تبليغاتX
educationalinfo


کلاس داری یا مدیریت کلاس:
یکی از عواملی که امروزه معلمان، مدیران وسیاست گذاران آموزش و پروش به عنوان موضوعی مهم و اساسی بدان توجه دارند، عامل مدیریت کلاس است که از دیرباز به عنوان پیچیده ترین موضوع در بهبود کیفیت آموزش شناخته شده است تشکیل و اداره ی کلاس از وقت گیرترین فعالیت های حرفه ی معلمی تلقی می شود. هنگامی که بیش تر وقت کلاس صرف مشکلات انضباطی شود، به طور عملی زمان کم تری برای تدریس ویادگیری دروس باقی می ماند. بدین جهت کمیسیون یاد دهی ویادگیری نکاتی را که نتیجه مطالعات محققین این امر بوده است بیان می دارد:
مفهوم مدیریت کلاس
مجسم کنید معلمی به کلاس وارد می شود واز دانش آموزان می پرسد جلسه ی قبل تا چه صفحه ای یا موضوعی تدریس صورت گرفت ودانش آموزان پاسخ دهند فلان صفحه، معلم به کنار تابلو می رود ومشغول تدریس می شود. در این صورت، معلم هدفمند نیست زیرا طرح و برنامه ی مشخصی ندارد. حال این پرسش مطرح است که معلم به عنوان یک عنصر هوشمند کلاس درس، اگر فراگیرنده، رسانه، وسایل آموزشی، محتوا، روش ها و... در اختیار قرار گیرند چگونه می تواند به صورت هدفمند برنامه ریزی کند؟ زیرا رمز موفقیت در اداره ی کلاس به برنامه ریزی قبلی ارتباط دارد. برای معلم تنها طرح درس کفایت نمی کند او در کار خود باید به پیشگیری از رویدادهایی بیاندیشد وقبل از ورود به کلاس به بهترین وجه برنامه ریزی نماید. تا در امر رسیدگی به تکالیف سرگردان نباشد. اگر به تعریف مدیریت کلاس که عبارت است: تهیه، تدارک واتخاذ شیوه های لازم برای ایجاد و حفظ محیطی که آموختن وآموزش بتواند در آن اتفاق بیافتد بیاندیشیم، در می یابیم مدیریت کلاس مفهومی وسیع تر از نظم وانضباط دارد که صرفاً ساکت نگه داشتن دانش آموزان در کلاس هیچ ایرادی ندارد، اما نباید حرف اصلی معلم در کلاس تلقی شود. معلمانی در امر مدیریت کلاس موفق هستند که نظم و انضباط را در جایگاه مناسب آن در کل صحنه ی آموزش قرار می دهند مدیریت کلاس همچنین مستلزم آن است که با ایجاد محیط یادگیری مناسب به دانش آموزان یاد بدهیم چگونه رفتار خود را در کلاس اداره کنند. در این راستا کلاس داری مفهومی وسیع تر از نظم و انضباط می یابد. وهدف های آموزشی معلم را نیز در بر می گیرد با اجرای طرح ها وبرنامه های مدیریت کلاس، معلم نه تنها امیدوار است که میدان یادگیری دانش آموزان افزایش یابد بلکه به آنان کمک می کند که متوجه رفتار خود باشند وآن را اصلاح نمایند.
مدیریت در کلاس و ویژگی های معلم
ویژگی های معلم در مدیریت کلاس نقش مهمی دارد. معلم به عنوان فردی رشد یافته باید از توانایی جسمی- عقلی، روانی- عاطفی و اجتماعی برخوردار باشد. منظور از توانایی جسمی- عقلی آن است که یاد دهنده، سالم و با نشاط برای کار مهمی که قرار است انجام دهد آمادگی لازم را به خوبی کسب کرده باشد زیرا معلمی حرفه ای است که انرژی و توان زیادی را می طلبد. یکی دیگر از توانایی های معلم که از رشد آنان و تجربه های پیشین زندگی شان ناشی، می شود، توانایی عاطفی- روانی است. توانایی روانی در واقع میزان رفتارهایی متناسب با سن و موقعیتی است که در آن قرار گرقته است. از نظر روانی معلم فردی بالغ به حساب می آید ورفتارهای او ممکن است الگوی فراگیرندگان قرار گیرد. او به درجه ای از رشد روانی رسیده که می تواند خشم، هیجان ویأس خود را در مقابل دانش آموزان به گونه ای بروز دهد که حاصل این کنش و واکنش سبب رشد آنان به سوی تعالی باشد. سرانجام نوع سوم توانایی معلم که برخاسته از رشد همه جانبه ی اوست، رشد اجتماعی می باشد. انسان به عنوان موجودی که در اجتماع زندگی می کند، دارای ارزش هایی است، این ارزش ها متأثر از فرهنگ جامعه است و انتظار می رود که معلم نماینده ی فرهنگ جامعه خود باشد. مدرسه و کلاس درس نیز هر یک جامعه ای کوچک است که تحت تأثیر نفوذ فرهنگ جامعه قرار دارد ومعلم باید به عنوان الگوی این ارزش های اجتماعی، در مورد درستی و نادرستی، همخوانی و ناهمخوانی آن ها به تبادل نظر بپردازند. در این صورت چند حالت پیش می آید: نخست ارزش هایی وجود دارند که در جامعه هنوز مورد احترم اند و به کار می آیند. دوم ارزش ها یی که دیگر اهمیت خود را از دست داده و تبدیل به نوعی سنت شده اند ونسل جدید آن ها را کم کم پشت سر می گذارد. از جمله ی این ها می توان به اعتقاد داشتن به نحس بودن عدد سیزده اشاره کرد. سوم اینک جامعه ارزش هایی را می پذیرد که در گذشته وجود نداشته اند. مانند فرهنگ ترافیک یا آمد و رفت در خیابان. پس معلم باید بداند که محور همه فعالیت های جامعه در مدرسه ونقطه ی عطف آن کلاس درس است وتحقق هر تحولی در جامعه مرهون همه ی جریان های آموزشی و پرورشی می باشد که در مرکز آن نقش معلم به عنوان عنصر هوشمند یک سیستم مهمی یعنی کلاس درس حیاتی است.
منابع مورد استفاده:
1. مدیریت کلاس براساس دانش آموز محوری ترجمه ی کیانوش هاشمیان.
چاپ دانشگاه الزهرا اول پائیز 81
2.مدیریت کلاس درس. توحید صیامی. رشد تکنولوژی آموزشی 80-79
3. مدیریت کلاس درس. اکبر رضایی. مدیریت در آموزش و پرورش 80-79
4. مدیریت کلاس درس. فاطمه عیوقی. رشد تکنولوژی آموزشی 78-77
5. مدیریت کلاس درس. علی منصوری سمایی. پایگاه اطلاع رسانی اینترنت
6. گروه بهبود و کیفیت بخشی به یاد دهی و یاد گیری اصفهان سال 85-84

+ نوشته شده توسط باقرپور در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 12:27 |
يك شيوه مؤثر براي آرامش بيشتر، آگاهي از اين نكته است كه چگونه فكر منفي و متزلزل مي تواند به سرعت از كنترل خارج شود. آيا تاكنون متوجه شده ايد كه وقتي گرفتار فكرتان هستيد چقدر احساس نگراني مي كنيد؟ و براي برطرف كردن آن، هرچه بيشتر در جزئيات آن فرو رويد، حالتان بدتر مي شود. يك فكر به فكر ديگر منجر مي شود و باز به فكري ديگر، تا اين كه به نقطه اي مي رسيد كه فوق العاده ناراحت مي شويد.

براي مثال، ممكن است در نيمه شب بيدار شويد و به ياد آوريد كه روز بعد بايد به كسي تلفن كنيد. بعد به جاي اين كه از به يادآوري چنين تلفن مهمي احساس آرامش كنيد به فكر تمام چيزهايي مي افتيد كه بايد فردا انجام دهيد. در خاطر خود يك گفتگوي احتمالي با رئيس تان را مرور كرده، خودتان را بيشتر ناراحت مي كنيد. خيلي زود با خود مي انديشيد'' باورم نمي شود كه سرم اين قدر شلوغ است. بايد روزي پنجاه تلفن بزنم. زندگي چه كسي اين طور است؟'' و اين انديشه همين طور ادامه پيدا مي كند تا اين كه دلتان براي خودتان مي سوزد. براي اشخاص بسياري هيچ حدي وجود ندارد كه اين نوع '' تهاجم فكر'' چه مدت مي تواند ادامه پيدا كند. در حقيقت، بسياري مي گويند كه روزها و شب هاي بسياري را در اين نوع مرور ذهني سپري مي كنند. لازم به گفتن نيست كه با سري پر از نگراني ها و ناراحتي ها امكان ندارد بتوانيد احساس آرامش كنيد.

راه حل اين مشكل آن است كه پيش از آن كه افكارتان فرصت داشته باشند گلوله برفي بسازند متوجه شويد كه در سرتان چه اتفاق مي افتد. هر چه زودتر از ساختن اين گلوله برفي ذهني جلوگيري كنيد راحت تر مي توانيد آن را متوقف كنيد. در اينجا، در مثال ما، ممكن است شما درست هنگامي متوجه اين گلوله برفي فكرتان شويد كه مشغول مرور فهرست كارهايي باشيد كه روز بعد بايد انجام دهيد. پس به جاي آن كه فكرتان را با روز بعد مشغول كنيد، به خودتان بگوييد'' آخ، باز دوباره شروع كردم'' و هوشيارانه از رشد آن در نطفه جلوگيري كنيد. شما رشته افكارتان را پيش از آن كه فرصت حركت پيدا كند متوقف مي نماييد. سپس مي توانيد فكرتان را روي رضايت مندي از يادآوري تلفني كه بايد انجام شود متمركز كنيد، نه روي اين نكته كه چه قدر در افكارتان غوطه ور هستيد. اگر نيمه شب است، شماره تلفن را روي تكه اي كاغذ يادداشت كنيد و به خواب برويد. حتي مي توانيد قلم و كاغذي را براي چنين مواقعي كنار تختخوابتان داشته باشيد.

ممكن است واقعاً آدم پركاري باشيد، اما يادتان باشد كه اگر سرخود را با اين افكار كه چقدر گرفتار هستيد پر كنيد تنها خود را وادار مي كنيد كه فشار روحي بيشتري را احساس كرده و مشكل را وخيم تر كنيد. اگر دفعه بعد كه ذهن خود را روي برنامه ها يتان متمركز مي كنيد، اين تمرين ساده را آزمايش كنيد. از ميزان تأثير آن شگفت زده خواهيد شد.

+ نوشته شده توسط باقرپور در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 11:45 |
چگونه يك سخنراني خوب ارائه كنيم
چه در حضور يك نفر و چه در حضور يك جمعيت پنجاه نفره، مي‌توان بر ترس و خجالت ناشي از سخنراني غلبه كرد. سخنراني مهارتي است كه همه مي‌توانند با تمرين، آن را بياموزند.
يك ارتباط چشمي خوب كمك مي‌كند تا مخاطب احساس آرامش بيشتري نمايد و در توانايي‌هايي كلامي شما نيز اعتماد به وجود مي‌آورد.
ارتباط چشمي خود را (پيوسته) حفظ كنيد؛ براي اين كار بايد آنقدر بر متن سخنراني خود تسلط داشته باشيد كه فقط هرازگاهي نياز به نگاه كردن به متن خود پيدا کنيد.
- چند چهره صميمي را، كه به مضمون سخنان شما واكنش نشان مي‌دهند، در بين حضار پيدا كنيد و سخنراني خود را با تمركز بر روي آنان انجام دهيد. در هر نوبت، ارتباط چشمي خود را چهار تا پنج ثانيه حفظ كنيد و سپس به سراغ نفر بعدي برويد.
- صحيح ايستادن نشان دهنده‌ي اعتماد به نفس است. محكم بايستيد. حركات بيش از حد ممكن است حواس شنوندگان را پرت كند. طبيعتا در هنگام ايستادن دستان خود را در كنار بدن قرار مي‌دهيد. براي تاكيد بر روي نكات مهم، از حركاتي استفاده كنيد كه آهسته و دقيق و در عين حال طبيعي باشند.
- به عاداتي كه ممكن است داشته باشيد، توجه كنيد؛ عاداتي مثل دست روي دست انداختن، تكيه دادن به ديوار يا با خودكار به جايي زدن. اين كارها نيز مي‌تواند حواس مخاطبان شما را پرت كند يا به آنها بگويد كه شما (نسبت به موضوع) بي‌علاقه و يا اينكه دستپاچه‌ايد.
- سخنراني خود را در مقابل آينه تمرين كنيد تا نحوه‌ي اجرا و حركات بدن خود را بررسي كرده و در صورت لزوم آنها را تغيير دهيد. شيوه‌هاي متفاوتي را مورد آزمايش قرار دهيد تا در مجموعه حركات و ژست‌هاي خود به آن هماهنگي كه با آن احساس راحتي مي‌كنيد، برسيد و همان را در برابر حضار به كار ببريد.
- وجود صميميت در حالت و حركات چهره‌ كمك مي‌كند تا رابطه‌اي گرم و مثبت با مخاطبان خود به وجود آوريد. خنده‌اي كه شما به چهره داريد به مخاطب مي‌فهماند كه شما هم يك انسان و (در نتيجه) قابل اعتماديد، و بدين ترتيب به آنان اين فرصت را مي‌دهد كه نظرات شما را بپذيرند.
- حالت چهره‌ي شما (در حقيقت) بيانگر حال و هواي سخنان شماست و مخاطبتان را (در سخنراني) درگير مي‌كند.
- انتخاب خوب لباس كمك مي‌كند تا براي مخاطب خود احترام قايل شويد. قبل از حضور در محل سخنراني، نظر ديگران را در رابطه با نحوه انتخاب لباس و نيز تناسب آن با مناسبت مربوطه جويا شويد.
- گاهي آهنگ و لحن كلام اثري به مراتب قوي‌تر از محتواي آن دارد. با تمرين كردن، احساس و انرژي را به صداي خود بيفزاييد....

+ نوشته شده توسط باقرپور در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 11:44 |

چگونه قدرتمند شويم:

((راه هاي كسب قدرت))

 براي همه انسانها دستيابي به قدرت با احساس لذت بخشي همراه است.هيچكس نمي خواهد كه بعنوان فردي ضعيف و ناتوان در جامعه زندگي كند.از سوي ديگر دستيابي به قدرت براي همگان، امري ساده نيست و بعضي ها براي كسب قدرت راه هاي نادرستي را انتخاب مي كنند كه از آنها چهره خشن و نامطلوبي را به تصوير مي كشد.

در طول تاريخ زندگي بشر، هميشه افرادي بوده اند كه دوروبر پادشاهان، امپراطورها، رهبران و ملكه هابه دنبال كسب قدرت بودند. آنها براي اين تكاپو مجبور بودند كه به اربابان خود خدمت كنند، ولي در اين وادي بسياري از آنها مورد غضب ساير اطرافيان قرارگرفته وخطرات شديدي را متحمل مي شدندكه بعضاً به از دست دادن جانشان منتهي مي شد.از اين رو آنها براي دستيابي به قدرت مجبور بودند كه بصورت پنهاني به كوشش خود ادامه دهند.در بازي قدرت حتي افراد بسيار ماهر مجبورند كه خود را در برابر حسادت زيردستان خود محافظت نمايند چون هر لحظه بيم آن مي رفت كه آنها او را از صحنه خارج كنند.

در طول تاريخ افراد موفق دريافته اند كه همه برنامه هاي خود را در امر كسب قدرت »به طور غيرمستقيم« اجرا نمايند و اگر بخواهند ساير حريفان خود را از صحنه كنار بزنند بايد به گفته ناپلئون »دستان آهنين خود را در دستكش هاي مخملي نهاده و شيرين ترين لبخندها را بر لب داشته باشند«آنها با »اغواگري«،»فريبندگي« و روشهاي پنهاني هميشه در چند مسير به پيش مي تاختند. زندگي در صحنه هاي پررقابت »قدرت« فقط يك بازي پايان ناپذير است كه به »تفكر تاكتيكي« و حوصله بسيار نياز دارد.

امروزه هر قدمي را كه براي كسب قدرت برمي داريم، بايستي رنگ و بوي تمدن، آزادي خواهي، عدالت، جامعه پسند و جوانمردانه داشته باشد.

در اين بازي جسورانه اگر طوري عمل نمائيم كه در نظر رقباي ما، كاري ساختگي جلوه نمايد بزودي توسط آنها از صحنه خارج خواهيم شد و دوره اقتدارمان خيلي زود به سرخواهد رسيد.

در صحنه قدرت، افراد موفق كساني هستند كه با القاي باورهايي به ديگران آنها را همسو با اهداف خودشان به حركت وادارند. شما مي توانيد ديگران را بدون آنكه خودشان متوجه شوند به خود وابسته نماييد و اين يكي از رموز موفقيت شما در دنياي كنوني خواهد بود.

بسياري از مردم اظهار مي كنند كه جستجوي راه هايي براي قدرت از تفكرات شيطاني، قديمي و غير متمدن است.ولي اگر با دقت بيشتري به اعمالشان در جامعه توجه نماييد در ميابيد كه خود آنها از ماهرترين افراد براي كسب قدرت در جامعه شما به شمار مي آيند و هم اكنون هم افراد قدرتمندي هستند.

اين افراد ظاهراً اينطور وانمود مي كنند كه در صحنه قدرت، آدمي ضعيف و ناتوان هستند و علاقه اي به اين كار ندارند. ولي اين كار نمايشي بيش نيست و جزو سياستهاي مؤثر است كه بيشتر آنها براي كسب قدرت از آنها بهره مي برند.

بعضي از مردم عقيده دارند كه در جامعه بايستي با همگان صرفنظر از شرايط و قدرتشان بطور يكسان برخورد شود ولي خود اين تفكر نيز يك بازي سياسي بيش نيست چونكه افراد بشر هر كدام نقاط ضعف و قدرت خاص خودشان را دارند كه برخورداري مساوي از امكانات جامعه بدون در نظر گرفتن لياقتهاي آنها كاري غير عادلانه است.

بيشتر افرادي كه اين شعار را در جامعه اشاعه مي دهند، بدشان نمي آيد كه در كسب قدرت از ديگران پيشي بگيرند.دسته اي از افراد جامعه دوست دارند كه با صداقت و درستكاري و رك گويي به زندگي ادامه دهند ولي بايستي گفت كه صداقت و راستگويي آنها ممكن است براي بسياري از همتايان آنها مضر و خطرناك بوده و ممكن است دردسرهاي زيادي برايشان ايجاد نمايد.

بايد بدانيد هر چقدر هم راستگو وصديق باشيد، ديگران فكر مي كنند كه در پشت گفته هايتان حتماً اهدافي نهفته است كه قطعاً به سود خودتان خواهد بود.راستي چرا اينطور است؟

چون در صحنه قدرت افراد بيشماري  بوده اند كه از لغت »صداقت« و »جوانمردي« براي فريب و اغواي ديگران سود برده اند.

آنها براي كسب قدرت، خود را در برابر ديدگاه سايرين، فردي صديق، درستكار و خيرانديش معرفي كرده اند.»تظاهر به صداقت و راستي« خود روشي مرسوم براي دستيابي به قدرت است.

نكته ديگر اينكه ، حتي معصوم ترين افراد جامعه هم به دنبال راهي براي گذران بهتر زندگي خود هستند.حتي كودكان هم از روي غريزه خود به ترفندهايي دست مي زنند كه شرايط زندگي خود را در  خانواده و محيط اطراف خود بهتر نمايند.

لذا باز هم مي گوييم »آنهايي كه خود را در جامعه فردي صديق و مترقي و درستكار معرفي مي كنند، ممكن است بسياري از صفات نيك فوق را نداشته باشند«

حال كه ما در اين دوره زندگي مي كنيم، چاره اي جز اين نداريم كه در ابن بازي قدرت شركت نماييم.

هر فردي در اين جامعه در هر درجه تحصيلي، شغلي و مهارتي كه باشد، بايستي براي گذران زندگي خود و خانواده اش در اين بازي شركت كند و چاره اي جز اين ندارد.

دنياي كنوني، چون بارگاهي است كه همگان در آن به دنبال كسب قدرتي براي خود مي باشند.بي قدرتي و هر آنچه كه سبب اين امر مي شود پديده هايي نفرت انگيز هستند.

بنابراين بجاي قلم فرسايي درباره مضرات قدرت طلبي، بهتر است خودتان طعم قدرت را بچشيد.

مطمئن باشيد در اين دنيا كسي نيست كه به دنبال كسب قدرت نباشد.

هر چقدر بهتر در راه كسب قدرت پيشرفت كنيد، دوستان بهتر، زندگي بهتر، همسر بهتر و شخصيت مقبول تري نصيبتان خواهد شد.

شما مي توانيد كاري كنيد تا ديگران درباره خودشان احساس بهتري داشته باشند و مايه دلخوشي آنها شويد، آنهااز اين طريق به شما وابسته شده و خواهان حضور شما در جمع خود خواهند شد.

حال كه از بازي قدرت نمي توانيد فرار كنيد، بهتر است در اين بازي جزو بهترين ها باشيد.

 

يادگيري (( بازي قدرت))

 

براي آموختن بازي قدرت، بايد با ديد خاصي به جهان اطراف خود بنگريد.قبل از همه بايد احساسات خود را كنترل نماييد.

پاسخ احساسي به شرايط موجود، همچون سدي است كه مانع دست يابي ما به قدرت مي شود. اين حركت اشتباه تاوان بسيار سنگيني دارد كه خيلي بيشتر از لذت روحي آن است.

احساسات سبب تيرگي شعورتان مي شوند و اگر شما نتوانيد شرايط اطراف خود را به وضوح ببينيد، نمي توانيد خود را در برابر آنها نموده و آنها را تحت كنترل خود درآوريد.

»عصبانيت« مخرب ترين پاسخ روحي است، چون از جمله احساساتي است كه بيشتر از احساسات ديگر چشمتان را به روي وقايع مهم زندگي تان مي بندد. اگر عصباني باشيد نمي توانيد شرايط اطراف را تحت كنترل خود درآوريد و ديگر اينكه بهانه اي در دست حريف خود خواهيد داد.

به گفته يكي از بزرگان علم سياست:

»اگر مي خواهيد دشمني را كه به شما آسيب رسانده از دور خارج كنيد، بهتر است به جاي نشان دادن عصبانيت خود به او، با او از در دوستي وارد شويد«

»عشق« و »تاثيرپذيري« نيز از موارد بازدارنده در امر كسب قدرت مي باشند. اين عوامل چشم شما را براي ديدن حقايق كور مي كنند و سبب مي شوند كه بسياري از خطرات از ديد شما دور بمانند.

البته شما قادر نيستيد عاشق نشويد، ولي بايد دقت كنيد كه در وضعيت مناسبي، عشق خود را ابراز نموده و مهمتر از همه اينكه، عشق نبايد اهداف و طرح هاي شما را تحت تاثير قرار دهد.

»كنترل احساسات« به اين معني است كه شما قادر باشيد خود را از اين زمان جدا نموده و به گذشته و آينده بيانديشيد. براي مقابله بهتر با خطرات احتمالي، شما بايد در آن واحد بتوانيد به گذشته و آينده خود بيانديشيد.

هيچ چيزي نبايد شما را غافلگير كند.خوش بيني در بعضي موارد كار ساده لوحان است.هيچ چيزي نبايد شما را غافلگير كند و شما بايد قادر باشيد كه هر واقعه اي را از قبل پيشگويي كنيد.

هر چه افق ديد شما وسيعتر باشد، قدم هاي مفيدتري خواهيد برداشت و به قدرت بيشتري خواهيد رسيد.در نگاه خود به گذشته لازم نيست كه از تلخي و ناكامي هاي خودتان ياد كنيد.اين كار اثر منفي در كار شما خواهد داشت.فراموشي موهبتي است كه مي توانيد به موقع از آن بهره مند شويد و اين ناكامي ها و تلخي ها را به فراموشي بسپاريد.

بايد يدانيم كه هدف اصلي از يادآوري گذشته، آموزش است.ما براي اين به تاريخ مراجعه مي كنيم كه از گذشتگان خود عبرت بگيريم.در بسياري از وقايع تاريخي، درسهاي باارزشي نهفته است.

از اين رو با نگاهي به گذشته مي توانيد با ديد روشنتري به دوروبر و دوستان خود بنگريد.تاريخ گذشتگان دانشگاهي پرارزش است كه درسهاي آن براي طالبان قدرت بسيار حياتي است، چون از تجربيات انسانها سخن مي گويد.

اگر به گذشته خود مي نگريد، با نگاهي به اشتباهات خود اين كار را شروع كنيد. به مواردي فكر كنيد كه بيشتر از همه سبب به عقب انداختن شما شده است.لازم نيست با ديد احساسي به گذشته خود بنگريد.

 

پس از آنكه به اشتباهات قبلي خود پي برديد، بايد به خود بگوئيد:

»من ديگر اين اشتباه را تكرار نخواهم كرد«.

»من ديگر به اين دام نخواهم افتاد«.

 اگر بتوانيد با اين روش خودتان را ارزيابي كنيد، خواهيد آموخت كه چگونه آن عوامل مخرب را از سر راهتان برداريد.اين همان مهارتي است كه در تمام عمر به دنبال آن بوديد.

در صحنه بازي قدرت بايد هنر پيشه خوبي باشيد، بايد بياموزيد كه در شرايط مختلف، ماسكهاي گوناگوني را به چهره بزنيد و كوله باري از ترفندهاي اغوا كننده به همراه داشته باشيد.

در نظر شما نبايد اغواي ديگران امري غير اخلاقي و ناپسند باشد. در تمام روابط بين انسانها، درجات مختلفي از فريبندگي نهفته است و همين خصيصه است كه انسان را از حيوانات متمايز مي كند.در اساطير يونان باستان و ساير مكاتب، هميشه عواملي اغواگر بوده اند كه سبب تغييرات مهمي در سرنوشت يك قوم شده اند.

در اين برهه از زمان افراد مختلف، لغت اغواگري را در پوششي از لغات آبرومندانه تر پنهان مي كنند. آنها از هدايت، خيرانديشي، نيكبختي و نصيحتهاي سودمند به جاي لغت اغواگري استفاده مي كنند ولي بايستي گفت كه در نهايت قصدشان اين است كه ديگران را به راه دلخواه خودشان متمايل كنند و در نهايت به قدرت بيشتري برسند.

در دنياي كنوني، اغواگري و فريبندگي الزاماً به صورت يكي از هنرهاي مؤثر روابط انساني و به عنوان قوي ترين سلاح در بازي قدرت در جوامع انساني مي باشد.

براي مهارت در هنر اغواگري بايد ياد بگيريد كه در هر لحظه چهره اي مناسب را از خود ارائه دهيد، بايد بتوانيد مقاصد خود را تا آنجا كه ممكن است از ديگران پوشيده نگهداريد و ياد بگيريد كه چگونه از ديگران براي پيشبرد اهداف خود بهره ببريد.

شما با بازي با چهره هاي ساختگي خود در صحنه قدرت، با هنرمندانه ترين روش، بازي را به نفع خود خاتمه خواهيد داد ولي براي استفاده از اين سلاح بايد درسهاي خود را به خوبي فرا بگيريد.

چرا كه اگر نتوانيد اين بازي را تا آخر به پيش بريد، خودتان به دام خواهيد افتاد.پس بايد در قدم اول فردي صبور باشيد.

»صبر« شما را از اقدام به كارهاي مخرب محافظت مي كند.

»صبوري« نيز مانند »كنترل احساسات« يك مهارت است كه به خودي خود به آن نمي رسيد و بايستي آن را فرا بگيريد.

به قول پيشينيان »صبر يك عطيه خداوندي براي كساني است كه بجز وقت چيز ديگري ندارند.«

از طرف ديگر، بي صبري سبب مي شود كه شما را انساني ضعيف نشان دهد.

»قدرت« يك نوع بازي است و نمي تواند زياد تكرار شود.در بازي شما نمي توانيد حريفتان را از روي مقصودش بشناسيد، بلكه بايد به تأثير عملكردهاي آن توجه نماييد.

شما بايد اهداف و قدرت حريفانتان را از روي آنچه كه حس مي كنيد و »مي بينيد« ارزيابي كنيد.

 

زندگيئ ددر اين جهان به يك بازي براي قدرت تبديل شده است.حريفتان روبروي شما مي نشيند، هر دوي شما مثل آدمهاي مبادي آداب و متمدن و با فرهنگ برخورد مي كنيد. با يك هدف، بازي خود را آغاز مي كنيد و با آرامش تمام به حريفتان مي نگريد. بايد به چشمانتان بياموزيد كه نتايج هر حركتي از سوي حريفتان را ارزيابي نمايند. نبايستي تحت هيچ شرايطي كنترل خود را از دست دهيد.

نيمي از مهارت شما در بازي قدرت مربوط به كارهايي است كه نبايستي انجام دهيد. براي كسب اين مهارت شما بايد ببينيد كه  »بهاي انجام هر كاري تا چه حد است.«

به قول » نيچه «:

بعضي وقتها، ارزش يك چيز بر اين اساس نيست كه چه چيزهايي را مي توان با آن به دست آورد، بلكه بر آن اساس است كه چه بهايي بايد براي آن بپردازيم.

شما ممكن است به يك هدف ارزشمند برسيد ولي بايد بدانيد كه بهاي آن چقدر است؟

اين موضوع را بايد در همه موارد در مواقعي كه با ديگران همكاري مي كنيد و يا در مواقعي كه به ياري ديگران مي شتابيد در نظر داشته باشيد.

نكته پاياني در بازي قدرت اين است كه شما زمان كوتاهي را در اختيار داريد و انرژي شما نيز محدود است. بهتر است زمان ارزشمند خود و يا قدرت فكري خود را در كارهايي كه مربوط به شما نمي شوند صرف نكنيد، چون بهاي اين كار براي شما گران تمام خواهد شد. 

 درس اول

- روش دستيابي به قدرت

- هرگز از رئيس خود پيشي نگيريد

        ·           هميشه سعي كنيد آنهايي كه در مقام بالاتر از شما هستند، احساس برتري را در خود حس كنند.

        ·            سعي نكنيد كه براي راضي و خشنود كردن آنها بيش از اندازه خود را باهوش و متكبر نشان دهيد، زيرا در اين صورت نتيجه عكس خواهيد گرفت و آنها در مقابل شما احساس ترس و ناامني خواهند كرد.

        ·           سعي كنيد رؤساي شما درخشان تر از آنچه كه هستند، به نظر برسند. با اين روش شما به قله هاي قدرت خواهيد رسيد.

 

روايت اول

در اوايل دهه 1600  ميلادي، گاليله، منجم و رياضيدان ايتاليائي براي پيشرفت در كارش، احتياج به حمايت فرمانروايان عصر خود داشت. بنابراين مانند همه دانشمندان عهد رنسانس، تصميم گرفت كه اختراعات و كشفيات خود را به آنها تقديم كند.

او يك ابزار نظامي را كه خودش اختراع كرده بود، به فرمانرواي گونزاگا ( Gonzaga ) و سپس كتابي را كه در خصوص روش استفاده از آن وسيله نوشته بود به مديسيس ( Medisic ) ديگر فرمانرواي منطقه هديه نمود.

با اين روش گاليله توانست، نظر هر دو فرمانروا را به خود جلب و آنها را خشنود سازد و دانشجويان بيشتري را براي آموزش به گرد خود جمع كند.

با آنكه اختراع گاليله در زمان خود، بسيار ارزشمند بود فرمانرواها به جاي پول نقد، به او هديه هاي

بي ارزش مي دادند كه در شأن اختراع او نبود و گاليله مجبور بود كه تمام عمر به آنها وابسته باشد و زندگي نامطمئني را بگذراند. بنابراين او به فكر راه حل بهتري افتاد.

در سال 1610 ميلادي گاليله، اقمار ستاره ژوپيتر را كشف كرد. او اين بار بجاي اينكه كشفيات خود را بين چند فرمانروا قسمت كند، تصميم گرفت فقط به فرمانروا مدسيس توجه كند.

او مدسيس را به يك دليل انتخاب كرده بود:

بنيانگذار سلسله مديسي »كاسيموي اول« ( Casimo-I ) چهار پسر داشت. يكي از پسران به نام »كاسيموي دوم« پس از مرگ پدر بر تخت سلطنت نشسته و فرمانرواي زمان گاليله بود.

سياره ژوپيتر نيز چهار قمر داشت كه به دور آن مي چرخيدند. گاليله اعلام كرد كه در زمان به سلطنت رسيدن »كاسيموي دوم« ستاره هاي روشني (چهار قمر ژوپيتر) در آسمان پديدار شدند. اين چهار ستاره همان چهار فرزند فرمانروا »كاسيموي اول« هستند كه به دور پدر خود (سياره ژوپيتر) مي چرخند.

ژوپيتر و چهار قمر آن همان خانواده سلطنتي هستند كه فرمانروايي منطقه را به عهده دارند.

او پس از اهداي كشف بزرگ خود به خانواده سلطنتي، يك مهر با نشان ژوپيتر و چهار قمرش كه به زيبائي با شكل يك ابر تزئين شده بودند را به پادشاه »كاسيموي دوم« هديه كرد.

پادشاه نيز گاليله را به مقام فيلسوف رياضيدان رسمي دربار منصوب كرد و حقوق ماهيانه بسيار زيادي برايش مقرر كرد.

براي دانشمندي چون گاليله، اين بهترين راه براي گذران زندگي و رهايي هميشگي از درماندگي و فقر بود.

تفسير

گاليله با يك روش جديد توانست به اهداف بسياري دست يابد.

علت اين موفقيت چه بود؟

پادشاهان و بزرگان دوست دارند، هميشه درخشان تر از ديگران در جامعه جلوه كنند. آنها اهميتي به دانش حقايق علمي و اختراعات جديد نمي دهند، بلكه فقط به نام و نشان و اعتبار خودشان اهميت مي دهند.

گاليله با اين ترفند توانست، اعتبار فرمانروا را تا حد آسمانها بالا ببرد. او بجاي آنكه خود را ناثر و خلاق تر

از فرمانروا جلوه دهد، جاي خود را به فرمانروا داد و با اين حيله هم خود را از كينه و حسد پادشاه در امان نمود و هم به مكنت و راحتي بسيار دست يافت.

كليدهاي قدرت:

در اين دنيا هر كس در هر درجه و مقامي كه باشد، احساس ناامني مي كند. شما با نمايش هوش، مهارت و تجربه خود، حسد، ترس و كينه بسياري از بزرگان را نسبت به خود برمي انگيزيد.

نبايد كاري كنيد بزرگان جامعه، در مقابل شما احساس ناامني و در مقابل قدرت خلاقيت شما احساس حقارت كنند. بلكه بايد فكر كنند، پيشرفت شما به سود آنان خواهد بود.

آنها بايد به اين نتيجه برسند كه حضور شما در كنار آنان سبب امنيت بيشتري مي شود.

يكي از كارهاي اشتباه افراد باهوش و مبتكر اين است كه با نشان دادن هوش و زكاوت خود به رؤساي خودشان، مي خواهند جايگاه خود را در كنار او تثبيت كنند، غافل از اينكه طرف مقابل ممكن است در مقابل آنها احساس حقارت و ناامني كرده و به سرعت جاي آنها را با افراد كم هوش تر و كم خطرتر تعويض ميكند  تا از شرش خلاص شود. 

+ نوشته شده توسط باقرپور در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 17:9 |

اضطراب امتحان

بر خلاف تصور همگان، اضطراب همیشه مخرب نیست . میزان اندكی از اضطراب، تا آن اندازه كه درانجام كارهای متفاوت اختلال ایجاد نكند نه تنها مضر نیست ، بلكه بسیارهم مفید واقع می شود وحتی به رشد و تكامل شخصیت و بهترانجام شدن كارها كمك فراوانی می كند. شاید رمز موفقیت و اكتشافات و اختراعات بشری نیز، احساس نیازی بوده كه در نتیجه همین اضطراب های معقول و اندك به وجود آمده است. ما انسان ها به نوعی درگیراضطراب حاصل از موارد گوناگون زندگی هستیم  كه البته تا حدی طبیعی است. آیا شما می توانید كسی را پیدا كنید كه از هیچ چیز نترسد و اضطراب را در وجود خویش تجربه نكرده باشد؟

منظور از این اضطرابِ اندك همان دلواپسی است كه همگی ما برای انجام هر چه بهتر و سریعتر كارها با مطلوبترین روش و كیفیت در وجود خود احساس می كنیم. چنین دلهره ای عاملی برای حركت، تلاش و پیشرفت و تكامل است. اگر برای انجام كارهایمان اضطراب اندكی احساس نكنیم درست مثل مجسمه ای بی تفاوت، نسبت به تمام امور بی انگیزه رفتار خواهیم كرد. دربُعد تحصیلی ، دانش آموزی كه انگیزه ای برای موفقیت در تحصیل و پیشرفت علمی در خود احساس نكند ، موفقیت و عدم موفقیت در امتحان را امری علی السویه تلقی كرده و علاقه ای به درس و مطالعه نشان نمی دهد . اما اگر از عدم موفقیت احساس اضطراب داشته باشد ، سطح عملكرد و در نهایت موفقیت تحصیلی او افزایش خواهد یافت.علاوه بر ایجاد انگیزه، اضطراب اندك و متعادل، عاملی است تا كارها هر چه سریعتر و با دقت بالاتر انجام شوند. كودكی كه پس از بازگشت از مدرسه به سرعت تكالیف خود را انجام می دهد، از انجام نشدن به موقع آنها، احساس اضطراب می كند. فایده سوم اضطراب متعادل و اندك( پس از دقت، سرعت و ایجاد انگیزه) ایجاد نظم در كارها است. كودكی كه به موقع خود را به مدرسه می رساند و یا در انجام تمرین ها و تكالیف وسواس به خرج می دهد و از امتحانات احساس اضطراب می كند ، از ابتدا نظم و انضباط را در كارهای خود حكمفرما می داند. این نوع اضطراب در روابط بزرگسالان نیز به چشم می خورد. خانم خانه داری كه از رسیدن مهمان ناخوانده اندكی احساس اضطراب كند همیشه منزل خود را مرتب و با پاكیزگی  خاصی، آماده نگاه می دارد.

اگر چه اضطراب متعادل به یادگیری و سرعت آن كمك فراوانی می كند ؛ اما اگر از حد خود خارج شود، به عنوان عاملی برای ایجاد اختلال در فراگیری، مزاحمت ایجاد می كند. به عبارت بسیار ساده، اضطرابِ اندك كمك فراوانی به امر یادگیری نموده، راندمان كار را بالا می برد. اما اگر فرد بیش از حد لزوم مضطرب شود، قدرت یادگیری را از دست می دهد و هرچقدر بخواهد و برای یادگیری تلاش كند، از آن هیچ نمی فهمد. اكثر كودكان هنگام امتحان دچار اضطراب می شوند تا آن حد كه هر چه آموخته اند به فراموشی می سپارند. دراثرچنین اضطراب هایی فشار خون و ضربان قلب فرد بالا می رود و سبب بروز واكنش هایی حتی در جسم می شود. برخی دچار حالت تهوع می شوند و برخی دیگر( كه البته بیشتر در سنین ابتدایی دیده می شود) در اثر شل شدن ماهیچه ها و عضلات دچار دفع غیرارادی ادرار و یا حتی مدفوع می شوند.

اما علت این واكنش های شدید و اضطراب ها، به هنگام آزمون های ارزشیابی تحصیلی چیست؟ و چگونه می توان این حالت تشدید شده را به میزان متعادل و منطقی درآورد تا به جای اثرات تخریبی، از پیامدهای سودمند آن بهره جوئیم به طوری  كه به صورت انگیزه وعاملی برای پیشرفت كودك باشد و آموخته های اورا، عمل  چقدر  بر باد ندهد؟

توجه به نكات زیر ، پاسخی است به این سئوالات :

1 - در حد توان كودك از او انتظار داشته باشیم

: اشتباه اكثر والدین این است كه گمان می كنند فرزند آنها باید از زمره كودكانی باشند كه عملكرد تحصیلی آنها در سطح عالیه قرار دارد. این كمال طلبی سبب می شود والدین درهرمورد انتظاربهترین عملكرد را از كودكان خود داشته باشند. درحالی كه تفاوت های فردی بین انسان ها عملاً واهی بودن این توقعات را به ما نشان می دهد. انسان ها تفاوت های فردی و توانائی ها و استعدادهای متفاوتی دارند و همین خصایص است كه آنها را در علایق، خواسته ها، آرزوها و توانمندی های ذهنی و جسمی از یكدیگر مجزا می كند. غیر معقول است اگر از تمام كودكان انتظار داشته باشیم به گونه ای همسان با یكدیگر كارایی داشته باشند. افراد نه تنها با یكدیگر بلكه در توانائی های خود نیز متفاوت اند. و به زعم روان شناسان ، انسان ها با همدیگر تفاوت های فردی دارند و استعدادهای مختلف آنها هم متفاوت است. به عنوان مثال ممكن است فرزند شما در درس ریاضی كه از جمله دروس فهمیدنی است ضعیف و در دروس حفظی مثل فارسی، تعلیمات اجتماعی و... قدرت فراوانی از خود نشان دهد. بهتر است از كودك به اندازه درك و توان خاص او انتظار داشته باشیم و از اِعمال فشار مفرط بپرهیزیم. توقعات بیش از حد توان و اِعمال فشار برای بهتر بودن سبب می شود آنجا كه بحث ارزشیابی به میان می آید و او مجبور می شود توانائی های خود را نشان دهد، دچار وحشت و اضطراب شدیدی شده، در صورت عدم موفقیت، كارش به یأس و افسردگی بكشد. اِعمال زور و تهدید نه تنها كمكی به بهتر شدن و موفقیت بیشتر نمی كند بلكه با ایجاد اضطراب از شكست و ناكامی، عملكرد كلی و توانائی های بالقوه كودك را نیز از بین می برد!

2 - دوست داشتن كودك نباید مشروط به درس خواندن او باشد:

نیازهرانسان چه كوچك، چه بزرگ، دوست داشتن دیگران و متقابلاً مورد محبت قرار گرفتن است. عشق و محبت به كودك باید بدون شرط باشد و تحت هیچ شرایطی از او دریغ نشود. محبت لازمه رشد روانی كودك است ونباید تابع آموخته های ذهنی او شود. اگر كودك نمره ای را در درسی كه مورد نظر شماست به دست نیاورد ، نباید احساس كند از علاقه شما نسبت به او كاسته شده است . اگر فرزند شما با نمره كمی به منزل آمد مخرب ترین برخورد آن است كه مثلاً بگویید: دیگر دوستت ندارم این هم شد نمره. من بچه تنبل را دوست ندارم! و...

اگر پیامد نمره پایین برای كودك، احساس بی مهری باشد ، از نظرعاطفی دچار ناكامی و حقارت شده و اعتماد به نفس خود را از دست می دهد. آیا بهتر نیست شخصیت كودك را وارد ماجرا نكرده و با عباراتی مثل تنبل و كودن و... وجودش را زیر توهین و تحقیر لگد كوب نكنیم؟

3 - سعی كنیم به جای اعمال فشار بر كودك ، به او در دروسی كه ضعف نشان می دهد كمك كنیم:

مسلماً همراه شدن با كودك و كمك به او در درس ها، این امكان را فراهم می آورد تا كودك نیز با دلگرمی بیشتری بر تنگناهای تحصیلی خود فایق آید و رابطه بهتر و دوستانه تری را با والدین خوداحساس كند. اگر با كودك همراه شویم ، در او انگیزه درس خواندن را ایجاد كرده و به مشكلات ظاهراً غیر قابل مهم او پاسخ داده ایم به این ترتیب او می فهمد آنچه كه در نظرش سخت جلوه می كرده، با مساعدت و یاری اولیاء حل شدنی و قابل درك است. پس نه تنها در تحصیل، درامورغیر از آن نیز می توان به یاری این صمیمی ترین دوستان، امیدوار بود. اما در این بین بد نیست به دو نكته كه بسیار مهم هستند اشاره كنیم . اول این كه باید با روش های تدریس امروزی آشنا باشیم. زیرا شیوه های تدریس، روز به روز درحال پیشرفت و بهبود هستند تا آنجا كه روش های آموزشی و ارزشیابی، از زمان تحصیل ما والدین تا به امروز به كلی دگرگون شده است. پس ابتدا باید به روش تدریس كنونی مسلط شد ، در غیر اینصورت تفاوت در روش تدریس در داخل و خارج از منزل، سبب بروز گیجی و اخلال در نظام فكری كودك می شود . دوم این كه اگر بتوانیم آموزش ها را به صورت بازی ارائه دهیم، بهره فراوان تری به دست می آوریم.

4 - مسائل حسی و هوشی كودك را در نظر داشته باشیم:

گاهی دلیل افت تحصیلی كودك نقصانی است كه در اعضای حسی او وجود دارد مانند اختلال در شنوایی . دانش آموزی كه صحبت های معلم را آن طور كه باید نمی شنود ، چطور بیاموزد و جوابگو باشد؟ یا اگر اختلالی در بینایی كودك ایجاد شد( مثلاً نیاز به عینك و عدم توجه والدین به این كمبود حسی) و كودك نتوانست تخته سیاه را ببیند، چطورانتظار داشته باشیم درس را بیاموزد و توقعات والدین و معلمین را برآورده سازد؟ پس توجه به مشكلات حسی كودكان برای آموختن درس و جلوگیری از ناراحتی های روحی آنان، به خصوص در اضطراب امتحان ضروری است.

5 - میزان آمادگی و تسلط كودك بر مواد امتحانی:

 هر چه كودك در درسی كه باید در آن ، مورد ارزشیابی قرار گیرد تسلط بیشتری داشته باشد ، با اضطراب كمتری مواجه می شود. یكی از عوامل مؤثر در میزان یادگیری كودك، استفاده ی مناسب ، صحیح و اصولی از وسایل كمك آموزشی است . هدف این گونه وسایل آن است كه با استفاده از بازی و به صورت تفریحی، مفاهیم بنیادی را در ذهن كودكان آن چنان حك كند كه هیچ گاه فراموش نشده و برای آموزش های بعدی و مطالب مهم تر در آنها انگیزه و علاقه ایجاد كند.

6 - مشكلات عاطفی كودكان:

گاه اضطراب مفرط كودكان كه به امتحان و زمان ارزشیابی تحصیلی نیز تعمیم پیدا می كند ، ناشی از محیط نامساعد خانوادگی، دعواها و مشاجرات پیاپی بین اعضای خانواده و فامیل است. احساس عدم امنیت حاصل از مشاجرات والدین ( كه حتی گاه ، پدر و مادر طلاق را نیز مطرح می كنند) عامل مهمی برای اضطراب و عدم تمركز حواس در كودكان به حساب می آید. كودك هنگام حضور در محیط آموزشی مدام نگران است كه آیا هنگام مراجعت به منزل ، مادر خود را خواهد دید یا خیر. با چنین مشغولیات ذهنی، امكان فراگیری مطالب به حداقل كاهش می یابد. حال موردی را در نظر بگیریم كه در اثر همین منازعات و مشاجرات، مواد درسی درگذشته نیزآن طور كه باید آموخته نشده اند و كودك تسلط و آشنایی كافی را در ذهن و عمل خود احساس نمی كند. در این صورت فكر می كنید اضطراب كودك چند برابر شود؟

به جز منازعات و مشاجرات ، گرفتاری های خانوادگی( مثل چك برگشت خورده پدر) نیز سبب بروز شرایط ناامن و اضطراب آوری می شود كه بیش از هر كس دیگر برای كودك و احساس امنیت او خطرناك و مضّر است.

7 - مقایسه كودكان با همدیگر:

اگر توانمندی های كودك را نادیده گرفته و كارهای بچه های دیگر را به او گوشزد كنیم، نه تنها هیچ كمكی به بهبود عملكرد او نكرده ایم. بلكه احساس حقارت، خود كم بینی و تنفر و رقابت غیرمنطقی را درفرزندمان نسبت به كودك مورد نظر پدید آورده ایم. این مقایسه ها عاملی است تا كودك احساس كند توانائی های او برای والدین اهمیتی ندارد و اگر بخواهد مورد مهر و محبت و تشویق و حمایت آنها واقع شود باید دیگر توانائی های خود را كنار گذاشته و فقط درتحصیل سرآمد باشد و نمرات عالی دریافت كند. ترس از عدم موفقیت در والدین و تحقیر آنها و از همه بدتر مقایسه او با دیگران و مورد بی مهری قرار گرفتن ، عاملی است تا كودك به شدت از امتحان واهمه داشته باشد. وحتی اگر كاملاً بر مواد امتحانی مسلط باشد نتواند در اثر اضطراب ، آموخته های خود را بروز دهد.

چند توصیه:

-  حتی الامكان سعی كنیم با كودك رابطه ای دوستانه برقرار كنیم و دوست داشتن و محبت به او را با درس خواندن و موفقیت تحصیلی او مرتبط نكنیم.

- تفاوت های فردی و حتی بین فردی را در فرزندمان مد نظر قرار دهیم و به شدت از مقایسه توانائی ها و میزان عملكرد او با دیگران بپرهیزیم.

- هنگام امتحانات، محیطی امن و آرام و به دور از كشاكش ها و منازعات خانوادگی، برای فرزندان فراهم كنیم تا كودك نیز با آرامش خیال به فراگیری دروس خود بپردازد.

- از تمام امكانات خود برای ایجاد انگیزه در فرزندانمان استفاده كنیم. زیرا انگیزه عاملی است كه میزان كارایی افراد را برای انجام هر كاری به چند برابر افزایش می دهد و به یاد داشته باشید كه ترس، اضطراب و افسردگی برانگیزه برای پیشرفت تحصیلی تأثیر منفی دارند.

- عوامل بیرونی ( شرایط زیستی ) و عوامل درونی ( انگیزه ها و علایق) كودك را در نظر بگیریم و هیچ گاه به زور و اِعمال فشار متوسل نشویم.

- قبل از رسیدن زمان امتحانات، به كودك كمك كنیم تا تمام درس ها را مرور كرده و به درستی درك كرده باشد. زیرا یادگیری تمام كتاب در طول یك شب یا چند روزغیرممكن بوده و به جز گیجی و سرگردانی ، سود دیگری نخواهد داشت.

- آموزگاران به این نكته آگاهی داشته باشند  كه رفتار صحیح واصولی آنها می تواند تا حد زیادی از بروزاضطراب امتحان در دانش آموزان بكاهد. تفهیم درست دروس به كودكان و دادن سؤالات بجا و مناسب هنگام ارزشیابی ، از عوامل مهم كاهش این نوع اضطراب به شمار می آیند. به عنوان مثال یكی از اصول اولیه سنجش در آموزش ( به طوركلی و نه فقط برای كودكان) آن است كه سئوالات اولیه از سطح دشواری پائینی برخوردار باشند و به تدریج به میزان سختی سؤالات افزوده شود. اگر آزمایش شونده یا دانش آموزی كه به هر حال هنگام آزمون مضطرب است و دست كم احساس دلهره می كند وارد جلسه امتحانی شده و با دیدن اولین سئوال ( اگر خیلی مشكل باشد) با موقعیتی دشوار حاكی از احساس ناتوانی روبرو شود ، خواه ناخواه تمام دانسته ها و آموخته های خود را به فراموشی خواهد سپرد و درپاسخگویی به باقی سئوالات حتی آنها كه  جزو سئوالات آسان به حساب می آیند، احساس ناتوانی كرده و به اصطلاح آنچه را هم می دانسته از یاد می برد. اما اگر سئوالات اول ، آسان باشد و دانش آموز به راحتی پاسخ دهد ، با اعتماد به نفس و آمادگی بیشتر به باقی پرسش ها جواب خواهد داد.

- اگرما توانایی لازم برای كمك درسی به فرزندانمان را درخود احساس نمی كنیم و تصور می كنیم. كه دانش ، لازمه را برای كمك به مشكلات تحصیلی ( حتی روانی و رفتاری) كودكانمان نداریم، از كمك افراد متخصص بهره مند شویم.

- هدف از آموزش، درس خواندن و امتحان، تربیت كودكان موفق و آماده سازی آنها برای ساختن فردایی روشن وسالم است. با اِعمال فشار بیش از حد، و انتظارات و توقعات فراتر از سطح توانایی كودك، امكان موفقیت را از فرزندانمان نگیریم.

+ نوشته شده توسط باقرپور در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:47 |
 
رویکردهای نوین در اضطراب امتحان :
شیوه های جدید پیشنهادی در مورد اضطراب امتحان بر عکس روشهای قبلی که مستقیما فقط اضطراب را هدف قرار می دادند در اینها طیفی از اضطراب مدنظر قرار میگیرد . خانواده و مسائل آموزشگاهی آموزش مهارتهای تحصیلی می تواند درمان اضطراب باشد بدون آنکه مستقیما به درمان اضطراب بپردازد .
• حدود سن اضطراب 12-10 سال ولی در کودکان قبل از دبستان نیز مشاهده شده اگر والدین احساس آرامش و امنیت به کودکان ندهند اضطراب افزایش می یابد .
• شیوع این اختلال گسترده است پژوهشهای 1988 و ده سال بعد 1998 نیز این موضوع تایید شده است ولی در ایران در مورد شیوع شناسی آن کار چندانی نشده است .
• تعریف اضطراب امتحان : تجربه یک تنش قبل ، هنگام و بعد از امتحان است . تا قبل از امتحان تاکید می شد که فرد را طوری آموزش دهیم که قبل از امتحان آن فعالیتها را افزایش دهد . اخیرا تاکید بر مهارتهایی است که در حین جلسه امتحان از انها استفاده شود .
اگر عملکرد فرد بامیزان توانائی و هوش او مطابقت نداشته باشد اضطراب امتحان وجود دارد .
علائم اضطراب امتحان :
 عدم تمرکز بر سوالات امتحان
 دشواری برای یادگیری در ساعات نزدیک امتحان
 دلهره عجیب و احساس ناتوانی
 افکار شکست و نومیدی
 بیقراری در مواقع امتحان
دستپاچه شدن در امتحان و بروز اشتباهات فاحش
 مطلب را زیاد می خوانند و تکرار می کنند ولی بدلیل اضطراب بخاطر نمی آوردند .
علائم جسمانی :
- تند شدن ضربان قلب
- از روزهای قبل خوابهایی با محتوای شکست ، نمره بد و بد شدن امتحان می بینند . در طول سال تحصیلی اشتغال ذهنی در مورد مردود شدن و نمره نیاوردن دارند .
قابل توجه آن است که در کلاس درس نیز اضطراب دارند بهمین دلیل ممکن است با فوبی اجتماعی همراه شود ، لازم است در مورد فوبی آنها نیز درمان صورت گیرد .

سبب شناسی عوامل فردی :
عامل مهمی که به عنوان افرادی که اضطراب عمومی مطرح می شود ، افرادی که از اضطراب عمومی رنج می برند در مواقع امتحان تبدیل به اضطراب امتحان می شود .
 عزت نفس : مطالعه واکتا 1999 ، با کاهش اضطراب امتحان ، اعتماد به نفس افزایش می یابد .
 هوش : رابین 1999 ، عزت نفس پائین موجب اضطراب می شود .افراد با هوش بالا و با هوش پائین کمتر رنج می برند، افراد با هوش متوسط بیشتر از اضطراب امتحان ، رنج می برند .
 مهارتهای مطالعه : داو در سال 2000 نشان میدهد چنانچه مهارتهای مطالعه آموزش داده شود اضطراب امتحان کاهش می یابد .
عوامل مدرسه ای :
انتظارات نابجای معلمان ، بزرگ جلوه دادن نقش امتحان . چون هر چه فرد به دوره تحصیلی بالاتر می آید اهمیت ارزشیابی افزایش می یابد .
موقعیت و مکان امتحان:
امتحانات نهائی ، مقررات خشک ، برخوردهای شدید ، نوع درس با اضطراب امتحان رابطه دارد . بین دشواری درس و اضطراب امتحان رابطه وجود دارد ، رابطه بین نگرش به یک درس و اضطراب نیز وجود دارد . ( ریاضی ، زبان ،... )
خانواده :
خانواده در شدت بخشیدن به اضطراب نقش مهمی دارد .( روشهای آمرانه ، انتظارات دور از توانائیها و استعدادهای فرد . )تحقیق جالب بولدوگ 1992 ، در مورد اینکه آیا فشار پدر یا مادر بامیزان اضطراب امتحان رابطه دارد . پسرانی که از طرف پدر احساس فشار می کرده اند اضطراب امتحان کمتری نسبت به کسانی از طرف مادر تحت فشار بوده اند، داشته اند .
رابین 1999 معتقد است در اضطراب امتحان به جنبه های فرهنگی توجه شود . نوع فرهنگ در آسیا ، امریکا ، اروپا ، هند تفاوت معنا داری را نشان میدهد . ارزشهای فرهنگی بر تشکیل عزت نفس تاثیر میگذارد و این عزت نفس باعث بروز یا عدم بروز اضطراب امتحان می شود .
1373 سماوات در دانشگاه تبریز ،ترکیبات خون دانشجویان قبل و بعد از امتحان ، را مشاهده کرده است ، این ترکیبات قبل و بعد از امتحان ، متفاوت بوده که می تواند اضطراب امتحان باعث تشدید بیماریهای قلبی شود .
- درمان : که بیشتر در مدارس مورد تاکید است تغییر نگرش معلمان و مسئولان مدارس هدف ارزشیابی دانسته های فرد است نه ندانسته های او بر محیط خانواده و مدرسه امنیت حاکم باشد ، برقراری شرایط رقابت سالم،از دانش آموزان قبل از امتحان اصلی ، امتحانات آزمایشی انجام شود . وقت امتحان متناسب با موضوع باشد .

+ نوشته شده توسط باقرپور در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:43 |

ميزان علاقه به مطالعه ويادگيري دراولين سالهاي زندگي و حتي قبل از ورود به مدرسه به تناسب هوش ، استعداد و شرايط فردي و خانوادگي شکل مي گيرد . خواندن قصه وشعر ، کشيدن نقاشي وانجام هر نوع فعاليت هنري ، اجتماعي ورزش ومهارت هاي فردي در سنين پائين براي کودکان يک نوع آموزش محسوب مي شود . خانواده در برنامه ريزي و ايجاد عللاقه به مطالعه در فرزندان نقش مهمي را ايفا مي کند و شناخت دقيق نسبت به فرزندان و شناسايي نيازهاي اساسي آنها مي توانند کمک موثري بر روند رشد ذهني وتحصيلي آنها داشته باشند.



                                                             



امروزه بسياري از کودکان به دليل شرايط مناسب فرهنگي ، سطح برخورداري از آموزش هاي متناسب با سن و غيره ، تمايل زيادي به مطالعه ويادگيري دارند به گونه اي که عده اي از اين کودکان با توجه به بهره هوشي مناسب ، سريعتر از سايرين به مدرسه راه مي يابند.

اين گونه افراد باهوش تر به مدرسه و فعاليت هاي اجتماعي علاقه بيشتري نشان مي دهند . خانواده و جامعه بايد براي افزايش رشد هوشي و ذهني کودکان در اولين سال هاي زندگي تلاش کنند تا پايه هاي اوليه آموزش در آنها شکل بگيرد و ميزان علاقه کودکان به ياد گيري افزايش يابد .
ميزان علاقه مندي به مطالعه به سالهاي اوليه زندگي کودک و چگونگي برخوردهاي والدين مربوط مي شود و داشتن ذهن و جسمي سالم ، شرط مهم و اساسي در يادگيري است . هر فردي براي مطالعه بهتر و يادگيري اصولي تر بايد شرايط اوليه را مهيا کند .  دلهره ، ترس ، استرس و عصبانيت از جمله آسيب هايي است که ذهن فرد را در هنگام مطالعه مختل مي کند.
انجام هر کاري نياز به آمادگي دارد و آمادگي براي مطالعه و يادگيري نيازمند تمرکز حواس است و در واقع تمرکز حواس رکن اصلي مطالعه و يادگيري است .  لازمه موفقيت و رشد علمي هر فرد داشتن استعداد ، توانايي و تلاش است و خانواده ها هيچ گاه نبايد از فرزندان خود انتظارات و توقعات غير معقول داشته باشند . با اميدوار کردن ، توکل به خدا ، حمايت منطقي انگيزه تحصيل و برنامه ريزي درسي را در فرزندان تقويت کنيد.
با فرزندان خود طوري رفتار کنيد که هميشه تمام مسائل و مشکلاتشان را با شما در ميان بگذارند و سعي کنيد علاقه به مطالعه را از کودکي در آنها ايجاد کنيد . مطالعه اي منجر به يادگيري مي شود که با انگيزه شروع شده باشد و بايد کاري کرد که مطالعه و يادگيري براي فرزندان لذت بخش باشد.
مکان مطالعه بايد محيطي آرام و عاري از هر گونه عوامل برهم زننده تمرکز مانند پوستر ، عکس و غيره باشد . در اتاق مطالعه فقط وجود يک ميز و صندلي و ساعت کفايت مي کند. ميز مطالعه بايد از ميز کامپيوتر جدا باشد . زمان مطالعه هم خيلي اهميت دارد زيرا مطالعه يک امر ذهني است هر وقت که احساس کرديد آمادگي داريد شروع به مطالعه کنيد . به طور معمول صبح هها زمان مناسبي براي مطالعه است زيرا مغز به اندازه کافي استراحت کرده و براي يادگيري دروس تخصصي اين زمان مناسب است .
مدت مطالعه نيز از اهميت ويژه  اي برخوردار است . بهترين مدت مطالعه حدود 45 تا 60 دقيقه و سپس 15 دقيقه استراحت است ولي به طور کلي هر شخص متناسب با توانايي خود ، مي تواند مدت مطالعه را تعيين کند . مدت زمان مطالعه خود را بايد طوري تعيين کنيد که بتوانيد بيشترين ميزان تمرکز حواس و ياد گيري را بدون ايجاد خستگي داشته باشيد . براي يک مطالعه موفق و تنيجه بخش ، بهتر است دروس مشابه پشت سر هم خوانده نشود به طور مثال درس فلسفه و منطق  را هيچگاه پشت سر هم قرار ندهيد بلکه مابين آنها درسي مثل تفسير  يا ادبيات قرار دهيد زيرا مطالعه کردن دروس مشابه باعث تداخل در يادگيري و ايجاد خستگي ذهني مي شود.
براي مطالعه اثر بخش بايد اصولي را رعايت کنيد که يکي از اصل هاي اساسي در مطالعه ، استمرار است يعني بايد سعي کنيد مطالب را به صورت منظم ومستمر و براساس برنامه ريزي در طول سال تحصيل مطالعه کنيد . بهترين شيوه مطالعه اين است که دانشجويا طلبه بعد از باز گشت از دانشگاه ياحوزه  وساعتي استراحت به انجام مطالعه همان روز بپردازد تا يادگيري آنها بعد کلاس درس کامل شود .
داشتن نظم در مطالعه از اصول ديگر است يعني زمان مطالعه ، استراحت ، تفريح و .. طبق برنامه ريزي مشخص شود. در هنگام مطالعه بايد ياداشت برداري کنيد زيرا تحقيقات نشان مي دهد که 80 درصد مطالب يک روز پس از مطالعه از ذهن پاک مي شود و بهتر است براي کيفيت بخشي به مطالعه ، مطالب ياداشت شده را به طور مرتب مرور کنيد . اصل علاقه مندي نيز از اصول مهم و اساسي مطالعه است زيرا انگيزه و علاقه در انجام هر  کار ، فرد را به سوي موفقيت سوق مي دهد و کسي که با عشق و علاقه به مطالعه بپردازد انگيزه و علاقه او منجر به  يادگيري خواهد شد. با انجام مراحل صحيح مطالعه و به کارگيري آنها مطالعه موفقي خواهيد داشت و اين مراحل عبارتند از : پيش خواني ، سئوال کردن ، خواندن ، تفکرکردن ، حفظ کردن ومرور کردن                           





                                             



 در مرحله پيش خواني بايد مطالب درس جديد راقبل از شروع کلاس درس ، پيش خواني کرد که در واقع اين کار باعث آمادگي نسبي مي شود و به هنگام تدريس مطالب را بهتر ياد مي گيريد .
سوال کردن ، استنباط کردن ، تجسم کردن ، علامت گذاري ، حاشيه نويسي ، ربط دادن موضوعات به هم و غيره در بالا بردن قدرت يادگيري به ما کمک مي کند .هر فردي با بهره برداري مناسب از حافظه خود مي تواند ميزان يادگيري را افزايش دهد زيرا ظرفيت يادگيري افراد هميشه ثابت نيست و تمرين وتکرار مطالب يه صورت روزانه باعث دوام يادگيري مي شود.
مهارت خواندن از مهم ترين اصول در يادگيري موفق است  و روش مطالعه صحيح مي تواند ضعف يا فراموشي را از بين ببرد و در واقع تقويت حافظه کوتاه مدت باعث دوام و بايگاني آموخته ها درحافظه بلند مدت مي شود.

ضعف در يادگيري علت هاي مختلفي دارد که دليل اول آن نداشتن هدف ونيزانگيزه  براي يادگيري است . نداشتن هدف و علاقه ، ميل به يادگيري را در شخص از بين مي برد .

نداشتن معلومات پايه اي نيز از دلایل دیگر ضعف یادگیری است  مثلا اکثر طلابی که در پایه های بالای درسی ناموفق هستند بخاطر ضعف در ادبیات عرب است  و حتی این علت ممکن است باعث ناامیدی فرد و از بین رفتن انگیزه شود که خطر بزرگی است
یکی از عوامل موثر در یادگیری حافظه است و یکی از راه های تقویت حافظه ، تقویت تمرکز یعنی جمع آوری قوای حسی نسبت به موضوع مورد مطالعه که می تواند سبب شود تا موضوعات و مطالب سریع تر و عمیق تر در ذهن انسان جای گیرد لذا فضای مطالعه نباید طوری باشد که موجب از بین رفتن تمرکز شود.
+ نوشته شده توسط باقرپور در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:16 |

نكاتي چند درمورد روشهاي صحيح مطالعه

بارها شنيده ايم كه دانش آموز يا دانشجويي مي گويد :

(( ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم ))يا ((آنقدرازاين كتاب خسته شده ام كه قابل گفتن نيست))ويا ((هرچقدرميخوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم))ويا ((ده بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم))به راستي مشكل چيست ؟ آيا براي يادگيري درس واقعا" بايد 10 بار كتاب را خواند ؟ آيا بايد دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟وآيا بايددهها بار درس راتكراركردتا يادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است . اما واقعيت چيزي ديگر است . واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند . يادگيري و مطالعه ، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .

شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:

1- زمان مطالعه را كاهش ميدهد.

2- ميزان يادگيري را افزايش ميدهد .

3-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.

4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.

براي داشتن مطالعه اي فعال وپويانوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرورمطالب،دوباره كتاب رانخوانده ودر زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خودمطالب رامرور كرد .

يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.

شش روش مطالعه :

خواندن بدون نوشتن ،خط كشيدن زيرنكات مهم، حاشيه نويسي  وخلاصه نويسي، كليد برداري خلاقيت و طرح شبكه اي مغز

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .

2- خط كشيدن زير نكات مهم :اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند .

3- حاشيه نويسي :اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.

4- خلاصه نويسي : در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست .

5- كليد برداري :كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين ،بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .

6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا" فراگيري مطالب درسي است .در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب ، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد.

شرايط مطالعه

((بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه ))

شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :

1- آغاز درست :براي موفقيت در مطالعه ،بايد درست آغازكنيد.

2- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت ، داشتن برنامه منظم است .

3- نظم و ترتيب: اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد .

4-حفظ آرامش: آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.

5- استفاده صحيح از وقت :بنيامين فرانكلين، ((آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است .))

6- سلامتي و تندرستي: عقل سالم در بدن سالم است .

7- تغذيه مناسب: تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد.

8- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي شود .

9 – ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است .

10-خواب كافي: خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند.

11 –درك مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند ، يعني مطالب است .