ارتباط برقرار کنند و اطلاعات را به طور مکرر در اختیار مخاطبان مختلف قرار دهند...

http://edujavanrood.blogsky.com/1386/05/24/post-77/

چگونه رفتار فرزندانمان را تغییر دهیم ؟

مقدمه :
امروزه با پیشرفت سریع تکنولوژی و دسترسی آسان کودکان به مراکز اطلاع رسانی ، پدر و مادرها نقش الگوئی قدیم خود را تا اندازه زیادی از دست داده اند و کودکان از همان بدو تولد با الگوهای جذاب فراوانی آشنا میشوند که سعی دارند رفتار مورد نظرشان را به آنها تحمیل کنند و در این میان چه بسیارند پدر و مادرهائی که تلاش می کنند با استفاده از روشهای بی ثمر و گاه نادرست تربیتی( مانند نصیحت کردن ، تهدید و ارعاب واجبار یا تنبیه بدنی و ... ) فرزندشان را به سمت رفتارهای صحیح هدایت کنند ، ولی متاسفانه این روشها کار آیی چندانی ندارند و اولیا پس از مدتی نومید و درمانده شده و نمیدانند که چگونه با فرزندشان برخورد کنند ؟ 
اما زیاد نگران نباشید زیرا یک مساله تنها یک راه حل ندارد بهتر است راه حلهای گوناگون را بررسی کنید و در آن میان بهترین راه حلی که می تواند مشکل شما را حل کند انتخاب نمائید .
در این متن سعی شده است که با زبانی ساده تعدادی از این راه حلها و روشهای تغییر رفتار توضیح داده شود تا اولیاء بنا به ضرورت از آنها جهت اصلاح رفتار فرزندشان استفاده کنند .
اصول تغییر رفتار :
اصل اول – استدلال با کودکان
از هنگامیکه کودکان صحبت کردن را یاد می گیرند می توان با آنها استدلال کرد و نتایج احتمالی کارهای مختلف را به آنها گفت ، در چنین مواردی باید از زبانی ساده و در خور فهم کودکان استفاده کنیم و یا اینکه از آنها بخواهیم خودشان نتایج کارهای مختلف را( مانند آتش بازی ...) شرح بدهند .
اصل دوم - دادن پاداش به کودکان
اگر می خواهید رفتار مثبتی را در فرزندتان تقویت کنید بهتر است برای آن رفتار پاداشی را در نظر بگیرید به عنوان مثال اگر می خواهید فرزندتان به درس علاقه مند شود و وضع درسی اش بهبود پیدا کند ، می توانید با دادن انواع پاداش های مادی و معنوی به فرزندتان او را به این کار تشویق کنید ، یک لبخند ، یک آفرین ، یک کلام زیبا ، یک خوراکی ، مبلغی پول ، رفتن به پارک ، اندکی توجه به فرزند و ... همه اینها پاداشهائی هستند که شما می توانید از آنها جهت ترغیب فرزندتان به سمت رفتار مورد نظر استفاده کنید .
اصل سوم – پاداش دادن به رفتار مغایر
اگر فرزندمان کاری منفی را انجام می دهد وما نمی توانیم جلویش را بگیریم می توانیم به رفتار دیگری که مغایر رفتار منفی اش است پاداش بدهیم تا به تدریج رفتار منفی فرزندمان اصلاح شود ، به عنوان مثال اگر فرزندمان به تمیزی اهمیت نمی دهد می توانیم اورا مسئول نظا فت خانه یا مدرسه کنیم تا دیدگاهش عوض شود .
اصل چهارم : اصل اشباع ( خسته شدن از تکرار زیاد یک کار )
برخی از رفتارهای منفی نوجوانان را می توان با استفاده از این اصل اصلاح کرد ، برای نمونه اگر فرزند شما عادت دارد یک ریز صحبت کند و به کسی مجال حرف زدن نمی دهد شما می توانید با استفاده از این اصل به او اجازه بدهید در یک روز پشت سر هم آنقدر صحبت کند که از صحبت کردن برای همیشه خسته و دلزده شود ، فقط توجه داشته باشید که از این اصل تنها برای از بین بردن رفتارهای منفی کم خطر و یا بی خطر استفاده کنید ( مانند تمایل فرزندتان به خوردن یک نوع غذا ، زیاد حرف زدن ، شلوغ کردن  و ... ) و در رفتارهای منفی خطر ناک ( مانند تمایل بچه ها به آتش بازی ...) هرگز از این اصل استفاده نکنید .
  اصل پنجم – اصل خاموشی
ما اگر بخواهیم رفتار زشتی را در فرزندمان از بین ببریم ، می توانیم از این اصل استفاده کنیم ، در این روش پس از اینکه کودک رفتار نادرستی را انجام داد ما او را مورد بی توجهی و بی اعتناءی قرار می دهیم ، به طوری که کودک پس از انجام رفتار زشتش هیچ پاداشی را از جائی دریافت نکرده تا بتدریج رفتارش را ترک کند ، برای نمونه اگر فرزندمان به تازگی از دوستانش حرفهای زشت و رکیکی را یاد گرفته و آنها را در منزل بکار می برد ما می توانیم هر بار که این
سخنان زشت را برزبان می آورد روی خود را از او بر گردانیم و به حرفهایش گوش ندهیم و هنگامی که لحن سخنش را تغییر داد و مودبانه صحبت کرد به او توجه کنیم .
اصل ششم - دادن سرمشق یا الگوی مناسب به کودک
ما اگر می خواهیم فرزندمان را به انجام کاری مثبت ترغیب کنیم بهتر است الگو یا سرمشق مناسبی که آن کار را انجام میدهد و مورد قبول فرزندمان است را پیدا کرده و او را با فرزندمان آشنا کنیم  تا فرزندمان از او الگو برداری نماید .
بهترین سرمشق و الگو برای کودک پدر و مادر هستند ،پس اولیا باید در رفتار خود بسیار محتا ط باشند زیرا کودکان هوشیارند و کوچکترین اعمال آنها را به خاطر سپرده و الگو برداری می کنند لذا اگر ما می خواهیم فرزندمان کار مثبتی را انجام بدهد نخست خودمان باید آن کار را انجام بدهیم تا وی ما را سرمشق قرار داده و همانگونه عمل کند ، پس اگر دوست دارید فرزند تان به مطالعه و تحصیل اهمیت بدهد خود شما نیز ساعاتی از روزتان را به این کار ( مطالعه کتاب یا روزنامه) اختصاص بدهید و اگر می خواهید فرزندتان آداب معاشرت را رعایت کند خود شما نیز مبادی آداب باشید ،همچنین سعی کنید فرزندتان را همیشه از الگوهای فاسد و بد ( مانند دوستان ناباب ، ارازل و اوباش خیابانی ، باندهای خلاف کارو ... ) دورنگهدارید ، چرا که به قول سنایی غزنوی:   
منشین با بدان که صحبت بد             گر چه پاکی تورا پلید کند.

امتحان و اضطراب آن

امتحان و اضطراب آن
از دانش آموزان ابتدايي گرفته تا دانش آموزان دبيرستاني و حتي دانشجويان هر روز تلاش مي كنند ، تمرين مي كنند ، درس مى خوانند ودر فعاليت هاى گوناگون كلاسى و فوق برنامه شركت مى كنند، همه چيز در طول اين مدت در كمال آرامش و به روال عادى پيش مى رود تا زمانى كه امتحانات شروع مى شوند . از آن پس چنان اين آرامش و راحتى از بين مي رود و همچنين قدرت تمركز و توجه بر روى ساده ترين مسائل و مطالب مختلف درسي را هم از دست مى دهند .
((سه روز تمام درس خواندم و مطالعه كردم، و قتي سر جلسه امتحان رفتم و سئوالات را كه ديدم، انگار نه انگار كه من سه روز تمام درس خوانده بودم و زحمت كشيده بودم مغزم يخ زده بود، همه مطالب از ذهنم پريده بود. اضطراب عجيبي داشتم))((. همه چيز خوب بوددرسم را خوانده بودم و خودم را براي امتحان آماده كرده بودم، اما مثل هميشه روز امتحان اصلا حال خوبي نداشتم. دلم مثل سير و سركه مي‌جوشيد!، انگار قلبم از دهانم داشت بيرون مي آمد . تمركز نداشتم واصلا" نمي‌توانستم اطلاعاتي را كه در ذهن داشتم جمع و جور كنم و به سئوالات پاسخ مناسب بدهم .آخرش باز امتحانم را خراب كردم .)) راستش را بخواهيد تنها شما نيستيد كه چنين احساسي داريد. خيلي از دانش آموزان و دانشجويان در زمان امتحانات وضعيتي مشابه شما را پيدا مي‌كنند. البته داشتن كمي دلشوره و اضطراب در روز امتحان و يا حتي قبل از آن كاملا طبيعي و لازم است، چون همين نگراني از امتحان انگيزه‌اي مي‌شود كه فرد بهتر خودش را براي امتحان آماده كند. اما شدت اين اضطراب در بعضي‌ها آنقدر زياد است كه اصلا" نمي‌توانند امتحان بدهند . و يا در كمال شايستگي در امتحان قبول نمي شوند. در حقيقت اضطراب و نگراني از امتحان در تعداد زيادي از دانش آموزان و دانشجويان خود را نشان مي‌دهد و اين يك پديده‌ي اتفاقي و نادر نيست بلكه همه ي افرادي كه با امتحان سر و كار دارند و به نوعي كم يا زياد، طعم و مزه تلخ نگراني، فشار رواني و وحشت از امتحان را چشيده اند چنين تجربه اي داشته اند . اينجاست كه اين سؤال پيش مي آيد كه اين همه ترس ، تشويش و نگراني از چيست؟و منشأ آن از كجاست ؟ گيودا ولودلو ((اضطراب امتحان را نوعي واكنش ناخوشايند و هيجاني نسبت به موقعيت ارزيابي در مدرسه و كلاس درس تعريف كرده اند . ))اين حالت هيجاني معمولا" با تنش ، تشويق ، نگراني ، سردرگمي ، برانگيختگي سيستم اعصاب خود مختارهمراه است
از نظر كالو)) اضطراب امتحان عبارت است از نگراني فرد در مورد عملكرد ( انتظار شكست ) استعداد و توانايي خويش به هنگام امتحان و موقعيتهاي ارزيابي.))
معمولا کسانی دارای اضطراب امتحان هستند که :
1- هنگام مطالعه دروس امتحانی مضطربند.
2- به هنگام حضور درامتحان دچار فراموشی می شوند.
3- درباره نحوه امتحان ونتایج آن از مدت ها قبل نگرانند.
4- علایم جسمانی نظیر تپش قلب، عرق کردن ،تنفس عضلانی و.... دارند .
5- هنگام امتحان دادن ، تمرکز حواس ندارند وقادر به تنظیم آموخته ها نیستند.
6- در هنگام امتحان تمركز ندارند
7- براي پاسخ دادن به سؤالات برنامه اي منظم ندارند
8- اصول مطالعه صحيح را نمي دانند
9- اعتماد به نفس ندارند
10- به داشته هاي خود اعتقاد ندارند
11-نوع نگاه آنها به موضوع است. اگر فرد منتظر اضطراب و شكست باشد، به احتمال زياد همان‌ها را هم تجربه مي‌كند.
سبب شناسي اضطراب امتحان
در سبب شناسي اضطراب امتحان مي توان به نقش 7 عامل زير اشاره كرد .
1- تصویرغیر واقع بینانه ازخود : انسان خود راحقیرمی بیند وازشخصیت واقعی اش درحال فراراست و هميشه ديگران را بهتر از خود مي بيند ،( خود كفايتي پايين). وازسوی دیگر اضطراب، این امر را تقویت می کند .
2- مسا ئل گذشته و پیشامدهای آینده : رها کردن وضعیت فعلی ومعطوف داشتن فکر به مسا ئل گذشته ویا آینده
3- عوامل عاطفی وفیزیکی قبل وحین امتحان : مکانیسم های روانی هیجان درقبل وحین امتحان بر یاد آوری وحافظه تاثیر دارد. اضطراب امتحان درسطح بالا همواره درفعالیت وکارآیی مزاحمت ایجاد می کند
4- عوامل شخصیتی : اضطراب عمومی ، عزت نفس پایین، اسناد درونی ، شکست ها ، هوش متوسط و كم بودن انگيزه
5- عوامل خانوادگی : الگوهای خشک وغیرقابل انعطاف پرورش انتظارات بیش ازحد ، تنبیه وسرزنش ،عدم تشویق ، وضعیت اقتصادی و اجتماعی پایین ، انتظارات نامعقول و بيش از حد توان افراد
6- عوامل آموزشگاهی : محیط و موقعیت امتحان ، محدویت زمان ، عدم مطالعه صحیح وکافی ، عوامل مزاحم (نور ،صدا مراقبین و........)
7- عدم آمادگی : هوش ، انگیزه موفقیت ، درماندگی آموخته شده..
براي كاهش اضطراب در امتحان چه بايد كرد ؟
1- درمان دارویی.
2- درمان شناختی : بیان خود، ابراز خود ، آگاهی ازافکار پریشان ومولد اضطراب.
3- درمان منطقی – هیجانی : بازسازی اعتقادات و باورهای غیر منطقی افراد که پایه اختلال هیجانی و رفتار علیه خود می باشد.
4- حساسیت زدایی منظم: در اين روش شخص مي آموزد حالت آرامش خود را در حالي كه محرك همراه اضطراب را تصور مي كند ، حفظ نمايد.
5- کسب مهارت های مطالعه.
6- استفاده ازروش های تن –آرامی : در اين روش افراد مي توانند بياموزند بطور اختياري اثرات ويژه دستگاه عصبي خودكار را نظم بخشند
7- ايمن سازي در مقابل استرس : آموزش ايمن سازي در مقابل استرس كمك به مراجعين در ايجاد و تحكيم انواع مهارت هاي مقابله درون فردي و بين فردي است.
براي عملکرد بهتر در امتحان چه بايد كرد ؟
1- با آمادگي کامل و به موقع در سر جلسه امتحان حاضر شويد. وسايل مورد نياز مثل مداد، خودکار، ماشين حساب و ... را به همراه داشته باشيد. با اين کار همه چيز در دسترس شما خواهد بود و نيازي به قرض گرفتن وسايل ديگران پيدا نخواهيد کرد.
2- با اطمينان خاطر و آرامش کامل در امتحان شرکت کنيد. مثبت انديشي کنيد. همواره اين جملات را در ذهن خود تکرار کنيد: " من براي امتحان کاملا آماده ام و به خوبي از عهده آن برمي آيم. " نگراني را از خود دور کنيد. هر گاه احساس نگراني کرديد، چند نفس عميق بکشيد تا آرام شويد. قبل از امتحان با دوستانتان راجع به اضطراب و دلشوره صحبت نکنيد. بهتر است بدانيد که نگراني همچون يک بيماري مسري قابل سرايت به ديگران است.

3- آرام ولي هوشيار باشيد. اگر حق انتخاب داريد، مکان مناسبي را براي نشستن انتخاب کنيد. نيمکتي را انتخاب کنيد که بر روي آن فضاي کافي براي کار داشته باشيد. به پشتي نيمکت تکيه دهيد و راحت باشيد.

4- در ابتدا نگاهي گذرا به سؤالات بيندازيد. حدودا 10% از وقت خود را براي اين کار صرف کنيد. کلمات کليدي ( در سؤالات ) را مشخص کنيد. در حاليکه سؤالات را مي خوانيد، نکاتي که به ذهنتان مي رسد و مي توانند مفيد باشند را در کنار آنها يادداشت کنيد.

5- براي پاسخگويي به سؤالات از يک برنامه منظم پيروي کنيد. ابتدا به سؤالات ساده تر پاسخ دهيد و بعد به آنها که نمره بيشتري دارند. سپس به ترتيب به سوالاتي پاسخ دهيد که:
- مشکل تر هستند.
- جواب دادن به آنها وقت بيشتري مي گيرد.
- نمره کمتري دارند.

6- در امتحانات تستي براي انتخاب پاسخ درست دقت کنيد.
- ابتدا پاسخهايي را که مي دانيد اشتباه است، کنار بگذاريد.
- اگر تست نمره منفي ندارد، از بين پاسخهاي باقي مانده، پاسخ صحيح را انتخاب نماييد و يا حدس بزنيد.
- اگر امتحان نمره منفي دارد و شما دليل خاصي براي انتخاب پاسخ خود نداريد، حدس نزنيد.
- شک نکنيد، معمولا اولين گزينه اي که انتخاب مي کنيد، پاسخ صحيح است. پس پاسخ خود را تغيير ندهيد، مگر اينکه واقعا به نتيجه قطعي رسيده باشيد.

7- در امتحانات تشريحي، قبل از پاسخ دادن به سؤالات خوب فکر کنيد.
- ابتدا نکات مهمي را که راجع به سؤالات به دهنتان مي رسد، در چرک نويس يادداشت کنيد.
-اين نکات را به ترتيب شماره گذاري کنيد.
- سپس آنها را تنظيم کرده و پاکنويس کنيد.

8- در پاسخ به سؤالات تشريحي، به اصل موضوع بپردازيد و حاشيه نرويد.
- در جمله اول موضوع اصلي را بيان کنيد.
-مقدمه اي براي آن بنويسيد.
- سپس موضوع را با جزئيات بيشتري شرح دهيد.
- به سؤال توجه کنيد و فقط به آنچه از شما خواسته شده پاسخ دهيد. از توضيحات غير ضروري و مثالهاي اضافي بپرهيزيد.

9- جند دقيقه از وقت امتحان را براي مرور مطالب کنار بگذاريد.
- براي ترک کردن جلسه امتحان عجله نکنيد.
- در انتها تمام سؤالات را مرور کنيد.
- مطمئن شويد که به تمام سؤالات پاسخ داده ايد.
- پاسخ ها را يک بار ديگر بخوانيد و در صورت لزوم جمله بندي، املاي کلمات و … را تصحيح کنيد.
10- وقتي نتيجه امتحان را گرفتيد، آن را بررسي کنيد.
- به اشکالات خود توجه کرده و سعي کنيد در آن زمينه بيشتر مطالعه کنيد.
- براي امتحانات آخر سال، سؤالات امتحانات کلاسي را دوره کنيد تا اشتباهات گذشته را تکرار نکنيد.
11-فراموش نكنيد كه همه اشتباه مي‌كنند. حتي اگر فردي كمال‌گرا هستيد يا تمام تلاشتان را وقف امتحان كرده‌ايد، بايد امكان بروز اشتباه را هم در نظر بگيريد. بهتر است به اشتباهات به عنوان فرصت‌هاي يادگيري نگاه كنيد
12-ورزش، خواب كافي و غذاي سالم و مناسب همگي باعث مي‌شوند عملكرد شما در روز امتحان بهتر باشد.
13-مرور دائم مطالب، تهيه خلا‌صه درس و مطالعه صحيح زودتر از زمان امتحان
14-به امتحان با اين ديد نگاه كنيد كه انگار فرصتي پيدا كرده‌ايد تا دانسته‌هايتان را نشان دهيد.
15-فقط در شب امتحان درس خواندن و تا صبح بيدار ماندن هيچ فايده‌اي ندارد. بايد از قبل آماده باشيد. هر چه مطلب را كاملتر درك كرده باشيد، اعتماد به نفستان بيشتر شده و اضطرابتان كمتر مي‌شود.
16-قبل از امتحان زمان بندي كنيد تا وقت براي مطالعه كافي باشد
17-اگر در زمان امتحان دچار اضطراب شديد نااميد نشويد و دست از كار نكشيد. سعي كنيد با روشي جريان نگراني‌ها را قطع كنيد مثلا" براي چند ثانيه چشم‌هايتان را بسته و منظره‌اي زيبا را تصور كنيد، عضلاتتان را شل كنيد و بعد ادامه دهيد
18-دقت داشته باشيد ، هيچ گاه سعى نكنيد ارتباطى بين پاسخ هاى صحيح پيدا كنيد.
19 تنها زمانى كه اطمينان داريد پاسخى كه اول داده ايد اشتباه است ، آن را تغيير دهيد
20 – به هيچ وجه از روي دست ديگران يادداشت( تقلب )نكنيد.
21- اگر عينكي هستيد همچون يك ابزار امتحاني به آن نگريسته و در پاكيزگي شيشه آن بكوشيد
22- خواب كافي و خوب قبل از امتحان مي تواند تأ ثير گذار باشد.

نكاتى كه والدين و اطرافيان بچه ها ، بايد در ايام امتحانات بدان توجه داشته باشند ، عبارتند از :
• جدولى از برنامه امتحانى فرزندانتان تهيه كنيد و به آنها در برنامه ريزى مناسب ، براى مطالعه درس هاى مختلف كمك كنيد .
• با تشويق فرزندان تان در انجام تكاليف و تمرين هاى لازم در ايام امتحانات ، به آنها دلگرمى دهيد .
• به فرزندان تان كمك كنيد تا به تنهايى پاسخ پرسش هاى درسى خود را بيابند .

• در صورت نياز با آموزگار فرزندتان در مورد چگونگى انجام آزمون هاى پايان سال صحبت كنيد و اطلاعات لازم را از او بگيريد .
• فرزندانتان را تشويق كنيد تا در خانه و يا كلاس پرسش هايى را كه نمى دانند ، بپرسند
• نقاط ضعف و قوت درسى فرزندانتان را در درس هاى مختلف بشناسيد و حتى الامكان درصدد رفع آنها برآييد .
• به فرزندانتان اطمينان دهيد كه موفقيت آنها براى شما ارزش و اهميت دارد .
• نسبت به خواب ، خوراك و آرامش روانى فرزندان تان در روزهاى امتحان محتاط و دقيق باشيد . دقت كنيد كه ، شب قبل از امتحان بچه ها به موقع بخوابند و صبح ، صبحانه اى مناسب و كافى بخورند . تصور نكنيد اگر شب قبل از امتحان تا صبح بيدار بمانند ، مطالب در حافظه شان بهتر جايگزين مى شود . اين كار تنها موجب عدم تمركز و خواب آلودگى آنها در سر جلسه امتحان مى شود .
• خواسته ها و انتظارات خارج از توان بچه ها نداشته باشيد . اگر پدر و مادر خواسته ها و معيارهايى دور از توان و استعداد بچه هايشان داشته باشند ، آنان را چنان نگران و پريشان مى كنند كه راه دستيابى به موفقيت برايشان غير ممكن و سخت جلوه مى كند .
• به بچه ها بگوييد كه امتحان تنها وسيله اى براى سنجش موفقيت هاى كلاسى آنان است
• هيچ گاه ارزش فرزندانتان را با نمراتى كه مى گيرند ، نسنجيد .
• هميشه درباره امتحان دادن ، مثبت صحبت كنيد و بچه ها را از آن نترسانيد .
. هر گونه سخت گيرى بى مورد و تنبيه دانش آموز به دليل نگرفتن نمرات عالى ، باعث تشديد اضطراب درونى دانش آموز از درس و مدرسه و امتحان مى شود.
. به دانش آموزان بگوييد كه امتحان صحنه ي رقابت است و شما سعي كنيد با شركت خود در امتحان در اين صحنه ي علمي پيروز شويد .
. به دانش آموزان بگوييد كه امتحان به ما نقاط قوت و ضعف درسي را نشان مي دهد . لذا بايد جهت بهبود وضعيت علمي آموزشي خود از نتابج حاصله استفاده بهينه نمود
.به دانش آموزان بگوييد كه نمره ي امتحان نمره ي شخصيت شما نيست بلكه معياري براي سنجش كار و فعاليت شماست
. در مرور و تكرار درس ها قبل از امتحان وسواس به خرج ندهيد

افزايش كارايي در هيچ زمينه اي حاصل نمي شود مگر آنكه فرد با تلاش و كوشش و ايجاد انگيزه اين امكان را براي خود فراهم كند . اميد است با استعانت از قدرت لايزال الهي و همت خود همواره در امتحانات مختلف چه در زمينه درسي و چه در زمينه هاي ديگر موفق و سر بلند باشيد .
.منابع :
1-مقالات سايت تيتان 17/12/83
2-مقاله اينترنتي دكتر محمد علي‌تقي پور
3- روزنامه كيهان ،چهارشنبه 11 خرداد 1384، مقاله مريم عرب انصاري
4- مقاله اينترنتي گروه مشاوران اردكان
5- علي پور، بيژن، غلبه بر اضطراب، چاپ اول، تهران، انتشارات دكلمه گران، 1376
6- فرد اي اور، چگونه امتحان بدهيم؟ چاپ اول، 1377، تهران، انتشارات كيانوش
8-فرد اي اور ،مترجم منصور حكيم جوادي،روشهاي نوين مطالعه چاپ اول، 1377، تهران، انتشارات كيانوش
9- مقالات سايت ا رزشيابي تحصيلي وتربيتي استان اصفهان
11-مقالات سايت ره پويان 12/3/84
12-سايت مركز مشاوره مهارتهاي مطالعه دانشگاه ويرجينيا تكنولوژي
13-- مقالات سايت ا رزشيابي تحصيلي وتربيتي استان اصفهان
14-علي رضا محمد رضايي ،ارزشيابي در مدارس ،چاپ اول تابستان 77