آموختن براي زندگي كردن



    
    
    
     پس از آنكه، محققان و انديشمندان با تكيه بر منابع و داشته هاي علمي و مستندات سازمان بهداشت جهاني، 54 مهارت براي سالم زيستن را به عنوان مؤ لفه هاي برنامه درسي دانش آموزان دوره ابتدايي تعيين كردند، موضوع آموزش مهارت هاي زندگي، سرفصل جديدي براي ترسيم الگوي مشخص آموزشي و در نتيجه تلاش براي دستيابي به توسعه پايدار گشود.
     اين در حالي است كه سابقه كاربرد واژه مهارت هاي زندگي و تجربه فراگيري آن در سيستم آموزشي به يك دهه اخير برمي گردد. حتي <بالدو> و <فرنيس> از صاحبنظران جامعه شناسي در سال هاي پس و پيش 1998، مهارت هاي زندگي را شامل پرورش تفكر انتقادي تحليل احتمالات، كنترل رفتار، كسب دانش و مهارت هاي بيشتر، ايجاد ارتباطات دوجانبه و رضايت بخش و اصلاح محيط فيزيكي و اجتماعي خود مي دانند.
     چنانچه به نظر اين دو جامعه شناس، از جمله مهارت هاي زندگي كه بايد در برنامه آموزشي گنجانده شود، كار گروهي و مشاركتي، مذاكره و ارتباطات، تصميم گيري، حل مشكلات بدون خشونت، رفع اختلاف، مقاومت در برابر فشار ساير همسالان، مهارت هاي شغلي و كارفرمايانه، استدلال نقادانه، تفكر خلاق، كنار آمدن با عاطفه و فشار رواني، اعتماد به نفس، شناخت خطر، خودآگاهي و همدلي، عدم تبعيض، احترام به تفاوت ها، مساوات مردم سالاري، حمايت از محيط زيست و هويت ملي و شهروندي و بين المللي شدن را شامل مي شود.
     ضرورت آموزش مهارت هاي زندگي
     امروزه پيچيدگي عوامل و شاخص هاي مؤ ثر در توسعه به حدي است كه كارشناسان در تعيين الگوي مشخص براي بررسي توسعه در يك جامعه عاجزند، از اين رو با تلفيق عوامل گوناگوني چون آموزش، اقتصاد، بهداشت و... به مفهوم گسترده و واحدي موسوم به توسعه پايدار رسيده اند. در اين بين، تا ثير و نقش شاخص هاي آموزشي در توسعه پايدار بسيار مهم و اساسي است. به همين دليل وقتي از توسعه اطلاعاتي سخن به ميان مي آيد، دامنه گسترده اي از فرآيندهاي پيچيده آموزشي به شاهراه ذهن راه مي يابد.
     وقتي سخن از توسعه اطلاعاتي به ميان مي آيد، جايگاه و نقش تا ثيرگذار اطلاعات در روند حركتي جامعه براي بهبود سيستم هاي توليد تا توزيع اطلاعات به خوبي احساس خواهد شد. مهم تر اينكه گام اساسي در راه توسعه مناسب و به روز اطلاعاتي در يك جامعه دانش مدار، هماهنگي و نيازسنجي دقيق براي تعيين اولويت ها و كمبودهاي مورد نياز در ساختار جامعه دانش محور است.
     دكتر نادر پوراصغريان، جامعه شناس در اين باره مي گويد: توسعه اطلاعاتي وقتي مي تواند بسترهاي مناسبي براي ايجاد يك جامعه دانش محور را فراهم كند كه از نظر اطلاعاتي هم به رشد طولي جامعه كمك كند و هم در رشد عرضي جامعه مؤ ثر باشد.
     وي ضمن تا كيد بر نقش ويژه اي كه سيستم آموزشي كشور برعهده دارد، مي گويد: توجه اصلي در مطالعه شاخص كمي در يك جامعه دانش محور، معطوف به رشد طولي جامعه اطلاعاتي است كه اين آموزش ها مي تواند شامل گسترش گروه هاي سني تحت آموزش، گسترش حجم توليد اطلاعات گسترش و تنوع در ابزارها و علوم مورد آموزش و... باشد. همچنين از شاخص هاي آموزشي گسترش سطح كيفي در توسعه اطلاعاتي يك جامعه دانش محور نيز مي توان به بالا رفتن سطح علمي، دقيق تر شدن امكانات و ابزارهاي آموزشي، تخصصي تر شدن علوم آموزشي و... اشاره كرد.
     اين جامعه شناس مي افزايد: يكي از مهم ترين اهداف سيستم آموزشي كشور، تربيت و آموزش افراد انديشه ورز است كه دستيابي به اين هدف در سايه آموزش مهارت هاي زندگي به فرد تحقق مي يابد. آن هم به گونه اي كه افراد با توانمندي هاي اجتماعي و رواني كه كسب مي كنند، توانايي مقابله با مقتضيات و چالش هاي زندگي روزمره را كسب كنند.
     با اين حال، دكتر حسين احمدي، مديركل دفتر آموزش و پرورش ابتدايي و پيش دبستاني وزارت آموزش و پرورش مي گويد: آموزش مهارت هاي زندگي، بخشي از وظايف نظام تعليم و تربيت را شامل مي شود. اين نظام بايد علاوه بر آموزش هاي اساسي از قبيل خواندن، نوشتن و يادگيري محاسبه كردن به دانش آموزان، مهارت هايي را به دانش آموزان آموزش دهد كه اين افراد براي زندگي در جامعه آماده شوند و اين مهارت ها، آنها را قادر كند كه از آموخته هاي خود براي داشتن يك زندگي خوب استفاده كنند و به آنها كمك كند تا در وضعيت هاي مختلف با ديگران به نحو مطلوب و شايسته اي ارتباط برقرار كنند و نتايج مثبت به دست آورند.
     انواع مهارت هاي زندگي مورد نياز
     بسياري از صاحب نظران اجتماعي در حوزه آموزش و پرورش معتقدند، مهارت هاي زندگي به رغم تنوعي كه از آن برخوردارند، برحسب نياز در موقعيت خاص مورد تا كيد قرار مي گيرند.
     براساس اطلاعات و يافته هاي موجود، ضرورت آموزش مهارت هاي زندگي و گنجاندن آن در سيستم آموزشي كشور از سال 1377 در كشور احساس شد.
     دكتر سيدرمضان محسن پور، پژوهشگر دفتر مطالعات اجتماعي مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي در اين باره مي گويد: در سال 1377، طرحي با هدف آموزش مهارت هاي زندگي و استقرار آن در نظام آموزشي كشور از سوي وزارت كشور پيشنهاد شد و مقوله اين طرح را نيز خود وزارت كشور برعهده گرفت. به دنبال آن وزارت آموزش و پرورش، وزارت ارشاد، سازمان هاي صدا و سيما، بهزيستي، تربيت بدني كشور، ملي جوانان، امور مشاركت زنان رياست جمهوري، نيروي مقاومت بسيج، شهرداري تهران، هلال احمر و نيروي انتظامي به تناسب شرايط و حوزه اختيارات خود، وظايفي را برعهده گرفتند.
     وي با اشاره به اعتبار 60 ميليارد توماني كه براي آموزش مهارت هاي زندگي به دانش آموزان و استقرار آن در نظام آموزشي كشوردر نظر گرفته شده است مي گويد:از ميان وزارتخانه ها و سازمان هاي مسئول و مرتبط در حوزه آموزش كشور، وزارت آموزش و پرورش به دليل نقش مستقيمي كه در آموزش دانش آموزان برعهده دارد، اعتبار قابل ملاحظه اي دريافت كرد.
     اين پژوهشگر اجتماعي به ضرورت آموزش مهارت هاي فني و حرفه اي در كنار آموزش مهارت هاي زندگي به دانش آموزان اشاره مي كند و مي گويد: با توجه به نياز اصلي حرفه آموزي و كسب مهارت شغلي در سيستم آموزشي كشور،علاوه بر آموزش مهارت هاي زندگي در بعد رواني به دانش آموزان، تدابيري انديشيده شده است تا در هنرستان ها و مراكز مختلف فني و حرفه اي، حرفه هاي مختلف شغلي و مهارت هاي دستي و فكري گوناگون به دانش آموزان آموخته شود.
     دكتر احمدي، مدير كل دفتر آموزش و پرورش ابتدايي و پيش دبستاني وزارت آموزش و پرورش درباره انواع مهارت هاي عمده مورد نياز در كشور ما مي گويد: مهارت هاي عمده مورد نياز در كشور ما در سه دسته مهارت هاي اجتماعي، مقابله و حل مسا له تقسيم بندي مي شوند. مهارت هاي اجتماعي شامل مهارت هاي ايجاد ارتباط با ديگران و تداوم آن، شناخت خود و آگاهي از احساسات خود و ديگران، مهارت هاي دوستيابي ، مهارت هاي سازگاري با محيط و مهارت هاي برخورد با ناملايمات است. مهارت هاي مقابله ينز مهارت هاي مسا له مدار و هيجان مدار را شامل مي شود. جهت گيري كلي نسبت به مسا له، راه حل هاي متعدد، ارزيابي راه حل ها، اجراي راه حل ها و بازبيني نيز در شمار مهارت هاي حل مسا له جاي مي گيرند.
     وي مي افزايد: از مهارت هاي زندگي، برداشت هاي گوناگوني شده است كه وجه مشترك آنها تا كيد بر مهارت هاي حل مسا له، آگاهي هاي حرفه اي، يادگيري مادام العمر، تفكر پيچيده، روابط بين فردي، همكاري، شهروند مسئول، سلامتي، شيوه هاي مصرف كنندگي و عزت نفس، مهارت هاي تصميم گيري و كنترل فشار است.
     دكتر احمدي ضمن تا كيد بر اينكه براي آموزش مهارت هاي زندگي بايد برنامه ريزي درستي انجام داد و ارتباط طولي و عرضي فعاليت ها را با كتب درسي و آموزشي مشخص كرد، مي گويد: مهارت هاي زندگي را بايد مبتني بر نيازهاي دانش آموزان در سنين مختلف انتخاب كرد وبه آنها آموزش داد.
     روش هاي آموزش مهارت هاي زندگي
     تجارب كشورهاي مختلف نشان مي دهد كه بهترين سن براي آموزش بين 6 تا 16 سالگي است، به طوري كه آموزش جهاني مهارت هاي زندگي، قبل از دوران دبستان شروع مي شود و به تدريج كامل تر مي شود و سعي مي شود به گونه اي برنامه ريزي شود كه با شرايط فرهنگي و اجتماعي هر جامعه هماهنگ باشد.
     امروزه برنامه آموزش مهارت هاي زندگي در نظام آموزشي كشور در حالي از پوسته كهنه و قديمي روش هاي معمول آموزش سربرمي آورد كه يكي از معدود برنامه هاي مداخله اي پيشگيري اوليه است و براي كسب اين مهارت ها، مدرسه مهم ترين محل است. مهارت هاي زندگي مربوط به نحوه عمل و رفتار است و از اين رو بايد به طور عملي آموخته شوند. اين آموزش ها را مي توان به روش هاي يادگيري فعال در برنامه هاي آموزشي يا از طريق نمايش مهارت هاي زندگي در محيط مدرسه به دانش آموختگان آموخت. 

راهبردها ، رويكردها و استانداردها  در آموزش الكترونيكي

 

 

 

راهبردها ، رويكردها و استانداردها  در آموزش الكترونيكي
E-Learning Strategies, Approaches and Standards

 

آموزش الكترونيكي  (Electronic Learning)

  • آموزش الكترونيكي و به عبارت بهتر فراگيري الكترونيكي عبارتست از آموزش از طريق اينترنت.
  • آموزش الكترونيكي، فناوري شبكه را براي طراحي، انتخاب، اداره كردن و توسعه فراگيري بكار مي‌برد.

آموزش از راه دور (Distance Learning)

  • سازماندهي فرآيند يادگيري از طريق بكارگيري فناوري آموزشي در جهت برقراري ارتباط ميان ياددهنده و فراگير كه به لحاظ زماني و مكاني از هم جدا هستند.
  • آموزش از راه دور شامل ارائه دروس به صورت مكاتبه اي، از طريق برنامه‌هاي راديوئي و تلويزيوني و ... است.
  • آموزش از راه دور لزوما معيارهاي آموزش الكترونيكي را پوشش نمي‌دهد.
  • آموزش الكترونيكي حالت خاصي از آموزش از راه دور است .

ويژگي هاي آموزش الكترونيكي

  • سهولت و سرعت در بروزرساني ، ذخيره ، بازيابي، توزيع و به اشتراك گذاري اطلاعات مبتني برشبكه
  • انجام فرآيند يادگيري و ارتباط مستقيم با فراگيران از طريق رايانه و با استفاده از تكنولوژي استاندارد اينترنت
  • تمركز بر ديدگاه جامع در يادگيري
  • ايجاد سيستم فراگير-محور به جاي استاد-محور
  • قابليت انعطاف زياد در فراگيري
  • روش هاي نوين و مناسب فراگيري
  • قابليت تكرارپذيري و جبران مشكلات

مزاياي آموزش الكترونيكي

l      كاهش هزينه هاي آموزشي

l      امكان آموزش فارغ از زمان و مكان

 (any-time , any-where)

l      امكان فراگيري در هر سن

l      انتقال آموزش و فرهنگ دانشگاهي به تمام نقاط

l      تحقق عدالت در نظام آموزشي

l      دسترسي سريع و آسان به منابع آموزشي جديد

l      هماهنگي سرعت آموزش با توانايي فراگيران

l      انعطاف پذيري فرآيند يادگيري

l      عموميت و جامعيت

l      قابليت استفاده با تعداد فراگيران مختلف

ضرورت آموزش الكترونيكي

l      كارائي در زمان و هزينه

l      افزايش متقاضيان جهت ورود به دانشگاهها

l      محدوديت پذيرش دانشگاهها و مراكز آموزشي در جذب فراگيران

l      امكان ارتباطات بين دانشگاهي

l      وجود مشكلات جغرافيايي

l      افزايش تقاضاي آموزش در سازمانها و موسسات

آماده سازي درآموزش الكترونيكي

l      مناسب بودن سطح سواد كامپيوتري كاربران

l      سطح دسترسي مناسب به اينترنت

l      قابليت اجراي الكترونيكي برنامه، محتوا و منابع آموزشي (E-BOOK , Digital Library,..)

l      وجود انگيزه مناسب در اساتيد، فراگيران و مشاوران

l      فراهم ساختن بسترهاي نرم افزاري و سخت افزاري

l      فراهم ساختن بسترهاي فرهنگي و اجتماعي

ويژگي هاي سيستم هاي آموزش الكترونيكي

l      قابليت هماهنگي با ساير سيستم ها

l      قابليت استفاده مكرر از برنامه هاي آموزشي

l      مديريت صحيح اطلاعات

l      قابليت دسترسي آسان و پايدار

l      انعطاف پذيري سيستم

l      قابليت بروزرساني سريع محتواي آموزشي

سيستم مديريت فراگيري (LMS)

سيستم مديريت فراگيري   Learning Management System (LMS)

استفاده از بسته هاي نرم افزاري تحت تكنولوژي اينترنت جهت مديريت تعاملات بين كاربران و سيستم يادگيري

قابليت سيستم مديريت فراگيري (LMS)

l      ارائه مشخصات دروس به صورت Online

l      ثبت نام از فراگيران

l      ثبت اطلاعات از فراگيران در طي فرآيند يادگيري

l      تهيه گزارشات مديريتي

l      مديريت منابع آموزشي

l      مديريت ارزيابي آموزشي

سيستم مديريت محتوا (LCMS)

      سيستم مديريت محتوا Learning Content Management System (LCMS)

كاربردهاي نرم افزاري جهت امكان ثبت، ذخيره سازي، ايجاد و مديريت محتواي آموزشي بر اساس استانداردها جهت ارائه در محيط Web

سيستم ارزيابي (AS)

سيستم ارزيابي Assessment System (AS)         

l      ارزيابي عملكرد فراگيران بر اساس اهداف از قبل تعيين شده و با استفاده از ابزارها جهت ارزيابي هاي ساده تا پيچيده

l      تهيه ابزارهاي ارزيابي بر اساس استانداردها و مشخصات

 

سيستم هاي مشاركت (Collaboration)

برقراري ارتباطات بين فراگيران از طريق سيستم هاي مختلف از جمله:

l      سيستم هاي همزمان (Synchronous)

§        تخته سياه الكترونيكي(Digital whiteboard)  

§        اتاق هاي گپ (Chat rooms)

§        ...

l      سيستم هاي غير همزمان  (Asynchronous)  

§        پست الكترونيكي (E-mail)

§        گروههاي مباحثه (Discussion group)

§        ...

  طراحي محتوا در آموزش الكترونيكي

l      ايجاد محتواي آموزشي مناسب

l      استفاده از مطالب به روز و كامل در محتواي آموزشي

l      ارائه مناسب محتواي آموزشي

l      ايجاد ارزشهاي آموزشي در راستاي اهداف تعيين شده  توسط محتواي ارائه شده

  ايجاد محتواي آموزشي مناسب

l      مؤثر از نقطه نظرات مباني تعليمي و تربيتي(Pedagogic)

l      سهولت در ايجاد و بروز رساني

l      سهولت در استفاده

  استفاده از مطالب كامل

l      مناسب از نقطه نظر تخصصي

l      سازگار با تكنولوژي مورد استفاده

l      هماهنگي مناسب با ساير مطالب

  ارائه مناسب محتوا

l      قابليت ارائه در LMS و يا LCMS

l      دسترسي مناسب توسط فراگيران

l      امكان پردازش و كنترل

  افراد در سيستم آموزش الكترونيكي

Learner

Learning  Technology Designer

Learning Technology Business

Instructor Or Trainer

Learning  Content  Designer

 

  Shareable Content Objects(SCO)  

l      SCO ‌ها اجزاي آموزشي مستقلي هستند كه مي‌توانند در بخش هاي مختلف توليد محتوا استفاده شوند.

l      SCO ها به عنوان اجزاي طراحي محتوا شناخته مي شوند.

l     ارتباط با LMS در چارچوب استاندارهاي تعريف شده برقرار مي كنند.

 

   مشخصات و استانداردها

Specifications and Standards

استانداردها جهت ايجاد محيط يكسان بكاربرده مي شود و قابليت انتقال محتوا از يك محيط استاندارد به محيط استاندارد ديگر را ايجاد مي‌كنند.

 

  AICC (Aviation Industry CBT Committee)

l      به عنوان قديمي ترين مشخصات تدوين شده جهت آموزش الكترونيكي است.

l      ايده اصلي از صنايع هوايي شكل گرفته است.

 

http://www.aicc.org

 

   IMS Global Learning Consortium

 

 

l      55 كشور از سراسر دنيا عضو اين كنسرسيوم هستند (از جمله انگلستان، كانادا، آمريكا، استراليا و ...).

l      عمده فعاليتهاي اين گروه:

        تعريف مشخصات تكنيكي براي عملياتي كردن كاربردها و خدمات در توسعه آموزش الكترونيكي

        پشتيباني از بكارگيري مشخصات ايجاد شده IMS در محصولات و خدمات ارائه شده تحت Web در راستاي يكپارچگي محيط هاي آموزشي

 

 

مشخصات IMS  

 

l      ايجاد مشخصات در راستاي

        طراحي آموزشي (Learning Design)

        ابر داده ها(Metadata)  

        بسته هاي محتوا (Content Packaging)

        پروفايل آموزشي (Learner Profile)

 

http://www.imsglobal.org/

  

SCORM (Sharable Content Object Reference Model)  

 

l      SCORM عبارتست از مشخصات تكنيكي كه در راستاي آموزش الكترونيكي  توسط گروه ADL توسعه داده شده است.

l      نرم افزارهاي آموزشي پويا و اقتصادي بر اساس مشخصات تدوين شده در راستاي نيازهاي آموزشي ايجاد شده است.

l      در حال حاضر نسخه SCORM 2004 ايجاد شده است.

 

 

IEEE Learning Technology Standard Committee (LTSC)

 

l      كميته LTSC زير نظر گروه تدوين استانداردهاي انجمن كامپيوتر IEEE تشكيل شده است.

l      هدف از تشكيل اين كميته، توسعه استانداردهاي تخصصي و راهكارهاي عملياتي جهت تكنولوژي آموزشي است.

l      كميته LTSC ، با ساير سازمانهايي كه در زمينه استانداردها و مشخصات تكنولوژي آموزشي فعاليت دارند، هماهنگي مي‌كند.

http://ltsc.ieee.org

 

تدوين راهبردها در آموزش الكترونيكي

 

l      راهبردهاي آموزش الكترونيكي شامل ارائه چشم انداز (Vision) و چارچوبي(Framework) جهت اجراي آموزش الكترونيكي است. بطوريكه:

v      چشم انداز نشان دهنده فعاليت هايي است كه در آينده انجام خواهد شد.

v      چارچوب ارائه شده شامل تجزيه و تحليل عواملي است كه بر اجراي آموزش الكترونيكي اثر مي گذارد.

 

اهميت راهبردها در آموزش الكترونيكي

موفقيت و شكست حركت هاي شروع شده در  آموزش الكترونيكي، با كيفيت و چگونگي تفكر راهبردي (استراتژيكي) كه آن را پشتيباني مي كند، ارتباط مستقيم دارد.

 پيشنهادها

 

l      تشكيل كنسرسيوم تخصصي به رهبري وزارتخانه ها ي ذينفع و تعيين سياست هاي كلان آموزش الكترونيكي

l      تدوين برنامه هاي راهبردي جهت پياده سازي آموزش الكترونيكي در سطح ملي و عملياتي كردن آنها

l      در نظرگرفتن طرح ملي ايجاد بانك محتوا از بهترين محتواي ايجاد شده

l      تشكيل گروههاي كاري از متخصصان مختلف جهت طراحي و پياده سازي آموزش الكترونيكي در دانشگاهها

l      بكارگيري و توسعه استانداردهاي توليد محتواي آموزشي

l      توسعه كتابهاي الكترونيكي و كتابخانه ديجيتالي

 

زمينه هاي تحقيقاتي

l      ايجاد زمينه هاي انگيزشي در توليد محتوا

l      ايجاد خلاقيت در توليد محتوا

l      ايجاد سيستم يادگيري سازگار (Adaptive Learning) در توليد محتوا

l      توسعه روشهاي مديريت دانش

l      استفاده از هوش مصنوعي

 

نتيجه گيري

l      آموزش الكترونيكي حركتي است كه آغاز شده است و سيستم آموزشي را تحت تاثير قرار مي دهد.

l      آموزش الكترونيكي به عنوان مكملي جهت آموزش سنتي است.

l      به جهت ويژگي هاي آموزش الكترونيكي نياز به توسعه روشهاي مناسب سازماندهي و مديريت آن وجود دارد.

l      برنامه هاي راهبردي در سطوح ملي و سازماني بايد تدوين شده و عملياتي گردد.

 

 

 

 

 

محيط عاطفي مناسب ايجاد كنيد

محيط عاطفي مناسب ايجاد كنيد

 

 

محيط خانه دقيقاً مانند گـُلي است كه تحت شرايط خاصي شكوفا مي گردد. پس نسبت به هر بحران و پيشامدي عكس العمل نشان ندهيد  و از منابع مستعد استرس و اختلاف بپرهيزيد. بدين ترتيب مي توانيد با زندگي و پيشامدهاي آن برخوردي صحيح داشته باشيد.

هنگامي كه به دنبال كمال مطلوبي براي محيط عاطفي خود يا خانواده خود هستيد ، بايد چند سئوال مهم را از خود بپرسيد . چه نوع فردي هستيد ؟ از چه نوع محيطي خوشتان مي آيد؟ در چه نوع محيطي امكان پيشرفت و ترقي داريد؟ آيا محيط خانوادگي آرامتري را مي پسنديد؟

خلق محيطي عاطفي پيش از آن كه بستگي به عوامل خارجي داشته باشد ، مستقيماً به خود شما بستگي دارد. مثلاً محل قرار گرفتن مبلمان و رنگ ديوار يا فرش ، درايجاد محيطي عاطفي مؤثر است ، اما مهمترين عامل آن نيست .

مهمترين عواملِ خلق چنين محيطي به عناصري نظير سرعت فعاليت افراد ، احترام افراد به يكديگر ، رضايت  و توجه كردن به سخنان ديگران بستگي دارد .

به عنوان مثال بايد آنچه مدنظر خانواده ماست خلق و تداوم يك محيط ارتباطي آرام باشد. اگرچه ممكن است  گاهي ناموفق باشيم ولي به هرحال براي رسيدن به اين هدف ، فرصت ها را از دست نمي دهيم. مثلاً با وجودي كه همنشيني و صحبت با يكديگر را دوست داريم ( و اكثراً چنين مي كنيم ) ، ولي به دليل اين كه در آن زمان يكي از اعضاي خانواده به آرامش و سكوت نياز دارد ، از اين نياز خود مي گذريم. اين طرز تفكر و ديدگاه اگر در ميان خانواده ايجاد شود ، آرامشي عميق خانواده را در بر مي گيرد.

به حداقل رساندن عجله و شتابِ غير ضروري ، مورد ديگري است كه براي اصلاح آن بايد همت نموده ،  تلاش براي دستيابي به آن را با وجود فرزندان كوچك خود دنبال كنيم. لازم است طي جلسات متعدد با افراد خانواده به اين نتيجه برسيم كه براي دست يافتن به اين هدف بر رفتارهاي متقابل با يكديگر و حالات شخصي و فردي خود بيشتر تأمل نماييم. مثلاً از فرزندمان بخواهيم  كه اگر طبق معمول قصد داشتيم با عجله و شتاب غير ضروري به كارهاي مختلف بپردازيم ، به آرامي ما را آگاه كنند كه آهسته تر پيش برويم. آنها مي دانند اتخاذ رفتاري معتدل و عاقلانه در حفظ آرامش محيط خانوادگي نقشي به سزا دارد و به همين دليل با اين يادآوري احساس آرامش بيشتري مي كنند.

 

محيط عاطفي مطلوب از نظر خانواده هاي مختلف ، متفاوت است . شما نيز با صرف كمي وقت مي توانيد محيط عاطفي مورد نظر خود را يافته و متعاقب آن تغييرات نسبتاً ساده اي را آغاز و سپس تكميل نماييد. به احتمال زياد ايجاد محيط عاطفي مطلوب ، سال هاي زيادي به طول مي انجامد و وقت بسياري نياز دارد. پس صبور باشيد و اطمينان داشته باشيد در راه رسيدن به اين هدف موفق خواهيد بود.

همگاني بودن تعليم و تربيت

همگاني بودن تعليم و تربيت


  1- نظام تربيتي اسلام داراي جنبه همگاني است يعني چه؟

تعاليم و احکام نظام تربيتي اسلام براي همه انسانهايي است که در کران تا کران جهان زندگي مي کنند و براي همه افراد تا روز انقراض نسل بشر است. ديني است خاتم، که پس از آن آيين ديگري از سوي پروردگار براي انسانها نمي آيد. اين تعاليم و دستور العملها هم داراي جامعيت و کمالند و هم داراي جنبه ظرافت، رشد و زايندگي. براي همه جنبه ها و ابعاد زندگي آدمي برنامه و دستور العمل دارند و هم براي امور انسان در زندگي، شامل جنبه هاي مربوط به حکومت و اقتصاد، اجتماع و فرهنگ، قضاوت و اخلاق.  



  2- برنامه تربيتي اسلام چه ساعاتي از عمر ما را شامل مي شود؟ شرح دهيد.

صبحگاهان از همان لحظه اول که از خواب بيدار مي شويم و هوشيار مي گرديم براي ما راهنمايي و برنامه دارد، تا زمان صبحانه خوردن ما، لباس پوشيدن ما، از خانه خارج شدن ما، به سر کار رفتن ما، نحوه کار و توليد ما، معاشرت و برخورد ما با مردم، بازگشت به خانه، معاشرت ما با اهل خانه، عبادت ما، خواب و استراحت ما، مصرف ما، ذخيره ما، ذکر و زمزمه هاي ما، کيفيت خفتن ما و ...  



  3- خداي اسلام و رابطه او را با انسان معرفي کنيد.

خداي اسلام هيچگاه دور از دسترس نيست و دمي هم از ما غافل نيست. هر آنگاه او را بخوانيم سخن ما را مي شنود و هر عملي که انجام دهيم ما را مي بيند و اين مسأله اي نيست که خاص فردي و يا جمعي معين باشد. همگان در چنين وضع و شرايطي هستند.  



  4- کليات تعاليم اسلامي شامل همه افراد است يعني چه؟

هر فردي از افراد بشر، در هر نقطه و منطقه اي که زندگي کند، در هر وضع و موقعيتي که باشد، در هر سني که زندگي را در آن بگذراند، مي تواند تحت پوشش نظام تربيتي اسلام قرار گيرد. درست است که تعداد افراد در جامعه بسيارند و هر فردي براي خود دنياي ويژه است ولي در پيشگاه خداوند براي هر انساني دفتري جداگانه و پرونده اي خاص است و آدمي در عين بهره گيري از کليات مربوط به نظام تربيتي اسلام، از جنبه هاي مربوط به شرايط اختصاصي بهره مي گيرد.  



  5- مراحل تربيت در اسلام شامل چه قسمتهايي است؟ بيان کنيد.

شامل سه مرحله عمده است:
1- هفت سال اول عمر را دوره سيادت (آقايي) يا دوران حريت (آزادي) نامگذاري کرده اند.
2- هفت سال دوم را دوره عبوديت نام گذارده اند.
3- هفت سال سوم، دوران وزارت نام دارد. غرض آن است که آدمي در آن سن و سال بايد ملازم و همراه باشد.
 



  6- در هفت سال اول عمر چه اصولي بايد مورد نظر باشند؟ پنج مورد را بيان کنيد.

- اصل مراقبت و پاسداري از کودک، بدان خاطر که او به رعايت مصالح خويش آگاه نيست.
- اصل توسعه خودشناسي و آگاهي افراد از ابعاد وجودي و به کارگيري مناسب اعضا و حواس.
- اصل توسعه جهان شناسي و آشنايي او با پديده هاي جمادي، گياهي، جانوري، مايعات.
- اصل خداشناسي و توجه دادن او به خالقيت و رازقيت و شاهد بودن خداوند در امور.
- اصل آشنايي با مسؤوليت در برابر والدين، مردم، پديده ها و در نهايت پروردگار.
 



  7- براي هفت سال اول عمر، چه برنامه هايي مورد نظر است؟ پنج مورد را بيان کنيد.

برنامه هاي بهداشتي: شامل نظافت، ششتشوي دست و صورت و ...؛
برنامه هاي معاشرتي: شامل طرز برخورد با پدر، مادر، اعضاي خانواده ...؛
برنامه هاي ايمني: مثل عدم خطر آفريني با چاقو، کبريت؛
برنامه هاي مربوط به ايمني در خيابان؛
برنامه هاي ديني؛
 



  8- اساس تربيت در 7 سال دوم عمر کدام است؟ پنج مورد را بيان کنيد.

- رشد و پرورش تن، توسعه مهارتهاي بدني، آموزش شيوه هاي حفظ سلامت، ايجاد عادات بهداشتي؛
- رشد و پرورش ذهن، پرورش تفکر و توسعه، گسترش استدلال، پرورش حافظه و بازشناسي و تشخيص؛
- رشد و پرورش عاطفه، اصلاح ترسهاي موهوم، تعديل خشم، جهت داري عواطف، علاقه مندي به يادگيري؛
- رشد و پرورش روان، توسعه وجدان، ميل به حقيقت جويي، به کارگيري از آزاديهاي مشروع و مشروط؛
- اصلاح و توسعه رفتار تکلمي، تقويت زبان و ادبيات، آموزش خواندن و نوشتن، توسعه توان تفهيم و تفاهم؛
 



  9- اساس تربيت در 7 سال سوم عمر را شرح دهيد؟ (5 مورد)

- زمينه سازي و هشداردهي براي داشتن تعادل رواني، تعديل تمايلات، ارضاي متعادل هوسها؛
- آشنا کردن به اسرار طبيعت و کشف روابط انسان با طبيعت و کيفيت بهره گيري و استخدام آنها؛
- توجه دادن به اخلاق و پاکي و فضيلت و زمينه سازي براي انطباق با ارزشها و داشتن رفتاري اخلاقي؛
- توجه دادن به ارزشهاي ديني و ايجاد فهم و عادت به رعايت تعاليم و موازين آن و پاي بندي به مذهب؛
- آموزش مفاهيم روابط و ارتباطات بين المللي و اهميت آن و علاقه مندي به استقلال و عدم وابستگي؛
 



  10- آيا تربيت در ديگر مراحل عمر هم وجود دارد؟

تربيت همگاني در اسلام، ديگر مراحل عمر را نيز در بر مي گيرد. آدمي پس از گذر از دوران کودکي و نوجواني، به مرحله جواني و سپس به مراحل ميانسالي، بزرگسالي و پيري و سالمندي مي رسد و چنان نيست که در آن مراحل، از تربيت بي نياز باشد. اصولاً يکي از مرزهاي بعثت انبيا براي همه افراد در سنين مختلف اين است که انسانها در هر سن و سالي و در هر مرحله اي از عمر که باشند باز هم نياز به تربيت مداوم و پي در پي دارند.  



  11- اصل بازسازي و سازندگي را شرح دهيد؟

اصل بازسازي و دوباره سازي شخصيت، به اين معني که اگر در مسير زندگي از خط صواب، دور منحرف شده دوباره از راه استغفار و توبه و ششتشوي گناهان خويش، را در خط صواب، قرار دهد. اگر نارسايي و نقصي در کار و برنامه زندگي اوست آن را اصلاح و ترميم کند.  



  12- معلمان اين راه چه کساني هستند؟

در طريق تربيتي همگاني و حرکتي عام به سوي مقصود، ما را به معلماني نياز است که بدون اشاره و همراهي آنها نمي توان به سوي مقصد حرکت کرد. ما به دنيا آمديم، در حاليکه از نظامات و از راز و رمزهاي اين جهان خبر نداشتيم. خداي مهربان، وسايل و ابزار شناساگر را در اختيار ما قرار داده که همان چشم و گوش و ديگر حواس و نيز فهم و عقل و توان درک است و نيز مربي و معلمي براي ما معين کرد که به شرايط و اوضاع اين جهان پيش از تولد ما آگاه بوده و توانسته است ما را راهنمايي کند.  



  13- معلم از نظر اسلام داراي چه وظايفي است؟

- تعليم که در آن آموزشهاي گوناگون از قرآن، از دانشها، از تاريخ و کلاً دستورالعمل زندگي صورت مي گيرد.
- تزکيه به معني پيراستن آدمي از عوامل فساد و انحراف و آراستن او به فضايل و پاکيها.
- رهايي از همه عوامل و شرايط که آدمي را در بند مي کنند و سد راه رشد و پيشرفت او هستند.
- امامت به معني رهبري و الگويي که افراد از راه و رسم و عمل والدين و مربيان درس مي گيرند.
- رسالت و در آن انجام وظيفه دعوت به پاکيها، ابلاغ حق و قيام آموزي در انجام وظايف.
- مراقبت و نظارت و نصيحت و وعظ و امر به معروف و نهي از منکر.
- حرکت بخشي به سوي مقصد و هدف الهي و عبوديت که رمز آفرينش است.
 

فن آوري اطلاعات و ارتباطات (ICT)

مفهوم فن آوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) چيست؟
فن آوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) وسيله اي براي ذخيره سازي، پردازش و ارائه اطلاعات است كه به صورت الكترونيكي و مبتني بر تعدادي  رسانه     مي باشد. كامپيوترها وآلات ميكروالكترونيك همه روزه به اشكال متنوعي دروسايل، به كاربرده مي شوند. با اين حال  انواع فن آوري دخيل در تعليم و تربيت بر انتقال محتوا و اطلاعات به منظور پشتيباني فرآيندهاي رسمي يادگيري متمركز هستند.
عمدتاً استفاده از ICT براستفادة آن در كامپيوترها خلاصه مي شود.البته هميشه اينطور نيست و اكنون بسياري از آنها توانايي چند رسانه اي دارند و سخت افزارو نرم افزارهاي مرتبط را به كار مي گيرند. سخت افزار شامل قطعات جانبي از قبيل چاپگرها، دستگاهDVD و اسكنرها مي باشد، در حاليكه نرم افزار شامل مجموعه هايي است كه  ويرايش، واژه پردازي، كارهاي گرافيكي، بانكهاي اطلاعاتي و ارائه كنفرانسها را آسان مي كنند. از بعد ارتباطي، ICT ارتباط شبكه اي كامپيوترها را فراهم مي كندكه خود امكان دسترسي به دامنه  وسيعي از نرم افزارها و اطلاعات را افزايش مي دهد و همچنين ارتباط در محدوده سازمانها و دسترسي به اينترنت و ايميل(پست الكترونيكي) را مهيا مي سازد. اينترنت همچنين در سازوكارهاي  ديگري همچون تلويزيون ديجيتالي، تلفنهاو بازيهاي اينترنتي قابل دستيابي است.
 
چرا ICT براي كودكان مهم است ؟
ICT  نقشي روزافزون در زندگي مردم ايفا كرده است و دولتها هدف « دسترسي جهاني» به اينترنت را تا سال 2005 تدوين كرده اند. اين خود جنبه اي از  تعليم و تربيت براي سن پس از  16 سالگي است و مدارسي برنامه ريزي شده اند كه تا آخر 2005 به اينترنت دسترسي داشته باشند. ICT همچنين درحال تبديل به جنبه اي مهم در بخش اشتغال است و ابزاري براي مشاركت شهروندان در ارايه خدمات بيشتر و بيشتر، به نحويكه محصولات و خدمات توسط واسطه هاي الكترونيكي قابل دسترسي مي شوند.
كودكان احتمالاً بيم و ترس كمتري از اينترنت دارند تا بزرگسالان،  و بدين ترتيب مي توانند سريعتر با نحوة بهره برداري از فن آوري تطابق بيابند. بنابراين‌اگر اينترنت به خوبي مديريت بشود، مي تواند ابزار مناسب و جذابي براي آموزش و يادگيري باشد.


چرا ICT در مدارس استفاده مي شود؟
مدارس از ICT استفاده مي كنند تا بعد جديدي را به فرآيند يادگيري بيافزايند و همچنين باعث افزايش ارتباط ميان خانه و مدرسه بشوند.
بعضي مدارس از سايت اينترنتي خودشان استفاده مي كنند تا منابع يادگيري را به صورت پيوسته(On Line) مهيا سازند. همچنين با توانايي ICT، بعضي مدارس قادرند با ارايه  اطلاعات به والدين درباره حضور و غياب، پيشرفت‌و ديگر اطلاعات مدرسه جامعي مهيا سازند.
تحقيقات نشان داده است كه به احتمال زياد دانش آموزان از ICT براي انجام تكاليفشان درخانه استفاده مي كنند. فوايد ICT در تعليم و تربيت و جنبه هاي گسترده زندگي اجتماعي موجب شده تا مدارس بيشتر كوشش كنند تا دانش آموزان قابليت استفاده از ICT را فرا بگيرند.
از ديدگاه يادگيري، ‌استفاده موثر از ICT مي تواند به فوايدي در قالب :
·             انگيزش بالاتر
·            اعتماد به نفس بيشتر
·            سئوال پرسيدن بهتر
·            ترفيع قابليت كار با اطلاعات
·            بهبود مهارتهاي ارتباطي و اجتماعي
منجر شود.
·            ترفيع يادگيري مستقل و پيشرفت در آن
·            بهبود ارايه مطالب
·            ايجاد قابليت هاي حل مسئله
·            بهبود « زمان انجام كار »
خصوصاً، ICT مي تواند كودكان را به انجام موارد زير قادرسازد :
·            تركيب لغت ها و تصاوير براي توليديك كار« حرفه اي »
·            انجام كارها تلاش كمتر
·            آزمايش و ارائه ايده هايشان به روشهاي مختلف براي مخاطبان گوناگون
·            كاوش سكانسهاي موزيك وسرايش قطعات خودشان
·            بررسي واعمال تغييرات در مدلهاي كامپيوتري
·            ذخيره و كاربري مقادير بزرگ اطلاعات به راههاي مختلف
·            انجام سريع و آسان كارهايي كه بدون بهره گيري از ICT زمان زيادي مي برد.
·            استفاده از شبيه سازي براي تجربه مواردي كه تجربه آنها در زندگي واقعي بسيار دشوار يا خطرناك خواهد بود.
·     كنترل ادوات با روشن يا خاموش كردن موتورها، زنگ اخبارها و چراغها، يا با برنامه ريزي كردن آنها به نحوي كه نسبت تغييرات به نور يا حرارت واكنش نشان دهند
·            ارتباط از راه دوربا ديگران.
 
قابليت ICT چيست ؟
قابليت   ICTتنها قابليت به كارگيري گستره اي از عمليات مكانيكي نيست، بلكه  يادآورآنست كه كامپيوترها مي توانند به بهبود يا تكميل شماري از وظائف توسط كودك كمك كنند. كامپيوتر بايد به عنوان ابزاري كه نيل به اهداف را ميسر مي سازد مد نظر قراربگيرد. آموزش وپرورش ملي اظهار مي دارد كه :
« شاخص توانايي فن آوري اطلاعات، توانايي استفاده موثر از ابزار ICT و منابع اطلاعات براي تحليل، پردازش وارايه اين قبيل اطلاعات و مدلسازي، اندازه گيري و كنترل وقايع خارجي مي باشد.»
به ويژه كودكي كه توانايي ICT به دست آورده بايد بتواند :
·                   با اعتماد به نفس از توانايي ICT استفاده كند
·                   از منابع اطلاعات وابزار ICT براي حل مشكلات استفاده نمايد
·                   از ICT براي دستيابي به يادگيري در شماري زمينه ها استفاده كند
·                   كاربردهاي ICT را براي كار، زندگي و اجتماع بفهمد
·                   ICT مناسب را براي كار پيش روي خود انتخاب نمايد
·                   راه حلهايي را كه استفاده ICT مناسب خواهد بود  شناسايي كند
·                   قادربه اظهارنظردربارة استفاده از ICT مناسب و برتر باشد.
 
 ICT در مدارس چگونه استفاده مي شود؟
ICT به خوبي در آموزش و پرورش ملي جاي خود را بازكرده است و اينك استفاده آن تمام زمينه ها را در بر گرفته است. از دانش آموزان انتظار مي رود با گستره اي از فن آوري  آشنا باشند و مهارتهاي لازم را براي كاربري موثر آن دارا باشند. آنها مي بايد از موقعيتها و مزيتهايي كه ICT مي تواند مهيا سازد مطلع باشند. آنها همچنين بايد از موقعيتها و مزيتهايي كه ICT مي تواند براي حمايت يادگيري در ديگر محيطهاي تعليم و تربيتي ارايه مي دهد بهره ببرند.
آموزش و پرورش ملي تجربه هاي ICT و همچنين  دركي را كه يك كودك مي بايد دارا باشد تا توانايي ICT در او ايجاد شود، مدنظردارد.
اهداف قابل دستيابي و توانايي ICT شامل جنبه هاي زير مي شود:
·     كشف موضوعات و تبادل و مشاركت اطلاعات ؛ توانايي اقامه وجوابگويي به مشكلات از طريق جمع آوري، رديابي، ذخيره و تسلط بر داده ها .
·            رشد دادن ايده ها و محقق ساختن كارها، شامل كنترل و مدلسازي .
·            بازبيني، بهينه سازي، و ارزيابي كار درحين پيشرفت، تبادل، مشاركت و ارائه اطلاعات از طريق كلمات، اصوات وتصاوير .
·            به كارگيري ICT داخل وخارج مدرسه و عادت كردن به استفاده از ICT در زندگي روزمره .
اهداف يادگيري خاص وحق استفاده هاي دانش آموز از ICTدرسايت National Curriculum آمده است .
بنيان قابليتهاي ICT به طور كلي در حين مراحل اوليه زندگي تحصيلي كودك به او آموخته مي شود. آموزش وپرورش ملي، موقعيتها،تجارب و ادراكي را كه هر كودك مي بايد در مراحل كليدي داشته باشد برمي شمارد. همچنين خط مشي هايي را براي تأمين نيازهاي آموزش و پرورشي خاص آنان مهيا مي سازد.
همچنين مفيد است كه مدارس، « سياستي براي  استفاده از اينترنت» داشته باشند كه توسط دانش آموزو والدين او امضاءمي شود. چنين اوراقي، روشهايي را كه اينترنت مي بايد درمدرسه مورد استفاده قراربگيرد در برگرفته شامل تمهيداتي امنيتي باشد كه بهره گيري از اينترنت را براي اهداف تعليم وتربيتي مي داند و نه اهداف غير قابل قبول. براي اطلاعات بيشتر درباره اوراق « سياست استفاده از انيترنت» به سايتAcceptable uses of the Internet Information sheet و سايت  superhighway safety مراجعه نماييد.
 
 چطور مي توانم به كودكم براي تقويت قابليتهاي ICT كمك نمايم ؟
راههاي زيادي وجود دارد كه مي توانيد به ايجاد قابليتهاي ICT در كودكان كمك كنيد كه در اينجا به  بعضي از آنها اشاره مي شود:
   ·    ببينيد ICT چگونه در تعليم و تربيت كودك شما جاي گرفته واهدافي براي فعاليتهاي ICT و همچنين تعليم و تربيتي او در نظر بگيرد.
        ·          مواد يادگرفتني الكترونيكي، ‌نرم افزارها ومنابع را متناسب با  اهداف تعيين شده بسنجيد.
        ·          به اينكه كودك شما با ICT چطور كار مي كند علاقه مند شويد و از او بخواهيد طريقة عمل آنرا به شما نشان دهد.
        ·          با كودك خود درباره كارهايي كه در مدرسه با ICT انجام مي دهد صحبت كنيد و آنرا با ICT در خانه پيوند بدهيد.
        ·          درباره راههاي ترغيب استفاده از كاربردهاي وسيع كامپيوتر فكر كنيد.
        ·          كامپيوتر را بخشي از زندگي خانوادگي خود قرار دهيد.
        ·          خودتان هم به دنبال يادگيري كامپيوتر و اگر لازم است براي ترقي مهارتهاي خود در كلاسهاي كامپيوتر ثبت نام كنيد.
   ·    از معلم فرزندتان بپرسيد ICT در مدرسه چگونه استفاده مي شود، چه كاربردها و مجموعه نرم افزارهايي استفاده مي شوند و شما چه مي توانيد بكنيد تا از ICT بهترين فوايد تعليم و تربيتي را ببريد.
پيش از خريد يا انتخاب ICT چه چيزهايي را بايد در نظر بگيرم ؟
   ·    اطمينان حاصل كنيد سخت افزارتان توانايي پشتيباني نيازهاي فعلي تان را دارد و براي اجراء برنامه هاي چند رسانه اي مناسب مي باشد.
        ·          ببينيد چه چيزهاي جانبي، همچون چاپگر، اسكنر را براي بهره وري هر چه بيشتر از اين فن آوري لازم داريد.
        ·          همة چيزهايي را كه لازم داريد تا كامپيوتر براي شما انجام بدهد فهرست كنيدو آنها را با بودجة خود قياس كنيد.
   ·    ببينيد آيا مشمول دريافت وام يا ديگر مزاياي دولتي، اعتبارات آموزش و پرورش محلي، مدرسه يا شركت هاي تجاري مي شويد و برآورد كنيد كه آيا اينها با بودجه شما مناسبت دارد يا خير.
        ·          هزينه اضافي دسترسي به اينترنت را نيز در نظر بگيريد .
        ·          مطمئن شويد كامپيوترشما براي انتقال كار ميان خانه و مدرسه مناسب است.
   ·    قيمت دستگاههاي مورد نظرتان را با نگاه كردن به يكي از مجلات خريد كامپيوتر در نظر بگيريد. همچنين پيش از خريد سعي كنيد طرز كار آنرا ببنيد و درباره اينكه آيا اين دستگاه قادر خواهد بود همه نرم افزارهايي كه شما قصد استفاده از آنها را داريد پشتيباني كند، سئوال كنيد. همچنين ضمانت نامه ها و خدماتي پس از فروش هر دستگاه را در نظر بگيريد.
هنگام انتخاب نرم افزار و سايت هاي اينترنتي براي فرزندم چه چيزهايي را بايد در نظر بگيرم؟
        ·          آيا براي نيازهاي كودك شما مناسب و مربوط است ؟
        ·          آيا استفاده از آن آسان است ؟
        ·          چگونه  يادگيري را بهبود خواهد بخشيد؟ و آيا مي تواند با تعليم و تربيت تركيب شود؟
        ·          آيا منابع اضافي را كه معمولاً مهيا نيستند فراهم مي سازد؟
        ·          آيا به حد كافي انعطاف پذير هست كه گستره اي از فعاليتها و توانائيها را پشتيباني كند؟
        ·          آيا باتجهيزات خانگي شما تطابق دارد؟
        ·          چطور مي تواند به ارتقاء مهارتهاي فكري وحل مسئله فرزند شما كمك كند؟
   ·    آيا يافتن منابع كيفيت بالا روي اينترنت مي تواند هزينه يادگيري را در خانه توجيه كند؟ سايت  Parents Information Network راهنمائي هاي خوبي براي يافتن منابع تعليم و تربيتي ارايه مي نمايد.
هرچند بايد به خاطر داشت كه هنگام خريد نرم افزار دلايل والدين براي انتخاب محصولات نسبت به معلمان متفاوت است و ممكن است جنبه هاي ارزشي متفاوتي داشته باشند؛ مثلاً استفاده روزمره از آن، تحقيقات نشان داده است كه در خانه، نوع ديگري از  ياديگري اتفاق مي افتد و لازم است كه در خانه  زمان و موقعيت ايجاد علايق ديگر به بچه ها داده شود. درعين حاليكه انتخاب موضوعات مناسب براي يادگيري مهم است لازم است منزل، محلي باشد براي آموزش و پرورش ملي. بعضي نرم افزارهاي بازي مي توانند براي رشد مهارتهايي همچون برنامه ريزي استراتژيك و مهارتهاي تصميم گيري سودمند باشند.
تعدادي از شركتها و سازمانها، از قبيل BBC و NTC محصولاتي آموزشي براي مخابره ديجيتالي تلويزيوني توليد مي كنند. البته بررسي مهيا و سودمند بودن چنين منابعي پيش از سرمايه گذاري روي آنان حائز اهميت مي باشد.
مدرسه فرزندتان مي تواند  مشاور آموزش و پرورشي خوبي درباره ICT باشد و بسياري مدارس منابع آموزش و پرورش مستقيم را  براي  والدين و همچنين فرزندان مهيا مي كنند. مشاوره با مدرسه درباره استفاده قابل قبول و مناسب بودن محتواي اينترنتي، سودمند است.


چطور مي توانم ايمني اينترنتي را براي فرزندم تضمين كنم ؟
شما به عنوان والدين فرزندتان، بايد از مباحث ايمني و حفاظتي گوناگون اينترنت مربوط به ICT مطلع باشيد، به ويژه فعاليتهاي پيوسته(On Line)، به موازات تمام محتواي آموزشي اينترنت، بخشهاي فراواني هم وجود دارند كه نمي خواهيد فرزندتان به آن دسترسي داشته باشد كه البته اين موضوع به ارزشها و رفتاري كه براي خانواده تان قايل هستيد بستگي دارد.حال اگر بخواهيد، درعين حال فرزندتان به صورت پيوسته(On Line) اين ارزشها را تجربه كند، بايد هوشيار باشيد به كجا مي رود، چه مي كند و خطرات احتمالي بر سر راه او كدامند؟ اين به معني بررسي مباحث پيرامون محتويات غير قابل قبول، تماسهاي نامناسب و نظارت نشده، ويروسهاي كامپيوتري و هك و رخنه كردن به كامپيوترهاي ديگران  مي باشد.
نرم افزار هاي نظارتي، فيلترها و طرز كارآنها را مي توان هم در مدرسه و هم در خانه  به كار گرفت تا احتمال دسترسي نامحدود به موضوعات اينترنتي، پست الكترونيكي(‌ايميل) و اطاقهاي گپ زني (چت رٌوم) كاهش بيابد.
اطلاعات جامعتر را در ارتباط با اين مباحث مي توانيد از  سايت superhighway safety به دست آوريد.

 

آموزش خلاقیت (آفرینندگی)

 

همه روان شناسان پرورشی و متخصصان آموزشی معتقدند که توانایی های آفریننده و شیوه های فکری واگرا را می‌‌توان به افراد، به ویژه به کودکان و نوجوانان، آموزش داد. ما اینجا به طور خلاصه به چند اصل کلی برای پرورش خلاقیت اشاره می‌‌کنیم.

1. تجارب کودکان را به موقعیت های خاص محدود نکنید.
سؤالاتی بپرسید که با چرا و چگونه آغاز می‌‌شوند، نه کجا و چه کسی و چه وقت. سؤال هایی طرح کنید که دارای جواب های متعدد باشند. سؤال هایی که تنها یک جواب دارند منجر به تفکر همگرا می‌‌شوند، سؤال هایی که جواب های متعددی را در یادگیرنده بر می‌‌انگیزانند. شوق تفکر واگرا و آفرینندگی است.

2. برای طرح سؤال‌ها و اندیشه های غیر معمول و بدیع ارزش قائل شوید.
از سؤال های غیر معمول که از سوی دانش آموزان طرح می‌‌شوندو شما از عهده جواب آنها بر نی آیید نهراسید. به آنها کمک کنید و با همکاری یکدیگر به جستجو برای یافتن جواب این سؤالات بپردازید.

3. فرصت هایی برای خود آموزی و یادگیری اکتشافی در اختیار یادگیرندگان قرار دهید.

4. نسبت به تفاوت های فردی یادگیرندگان با احترام برخورد کنید.
گورتزل (1962- Gortzel) پس از بررسی شرایط پرورشی 400 نفر از افراد برجسته قرن بیستم تأثیر شرایط پرورشی آموزشگاه‌ها و روش آموزشی معلمان را بر رشد توانایی های خلاق در کودکان به گونه زیر بیان داشته است. " معلمانی که بیش از معلمان دیگر مورد احترام و علاقه افراد نخبه مورد مطالعه ما قرار داشتند، معلمانی بودند که به این افراد امکان می‌‌دادند تا متناسب با توانایی هایشان پیش بروند. فرصت فعالیت کردن در موضوعات دلخواهشان را به آنها می‌‌دادند و آنها را به تفکر وا می‌‌داشتند و کتاب های مهیج به آنها معرفی می‌‌کردند"

5. رفتارهای آفریننده را برای کودکان سر مشق قرار دهید.
یلون و نیستاین (1977) در این مورد گفته اند: " دانش آموزان کلاس پنجم ابتدایی پس از مشاهده رفتارهای خلاق نشان داده شده در یک فیلم یا از سوی معلم، رفتارهای خلاق از خود نشان داده اند."

6. از روش‌ها و فنون ویژه بالا بردن سطح آفرینندگی استفاده کنید.
معروف ترین این روش‌ها روش بارش مغزی است. در این روش معلم مسأله ای را به دانش آموزان می‌‌دهد و از آنها می‌‌خواهد تا هر چه راه حل برای مسأله به ذهنشان می‌‌رسد بگویند. معلم دانش آموزان را برای دادن راه حل‌ها و اظهار نظرهای مختلف تقویت می‌‌کند ولی پیش از ارایه تمامی راه حل‌ها از سوی دانش آموزان، درباره آنها هیچ گونه اظهار نظری نمی نماید.

روش آموزش دیگری که منجر به بالا بردن سطح فعالیت های خلاق یادگیرندگان می‌‌شود، آموزش مهارت های پژوهشی (Research Skill) است. آموزش مهارت های پژوهشی به طرح و آزمودن فرضیه از سوی یادگیرندگان کمک می‌‌کنند. روش های درست طرح فرضیه و آزمون فرضیه از سوی یادگیرندگان کمک می‌‌کند. روش های درست طرح فرضیه و آزمون فرضیه به وسیله کودکان منجر به ایجاد طرز تفکر آفریننده در آنها می‌‌شود.

علاوه بر روش های فوق روش مطالعه آفریننده (Creative Study) نیز روش موثری در آموزش خلاقیت است. تورنس و هارمون (1961) نشان داده اند که می‌‌توان به کودکان آموزش داد تا مطالب را به طور آفریننده بخوانند. آنها در این باره راهنمایی های زیر را در اختیار دانش آموزان قرار داده اند:

وقتی که به خواندن مطالب یک کتاب می‌‌پردازید به مورد استفاده های مختلف اطلاعاتی که در آن کتاب به آنها بر می‌‌خورید بیندیشید. خیلی اهمیت دارد به راههایی که می‌‌توانید اطلاعات خوانده شده را در زندگی شخصی و حرفه ای خود به کار ببندید فکر کنید.

تنها به این سوال اکتفا نکنید که مولف چه می‌‌گوید؛ از خود بپرسید که چگونه می‌‌توانم آنچه را که نویسنده نوشته است، مورد استفاده قرار دهم. تنها به یک مورد اکتفا نکنید تا آنجا که می‌‌توانید موارد استفاده های بیشتری را بیابید و بعضی از آنها را برای مصارف آینده خود یادداشت کنید. ممکن است مدتی وقت لازم باشد تا این نوع مطالعه کردن را بیاموزید. با این حال مأیوس نشوید بعد از دو سه روز خواهید دید که می‌‌توانید این روش مطالعه را به راحتی به کار ببندید.

منابع كارشناسي ارشد علوم تربيتي

مديريت اموزشي:

1- اصول  مديريت اموزشي تاليف دكتر علي علاقه بند


2- مديريت عمومي : دكتر علاقه بند


3- مديريت رفتار سازماني "دكتر علاقه بند


4- اصول و مباني نظري مديريت اموزشي دكتر علاقه بند


5-فرايند خودگرداني در مدارس :دكتر علاقه بند(منبع جديد)


6- كليات مديريت اموزشي :دكتر عباس زاده


 


*نظارت و راهنمائي اموزشي:


1- نظارت و راهنمائي اموزشي: دكتر بهرنگي


2- نظارت و راهنمائي اموزشي: دكتر نيكنامي


3- نظارت و راهنمائي اموزشي:دكتر ميركمالي


 


*روشها و فنون تدريس:


1- روشها و فنون تدريس: دكتر امان الله صفوي


2- مهارتهاي پرورشي:دكتر شعباني(2جلد)


3- الگوهاي تدريس: دكتر بهرنگي


 


*روانشناسي تربيتي:


1- روانشناسي تربيتي (يادگيري): دكتر سيف


2- روانشناسي تربيتي: دكتر پروين كديور


  


*زبان تخصصي :


1-   متون مرتبط با علوم تربيتي و روانشناسي


2-   كتابهاي متون تخصصي برنامه ريزي اموزشي و مديريت اموزشي : دكتر نيره سينائي ودكتر منصور كوشا


3-   لغات اخر كتابهاي علوم تربيتي


 


*سنجش و اندازه گيري:


1- سنجش و اندازه گيري: دكتر علي اكبر سيف


 



*تكنولوژي اموزشي:


1- تكنولوژي اموزشي : دكتر احديان


2- تكنولوژي اموزشي(مباني نظري) : دكتر هاشم فرددانش


3- تكنولوژي اموزشي : دكتر خديجه علي ابادي


4- رسانه هاي اموزشي : دكتر تيموري


 



*فلسفه اموزش و پرورش:


1- فلسفه اموزش و پرورش: دكتر نقيب زاده


2- فلسفه اموزش و پرورش: دكتر فريدون بازرگان (ترجمه)


3-اصول و  فلسفه اموزش و پرورش: دكتر شريعتمداري


4- اصول تعليم و تربيت :دكتر شريعتمداري


5- اصول تعليم و تربيت :دكتر غلامحسين شكوهي


6- فلسفه اموزش و پرورش : دكتر عيسي ابراهيم زاده


 


*امار و روش تحقيق:


1-   روش تحقيق : دكتر علي دلاور


2-   روش تحقيق در علوم رفتاري: دكتر عباس بازرگان /سرمد /حجازي


3-   روش علمي در علوم رفتاري: دكتر هومن


4-   روش تحقيق در علوم انساني : دكتر نادري و سيف نراقي


5-   امار استنباطي و توصيفي: دكتر كيا منش (ترجمه كتاب شيولسون)


6-   امار استنباطي : دكتر علي دلاور

ده نكته زندگي

ده نكته زندگي

ارائه مطلب زير  تلاش براي جلوگيري از وقوع اختلافاتي است كه به سبب آن امروزه راهروهاي دادگاه خانواده مملو از جمعيت است . پس به اميد آنكه شما را هرگز در آنجا ملاقات نكنيم توجه شما را به چند نكته انساني كه حاصل بررسي مواد حقوقي و خلاصه مسائلي است كه معمولاً در دادگاه ها با آن روبرو هستيم ، جلب مي كنيم .

1- اگر از گذشت ، صبر و بردباري در خود نشاني داريد به سراغ ازدواج برويد . زماني براي شروع يك زندگي مشترك تصميم بگيريد كه از استقلال و توان كافي خود براي اداره يك خانواده جديد مطمئن هستيد .

2- زماني را براي جاري شدن صيغه عقد مطلوب بدانيد كه از خواست ها و نگرش هاي يكديگر باخبريد و مي دانيد كه هر دو هدفي مشترك را دنبال مي كنيد . براي رسيدن به اين شناخت ، مدتي به يكديگر فرصت دهيد .

3- در اين دنياي بزرگ هيچ دو نفري مانند هم نيستند . تفاوتهاي بارز ميان دو خواهر و يا دو برادر كه هر دو زاده يك مادر و پدر هستند ، خود گوياي اين مسئله است . بنابراين مبناي تفاهم را معيارهاي اصلي و اساسي برگزينيد . توقف و ايستادن بر اصول فرعي يكديگر چندان كمكي به بهبود روابط زناشويي نخواهد كرد.

4 - قبل از ازدواج به مسئله اعتياد به طور جدي بينديشيد و از عدم اعتياد همسرتان به هر گونه مواد مخدر ، اطمينان كامل حاصل كنيد . نگذاريد اميد به ترك كردن و يا ترك دادن سبب شروع يك زندگي پُرمشكل شود .

5- براي داشتن زندگي خوب و توأم با آرامش ، به شيوه زندگي انتخابي خود عشق بورزيد . چشم وهم چشمي ، حسادت و تجمل پرستي ، بار سنگين زندگي هاي امروز را از دوش هيچ زوج جواني بر نداشته است . به راستي كه كم كردن توقعات ، گنجينه اي بزرگ براي ساختن آينده يك زوج جوان است .

6- تجربه بارها و بارها ثابت كرده  كه زوجي موفق و سربلند هستند كه در كشاكش زندگي در كنارهم ، يارهم هستند . در كنار هم در شادي ها مي خندند و در سختي و رنج ها با هم به جنگ مشكلات مي روند . اشتباهات يكديگر را مي بخشند و موفقيت هاي يكديگر را جشن مي گيرند ، براستي زن و شوهرهايي كه به جاي در كنار هم بودن ، مقابل يكديگر مي ايستند و زندگي   مي كنند ، نه زندگي ، كه نبردي سخت مي كنند .

 7- به ياد بسپاريد كه گفتن كلمات محبت آميز، ذكر محسنات يكديگر و يادآوري اينكه همسرتان را دوست مي داريد و به وجودش در كنارتان افتخار مي كنيد ، كلمات يا جملات مختص دوران آشنايي و اوايل ازدواج نيستند . انسانها نياز به شنيدن مهر يكديگر دارند ، آنچه در دل و ذهنتان مي گذرد را صادقانه به زبان آوريد كه خود يكي از عوامل مهم در بقاي زندگي زناشويي است.

8- بد نيست اگر بدانيم استفاده از تجربيات و نظريات ديگران مترادف با دخالت آنها در زندگي زناشويي ما نيست ؛ چه بهتر اگر تجربيات گذشتگانمان را سرمشق كنيم و خود كاشف شادي هاي ديگر باشيم .

9- اگر در برخي مسائل با يكديگر اختلاف نظر داريد هرگز فرزندانتان را از آن مطلع نكنيد . در مقابل فرزند ، پدر و مادر عنصري واحد و جدايي ناپذيرند كه حرفشان و قولشان يكي است.

10- دوستي سرلوحه بهترين نوع رابطه هاست كه  نه در شناسنامه و نه در هيچ جاي ديگر ثبت نمي شود ، اما عميق و بي پيرايه است . بهترين والدين همانهايي هستند كه با فرزندانشان دوست و رفيق اند . بهترين زوجها نيز آناني هستند كه قبل از اين كه به يادشان بيايد كه زن و شوهر يكديگرند ، بدانند كه دوست هم هستند . رابطه صميمانه و خالصانه توأم با درك و حفظ احترام همديگر ، شايد يكي ديگر از عوامل مهم تضمين كننده بقاي يك زندگي است .

چگونه بر استرس غلبه کنیم؟

ابتدا، استرس را تشخیص دهید.

علائم استرس به صورت ذهنی، فیزیکی و ظاهری بروز می­کنند؛ که شامل خستگی، کاهش یا افزایش اشتها، سردرد، گریه، خواب­آلودگی و خوابیدن بیش از حد است. روی آوردن به الکل یا سایر داروهای انرژی زا یا رفتارهای مشابه از علائم وجود استرس است. احساس ناامیدی، هراس یا بی­علاقگی نیز می­تواند با استرس ایجاد شود.

اگر احساس می­کنید استرس مطالعات شما را تحت تاثیر قرار می­دهد، نخستین گزینه، مراجعه به مرکز مشاوره تحصیلیتان است.

کنترل استرس توانایی کنترل در مواجهه با موقعیت­ها، افراد یا رویدادها یا تقاضاهای مفرط است. چگونه می­توانید اضطراب خود را کنترل کنید؟ چه استراتژی­هایی را می­توان به کار گرفت؟

به اطراف نگاه کنید.

ببینید آیا واقعاً چیزی وجود دارد که بتوانید تغییرش دهید یا کنترلش کنید.

خود را از موقعیت استرس­زا دور کنید.

هر روز، استراحتی ولو کوتاه و به مدت چند دقیقه به خود بدهید.

مکرراً طرز رفتار و واکنشتان را تغییر دهید.

ولی این کار را بیش از اندازه تکرار نکنید. روی یک موضوع استرس­زا تمرکز کنید و واکنش­های خود را نسبت به آن کنترل کنید.

از واکنش­های بیش از حد بپرهیزید.

وقتی اندکی بی علاقگی کافیست، چرا متنفر باشیم؟ چرا آشفتگی و تشویش ایجاد کنیم، در حالی که می­توانیم عصبی باشیم؟ چرا خشمگین شویم؟ عصبانیت هم کافیست! چرا افسرده شویم، درحالی که می­توانیم ناراحت باشیم؟

به میزان کافی بخوابید.

کم خوابی یا بی­خوابی بر میزان استرس می­افزاید.

از خود درمانی یا فرار از مشکلات بپرهیزید.

الکل و داروها نیز می­توانند استرس­زا باشند و هیچ کمکی به حل مشکل نمی­کنند.

بهترین راه تمدد اعصاب را بیاموزید.

اثبات شده است که مدیتیشن و تمارین نفس کشیدن می­توانند در کنترل سترس بسیار مفید باشند. بکوشید تا ذهن خود را از افکار مخرب و اضطراب­آور دور کنید.

اهداف واقع­گرایانه برای خود تعیین کنید.

تعداد رویدادهای موجود در زندگی را بکاهید تا فشار بیش از حد کاهش یابد.

خود را غرق افکارتان نسازید.

از نالیدن و شکایت درباره فشار کاری بپرهیزید. هر کار ار به تدریج انجام دهید، یا به طور انتخابی کارهای مهم­تر و با اولویت را انجام دهید.

نگرشتان را نسبت به مسایل تغییر دهید.

تشخیص دلیل ایجاد استرس را بیاموزید. بازخورد بدنتان را افزایش دهید و استرس را خود به خود تنظیم کنید.

کاری برای دیگران انجام دهید.

تا ذهنتان از افکار خودتان دور بماند.

به تدریج استرس را از بین ببرید.

با فعالیت فیزیکی نظیر پیاده­روی، تنیس یا حتی باغبانی تدریجاً استرس را از بین ببرید.

بی­احساسی و پوست کلفتی را در خود ایجاد کنید!

کنترل استرس نهایتاً چنین است: "من خودم را ناراحت می­کنم."

بکوشید تا از استرس "استفاده" کنید.

اگر نمی­توانید با عاملی که موجب ایجاد استرس می­شود مقابله کنید، با آن پیش بروید و از آن در جهت مثبت استفاده کنید.

مثبت­اندیشی را در خود تقویت کنید.

تفکر انتقادی و بحرانی

تفکر انتقادی و بحرانی مطلب یا مسئله را با ذهن باز مطالعه می کند.

این روند با بیانی از مطلبی که قرار است مطالعه شود آغاز می گردد و با کشف نامحدود و در نظر گرفتن احتمالات ممکن ادامه می یابد و به الگویی برای درک بر اساس یک گواه منجر می گردد.

انگیزه های مختلف و تعصب ها هم برای یادگیرندگان و هم برای افراد ماهر مورد مقایسه قرار می گیرند و اساس قضاوت را تشکیل می دهند.

با ذهنی باز وارد شوید:

  •   هدفتان را مشخص کنید. می خواهید چه چیزی یاد بگیرید؟
    مطلب و موضوعتان را با کمک یک معلم یا فردی باتجربه تعیین یا روشن کنید.

عناوین می توانند عباراتی کوتاه باشند:
«نقش جنسیت در بازی های رایانه ای»
«تاریخ سیاسی فرانسه از زمان جنگ جهانی اول تا نیمه اول قرن بیستم»
«پرورش درخت ماهون در امریکای مرکزی»
«ساختار اسکلت انسانی و اصطلاحات مربوط به آن»

  •   درباره آنچه که از قبل در مورد مطلب مورد نظر می دانشتید بیاندیشید.
    از پیش چه چیزی می دانید که در فراگیری این مطلب کمکتان می کند؟
    پیش داوری هایتان چیست؟

  • چه منابعی در اختیارتان هست و خط زمانتان چیست؟

  • اطلاعات لازم را جمع کنید.
    ذهنتان را باز و روشن نگه دارید تا به روی انتخاب ها و فرصت ها بسته نشود.

  • سوال بپرسید.
    تعصبات و پیش داوری های نویسنده اطلاعات چه بوده است؟

  • هر آنچه را که جمع کرده اید به صورت یک طرح و الگو درآورید تا آن را بهتر بفهمید.
    به دنبال رابطه ها باشید.

  • سوال بپرسید(دوباره!)

  • به دنبال راهی باشید که بتوانید با آن ها یادگیری خود برای عنوان مورد نظر بیان کنید.
    بله! چه طور آزمونی برای آنچه که آموخته اید، طرح می کنید؟
    6 عمل از آسان به سخت:

1

لیست کردن، برچسب زنی و مشخص سازی

نشان دادن معلومات

2

تعیین، توضیح، خلاصه سازی با عبارات خود

درک و فهم مطلب

3

حل، به کار گیری در یک وضعیت جدید

به کار گیری آموخته ها و اعمال آن

4

مقایسه و تشخیص اختلاف ها بین دو مورد

تحلیل

5

ایجاد، ترکیب، اختراع

ترکیب

6

ارزیابی، توصیه، ارزش گذاری

سنجش و توضیح علت

 به آموخته هایتان به دید ماجراجویی در یک سفر اکتشافی بنگرید!

خلاصه تفکر انتقادی:

  • واقعیت ها را در یک مطلب یا یک موقعیت جدیدبدون پیش داوری مشخص کنید.

  • این حقایق و اطلاعات را به صورت یک طرح و الگو در آورید تا آن را بهتر بفهمید.
  • ارزشهای مبدا و نتیجه گیری ها را بر اساس تجربیات، قضاوت ها و اعتقاداتتان قبول یا رد کنید.

اهميت خلاقيت و روشهاي عملي پرورش آن - دروني کردن ارزشها

 

روشهاي عملي پرورش خلاقيت

روشهاي عملي پرورش خلاقيت عبارتند از :

1-داستانگويي و قصه نويسي : از کودکان بخواهيد که داستان ، شرح حال يا انشاء بنويسند.

2-شرح حال نويسي و انشاء نويسي .

3-امور هنري از قبيل نقاشي : براي مثال ، کودک مي تواند نقاشي آزاد بکشد و تخيلاتش را روي کاغذ بياورد .

4-بيان شرح حال و زندگي بزرگان : براي مثال ، ما مي توانيم طي فيلمي، نحوه خلاقيت افراد و مشکلات آنها را به نمايش در آوريم .

5-استفاده از روشهاي تدريس متنوع : در تدريس موارد مختلف ، هيچ گاه نبايد از روش و الگوي واحدي استفاده نمود ، افکار قالبي را در کودکان ايجاد نکنيد و پرسش و پاسخها بايد در کلاس درس ، آزاد باشند ، نه قالبي و محدود .

6-ايجاد فرصت براي يادگيري اکتشافي : به کودکان اجازه دهيد که اطلاعات معلم را به طور شخصي کشف نمايد .

7-تشويق دستاوردهاي خلاق کودکان : در صورت نشان دادن کاردستي، داستان و خلاقيت ، حتماً کودک را تشويق نماييد و اجازه انتقاد سازنده و فرصت رد نظريات علمي را به او بدهيد . در زمينه پرورش خلاقيت ، مي توان گفت : معلم خوب کسي است که به دانش آموزان فرصت رد نظريات و قوانين علمي پذيرفته شده را بدهد .
 



  عوامل خلاقيت
در بحث خلاقيت ، سه عامل مهم مطرح است که عبارتند از :

1-معلم : معلم بايد به رشته خود مسلط باشد ، عشق به معلمي و علاقه به رشته تحصيلي نيز در اين زمينه بسيار مهم مي باشد .

2-دانش آموز : توانايي ، علائق و سبک يادگيري دانش آموز ، بسيار اساسي است . بايد به دانش آموز آموخت که به سبک يادگيري مختص به خود آگاه باشد.

3-برنامه درسي : برنامه درسي و ساختار رشته نيز مهم هستند . منظور از ساختار رشته ، اين است که به افراد نشان بدهيم ، آن رشته انسجام خاصي دارد ، محتواي رشته و روش شناسي رشته را ارائه بدهيم ، از دانش آموزان بخواهيم که خلاء موجود در رشته را کشف کرده و از اين طريق، تخيل آنها را بر انگيزيم .
 



  روشهاي پرورش خلاقيت

روشهاي پرورش خلاقيت ، روش بارش مغزي و روش بديعه پردازي هستند.
با توجه به محدوديت زماني در آموزش و پرورش ايران ، مسأله مهم اين است که معلم بايد چه زمينه هايي را به منظور پرورش خلاقيت کودک فراهم نمايد ؟

در سيستم آموزشي ، بايد دست معلم به اندازه کافي باز گذاشته شود، ساختار نظام آموزشي نبايد معلم را محدود به ارائه درس نمايد ، بايد امکانات مناسبي به منظور پرورش خلاقيتهاي کودکان ارايه داده شود و معلم اجازه مانور داشته باشد تا به منظور پرورش خلاقيت ، از حداقل زمان ، حداکثر استفاده را ببرد . در اين زمينه ، فعاليتهاي فوق برنامه از اهميت بسزايي برخوردار مي باشند .

عوامل مذکور ( معلم ، دانش آموز و برنام درسي ) بايد با يکديگر ارتباط داشته باشند ؛ چون تعامل بين آنها موجب خلاقيت کودکان مي شود.

روش " بارش مغزي " ، يعني اينکه معلم سوالي را مطرح مي کند و به دانش آموزان اجازه مي دهد تا کليه نظراتي را که به ذهنشان مي آيد ، بيان کنند ( خوب يا بد ) . نظرات آنها به هيچ وجه مورد ارزيابي قرار نمي گيرد . در نهايت ، پاسخهاي آنها که روي برگه A4 نوشته شده ، جمع آوري مي گردد، معلم با مقايسه تمام راه حلها ، بهترين پاسخ را بر مي گزينند و از اين طريق، ذهن به سمت سيال شدن سوق داده مي شود .

روش " بديعه پردازي " ، بيشتر در دوره ابتدايي به کار مي رود و منظور از آن، برقراري ارتباط و پيوند بين امور به ظاهر نامربوط مي باشد .
 



  روشهاي مورد کاربرد در بديعه پردازي عبارتند از :

1-روش قياسي شخصي : معلم دانش آموز را ترغيب مي کند تا خود را به جاي چيزي بگذارد که هيچ ارتباطي به او ندارد و خود را توصيف نمايد . به طور مثال، يک شيميدان مي تواند ، خود را به جاي مولکولهاي اتم بگذارد.

2-روش قياس مستقيم : معلم از دانش آموز مي خواهد که دو امر کاملاً نامربوط را با يکديگر مقايسه نمايد . براي مثال ، از کودک مي پرسد که پوست بچه گربه نرم تر است يا يک زمزمه ؟ در واقع ، اين سوال به اين معناست که آن دو مسأله چقدر با هم متفاوتند .

3-تعارض متراکم : در اينجا يک پديده يا امر واحدي را با دو واژه کاملاً متعارض، مانند دوست – دشمن ، زندگي بخش – کشنده .توصيف مي کنيم .

در اينجا مي توان از دو موضوع که به هم نمي خورند و شايد خنده دار نيز باشند ، استفاده نمود . مي توان يک امر واحد را در دو چارچوب فکري کاملاً متفاوت قرار داد . هر چه تفکيک اين دو مسأله از هم جذابتر باشند ، موجب انعطاف پذيري ذهني بيشتر ، تعميق مفاهيم و درک پديده ها در دانش آموز مي گردند .
 



  دروني کردن ارزشها

در ادامه بحث ابعاد آموزش دوره ابتدايي ، به دروني کردن ارزشها در دوره دبستان مي پردازيم . اگر ارزشها دروني شده بودند ، ما شاهد بد رفتاري کودکان نسبت به ديگران نبوديم . در آموزش ابتدايي ، مي توان به اين مسأله تأکيد بسزايي داشت ، هر چند که اين عمل در مقاطع بعدي ، با عمق بيشتري ادامه پيدا مي کند .

ارزشها ، موارد خواستني و مطلوبي هستند . به همين دليل ، مبناي رفتار و عملکرد انسانها قرار مي گيرند . نظريات مختلفي در مورد منشأ ارزشها وجود دارد . برخي از افراد ، ارزشها را فطري مي دانند و نقش آموزش تنها بروز خصلت ها مي باشد ، برخي ديگر ، ارزشها را برخاسته از شرايط و موقعيت ها مي دانند . در نظريه اجتماعي ، ارزشها حاصل يادگيري اجتماعي هستند.
 



  انواع ارزشها عبارتند از :

1-ارزشهاي ذهني : ارزشهايي که در نظر يکي با ارزش هستند ، ولي براي ديگري ارزش محسوب نمي شود .

2-ارزشهاي عيني : مستقل از ذهن ما بوده و در عالم واقعي و عيني هستند . بنابراين ، در همه جا ارزش محسوب مي شوند .

3-ارزشهاي رابطه اي : اين ارزشها ، معطوف به رابطه بين ذهن درک کنند. ارزش و شيئ ارزشمند هستند. به عبارت ديگر ، ارزشهاي رابطه اي، توانمندي ذهني افراد در درک ارزش اشياء ارزشمند مي باشد.

4-ارزشهاي مشروط : اين ارزش ها آسايش شخصي و خاطرات هستند.

5-ارزشهاي مطلق : ارزشهايي هستند که پايه و اساس فرهنگ و تمدن يک جامعه را تشکيل مي دهند ، مثل ارزش ايثار ، حقيقت جويي و علم !
 



  روشهاي عملي دروني کردن ارزشها در مقطع ابتدايي ، عبارتند از :

1-روش اسوه اي يا عملي : رفتار معلم يا والدين ، بايد نشاندهنده ارزشها در آنها باشد . آنها مي توانند حامل ارزشهايي باشند که تبليغ مي کنند .

2-روشهاي مستقيم : در اين روش ، ما به طور مستقيم ارزشها را بيان مي کنيم ، براي مثال ، صداقت و حفظ امانت ارزش هستند .

3-روش غير مستقيم : در اين روش ، ما ارزشها را در قالب قصه ، شعر، داستان و نمايش به کودکان آموزش مي دهيم .

تحليل گران و فلاسفه معتقدند که به علت اينکه کودکان دوره ابتدايي ، قادر به درک ارزشها به صورت اصول انتزاعي نيستند ، بهتر است که ارزشها در اين دوره ، به صورت غير مستقيم آموزش داده شوند .
 

4-روش پيشگيري : از ابتدا بايد سعي کرد که ضد ارزشهايي مثل دروغگويي، در کودکان عادت نشود . ما بايد قبل از تثبيت عادات ضد ارزشي در رفتار فرد ، مانع آنها شويم .

ارزشهاي عمومي را مي توان در دوره دبستان دروني کرد . در دوره دبستان، ارزشهاي عمومي بايد به زباني ساده و قابل فهم براي کودک ، بيان و دروني شوند ، نه اينکه تحميل شده باشند دانش آموز بايد آزاد باشد تا رفتارش را مبتني بر ارزشها نمايد .

ارزشها آنقدر والا هستند که دليلي براي تحميل آنها وجود ندارد . والدين در بيان نيز بايد به صورت جدي ، از تحميل بهترين ارزش خودداري کنند و به دانش آموزان حق انتخاب بدهند . قرار دادن کودک در معرض تجارب مفيد و مناسب ، سازماندهي درست تجارب و قرار دادن دانش آموزان در وضعيت مطلوب ، از جمله عوامل موثر در انتقال ارزشهايي هستند که مورد علاقه کودک نمي باشد .

5- روش تفهيم و تحليل به جاي امتناع : بايد به کودک اجازه داد تا با استفاده از تحليل ارزشها و کشف روابط ، به آنها پي برده و آنها را درک کند.
 

کلياتي در آموزش و پرورش-تعليم و تربيت کودکان ( اصول و مباني آموزش و پرورش )

 

در اين مباحث ، تعريفي از آموزش و پرورش و يادگيري ارائه داده و عوامل موثر بر يادگيري را توضيح مي دهيم .
آموزش ، انتقال اطلاعات ، معلومات ، مهارتها و تجارب به افراد است . منظور از پرورش ، به فعل در آمدن استعدادها و قابليتهاي ذهني و فطري افراد است .
آموزش، بايد وسيله اي براي پرورش باشد. به عبارت ديگر ، ما با انتقال اطلاعات و معلومات ، پرورش فرد و شکوفايي استعدادهاي بالقوه ، زمينه هاي پرورش تفکر و رشد وي را تسهيل مي کنيم .
در حقيقت، پرورش به معناي هدايت جريان رشد کودک به سمت مطلوب و کمال مي باشد. بنابراين ، چنانچه آموزش به درستي صورت بگيرد ، تفاوتي با پرورش ندارد. آموزش صحيح ، همان پرورش است . در سيستم آموزشي، ذهن دانش آموزان نبايد انباشته از اطلاعات باشد ، بلکه بايد از طريق ارائه اطلاعات ، موجبات پرورش فکري و شخصيتي آنها فراهم شود. به قول يکي از دانشمندان : دانش آموز را ذهن پرورده بايد ، نه مغز انباشته!
پرورش ، موجب تسهيل جريان رشد مي گردد، رشد بيشتري را در فرد به وجود مي آورد، فرد از طريق آن به کمال مطلوب مي رسد ، حرکت از نقصان به سوي کمال است.
عده اي معتقدند که آموزش وسيله اي براي پرورش است ، يعني از طريق انتقال معلومات و مهارتها، مي توان پرورش شخصيت و جنبه هاي رشدي فرد را محقق ساخت.
ديدگاههايي نيز وجود دارند که بين آموزش و پرورش تفاوتي قائل نيستند. اين ديدگاه ها معتقدند که چنانچه آموزش به درستي صورت پذيرد ، همان پرورش است.



  آموزش بر پرورش مقدم است ، اما پرورش، هدف اصلي آموزش است .

يکي از ارکان بسيار مهم آموزش و پرورش، يادگيري است. يادگيري، تغييرات کم و بيش دائمي در رفتار بالقوه فرد، در اثر تجربه مي باشد. بنابراين، تغييرات يادگيري نسبتاً پايدار بوده و ناگهاني نيستند. تغيير در رفتار، بالقوه است ، يعني احتمال دارد که فرد چيزي يا مطلبي را ياد گرفته ، اما نشان ندهد . اين تغييرات ، در اثر تجربه رخ مي دهد ، به اين معنا که دانش آموز بايد با محيط خود در تعامل باشد ( تأثير بپذيرد و تأثير بگذارد ) تا مطلبي را ياد بگيرد.
دانش آموز را ذهن پرورده بايد ، نه مغز انباشته . طريق ارائه اطلاعات موجبات پرورش فکري و شخصيتي وي فراهم در امر يادگيري ، اولويت با تغيير رفتار است . بنابراين ، در مقاطع مختلف بايد با اعمال يافته هاي رشدي و روانشناسي يادگيري ، از طرق مختلف به تغيير رفتار دست يافت .
نکته مورد توجه ، اين است که در يادگيري ، آمادگي دانش آموز ، مدنظر قرار گيرد . آمادگي ذهني و عاطفي ، بايد با استفاده از اطلاعات و معلومات ايجاد شود .
عوامل موثر بر يادگيري عبارتند از : فضاهاي آموزشي که بايد شاد و پرنشاط باشند تا دانش آموز در آنها احساس امنيت عاطفي نمايد ، انگيزه ، علاقه ، رغبت ، نگرش مثبت ، پشتکار ، تشويق ، هدف ، روشهاي تدريس متناسب با طرز تفکر و سطح تواناييهاي فرد و ... .
 



  قابليت تربيت پذيري

انسان ذاتاً تربيت پذير است و اگر اين ويژگي وجود نداشت ، تعليم و تربيت براي او قابل تصور نبود .
موجودات عالم از نظر تعليم و تربيت ، دو دسته اند : موجوداتي که مثل حيوانات ، وجود و کمال متقارني دارند و موجوداتي که مثل انسان وجودشان بر کمال تقدم دارد و در اثر تعليم و تربيت به کمال مي رسند . هدف تربيت ، کمال است .
 



  در اين مورد با دو موضوع بسيار مهم سر و کار داريم :

1-تربيت : در اينجا ، بايد ديد که چه کسي تربيت مي شود ؟ و با ماهيت انسان ، طبيعت ، انگيزه ها ، نيازها ، علائق و استعدادها سر و کار داريم . انسان تربيت پذير است .
2-استعداد : استعدادهاي بالقوه انسان به استعدادهاي بالفعل تبديل مي شوند و اين ، همان پرورش است . اين امر از طريق ايجاد شرايط لازم، فرصتهاي يادگيري ، محيطهاي آموزشي مناسب و تداوم اين عوامل ، امکان پذير مي باشد .
 



  مکاتبات يادگيري

در منابع و ادبيات روانشناسي و تعليم و تربيت ، تعريف واحدي از يادگيري وجود ندارد و در اين خصوص ، نظريات مختلفي مطرح شده است .
رفتار گرايان ، يادگيري را تغيير رفتار دانسته و وجود تقويت مثبت، پاداش و انگيزه هاي بيروني را در ايجاد يادگيري، بسيار موثر مي دانند. آنها معتقدند که از طريق پاداش ، مي توان در کودک تغيير رفتار ايجاد نمود. تثبيت تغيير رفتار در فرد ، از طريق تداوم پاداش صورت مي گيرد. هنگامي که دانش آموزي مسأله اي را حل نمود، بايد بلافاصله او را تقويت کرد و اين تقويت، موجب تثبيت يا تغيير رفتار وي مي گردد .
عده اي از روانشناسان، معتقدند که انسان ذاتاً کنجکاو است و يادگيري وسيله اي براي ارضاي کنجکاوي و بهتر شدن او مي باشد. انسان نياز به توفيق دارد و اين نياز ، موجب فعاليت مداوم فرد و يادگيري در او مي گردد.
شناخت گرايان ، فرايند يادگيري را مهم مي دانند ، برعکس رفتارگرايان که به حاصل يادگيري اهميت مي دهند . آنها معتقدند که بايد به دانش آموز چگونه ياد گرفتن را آموزش داد تا وي بداند که راههاي يادگيري کدامند و در چه شرايطي مي تواند از آنها استفاده کند .
روانشناسان فراشناختي ، معتقدند که بايد به فراگيران مهارتهاي فکري ياد داده شود تا آنها در مورد نحوه يادگيري و راههاي يادگيري آموخته شده، بينديشند و بهترين روش يادگيري را کشف کنند که اين امر " فراشناخت " ناميده مي شود .
آلبرت بندورا نيز معتقد است که يادگيري ، از طريق مشاهده و تقليد صورت مي گيرد .
بندورا گفته : کودک پيش دبستاني به رفتارهاي ديگران توجه مي کند، آنها را مورد مشاهده قرار مي دهد ، در ذهن خود بازنمايي و تقليد مي کند، به خاطر مي سپارد و سپس چيزهايي را که ياد گرفته ، تکرار مي کند . آخرين مرحله ، انگيزش است ، يعني اگر ديگران جهت يادگيري امر يا انجام رفتاري، به تقويت يا تشويق دست يافته اند ، او نيز اين رفتار را تکرار مي کند، در غير اين صورت، اگر الگوي فرد به خاطر انجام رفتاري تنبيه شده است، او اين رفتار را از خود نشان نمي دهد.
به اين معني که کودک ، انگيزه تقليد از رفتار ديگران را دارد و آن را تقليد مي کند. کودک پيش دبستاني بسياري از رفتارها را از طريق مشاهده ياد مي گيرد .
 



  تعليم و تربيت کودکان ( اصول و مباني آموزش و پرورش )

ما در اين مبحث ، مطالبي پيرامون اصول آموزش و پرورش ، خصوصيات اصول، منابع و انواع اصول ارائه خواهيم داد .  



  اصل :

هر علمي داراي اصولي است ، تعليم و تربيت نيز به عنوان يک علم که " علوم تربيتي " ناميده مي شود ، اصولي دارد . اصول ، قواعد ، مفاهيم کلي و تکيه گاههاي نظري هستند که با توجه به آنها ، را خود را به سوي اهداف مورد نظر سوق مي دهيم ، يعني با توجه به اصول ، به منظور رسيدن به اهداف ، روشها را انتخاب مي نماييم . بنابراين ، اصول تعليم و تربيت ، تعيين کننده روشهاي آموزشي و اهداف مي باشند .  



  خصوصيات اصول تعليم و تربيت عبارتند از :



  1-اصول نسبي هستند ، نه مطلق :

اصول مطلق ، اصولي هستند که در همه شرايط و مکانها قابل استفاده مي باشند. اصول آموزش پرورش، مطلق نيستند ، يعني در همه شرايط ، زمانها و مکانها مصداق ندارند ، مانند اصل آزادي و اصل فعاليت نسبي. بنابراين، مقطع سني و تحصيلي و شرايط و موقعيتهاي دانش آموزان ، تعيين کننده اين اصول مي باشند .  



  2-اصول موضوعه هستند ، نه متعارفه :

اين اصل ، در علوم ديگر اثبات و در تعليم و تربيت ، به کار گرفته مي شود . اصول متعارفه ، اصولي هستند که در همان علم ، اثبات و به کار گرفته مي شوند .
علوم تربيتي يک علم کاربردي است و مباني نظري آن توسط علوم ديگر ، به ويژه روانشناسي، به دست مي آيد. مباني نظري آن هم شامل روانشناسي رشد تربيتي است . روانشناسي، تحقيقاتي بين پديده ها انجام مي دهد ( براي مثال ، روابطي بين انگيزه هاي پيشرفت تحصيلي دانش آموز به وجود مي آورد ). اين اصول بر اساس يافته هاي روانشناسي، در تعليم و تربيت شکل مي گيرد. روانشناسي و تعليم و تربيت، ارتباط بسيار نزديکي با هم دارند . اولي علم محض و دومي کاربردي است.
در حقيقت، روانشناسي نظريات را مطرح مي کند و تعليم تربيتي، مباني نظري را در محيط تربيتي به کار مي برد. روانشناسي به يکسري قوانين دست يافته که کاربرد و موارد استفاده آن، در تعليم و تربيت است. براي مثال، نظريه گشتالت در روانشناسي يادگيري ، ارتباط جزء و کل را مطرح کرده است. بر اساس اين نظريه، هر چه موضوعات درسي در يک کل منسجم و بافت و زمينه کلي تري به دانش آموزان ارائه شود، ميزان درک دانش آموز و يادگيري معنادار وي از موضوع ، بيشتر خواهد بود.
دانش آموز هر چه بيشتر بتواند ، بين مطالب ارتباط برقرار کند ، جزء را به کل ربط دهد و بين اجزاء پيوند برقرار کند ، بهتر مي تواند مطالب را ياد بگيرد. در اين صورت، اين مطالب قابليت انتقال بيشتري به محيط خارج از کلاس خواهند داشت.
 



  3-اصول کشف کردني هستند ، نه وضع کردني :

اصول را بايد بر اساس قواي يادگيري ، ماهيت انسان ، استعداد و نيازهاي دانش آموزان ، کشف کرد .
اصول آموزش و پرورش ، فعاليت ، کمال ، تناسب عمل با وضع ، تفرد ، آزادي و اجتماع مي باشند .
اصل فعاليت ، بيانگر اين است که فرد به حالات ، علائق و نيازهاي فعلي خود توجه کند . به عبارت ديگر ، اين اصل به وضعيت فعلي کودک نظارت مي کند .
اصل کمال ، به آينده کودک ناظر است و مدافع منافع آينده کودک مي باشد.
شايد در ظاهر ، بين دو اصل فوق تناقض وجود داشته باشد، اما اين تناقض، واقعي نبوده و توجه به وضعيت فعلي، نيازها و علائق کودک، در حقيقت تضمين کننده آينده او مي باشد .
نکته مهم اين است که در صورت توازن و تعادل بين اجراي اصول و شرايط، اين تناقضها قابل حل هستند . زيرا اصول ، نسبي بوده و چنانجه معلمان بتوانند ، اين دو را با هم ترکيب کنند ، مسائل به درجات مختلف حل شدني مي باشند .
به عبارت ديگر، در اينجا مسأله نياز سنجي مطرح مي شود . در مقاطع مختلف تحصيلي، بايد نيازهاي فرد و جامعه را مشخص کرد و اهداف و محتواي تعليم و تربيت را بر اساس آنها پايه ريزي نمود . هنگامي که بحث نيازها مطرح مي شود، نيازهاي تعليم و تربيت ، مانند طراحي برنامه ريزي آموزش پيش دبستاني و دبستاني ، در اولويت قرار مي گيرند .
تمامي مراحل آموزش و پرورش ، بر اساس نيازها مشخص مي شوند. نيازها در طراحي آموزشي، مانند نياز به محبت و امنيت عاطفي ، از اولويت خاصي برخوردارند.
در مبحث نياز سنجي ، بايد به تفاوتهاي فردي توجه خاصي نمود . در تعليم و تربيت، دو نوع تفاوت وجود دارد : تفاوتهاي درون فردي ( تفاوتهايي که بين استعدادهاي گوناگون يا جنبه هاي مختلف يک فرد وجود دارد ) و تفاوتهاي برون فردي ( تفاوتهايي که بين افراد مختلف وجود دارد ) . در دوره پيش دبستاني، توجه به تفاوتهاي فردي از اهميت بسزايي برخوردار مي باشد، زيرا در اين دوره، روشهاي آموزشي، حتي المقدور انفرادي هستند . انفرادي، يعني اينکه محتوا بايد متناسب با سرعت يادگيري دانش آموزان باشد. اين نوع آموزش، آموزش برنامه اي نام دارد ، يعني آموزش محتوا بايد متناسب با ميزان و سرعت يادگيري افراد باشد . به عبارت ديگر ، آموزش بايد براساس تفاوتهاي فردي و خصوصيات يادگيري دانش آموزان ارائه گردد.
نوع ديگر آموزش، بر اساس نظريه يادگيري در حد تسلط صورت مي گيرد. بر اساس اين نظريه، همه دانش آموزان در هر مقطعي قادر به يادگيري مطالب هستند، به شرط اينکه زمان لازم به آنها داده شود . اگر به همه افراد زمان کافي براي يادگيري داده شود ، همه مي توانند ، همه چيز ياد بگيرند و چيزي به نام استعداد وجود ندارد . بلکه استعداد ، زماني است که هر فرد، براي يادگيري مطلب به آن نياز دارد . يکي در زمان کمتر و ديگري در زمان بيشتري ، يک مطلب را ياد مي گيرد .
به عبارت ديگر ، چنانچه با توجه به تفاوتهاي فردي ، زمان لازم را به اشخاص بدهيم ، به موضوع درسي خود مسلط خواهند شد .
آموزش برنامه اي ، بيشتر در مقطع دبيرستان کاربرد دارد و آموزشي است که در آن، محتواي دروس و موضوعات درسي به مراحلي تقسيم مي شوند. مراحل، واحدهاي بسيار کوچکي از موضوعات کلي هستند. دانش آموز با گذر از يک مرحله، به مرحله بعدي مي پردازد و در هر مرحله، بلافاصله تقويت مي گردد. چنانچه دانش آموزي در گام اول مشکل پيدا کند، از طريق کامپيوتر ، به شاخه هاي ديگر همان مرحله هدايت مي شود و در آن شاخه ها ، آن موضوع خاص با تفصيلات و توضيحات بيشتري ارائه مي گردد. ارزشيابي نيز بلافاصله با استفاده از سوالات تستي انجام مي گيرد. قد بين مرحله هستند خلاقيت در کودک مي باشيم
 

رهبري‌ و مديريت‌ آموزشي

با اين‌ كه‌ موضوع‌ مديريت‌ از اولين‌ روزهاي‌ پيدايش‌ انسان‌ با او بوده‌ است‌، اما دريك‌ قرن‌ اخير به‌دليل‌ ايجاد سازمان‌هاي‌ جديد، پيچيده‌ و متراكم‌ از تكنولوژي‌ وبرخوردار از انسان‌هاي‌ پرنياز، مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است‌.
سرعت‌، قدرت‌ عمل‌ و افزايش‌ فرآورده‌هاي‌ انساني‌ و صنعتي‌ نياز به‌نيروي‌هماهنگ‌ كننده‌‌ متفكر و وارسته‌اي‌ به‌نام‌ مدير دارد تا بتواند با برنامه‌ريزي‌ درست‌بين‌ همه‌‌ اجزا، امكانات‌ و نيروهاي‌ سازمان‌ هماهنگي‌ به‌وجود آورد.
زمان‌ حاضر را عصر مديريت‌ و رهبري‌ مي‌نامند چون‌ موفقيت‌ نهادها و سازمانها تا حدزيادي‌ به‌كارآيي‌ و اثربخشي‌ مديريت‌ بستگي‌ دارد. نقش‌ مديريت‌ در بهره‌وري‌ سازمانها باعث‌ پيدايش‌ سبك‌هاي‌ مختلف‌ مديريت‌ شده‌ است‌.
با آن‌ كه‌ همه‌ سبكهاي‌ مديريت‌ به‌نوبه‌ خود و در جاي‌ خود مهم‌ و پر ارزش‌هستند، اگر مديريت‌ آموزشي‌ را با هر يك‌ از آنها مقايسه‌ كنيم‌ متوجه‌ مي‌شويم‌ كه‌هيچ‌ يك‌ از آنها به‌اندازه‌ مديريت‌ آموزشي‌ حائز اهميت‌ نيست‌، چرا كه‌ هرگونه‌كوتاهي‌، سهل‌انگاري‌ و اشتباه‌ در زمينه‌ آموزش‌ و پرورش‌ انسانها تأثيرات‌ نامطلوب‌ و زيان‌باري‌ در رشد افراد و كل‌ جامعه‌ دارد.
شايد در بسياري‌ از شغلها، آزمايش‌ و خطا براي‌ يادگيري‌ و تجربه‌ كردن‌ مسائل‌ همراه‌ با خطرات‌ و زيانهاي‌ غيرقابل‌ جبران‌ نباشد، اما در تعليم‌ و تربيت‌ و مديريت‌آموزشي‌، هر آزمايش‌ و خطايي‌ همراه‌ با زيانهاي‌ بزرگ‌ و جبران‌ناپذير خواهد بود.
• مفاهيم‌ و تعاريف‌ مديريت‌ آموزشي‌
ـ مديريت‌ آموزش‌ و پرورش‌ عبارت‌ است‌ از ايجاد زمينه‌ و فراهم‌ ساختن‌ وسيله‌ به‌منظور بروز و به‌كارگيري‌ استعدادهاي‌ دانش‌آموزان‌، تحكيم‌ بخشيدن‌ به‌ روابط انساني‌ گروهي‌ و اتخاذ روش‌ و تعيين‌ خط مشي‌ اصولي‌ در كليه‌ امور براي‌ بارور ساختن‌ هدف‌هاي‌ تربيتي‌.
با توجه‌ به‌تعريف‌ فوق‌، مديريت‌ آموزشي‌، صرفأ انجام‌ امور اداري‌ يا اجراي‌مصوبات‌، بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌هاي‌ سازماني‌ نيست‌. از آنجا كه‌ مدرسه‌ يك‌ نظام‌كاملا انساني‌ است‌، مديريت‌ را با تكيه‌ بر بعد انساني‌ آن‌ از يك‌ سو و با توجه‌ به‌هدف‌الهي‌ آن‌ از سوي‌ ديگر، چنين‌ تعريف‌ كرده‌اند: مديريت‌ يعني‌ كاركردن‌ با مردم‌، ميان‌ مردم‌، براي‌ مردم‌ و به‌خاطر خدا.
مديريت‌ آموزشي‌ فرايندي‌ است‌ اجتماعي‌ كه‌ با به‌كارگيري‌ مهارت‌هاي‌ علمي‌،فني‌ و هنري‌، كليه‌ نيروهاي‌ انساني‌ و مادي‌ را سازماندهي‌ و هماهنگ‌ نموده‌ و بافراهم‌ آوردن‌ زمينه‌هاي‌ انگيزش‌ و رشد با تأمين‌ نيازهاي‌ منطقي‌ فردي‌ و گروهي‌معلمان‌، دانش‌آموزان‌ و كاركنان‌ به‌طور صرفه‌جويانه‌ به‌هدف‌هاي‌ تعليم‌ و تربيت‌برسد.
• اهداف‌ اساسي‌ و كلي‌ مديريت‌ آموزشي‌
1) مهم‌ترين‌ هدف‌ مديريت‌ آموزشي‌ رسيدن‌ به‌اهداف‌ كلي‌ تعليم‌ و تربيت‌ است‌.2 ) برقراري‌ هماهنگي‌ بين‌ منابع‌ و فعاليت‌هاي‌ مختلف‌ سازمان‌ آموزشي‌.3 ) اصلاح‌ و بهبود جريان‌ آموزش‌ و پرورش‌.4 ) شناساندن‌ و تفهيم‌ هدف‌هاي‌ تعليم‌ و تربيت‌ به‌معلمان‌ و كاركنان‌ مدرسه‌.5 ) حمايت‌ و تقويت‌ سازمان‌ آموزشي‌ منبع‌ رفع‌ مشكلات‌ معلمان‌.6 ) ايجاد زمينه‌هاي‌ شور و تبادل‌ نظر و به‌وجود آوردن‌ احساس‌ مسئوليت‌ مشترك‌ در سازمان‌ آموزشي‌ (مديريت‌ مشاركتي‌).7 ) برقراري‌، حفظ و گسترش‌ روابط انساني‌ مطلوب‌ و احترام‌ متقابل‌ در مدرسه‌.8 ) فراهم‌ كردن‌ زمينه‌ بروز ابتكار و خلاقيت‌ و رشد اعضاي‌ سازمان‌ آموزشي‌.9 ) تشخيص‌ نيازها و حل‌ مشكلات‌ دانش‌آموزان‌ براي‌ دست‌يابي‌ به‌اهداف‌.10 ) ايجاد زمينه‌ كشف‌ و بروز استعدادهاي‌ دانش‌آموزان‌.
• نتيجه‌گيري‌
رشد و گسترش‌ نظام‌هاي‌ آموزش‌ و پرورش‌، ويژگي‌ بارز عصر ماست‌. پيامد اين‌رشد روزافزون‌، تبديل‌ نظام‌ آموزشي‌ به‌سازماني‌ بزرگ‌ و فراگير است‌ كه‌ با تعدادزيادي‌ دانش‌آموز سر و كار دارد، وظايف‌ متعدد و متنوعي‌ انجام‌ مي‌دهد، معلمان‌ وكاركنان‌ فراواني‌ با دانش‌هاي‌ گوناگون‌ به‌خدمت‌ مي‌گيرد، منابع‌ مالي‌ و مادي‌ عظيمي‌مصرف‌ مي‌كند و اثرات‌ و نتايج‌ دامنه‌داري‌ به‌بار مي‌آورد.
اداره‌ سازمان‌ها با همه‌ وسعت‌ توسط مديران‌ صورت‌ مي‌گيرد و عامل‌ موفقيت‌ و يا شكست‌ هر سازماني‌ بيشتر به‌چگونگي‌ فعاليت‌ مديران‌ مربوط مي‌شود. نقش‌مديران‌ در اداره‌ و موفقيت‌ سازمان‌ باعث‌ به‌وجود آمدن‌ انواع‌ سبك‌هاي‌ مديريت‌ شده‌است‌.
علي‌رغم‌ اشتراك‌ اكثر خصوصيات‌ و ويژگيهاي‌ مديريت‌ و رهبري‌، مي‌توان‌ گفت‌هر سازماني‌ با توجه‌ به‌نوع‌ فعاليت‌، سبك‌ خاص‌ مديريت‌ خود را مي‌طلبد. به‌عبارت‌روشن‌تر، موفقيت‌ سبك‌ يك‌ مدير در يك‌ سازمان‌ نمي‌تواند عامل‌ موفقيت‌ آن‌ سبك‌در سازمانهاي‌ ديگر باشد.
تجربه‌ بزرگ‌ترين‌ سرمايه‌ هر انساني‌ است‌. تجربه‌ را نبايد به‌قيمت‌ هدر دادن‌ وقت‌،نيرو و منابع‌ مادي‌ به‌دست‌ آورد (روش‌ آزمايش‌ و خطا)، بلكه‌ بايد افرادي‌ را كه‌زمينه‌ استعداد اوليه‌ مديريت‌ را دارند شناسايي‌ و انتخاب‌ نمود و به‌آنان‌ آموزش‌هاي‌قبل‌ از خدمت‌ و بدو ورود را ياد داد، سپس‌ با گذراندن‌ مراحل‌ تجربي‌ (تدريس‌،معاونت‌، مديريت‌ مدارس‌ كوچك‌) در اين‌ پست‌ گمارده‌ شوند.با وجود تأثير عوامل‌ نيروي‌ انساني‌ ،منابع‌ مادي‌ و امكانات‌ و فضا در بازدهي‌ وموفقيت‌ يك‌ سازمان‌، چگونگي‌ مديريت‌ و رهبري‌ فرد است‌ كه‌ مي‌تواند باعث‌بهره‌وري‌ بيشتر شود و يا شكست‌ سازمان‌ را به‌همراه‌ داشته‌ باشد. بسيار ديده‌ شده‌است‌ با تغيير مديريت‌، تحول‌ زيادي‌ در بازدهي‌ به‌وجود آمده‌ است‌.

 نويسنده :خليل عبدالهي كارشناس ارشد مديريت آموزشي 
• منابع‌
روح‌ شهباز، كامران‌ (مترجم‌). مديريت‌ زمان‌. تأليف‌ ديويد لوئيس‌. تهران‌: ققنوس‌، 1382.
شعباني‌، طيب‌. مديريت‌ آموزشي‌. تهران‌: آن‌، 1381.
علاقه‌ بند، علي‌. مقدمات‌ مديريت‌ آموزشي‌. تهران‌: بعثت‌، 1371.
ميركمالي‌، سيد محمد. رهبري‌ و مديريت‌ آموزشي‌. تهران‌: نشر يسطرون‌، 1383.
مجله‌ رشد مديريت‌ مدرسه‌، سال‌ سوم‌، شماره‌ 4، دي‌ماه‌ 1383.

پنج راه براي تقويت قواي ذهني

از زماني كه دوره درس و تحصيل تمام مي شود به اين دليل كه مغز كمتر با رقم ها و اطلاعات سر و كار دارد ، به نظر مي رسد كه به تدريج توانايي هاي خود را از دست مي دهد. دكتر رابرت ايستاك مي گويد: " لازم است هر فردي ، به همان شكل كه با فعاليت بدني بر سلامت جسمي خود مي افزايد ، از طريق بكار گرفتن مغز توانايي هاي ذهني خود را نيز افزايش دهد." توانايي هاي ذهني به تدريج ، با سپري شدن عمر تحليل مي روند ؛ زيرا از طريق پاسخگويي به تجربه هاست كه زنده و فعّال مي مانند. اگر فردي از تجربه هاي ذهني متعدد و متنوعي برخوردار باشد ، روابط بين سلولهاي عصبي در مغز او نيز بيشتر خواهد بود ، در حالي كه اگر تجربه هاي ذهني فرد محدود و معدود باشد ، روابط بين سلولي كمتر برقرار شده يا اين كه كاملاً قطع خواهند شد.

توصيه هايي جهت بالا بردن توانايي هاي ذهني

1 – ذهن خود را به كار اندازيد:  حل كردن جدول و معما ، بهترين راه براي گذراندن وقت است. دكتر استاك معتقد است كه در بين ارگانهاي مختلف بدن ، مغز عضوي منحصر به فرد به شمار مي آيد ، زيرا عضوهايي مانند كبد و كليه ها ، در اثر كار كردن زياد و مستمر فرسوده خواهند شد اما مغز ، هر چقدر كه بيشتر فعاليت داشته باشد ، تواناتر و قوي تر مي شود. به كار انداختن مغز و انجام بازي هايي مانند شطرنج بر شناخت و درك بيشتر مغز مي افزايد. از طريق فعاليت هايي كه مغز را به كار مي اندازند ، مي توان به رشد سلول هاي عصبي تازه كمك كرد و با اين وسيله ارتباط بين سلولهاي عصبي در مغز حفظ شده و حتي افزايش خواهد يافت.

2 – از گوش هاي خوداستفاده كنيد:  گوش دادن به موسيقي جريان خون در مغز را افزايش خواهد داد. به همين دليل مخچه نوازندگان موسيقي از افراد ديگر بزرگتر است. خوشبختانه نيازي به استفاده از آلات و ادوات موسيقي نيست بلكه مي توان با گوش دادن به موسيقي ، علاوه بر لذت بردن از آن ، قسمت هايي از مغز را نيز فعال سازيم. توصيه مي شود هنگامي كه به سوي محل كار خود حركت مي كنيد به موسيقي مورد علاقه خود گوش كنيد به اين ترتيب هم به آرامش خواهيد رسيد و هم بر زيركي خود خواهيد افزود.

3 – دست هاي خود را بكار بريد: زماني كه با ماشين تايپ مي كنيد يا اين كه به رانندگي مي پردازيد يا حتي هنگامي كه شام درست مي كنيد ،  دستان شما بطور مداوم فرمان هاي رسيده از مغز را اجرا مي كنند. در حقيقت هيچ بخشي از بدن بيش تر از دستها به مغز نزديك تر نيست. به همين سبب ، هرقدر مهارت هاي سريع انگشتان افزايش يابد ، عملكرد و فعاليت مغز نيز بيشترخواهد شد. متأسفانه در جامعه (دنياي) ما بر مهارت هاي ظريف و دقيق انگشتان و اثر آنها بر مغز تأكيد نمي شود. جراحان از اين توانايي ، برخوردارند ولي افرادي چون وكلا، حسابداران يا مشاوران امور اجتماعي نيازي به مهارت هاي ظريف و دقيق انگشتان دست خود ندارند. براي مقابله كردن با اين شيوه زندگي مي توان به سرگرمي هاي سنتي پرداخت. از جمله قلاب بافي كردن ، خياطي ، ساختن مدل هاي مختلف كه از بخش هاي كوچكي تشكيل شده اند (مانند كشتي ، هواپيما و ...)

4 – به پاهاي خود تكيه كنيد: فعاليت و كار كردن ممكن است بتواند از وزن شما بكاهد اما مي تواند ذهن شما را نيز تواناتر كند. ورزش و تمرين هاي ايستاده سبب تقويت بخش تعادل مغز و مراكز هماهنگ كننده خواهد شد كه همگي به بالا بردن درك و شناخت فردي كمك مي كنند.

دكتر رابرت استاك اظهار مي دارد كه انجام تمرين هايي كه سبب حفظ تعادل بدن ، انعطاف پذيري و نيروي پاها مي شوند از اهميّت زيادي برخوردارند. تمرين پيشنهادي او ورزش سنتي چيني به نام تاي چي است كه به تقويت پاها و حفظ تعادل بدن كمك زيادي مي كند.

5 – گذشته را زنده نگهداريد: يكي از رايج ترين و مهمترين شكايتهايي كه افراد بالاتر از 40 سال ، ابراز مي كنند كم شدن يا حتي فقدان حافظه است. در حالي كه مي توان به سادگي حافظه را تقويت كرد. دكتر استاك معتقد است كه با مرور خاطره هاي خوب گذشته از طريق مشاهده فيلم هاي خانوادگي ، آلبوم هاي عكس و مجله ها مي توان به تقويت حافظه پرداخت. حتي وسايلي كه خاطره انگيزند مانند عطر مورد علاقه مادر، عينك يا خود نويس پدر بزرگ و ... مي توانند به بهتر شدن حافظه كمك كنند. يادگاري ها و يادبودها مي توانند ارتباط هايي را در مغز ايجاد كنند كه به راحتي و با مرور زمان از بين مي روند، بنابراين فعالانه خاطره ها را زنده نگه داريد.

درس تعليم و تربيت کودکان

 

بازيهاي کودکان پيش دبستاني-آموزش هنر به کودکان پيش دبستاني-آموزش رياضي در کودکان پيش دبستاني

آموزشهاي پيش دبستاني ، بازي محورند . به عبارت ديگر ، روش آموزشي، مبتني بر انجام بازيهاي مختلف و فعاليتهاي آزاد است .
تمايل ذاتي کودکان براي به نمايش گذاشتن جنبه هاي دروني خود و شناخت دنياي اطراف ، بازي نام دارد . بازي ، وسيله اي براي درک درون کودک است .
تئوريهاي مختلفي از سوي روانشناسان ، در مورد اهميت بازي کودک ارائه شده است. يکي از اين نظريات ، متعلق به روانکاوي به نام فرويد است .
روانکاوان معتقدند که بازي ، وسيله اي براي کاهش اضطراب کودکان ، حل تعارضات آنها و کاهش آسيبهاي عاطفي آنها مي باشد .
روانشناسان شناختي معتقدند که کودک از طريق بازي ، به خلق دنياي خود مي پردازد ، گاهي نقش بزرگترها را ايفا مي کند و از اين طريق ، رشد شناختي وي تقويت مي گردد .
روانشناسان رشدي، بازي را با جنبه هاي مختلف رشد ، از قبيل تقويت عضلات بدن ارتباط مي دهند .
از نظر روانشناسان اجتماعي ، بازي موجب هماهنگي رفتار کودک با ديگران مي شود و کودک از طريق بازيهاي گروهي ، سازگاري با ديگران را مي آموزد.
در دوره پيش دبستاني ، از طريق بازي ، مي توان شيوه زندگي و همزيستي با ديگران را به کودک آموزش داد .



  بازيهاي آزاد و بازيهاي قاعده دار

بازيهاي کودک در دوره پيش دبستاني ، ابتدا به صورت " Play " مي باشد، يعني قاعده مند نيست . مربي بايد کودک را از سوي بازيهاي آزاد و بي قاعده ، به سمت بازيهاي قاعده مند سوق دهد و از اين طريق ، به شکل گيري مفهوم قاعده و فانون در ذهن کودک کمک نمايد.
مونته سوري که اولين موسس باغ کودکان در ايتاليا بود ، معتقد است که در اواخر دوره پيش دبستاني، بازيهاي بي قاعده و بي هدف بايد به سمت بازيهاي توأم با کار سوق داده شوند (يعني در حدود شش سالگي که ميل به کار در کودک ظاهر مي شود) . بازيهاي توأم با کار، بازيهايي هستند که هدف و نتيجه خاصي دارند . بازيهاي قاعده دار ، فقط داراي قاعده اند و لزوماً هدفمند نيستند .
در بازيهاي توأم با کار ، کودک داراي هدف است و تا زماني که به هدف خود نايل نشود ، کار را رها نمي کند ، اما در بازيهاي ساده ، ممکن است که کودک در حين بازي ، کار را رها کند و به امر ديگري بپردازد . بنابراين ، از طريق بازيها ، بايد ميل به کار را در کودک تقويت نمود .
 



  نقش مربي در بازي

مربي در بازيهاي کودک بايد سه نقش را ايفا کند . اين سه نقش عبارتند از :
1-مشاهده گر باشد .
2-طراح يا سازمان دهنده فضاي بازي و مواد آموزشي لازم باشد .
3-ارزش گذار باشد .
در مواقع عدم دسترسي کودک پيش دبستاني ، به کسي که بتواند از لحاظ رشدي در وي تأثير مهمي بگذارد ، مربي مي تواند به صورت آشکار يا پنهان، اين نقش را ايفا نمايد .
مربي بايد مواد آموزشي و فرصتهاي لازم ، براي بازيهاي خلاق و متفکرانه کودک را فراهم نمايد .
 



  نفش والدين

والدين در محيط خانه ، بايد نقش همبازي کودک را به عهده بگيرند . اين امر موجب نزديکي و ارتباط آنها با کودک و افزايش اعتماد به نفس وي مي شود؛ در ضمن به رشد شناختي و عاطفي کودک بسيار کمک مي کند .
والدين بايد به بازيهاي کودک توجه داشته باشند ، در آن ها شرکت کنند و شرايط لازم را براي بازي آنها فراهم نمايد . آنها بايد بازيهاي خلاق را در اختيار کودک بگذارند و از اين طريق ، موجب افزايش روحبه کنجکاوي و خلاقيت کودک شوند .
در دوره پيش دبستاني ، بايد با توجه به اصل نشاط از طريق بازيها ، زمينه شادي و نشاط در کودک فراهم شود ، و اين امر باعث شادماني در دوران بزرگسالي مي گردد .
 



  آموزش هنر به کودکان پيش دبستاني

در ادامه بحث ، پيرامون ابعاد مختلف برنامه هاي درسي و فعاليت هاي يادگيري آموزش پيش دبستاني ، آموزش هنر به کودکان پيش دبستاني را توضيح مي دهيم .
همه انسانها داراي حس و استعداد زيبايي شناختي هستند . تعليم و تربيت بايد حس زيبايي شناختي افراد را شکوفا کرده و آن را پرورش دهد . يکي از اهداف عمده نظام آموزشي ايران ، پرورش حس زيبايي شناختي کودکان ، در تمام مراحل مي باشد .
 



  حس زيبايي شناختي

منظور از حس زيبايي شناختي ، ايجاد قوه ادراک زيبايي ها در کودکان مي باشد . به عبارت ديگر ، کودک بتواند زيبايي ها را درک و از آن لذت ببرد. زيبايي ها ارتباط مستقيمي با هنر دارند . ادراک زيبايي ، يک جنبه آموزش هنر مي باشد و در امتداد آن ، خلق زيبايي هاست. کودکان در نظام آموزشي، بايد بتوانند آثار زيبا و بديعي خلق کنند تا ديگران هم از آنها لذت ببرند . با توجه به اين مسأله ، هدف عمده تعليم و تربيت ايران ، آموزش هنر در دوره پيش دبستاني است که يکي از ابعاد مهم درسي مي باشد .
روانشناسان شناختي معتقدند هنر بازتاب دانش و تفکر است . جنبه نمادين و سمبليک هنر ، باعث تقويت فکر و رشد شناختي کودکان مي شود. آموزش هنر ، زمينه ساز پيشرفت تحصيلي در مراحل بعدي تعليم و تربيت است.
نظريه روانکاوي بر جنبه عاطفي هنر تأکيد مي کند . روانکاوان معتقدند : هنر از نظر عاطفي، موجب کاهش احساس خشم، نفرت و پرخاشگري در کودک مي شود. خلق آثار هنري ، جنبه تصاعدي دارد و باعث تقويت اعتماد به نفس کودک مي شود .
روانکاوان معتقدند که نقاشي هاي آزاد در دوره پيش دبستاني و مقاطع بالاتر، آينه ناخودآگاه کودک است .
شکل والدين در محيط خانه ، باعث مشکل عاطفي کودک مي گردد و از طريق نقاشي ، مي توان به اين مسأله پي برد .
در دوره پيش دبستاني ، علاوه بر نقاشي، کاردستي نيز اجرا مي شود. کودک پيش دبستاني در کار هنري ، قادر به برش درست مقواها نيست . به همين دليل ، به والدين توصيه مي شود که در درست کردن کاردستي با کودک مشارکت داشته و در پرورش استعدادهاي وي کوشا باشند .
والدين بايد به کودک آزادي و حق انتخاب بدهند و او را به کار خاصي محدود نکنند. مربيان پيش دبستاني بايد با آموزشهاي هنري جديد آشنا بوده و سعي بر تنوع بخشيدن به فعاليتهاي هنري کودک داشته باشند .
والدين با فراهم کردن فرصت ها و کمک به کودک ، در انجام فعاليتهاي هنري، تأثير بسياري بر آموزش هنري وي مي گذارند . هنگامي که کودک در خانه کار هنري انجام مي دهد ، والدين مي توانند در کنار وي بنشينند و به او کمک کنند . اين امر ، موجب امنيت عاطفي کودک مي شود و او بهتر مي تواند کار هنري را انجام دهد .
 

در دوره پيش دبستاني ، هنگام انجام کارهاي هنري ، بايد به کودک فرصت فعاليت خلاق و آزاد داده و از دخالت در کار وي خودداري شود ، زيرا از اين طريق ، کودک از کار هنري لذت مي برد، حس استقلال در وي پرورش مي يابد و اعتماد به نفس پيدا مي کند . ما بايد با توجه به ساختمان رواني و ميزان توانايي هاي کودک ، کارهاي هنري را به او محول کنيم .
روش هاي نمايشي و تئاتر ، در رشد شناختي و اجتماعي کودک تأثير بسياري دارد، زيرا کودک از اين طريق ، روش بيان و ابزار وجود را ياد مي گيرد و اين امر ، موجب پرورش تکلم وي مي شود . کودک ياد مي گيرد که با ديگران ارتباط برقرار کند و اين امر ، سبب پرورش قوه اجتماعي وي مي گردد. يکي از جنبه هاي هنر که بسيار حائز اهميت بوده و جزء اهداف مهم تعليم و تربيت است ، ايجاد حس قدرداني نسبت به کارهاي ديگران در کودک مي باشد. چنانچه آموزشهاي هنري در دوره پيش دبستاني به درستي انجام شود، کودک علاوه بر احراز حس قدرداني ، درک مي کند که يک تجربه واحد در مورد همه افراد نتيجه يکساني ندارد . ممکن است که ما همه کودکان را در معرض يک تجربه واحد هنري قرار بدهيم ، اما نتيجه متفاوتي به دست آوريم و کودکان از اين طريق ، انعطاف پذيري ذهني پيدا مي کنند . افراد از تجربه واحد ، برداشت هاي متفاوتي دارند و آثارشان با يکديگر متفاوت است ، فرد به نظريات ديگران احترام مي گذارد و احساس مي کند که ديگران ، همان تجربه را به طريق ديگر تفسير و استفاده کرده اند و در کل، هنر باعث تقويت تمام ابعاد رشد مي شود .
نظريه شناختي بيان مي کند ، هنر بازتاب دانش و تفکر است . مراکز پيش دبستاني و والدين نقش مهمي در آموزش هنر به کودک دارند و بايد به اين امر ، توجه بسياري داشته باشند .
يادگيري هنر در کودک ، موجب خلق دانش خواهد شد. دستيابي به خلاقيت، يکي از اهداف مهم آموزش و پرورش است و موجب تحقق ساير اهداف مي شود .
پژوهش ها نشان داده اند که استعداد موسيقي افراد در نه سالگي بروز مي کند ؛ البته مي توان زمينه آن را با نوشتن ريتم موسيقي در دوره پيش دبستاني ، به کودک آموزش داد يا حداقل کودک را با حرکات موزون آشنا ساخت ؛ چون اين مسأله زمينه ساز شکوفايي استعداهاي موسيقي در نه سالگي به بعد است .
برخي از آموزشهاي هنري ، در دوره پيش دبستاني انجام نمي شود. کودکان به انجام حرکات موزون و ريتميک علاقمندند و به موسيقي توجه بسياري دارند ، اما اين امر در آموزش هاي هنري به کار گرفته نمي شود .
به طور کلي ، مي توان گفت که نقش مربي در آموزش هنري بسيار مهم است . مربي ابتدا بايد هدف را تعيين کند ، يعني هدف از اجراي يک فعاليت هنري را در دوره پيش دبستاني بداند ؛ اين هدف ، شکوفايي استعدادهاست . مربي بايد مواد آموزشي لازم را تشخيص داده و در دسترس کودکان قرار بدهد .
در مرحله بعد ، مربي بايد فعاليت هاي صورت گرفته را ارزشيابي کند ، براي مثال ، فعاليتهاي هنري در چه سطحي است ؟ آيا اين فعاليت ها قابليت رشد کودک را دارند ؟
در دوره پيش دبستاني ، هنر براي کودک بسيار لذت بخش است و بايد به عنوان يک بُعد بسيار مهم پيش دبستاني بسط و گسترش داده شود .
 



  آموزش رياضي در کودکان پيش دبستاني

منظور از آموزش رياضي در دوره پيش دبستاني ، زمينه سازي تشکيل مفهوم عدد و مقدار ، براي مراحل بعدي تعليم و تربيت ، يعني دبستان است.  



  زمينه ها و جنبه هاي آموزش رياضي عبارتند از :

1-ايجاد توانايي طبقه بندي در کودکان پيش دبستاني : يکسري از اشياء در اختيار کودک قرار داده مي شود و کودک بايد بر اساس يک يا چند بُعد ، آنها را دسته بندي و رديف کند.
2-ايجاد توانايي نظم و ترتيب در کودکان : به بچه ها ياد مي دهيم که اشياء داراي ابعاد مختلفي هستند. براي مثال ، بچه ها بايد آنها را از بزرگ به کوچک يا بالعکس دسته بندي نمايد . نظم و ترتيب دادن به اشياء ، زمينه ساز تشکيل مفهوم عدد و آموزش رياضي در دوره دبستان به شمار مي رود.
پازل ها به توانايي ساختاري کودک کمک مي کنند. هر چيزي که در ذهن کودک با مسائل ارتباط برقرار کند و توانايي ساختاري و ساختماني کودک را افزايش دهد ، به نحوي با منطبق و رياضي او مرتبط است .
 



  طبق نظريه پياژه چهار نوع دانش داريم :

1-دانش اجتماعي که موجب يادگيري مهارتهاي اجتماعي مي شود .
2-دانش فيزيکي : کودک با عمل کردن بر روي اشياء به خصوصيات آنهاپي مي برد .
3-بازنمايي ( ايجاد توانايي مقايسه و اندازه گيري ) : کودک از طريق اين دانش ، اشياء را با هم مقايسه مي کند ؛ البته هنگامي که به کودک پيش دبستاني مي گوييم : " اينها را با هم مقايسه کن ، " بايد از زبان کودک به منظور برقراري ارتباط با وي استفاده نمود . براي مثال ، مي توانيم بگوييم : کدام يک از اينها شبيه به هم مي باشند ؟
 

به منظور ايجاد توانايي مقايسه و اندازه گيري ، روشي بنام " تناظر يک به يک " وجود دارد . در اين روش ، مربي اشکال مختلف را با يکديگر مطابقت مي دهد ؛ البته در نظريه شناختي پياژه ، بازنمايي همان مفهوم تداعي بوده که مي توان از قالب مشابهت استفاده نمود .
براي مثال ، در يک گوشه تصوير ، يک گوسفند نقاشي مي کنيم ، سپس يک عضو آن را در طرف ديگر صفحه قرار مي دهيم و از کودک مي خواهيم، هر عضو را به حيوان يا شيئ مربوطه وصل کند . تصاوير مختلف ، مثل کيف و کتاب را نيز مي توان در اين تصاوير قرار داد تا کودک بتواند قدرت تميز و مقايسه داشته باشد .
ايجاد قوه تناظر ، به پرورش مفهوم عدد و آموزش رياضي در کودکان پيش دبستاني کمک مي کند .
کودک ، سنبلها و علائم قراردادي را از طريق فعاليتهاي خلاق هنري، بازنمايي کرده و بروز مي دهد . به عبارت ديگر ، فعاليتهاي هنري ، نوعي بازنمايي مي باشند . کودک ، انديشه ها و علائق خود را از طريق بازنمايي نشان مي دهد و خلاقيت هنري وي ظهور مي کند .
4-دانش منطق رياضي ( ايجاد توانايي شمردن و انجام عمليات ) . يکي از زمينه هاي تشکيل مفهوم عدد در دوره پيش دبستاني ، شمردن است. منظور از دانش منطق رياضي ، ترکيب منطق با رياضيات است تا کودک بتواند از خود خلاقيت هنري نشان دهد .
در آموزشهاي پيش دبستاني و مقاطع بالاتر ، ابعاد آموزش و رشد از هم جدا نيستند و مي توان چند هدف را در يک فعاليت گنجاند . براي مثال ، در بازيهاي کودکان که با يکديگر توپ را دست به دست مي کنند ، مي توان چند هدف را در يک فعاليت گنجاند و مفهوم عدد و شمردن را به آنها ياد داد.
منظور از انجام عمليات ، کارهايي است که روي مفهوم عدد انجام مي دهد. براي مثال ، با نشان دادن يک يا چند سيب ، مي توان توانايي شمردن، قدرت تميز مفهوم و تشخيص واحد از کثير را در کودک ايجاد کرد . اين امر، زمينه ساز تشکيل مفهوم عدد در مرحله بعد است .
هر يک از موارد مذکور ، به ترتيب اهميت آنها بيان شده و تمام طبقات ، در دانش منطق رياضي جايگاه بسيار مهمي دارند .
شناخت گرايان معتقدند : کودکان دوره پيش دبستاني ، مي توانند بدون هيچ قاعده اي طبقه بندي کنند . براي مثال ، کودک اسباب بازي خود را در يک گوشه قرار مي دهد .
در دوره پيش دبستاني ، مربيان و والدين بايد توانايي ايجاد طبقه بندي قاعده دار را در کودک به وجود آورند .
بايد توجه داشت که حتي مفهوم طبقه بندي که زمينه ساز تشکيل مفهوم عدد در آينده خواهد بود ، داراي پيش نياز مي باشد . مفاهيمي وجود دارند که کودک بايد آنها را درک کند تا به توانايي طبقه بندي دست يابد. مفاهيمي همچون شبيه بودن ، تعلق داشتن به چيزي ، در کنار هم قرار دادن ، پيش نياز مفهوم طبقه بندي به شمار مي آيند .
آموزش رياضي دوره پيش دبستاني ، بهتر است با آموزش هنر همراه باشد تا کودک در آينده از رياضي تنفر نداشته باشد .
به طور کلي ، مي توان گفت که آموزش رياضي ، دوره پيش دبستاني در چند مقوله خلاصه مي شود : طبقه بندي ، نظم و تربيب ، مقايسه و اندازه گيري ، شمردن و انجام عمليات .
در اين دوره ، فعاليتهاي دبستاني به کودک آموزش داده نمي شود . در امر آموزش کودک ، نبايد تعجيلي داشت و بايد به او فرصت رشد طبيعي داده شود.